کتاب مدیریت توجه

رهایی از حواس‌پرتی و بازپس‌گیری کنترل زندگی
خلاصه کتاب رایگان

نویسنده:

n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.5

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب مدیریت توجه

کتاب «مدیریت توجه» (Indistractable) دست روی یکی از فراگیرترین و کلافه‌کننده‌ترین بحران‌های انسان در دنیای مدرن می‌گذارد: حواس‌پرتی و از دست دادن تمرکز. بسیاری از ما عادت کرده‌ایم تمام تقصیرها را به گردن فناوری، گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی بیندازیم. اما این کتاب با نگاهی متفاوت و عمیق‌تر به ما نشان می‌دهد که ریشه‌ی اصلی این مشکل در جای دیگری پنهان شده است.

نیر ایال در این اثر ساختارشکن، باورهای رایج درباره‌ی عوامل برهم‌زننده‌ی تمرکز را زیر سؤال می‌برد. او توضیح می‌دهد که هرچند اپلیکیشن‌ها و ابزارهای دیجیتال می‌توانند ما را از انجام کارهای معنادار بازدارند، اما در حقیقت آن‌ها فقط یک نشانه هستند، نه علت اصلی. حواس‌پرتی در واقع تلاشی برای فرار از احساسات ناخوشایند درونی است که اگر مهار نشوند، با هر ابزار دیگری هم راه خود را پیدا می‌کنند.

این کتاب صرفاً به طرح مسئله اکتفا نمی‌کند، بلکه یک چارچوب عملی و چهارمرحله‌ای ارائه می‌دهد تا علت واقعی حواس‌پرتی‌هایمان را کشف کنیم. با خواندن این اثر یاد می‌گیریم که چگونه با ایجاد تغییراتی آگاهانه در طرز فکر و برنامه‌ی روزانه‌مان، در برابر وسوسه‌ها مقاوم شویم، افسار توجه خود را دوباره در دست بگیریم و در نهایت، زندگی هدفمندتر و پربارتری برای خود بسازیم.

مشخصات کتاب مدیریت توجه

Indistractable
How to Control Your Attention and Choose Your Life
2019 میلادی
انگلیسی
ذهن حواس جمع
،
نفوذ ناپذیر
،
انحراف ناپذیر
،
حواست را جمع کن
،
زندگی بدون حواس‌پرتی

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

راهکارهایی برای افزایش تمرکز و به دست گرفتن کنترل زندگی
،
چگونه افسار زندگی تان را به دست بگیرید
،
چگونه حواسمان را جمع کنیم و مسیر زندگی مان را انتخاب کنیم
،
شیوه های رفع حواس پرتی و مدیریت زمان
،
چگونه توجه و حواس خود را کنترل کرده و زندگی‌مان را خودمان مدیریت کنیم
،
چطور کنترل تمرکزت رو به‌دست بیاری؟
،
چگونه ذهنتان را تحت کنترل خود گرفته و از حواس پرتی دوری کنید
،
چگونه با کنترل تمرکز، زندگی بهتری داشته باشیم؟

خلاصه کتاب مدیریت توجه

22 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

8 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

چگونه تمرکز و بهره‌وری خود را پس بگیریم؟ مقدمه‌ای بر مدیریت توجه

تواناییِ حفظ تمرکز، کلید طلاییِ رسیدن به موفقیت‌های شخصی و حرفه‌ای است. اگر مدام حواستان پرت شود، تمام کردن یک کتاب، نوشتن یک طرح کسب‌وکار بی‌نظیر یا حتی لذت بردنِ ساده از وقت‌گذرانی با عزیزان‌تان به کاری سخت و طاقت‌فرسا تبدیل می‌شود.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که تا چشم کار می‌کند پر از عوامل حواس‌پرتی است. حتی وقتی در ساعت‌های کاری نیستیم، باز هم انتظارات و درخواست‌های شغلی ما را رها نمی‌کنند. با نفوذ روزافزون فناوری به خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی‌مان، توجه ما مدام از خواسته‌های واقعی‌مان دزدیده می‌شود. در چنین شرایطی، چطور می‌توانیم تمرکز و بهره‌وری خود را حفظ کنیم؟

نیر ایال، که پیش از این در کتاب پرفروش «قلاب» (Hooked) از رازهای میخکوب‌شدن کاربران پای پلتفرم‌هایی مثل فیس‌بوک و توییتر پرده برداشته بود، حالا با انجام پژوهش‌های گسترده، به دنبال راه‌هایی برای کنترل این حواس‌پرتی‌ها گشته است. او سیستمی برای این کار طراحی کرده که آن را مهارتِ «غیر قابل حواس‌پرتی» بودن می‌نامد؛ مفهومی که در زبان فارسی به «مدیریت توجه» ترجمه شده است.

در این خلاصه بررسی می‌کنیم که چطور می‌توانیم روی این مهارت حیاتی مسلط شویم، با عوامل برهم‌زننده‌ی تمرکز بجنگیم و در نهایت، توجه ارزشمند خود را تنها خرج چیزهایی کنیم که واقعاً در زندگی‌مان اهمیت دارند.

فصل 1
از 8

ریشه‌های پنهان؛ چرا همیشه حواسمان پرت می‌شود؟ز

وقتی می‌پرسیم چرا تا این حد مستعد حواس‌پرتی هستیم، اولین و دم‌دستی‌ترین جواب، فناوری است. احتمالاً شما هم بارها تلاش کرده‌اید لپ‌تاپ یا گوشی هوشمندتان را کنار بگذارید تا بهتر تمرکز کنید؛ اما اگر موفق به این کار شده باشید، حتماً دیده‌اید که صرفاً حذف این دستگاه‌ها مشکل را به‌طور کامل حل نمی‌کند. در چنین مواقعی، مغز ما خیلی زود جایگزین‌های دیگری پیدا می‌کند؛ مثلاً شروع می‌کنیم به خط‌خطی کردن یک تکه کاغذ، شمردن کتاب‌های داخل کتابخانه یا حتی خیره شدن به نقش‌ونگار فرش!

واقعیت این است که مغز انسان در خلق انواع حواس‌پرتی‌ها استاد است. برای درک اینکه در لحظه‌ی پرت شدن حواس دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد، باید با مفهوم «محرک‌ها» آشنا شویم؛ یعنی همان عواملی که ما را به انجام یک کار خاص سوق می‌دهند.

این محرک‌ها دو دسته‌ی اصلی دارند:
نخست، محرک‌های بیرونی که از محیط اطرافمان سرچشمه می‌گیرند (مثل پاپ‌آپ‌های تبلیغاتی که موقع خواندن یک مقاله در یک وب‌سایت روی صفحه ظاهر می‌شوند).
دوم، محرک‌های درونی که ریشه در احساساتی مانند کلافگی، بی‌حوصلگی یا استرس دارند و از درون ما می‌جوشند.

محرک‌ها می‌توانند دو نتیجه‌ی کاملاً متفاوت داشته باشند: یا باعث «جذب» ما می‌شوند و کمک می‌کنند تا اهداف و جاه‌طلبی‌هایمان را دنبال کنیم، یا برعکس، به شکل «حواس‌پرتی» ظاهر شده و ما را از مسیر اصلی‌مان دور می‌کنند.

به همین خاطر است که نمی‌توانیم تمام تقصیرها را به گردن فناوری بیندازیم. حواس‌پرتی همیشه یک ریشه‌ی درونی دارد. در واقع، پرت شدن حواس مکانیسمی برای فرار از چیزهای ناخوشایند است؛ از قاروقور شکم گرفته تا مشکلات زناشویی یا احساس نارضایتی عمیق از شغل. بنابراین، فناوری فقط یک سپر بلاست که ما ناتوانی خود در انجام کارها و فرار از حل مشکلات اساسی‌مان را پشت آن پنهان می‌کنیم.

خبر بد این است که به دلیل مسیر تکاملی و نوع سیم‌کشیِ مغزمان، ما هرگز قرار نیست برای همیشه احساس راحتی و رضایت مطلق داشته باشیم. اجداد ما تنها به این دلیل توانستند زنده بمانند، یاد بگیرند و پیشرفت کنند که هیچ‌وقت از سهم خود راضی نبودند. امروز و پس از گذشت هزاران سال، این میراثِ نارضایتی، خودش را در قالب ویژگی‌هایی مثل بدبینی، نشخوار فکری و دل‌زدگیِ سریع از موقعیت‌های جدید نشان می‌دهد.

همین عادت‌های ذهنی است که ما را در برابر حواس‌پرتی به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند. اما خبر خوب این است که ما محکوم به بردگی در برابر احساسات منفی‌مان نیستیم و می‌توانیم آن‌ها را به‌خوبی مهار کنیم؛ موضوعی که در ادامه‌ی متن راه‌های غلبه بر آن را بررسی خواهیم کرد.

فصل 2
از 8

چگونه با تغییر طرز فکر، محرک‌های درونی را مهار کنیم؟

تصور کنید پشت میزتان نشسته‌اید و با جدیت مشغول کار هستید که ناگهان احساس خستگیِ خفیفی به سراغتان می‌آید. بی‌آنکه متوجه شوید، ده دقیقه‌ی بعد را در حال پرخوری یا چرخیدن بی‌هدف در اینستاگرام می‌گذرانید.

اگر این صحنه برایتان آشناست، نگران نباشید؛ این اتفاقی است که هر روز برای بیشترِ ما رخ می‌دهد. اما خبر خوب این است که برای غلبه بر این محرک‌های درونی راهکارهای مؤثری وجود دارد.

نخستین قدم، تغییر نگاهتان به این محرک‌هاست. اما چطور؟ یکی از بهترین روش‌ها، ثبت و یادداشت کردن آن‌هاست. دفعه‌ی بعد که متوجه شدید تسلیم حواس‌پرتی شده‌اید، فوراً یک قلم و کاغذ بردارید و احساسی را که باعث این اتفاق شد، بنویسید. شاید یک موج ناگهانی از اضطراب به شما هجوم آورده، یا شاید حرف‌های رئیستان شما را عصبانی کرده است. دقیقاً یادداشت کنید که این اتفاقات چه زمانی رخ دادند و در لحظه‌ی رویارویی با آن محرک، چه حسی داشتید. با تکرار منظمِ این کار، مهارت شناسایی محرک‌ها را یاد می‌گیرید و وقتی بتوانید آن‌ها را به‌درستی تشخیص دهید، دوری از آن‌ها بسیار آسان‌تر می‌شود.

جاناتان بریکر (Jonathan Bricker)، که یک روان‌شناس است، در این زمینه یک تکنیک تصویرسازی ذهنیِ ساده اما قدرتمند پیشنهاد می‌دهد: تصور کنید کنار یک رودخانه نشسته‌اید؛ حالا افکار مزاحم خود را شبیه به برگ‌هایی ببینید که روی جریان آب افتاده‌اند و به‌آرامی دور می‌شوند.

راهکار دوم این است که وظایف خود را جذاب‌تر و سرگرم‌کننده‌تر کنید. دلیل اینکه ما مدام به سراغ بازی‌ها و اپلیکیشن‌های گوشی‌مان می‌رویم بسیار ساده است: آن‌ها برای جذاب بودن طراحی شده‌اند. یان بوگوست (Ian Bogost)، متخصص محاسبات تعاملی، توضیح می‌دهد که راز جذابیت بازی‌ها در داشتن یک سیستم فوق‌العاده مؤثر از پاداش‌ها و چالش‌هاست. ما هم می‌توانیم از همین عامل استفاده کنیم. مثلاً چرا سعی نکنیم برای انجام یک کار روزمره و ساده رکورد جدیدی ثبت کنیم؟ یا چرا ارائه‌ی خدمات به مشتریان را با یک روش جدید و خلاقانه پیش نبریم؟

یکی دیگر از تکنیک‌های بسیار کاربردی برای مقابله با وسوسه‌های لحظه‌ای، استفاده از «قانون ده دقیقه» است. آیا تابه‌حال پیش آمده که پشت چراغ قرمز با عجله بخواهید ایمیل‌هایتان را چک کنید و وسط کار چراغ سبز شود؟ یا وسط کار بخواهید نگاهی به فیس‌بوک بیندازید و ناگهان ببینید زمان زیادی گذشته و دیر به جلسه‌تان رسیده‌اید؟ دفعه‌ی بعد که گوشی هوشمند یا توییتر شما را وسوسه کرد، به خودتان بگویید که اجازه‌ی این کار را دارید، اما فقط بعد از گذشت ده دقیقه. به احتمال بسیار زیاد، وقتی آن ده دقیقه تمام شود، آن‌قدر در کار اصلی‌تان غرق شده‌اید که اصلاً متوجه گذر زمان نمی‌شوید و آن حواس‌پرتیِ به‌ظاهر بی‌اهمیت خنثی می‌شود.

در نهایت، باید توانمندی‌های خود را دوباره ارزیابی کنید؛ چراکه باورهایتان تأثیر مستقیمی بر عملکردتان دارند. اگر بدون هیچ دلیل خاصی مدام به خودتان تلقین کنید که در برابر حواس‌پرتی بی‌دفاع هستید و هیچ کنترلی روی رفتارتان ندارید، به احتمال بسیار زیاد در دنیای واقعی هم دقیقاً همان‌طور رفتار خواهید کرد.

ترفند طلایی برای تقویت اعتمادبه‌نفس، تمرینِ شفقت با خود است. هر وقت آن صدای منتقدِ درونی شروع به سرزنش کرد و به شما گفت که فردی تنبل یا حواس‌پرت هستید، سعی کنید دقیقاً با همان لحن مهربانانه‌ای با خودتان حرف بزنید که با یک دوست صمیمی صحبت می‌کنید. این کار به شما یادآوری می‌کند که واقعاً برای غلبه بر حواس‌پرتی قدرت کافی دارید.

فصل 3
از 8

هنر زمان‌بندی؛ ساختن سپری دفاعی برای محافظت از زمان

اگر ندانید دقیقاً قرار است برای چه چیزی تلاش کنید، تشخیص دادن عوامل حواس‌پرتی عملاً غیرممکن خواهد بود. به همین دلیل، داشتن یک برنامه‌ی مشخص، حیاتی‌ترین قدم است.

کلید یک برنامه‌ریزی موفق، استفاده از تکنیک «زمان‌بندی» (Timeboxing) است؛ یعنی اختصاص دادن بلوک‌های زمانی مشخص یا تعیین زمان‌های خالی در برنامه‌ی هفتگی برای تکمیل وظایف معین. البته باید واقع‌بین باشیم؛ این رفتار لزوماً تضمین نمی‌کند که شما قطعاً به اهدافتان می‌رسید، چون همیشه عواملی خارج از کنترل شما وجود دارند. مثلاً اگر شب‌ها موقع خواب احساس خستگی نکنید، احتمالاً نمی‌توانید طبق برنامه‌ی تعیین‌شده بخوابید. یا اگر یک روز صبح بی‌انگیزه باشید، آن روز نمی‌توانید ۵۰۰۰ کلمه از کتابتان را بنویسید. اما تکنیک زمان‌بندی (Timeboxing) یک چارچوب منسجم در زندگی‌تان می‌سازد که احتمال موفقیتتان را تضمین می‌کند. در واقع، اگر کنترل زمان را در دست نگیرید، بعید است بتوانید کارهایی را که برنامه‌ریزی کرده‌اید به سرانجام برسانید.

اما این زمان‌بندی در عمل چگونه اجرا می‌شود؟

شاید عجیب به نظر برسد، اما اولین قدم، برنامه‌ریزی برای کار کردن نیست، بلکه برنامه‌ریزی برای استراحت و داشتنِ زمانِ باکیفیت است. دلیلش کاملاً روشن است: اگر از خودتان مراقبت نکنید، تمام بخش‌های زندگی‌تان از شغل گرفته تا ازدواجتان آسیب خواهد دید. بنابراین، کارهایتان را با اختصاص دادن زمان کافی برای وعده‌های غذایی سالم، خوابِ خوب و سرگرمی‌های شخصی‌تان آغاز کنید.

مرحله‌ی دومِ زمان‌بندی، به روابط شما اختصاص دارد. در این مرحله، باید اساساً برای آن بخش‌هایی از زندگی که صمیمیت و ارتباط را فراهم می‌کنند، وقت بگذارید؛ چیزهایی که در واقع مرکز ثقل زندگی شما هستند. از آنجا که این روابط بسیار ارزشمندند، باید با برنامه‌ریزی، اهمیت آن‌ها را به اطرافیانتان نشان دهید و برای افرادی که دوستشان دارید زمان بگذارید. مثلاً می‌توانید یک قرار ماهانه با شریک زندگی‌تان ترتیب دهید، زمانی را برای دورهمی با دوستان مشخص کنید و روزی یک یا دو ساعت را فقط برای بازی با فرزندانتان خالی نگه دارید.

این سبک از برنامه‌ریزی به‌شدت انگیزه‌بخش است. نیازی نیست برنامه‌هایتان خیلی تجملاتی باشند؛ اما این بدان معنا نیست که نباید برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. از نظر کاری هم می‌توانید صبح‌ها دو ساعت را به کار انفرادیِ متمرکز اختصاص دهید و بعدازظهرها را برای رسیدگی به ایمیل‌ها بگذارید.

در نهایت، این برنامه‌ی زمانی را با همکارانتان به اشتراک بگذارید تا مطمئن شوید در ساعت‌هایی که به تمرکز نیاز دارید، کسی حواستان را پرت نخواهد کرد.

فصل 4
از 8

پاک‌سازی محیط؛ چگونه محرک‌های بیرونی را هک کنیم؟

تا اینجا یاد گرفتیم که چطور با محرک‌های درونی مبارزه کنیم تا بیشترین بهره‌وری را در زندگی روزمره داشته باشیم. اکنون نوبت آن است که ببینیم چگونه می‌توانیم بسیاری از محرک‌های بیرونی را در دنیای اطرافمان مدیریت کنیم. می‌خواهیم درست شبیه برنامه‌نویسانی که یک نرم‌افزار را هک می‌کنند، کدهای حواس‌پرتی را بشکنیم و آن‌ها را به نفع خودمان بازنویسی کنیم.

روش کار به‌طور عجیبی ساده است. در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی، کشورها قوانین سخت‌گیرانه‌ی جدیدی در صنعت هواپیمایی وضع کردند تا از حواس‌پرتی خلبان‌ها، خدمه‌ی کابین و سایر کارکنان در حین برخاستن و فرود (یعنی خطرناک‌ترین مراحل پرواز) جلوگیری شود.

شما هم می‌توانید دقیقاً مشابه این مقررات را در محل کارتان اجرا کنید. همان‌طور که یک پرواز لحظات حساسی دارد، بخش‌هایی از روز کاریِ شما هم از بقیه‌ی ساعات مهم‌ترند. در این زمان‌های کلیدی، باید کاملاً روی کارتان متمرکز باشید و به عبارت دیگر، نباید هیچ‌گونه حواس‌پرتی داشته باشید.

برای اجرای این ایده، می‌توانید با قرار دادن یک نشانه (مثل یک کارت رنگی) روی میز کارتان، وضعیت فعلی خود را برای اطرافیانتان قابل‌مشاهده کنید. به همکارانتان درباره‌ی معنای این نماد توضیح دهید و از آن‌ها بخواهید با رعایت حریم شما، از پرت نشدن حواستان حمایت کنند! نکته‌ی کلیدیِ این روش، مشخص کردنِ وضعیت فعلی‌تان برای دیگران است.

یکی دیگر از منابع رایجِ حواس‌پرتی، ایمیل است. امروزه یک کارمند اداری به‌طور متوسط روزانه حدود ۱۰۰ پیام جداگانه دریافت می‌کند. ایمیل‌ها به‌طور باورنکردنی عادت‌ساز هستند، چراکه چیزی به نام «پاداش‌های متغیر یا شگفت‌انگیز» به ما ارائه می‌دهند. چون هرگز نمی‌دانید چه چیزی در صندوق ورودی شما نشان داده خواهد شد، کنجکاو می‌شوید که تک‌تک آن‌ها را ببینید.

یک راهکار مؤثر برای ترک این عادت، مرتب کردن و دسته‌بندی ایمیل‌ها به دو بخش مجزاست. نویسنده‌ی کتاب روش جالبی برای این کار دارد: او ایمیل‌هایی را که نیاز به پاسخ فوری در همان روز دارند، در پوشه‌ای با علامت «امروز» قرار می‌دهد. ایمیل‌هایی را هم که می‌شود در روزهای دیگر جواب داد، به پوشه‌ی دوم منتقل می‌کند. او هر روز فقط به سراغ پوشه‌ی اول می‌رود و تنها هفته‌ای یک‌بار پوشه‌ی دوم را بررسی می‌کند.

نتیجه‌ی این کار بی‌نظیر است: هر روز ایمیل‌های بسیار کمتری توجه شما را به خود جلب می‌کنند!

فصل 5
از 8

رام کردن ابزارهای دیجیتال؛ از جلسات بی‌حاصل تا فیدهای خبری

ایمیل‌ها تنها عامل دزدیدن تمرکز در محیط کار نیستند. جلسات بیهوده‌ای که به هیچ نتیجه‌ی روشنی نمی‌رسند، در اکثر مواقع زمان و توجه گران‌بهای شما را هدر می‌دهند. خوشبختانه راهِ‌حلی آسان برای این مشکل رایجِ اداری وجود دارد.

خیلی راحت به همکارانتان اطلاع دهید که می‌خواهید این ورودی‌ها را کنترل کنید تا مانع حواس‌پرتی‌تان شوید؛ بنابراین قصد دارید صرفاً زمان خاصی از روز را به تماس‌ها یا جلسات اختصاص دهید. همین اصلِ ساده را می‌توانید برای چت‌های گروهیِ کاری هم پیاده کنید.

در کنار این‌ها، مقالات آنلاین و فیدهای خبری هم به‌اندازه‌ی جلسات و نرم‌افزارهای همکاری تیمی باعث حواس‌پرتی می‌شوند. اگر متوجه شدید که آن‌ها نیز مانعِ رسیدن به اهدافتان هستند، می‌توانید از تجربیات نویسنده استفاده کنید. نیر ایال به‌جای اینکه در ساعات اداری پیگیر آخرین اخبار شود، مقالات جالب را با استفاده از اپلیکیشن پاکت (Pocket) در گوشی‌اش ذخیره می‌کند. او سپس در زمان پیاده‌رویِ روزانه، از عملکردِ تبدیلِ متن به گفتارِ این برنامه استفاده کرده و به آن مقالات گوش می‌دهد. این یک راه بسیار مفید است تا هم تناسب اندامتان را حفظ کنید و هم از حواس‌پرتی جلوگیری کنید!

علاوه بر این مورد، برنامه‌هایی مانند Todobook وجود دارند که فید خبری فیس‌بوکِ شما را با لیستی از کارهای روزانه‌تان جایگزین می‌کنند. در همین حال، برنامه‌ی DF Tube تمام ویدیوهای پیشنهادی و تبلیغات یوتیوب را حذف می‌کند تا به شما کمک کند با دقتِ بیشتری از این سایت استفاده کنید.

نکته‌ی مهم دیگر این است که برای جلوگیری از حواس‌پرتی، ارزشش را دارد که لحظه‌ای برای مرتب کردن گوشی هوشمند و دسکتاپ خود وقت بگذارید. اگر دستگاه‌های شما مملو از صدها برنامه‌ای هستند که به‌ندرت استفاده می‌شوند یا کاملاً بی‌فایده‌اند، وقتِ تمیزکاری فرا رسیده است. از شر هر چیزی که به‌طور منظم از آن استفاده نمی‌کنید خلاص شوید و موارد باقی‌مانده را مجدداً طوری بچینید که دسترسی به موارد ضروری (مانند گوگل‌مپ و خدمات حمل‌ونقل) آسان باشد.

اپلیکیشن‌های هدردهنده‌ی زمان مانند توییتر و فیس‌بوک را در آخرین صفحه‌ی گوشی نگه دارید، یا از آن‌ها فقط در دسکتاپ خود استفاده کنید تا دیرتر شما را وسوسه کنند. در مورد دسکتاپ هم می‌توانید تنظیمات نویسنده را کپی کنید: هر فایلی را (به‌جز فایلی که در حال حاضر روی آن کار می‌کنید) درون پوشه‌ای به نام «همه‌چیز» قرار دهید و در صورت نیاز، برای پیدا کردن آن‌ها از قابلیت جست‌وجو استفاده کنید.

فصل 6
از 8

جادوی پیمان‌بستن؛ چگونه به برنامه‌هایمان وفادار بمانیم؟

ما بارها در طول عمرمان تلاش کرده‌ایم تا از عوامل حواس‌پرتی دوری کنیم؛ اما این نبردی نیست که بتوان یک‌شبه در آن پیروز شد. شما باید هر روز با وسوسه‌ی حواس‌پرتی مبارزه کنید. البته این مبارزه آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد دلهره‌آور نیست و ترفندهای زیادی برای موفقیت در آن وجود دارد.

یکی از بهترین راهکارها برای جلوگیری از حواس‌پرتی این است که خود را به برنامه‌هایتان متعهد کنید. در این مسیر، برنامه‌هایی هم هستند که به کمکتان می‌آیند. برای نمونه، اپلیکیشن SelfControl دسترسی شما را به وب‌سایت‌هایی که تمرکزتان را به‌هم می‌زنند محدود می‌کند و به شما اجازه می‌دهد دوره‌های «استراحت» و کارِ متمرکز ایجاد کنید.

همراهی یک دوست در این مسیر هم می‌تواند تأثیر چشمگیری داشته باشد. حتی اگر دوستی در نزدیکیِ خود ندارید که برای این کار آماده باشد، می‌توانید از پلتفرم‌هایی مانند Focusmate استفاده کنید که شما را با یک نفر دیگر در فضای آنلاین همراه می‌کند.

در گام بعدی، برای عهدشکنی‌هایتان جریمه تعیین کنید. برای مثال، نویسنده‌ی کتاب تصمیم گرفت هر بار که یک جلسه‌ی تمرین باشگاه را از دست می‌دهد، یک اسکناس ۱۰۰ دلاری را بسوزاند. در طول سه سالی که او این جریمه را برای خود در نظر گرفته بود، حتی یک دلار هم سوخت نداد! البته باید توجه داشت که این روش برای هر نوع تعهدی مناسب نیست. اهدافی مانند توقفِ عادت ناخن جویدن را نمی‌توان با تنبیه کردن برطرف کرد؛ زیرا در این موارد نمی‌توانید محرک بیرونی را به‌طور کامل کنترل کنید.

یکی دیگر از ابزارهای بسیار قدرتمند، ایجادِ «تعهد هویتی» است. تصور کنید فردی که در تمام طول زندگی‌اش گوشت‌خوار بوده، حالا تصمیم گرفته به رژیم غذایی گیاهی روی بیاورد. اگر او همچنان خودش را یک گوشت‌خوار معرفی کند، به‌احتمال زیاد دچار وسوسه خواهد شد. در مقابل، اگر او خودش را یک گیاه‌خوار بداند، با تصویری مثبت از خود حرف می‌زند. او دیگر کسی نیست که «نمی‌تواند» گوشت بخورد؛ بلکه او کسی است که ذاتاً گوشت «نمی‌خورد».

تعهد هویتی در واقع متعهد شدن به زندگی بر اساسِ تصویری مثبت از خودِ آینده است. این تعهد بر حواس‌پرتی نیز غلبه می‌کند. اگر خودتان را فردی تصور کنید که حواس‌پرتی هرگز به سراغش نمی‌آید، به احتمال بسیار زیاد این تصویر را به واقعیت تبدیل خواهید کرد.

فصل 7
از 8

فرهنگ سازمانیِ سمی؛ وقتی سیستم، مقصرِ حواس‌پرتی است

برخی از علل حواس‌پرتی شخصی هستند و برخی دیگر کاملاً ساختاری. در این بخش به سراغ عوامل دوم می‌رویم؛ وقت آن رسیده است که در مورد فرهنگ‌های کاریِ ناکارآمد صحبت کنیم.

مشکل را می‌توان این‌طور خلاصه کرد: اگر سازمان‌دهی شرکتی که در آن هستید ناکارآمد باشد، تلاش‌های فردیِ شما برای فرار از بی‌حوصلگی در هر مرحله با مشکل مواجه خواهد شد. یکی از رایج‌ترین نشانه‌های ناکارآمدی در محل کار، زمانی است که وظایف شغلی وارد حریم «اوقات فراغت» کارکنان می‌شود.

در عصر تلفن‌های هوشمند و ارتباطاتِ تقریباً بی‌حدوحصر، شرکت‌های بیشتری از کارکنان خود انتظار دارند که در تمام ساعات شبانه‌روز در دسترس باشند و به ایمیل‌های کاری و سؤالات پاسخ دهند؛ تا جایی که اگر در مقابل انجام این کار مقاومت کنید، ممکن است شغل خود را از دست بدهد. با این حال، مسئله‌ی واقعی تکنولوژی نیست. در این فرهنگ که مدیریت زمان معنایی ندارد، کارمندان بیش‌ازحد تحت‌فشار قرار می‌گیرند و در نهایت حواسشان پرت می‌شود. برای بهبود چنین شرایطی چه کاری می‌توان انجام داد؟

پاسخ این است که بستری برای کارکنان ایجاد کنید تا نگرانی‌های خود را با خیال راحت بیان کنند. اگر کارمندان نتوانند مشکلات خود را به زبان بیاورند، احتمال کمی وجود دارد که بتوانند کنترل بیشتری بر زندگیِ کاری خود اعمال کنند. کلمه‌ی کلیدی در اینجا «امنیت» است. اگر افراد احساس کنند به خاطر ابراز عقایدشان تنبیه خواهند شد، به احتمال زیاد ساکت خواهند ماند.

رهبران و مدیران وظیفه‌ی ویژه‌ای دارند تا این حس امنیت را تقویت کنند. آن‌ها زمانی می‌توانند این کار را انجام دهند که خودشان الگوی ایجاد امنیت باشند، خطاهای خود را بپذیرند و مرتباً از افراد زیردستشان بازخورد بخواهند. این رفتار، یک فضای یادگیری و فرهنگی خلق می‌کند که در آن افراد ریسک می‌کنند، زیرا از شکست ترسی ندارند.

نرم‌افزارهای چت گروهی، ممکن است در نگاه اول مسئولِ پرت کردنِ حواس کارمندان بی‌شماری در سراسر جهان به نظر برسند؛ اما جالب است بدانید که خودِ این شرکت‌های پیام‌رسان، مدل عالی و درخشانی از فرهنگِ محیط کارِ کاربردی ارائه می‌دهند. مثلاً شرکت اسلک (Slack) یک کانال اختصاصیِ بازخورد دارد که به کارمندان اجازه می‌دهد افکار خود را در مورد شرکت به‌راحتی به اشتراک بگذارند. آن‌ها حتی کانالی به نام «#beef-tweets» (توییت‌های اعتراضی) ایجاد کرده‌اند که به کارگران اجازه می‌دهد مقداری از فشار عصبی خود را بر سر مدیریت تخلیه کنند!

مهم‌تر از آن، مدیران به این بازخوردها پاسخ می‌دهند؛ آن‌ها از ایموجی‌های «چشم» استفاده می‌کنند تا نشان دهند شکایتی را دیده‌اند و با ایموجی‌های دیگر اعلام می‌کنند که مشکل را حل کرده‌اند. این یک روش بسیار ساده است، اما تأثیر شگرفی بر ایجاد حس کنترل و ارزشمندی در کارمندان دارد.

فصل 8
از 8

تربیت در عصر دیجیتال؛ چگونه توجه کودکانمان را نجات دهیم؟

بچه‌های امروزی در چه وضعیتی بزرگ می‌شوند؟ معمولاً تصور نوستالژیک این است که در دوران قدیم بچه‌ها در فضای باز با دوستانشان وقت می‌گذراندند، اما اکنون فقط به صفحه‌نمایش‌ها چشم دوخته‌اند؛ درست است؟

خیر، اشتباه است! بیایید از یک دیدگاه متفاوت و کمتر ایدئال به قضیه نگاه کنیم و از خود بپرسیم که چرا آن‌ها تا این حد به دستگاه‌های دیجیتال وابسته هستند.

همان‌طور که ریچارد رایان (Richard Ryan) و ادوارد دسی (Edward Deci)، محققان برجسته‌ی رفتارشناسی نشان می‌دهند، اتکای بیش‌ازحد به محرک‌های تکنولوژیکی، شاخص بسیار خوبی برای نشان دادنِ «سوءتغذیه‌ی روانی» است. کودکان نیز مانند ما، برای شکوفایی به سه چیز نیاز دارند:
۱. استقلال: توانایی تصمیم‌گیری بدون جبر و فشار.
۲. شایستگی: توانایی یادگیری و بهبود عملکرد.
۳. ارتباط: توانایی برقراری ارتباطِ معنادار با دیگران.

متأسفانه، بسیاری از بچه‌ها این چیزها را در زندگی واقعیِ خود ندارند. در مدرسه، قوانینِ خشک آن‌ها را خفه می‌کند. در خانه، بار سنگین انتظارات والدین خود را به دوش می‌کشند و اگر در آزمون‌های استاندارد خوب عمل نکنند، در معرض برچسب شکست قرار می‌گیرند. از همه بدتر اینکه زمان بسیار کمتری را با دوستان خود می‌گذرانند.

پس جای تعجب نیست که آن‌ها به دنیای آنلاین رو بیاورند. این فضا تنها جایی است که آن‌ها می‌توانند آزادانه پرسه بزنند و به‌طور مستقل با دوستان خود تعامل داشته باشند. اگر می‌خواهید فرزندانتان حواس‌پرتی‌های دیجیتالی را کنار بگذارند، باید مطمئن شوید که بستری امن را برای رشد روان‌شناختی آن‌ها فراهم می‌کنید.

اولین کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید آن‌ها زمان زیادی برای بازی کردن در اختیار دارند. مطالعات بی‌شماری نشان می‌دهد که چقدر این امر برای رشد آن‌ها حیاتی است. بهترین کار این است که والدینِ هم‌فکرِ خود را پیدا کنید و فرزندتان را با فرزندان آن‌ها آشنا کنید.

به همان اندازه مهم است که کودکان بدانند چگونه وقت خود را بگذرانند. آن‌ها نیز مانند شما (و حتی بهتر از شما)، توانایی یادگیریِ استفاده از ابزارهای غلبه بر حواس‌پرتی را دارند. می‌توانید با آن‌ها در مورد فناوری و خطرات آن صحبت کنید و از خودشان بپرسید که فکر می‌کنند چقدر باید برای تلفن‌هایشان وقت بگذارند.

همچنین باید از تلاش‌های آن‌ها برای مدیریت محرک‌های خارجی حمایت کنید. در مورد موضوع بحث کنید؛ حتی ممکن است متوجه شوید که گاهی اوقات این شما هستید که آن‌ها را از کارهای مهم منحرف می‌کنید. در نهایت، به آن‌ها کمک کنید تا برای جلوگیری از حواس‌پرتی، تعهدهایی برای خود ایجاد کنند. برای مثال، دخترِ خردسالِ نویسنده‌ی کتاب (نیر ایال)، در پنج‌سالگی یاد گرفت که از تایمر آشپزخانه برای نظارت بر زمان تماشای برنامه‌های نتفلیکس (Netflix) استفاده کند. به‌طرز شگفت‌انگیزی، این راهکار ایده‌ی خود او بود!

چکیده پایانی

پیام کلیدی کتاب مدیریت توجه

عموماً تصور می‌کنیم فناوری مسئول بحران حواس‌پرتیِ فعلیِ ماست؛ اما منتقدان معتقدند که تکنولوژی، قرار نیست مغز ما را به زامبی تبدیل کند. اگر واقعاً می‌خواهید حواس‌پرتی را درک کنید، باید عمیق‌تر کاوش کنید و در مورد روان‌شناسیِ حواس‌پرتی در درون خودتان مطالعه کنید. وقتی فهمیدید حواس‌پرتی دقیقاً چه فرایندی در ذهن شما دارد، تازه شروع می‌کنید به مقابله با چیزهایی که شما را از مسیر خارج می‌کنند.

فرقی نمی‌کند که تصمیم بگیرید دسکتاپ کامپیوتر خود را مرتب کنید، فیس‌بوکِ خود را ترک کنید، یا برای مدیریت زمان به خودتان تعهد بدهید؛ با دقت به توصیه‌های گفته‌شده در کتاب «مدیریت توجه»، می‌توانید کنترل ذهن خود را به دست بگیرید و میزان حواس‌پرتی‌تان را به‌شدت کاهش دهید.

توصیه‌ی عملی: حواس‌پرتی را فقط ده دقیقه به تعویق بیندازید.

آیا تا به حال پیش آمده که پشت چراغ قرمز با عجله مشغول چک کردن ایمیل‌هایتان شوید و درست وسط نوشتن جواب، چراغ سبز شود؟ یا شاید در یک وقت استراحت کوتاه، خواسته‌اید فقط نگاهی سرسری به فیس‌بوک بیندازید، اما ناگهان به خودتان آمده‌اید و دیده‌اید که زمان زیادی گذشته و برای جلسه‌تان دیر شده است؟ برای اینکه تمرکز و بهره‌وری بالاتری داشته باشید، باید فکری به حال همین حواس‌پرتی‌های به‌ظاهر بی‌اهمیت بکنید.

درست در چنین مواقعی است که پای «قانون ده دقیقه» به میان می‌آید. دفعه‌ی بعد که توئیتر یا تلفن هوشمندتان شما را وسوسه کرد، به خودتان بگویید که اجازه‌ی تسلیم شدن در برابر این وسوسه را دارید، اما فقط بعد از گذشت ده دقیقه. به احتمال خیلی زیاد، وقتی این ده دقیقه به پایان برسد، چنان در کارتان غرق شده‌اید که اصلاً متوجه گذر زمان هم نمی‌شوید.

مقدمه

چگونه تمرکز و بهره‌وری خود را پس بگیریم؟ مقدمه‌ای بر مدیریت توجه

تواناییِ حفظ تمرکز، کلید طلاییِ رسیدن به موفقیت‌های شخصی و حرفه‌ای است. اگر مدام حواستان پرت شود، تمام کردن یک کتاب، نوشتن یک طرح کسب‌وکار بی‌نظیر یا حتی لذت بردنِ ساده از وقت‌گذرانی با عزیزان‌تان به کاری سخت و طاقت‌فرسا تبدیل می‌شود.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که تا چشم کار می‌کند پر از عوامل حواس‌پرتی است. حتی وقتی در ساعت‌های کاری نیستیم، باز هم انتظارات و درخواست‌های شغلی ما را رها نمی‌کنند. با نفوذ روزافزون فناوری به خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی‌مان، توجه ما مدام از خواسته‌های واقعی‌مان دزدیده می‌شود. در چنین شرایطی، چطور می‌توانیم تمرکز و بهره‌وری خود را حفظ کنیم؟

نیر ایال، که پیش از این در کتاب پرفروش «قلاب» (Hooked) از رازهای میخکوب‌شدن کاربران پای پلتفرم‌هایی مثل فیس‌بوک و توییتر پرده برداشته بود، حالا با انجام پژوهش‌های گسترده، به دنبال راه‌هایی برای کنترل این حواس‌پرتی‌ها گشته است. او سیستمی برای این کار طراحی کرده که آن را مهارتِ «غیر قابل حواس‌پرتی» بودن می‌نامد؛ مفهومی که در زبان فارسی به «مدیریت توجه» ترجمه شده است.

در این خلاصه بررسی می‌کنیم که چطور می‌توانیم روی این مهارت حیاتی مسلط شویم، با عوامل برهم‌زننده‌ی تمرکز بجنگیم و در نهایت، توجه ارزشمند خود را تنها خرج چیزهایی کنیم که واقعاً در زندگی‌مان اهمیت دارند.

فصل 1
از 8

ریشه‌های پنهان؛ چرا همیشه حواسمان پرت می‌شود؟ز

وقتی می‌پرسیم چرا تا این حد مستعد حواس‌پرتی هستیم، اولین و دم‌دستی‌ترین جواب، فناوری است. احتمالاً شما هم بارها تلاش کرده‌اید لپ‌تاپ یا گوشی هوشمندتان را کنار بگذارید تا بهتر تمرکز کنید؛ اما اگر موفق به این کار شده باشید، حتماً دیده‌اید که صرفاً حذف این دستگاه‌ها مشکل را به‌طور کامل حل نمی‌کند. در چنین مواقعی، مغز ما خیلی زود جایگزین‌های دیگری پیدا می‌کند؛ مثلاً شروع می‌کنیم به خط‌خطی کردن یک تکه کاغذ، شمردن کتاب‌های داخل کتابخانه یا حتی خیره شدن به نقش‌ونگار فرش!

واقعیت این است که مغز انسان در خلق انواع حواس‌پرتی‌ها استاد است. برای درک اینکه در لحظه‌ی پرت شدن حواس دقیقاً چه اتفاقی می‌افتد، باید با مفهوم «محرک‌ها» آشنا شویم؛ یعنی همان عواملی که ما را به انجام یک کار خاص سوق می‌دهند.

این محرک‌ها دو دسته‌ی اصلی دارند:
نخست، محرک‌های بیرونی که از محیط اطرافمان سرچشمه می‌گیرند (مثل پاپ‌آپ‌های تبلیغاتی که موقع خواندن یک مقاله در یک وب‌سایت روی صفحه ظاهر می‌شوند).
دوم، محرک‌های درونی که ریشه در احساساتی مانند کلافگی، بی‌حوصلگی یا استرس دارند و از درون ما می‌جوشند.

محرک‌ها می‌توانند دو نتیجه‌ی کاملاً متفاوت داشته باشند: یا باعث «جذب» ما می‌شوند و کمک می‌کنند تا اهداف و جاه‌طلبی‌هایمان را دنبال کنیم، یا برعکس، به شکل «حواس‌پرتی» ظاهر شده و ما را از مسیر اصلی‌مان دور می‌کنند.

به همین خاطر است که نمی‌توانیم تمام تقصیرها را به گردن فناوری بیندازیم. حواس‌پرتی همیشه یک ریشه‌ی درونی دارد. در واقع، پرت شدن حواس مکانیسمی برای فرار از چیزهای ناخوشایند است؛ از قاروقور شکم گرفته تا مشکلات زناشویی یا احساس نارضایتی عمیق از شغل. بنابراین، فناوری فقط یک سپر بلاست که ما ناتوانی خود در انجام کارها و فرار از حل مشکلات اساسی‌مان را پشت آن پنهان می‌کنیم.

خبر بد این است که به دلیل مسیر تکاملی و نوع سیم‌کشیِ مغزمان، ما هرگز قرار نیست برای همیشه احساس راحتی و رضایت مطلق داشته باشیم. اجداد ما تنها به این دلیل توانستند زنده بمانند، یاد بگیرند و پیشرفت کنند که هیچ‌وقت از سهم خود راضی نبودند. امروز و پس از گذشت هزاران سال، این میراثِ نارضایتی، خودش را در قالب ویژگی‌هایی مثل بدبینی، نشخوار فکری و دل‌زدگیِ سریع از موقعیت‌های جدید نشان می‌دهد.

همین عادت‌های ذهنی است که ما را در برابر حواس‌پرتی به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند. اما خبر خوب این است که ما محکوم به بردگی در برابر احساسات منفی‌مان نیستیم و می‌توانیم آن‌ها را به‌خوبی مهار کنیم؛ موضوعی که در ادامه‌ی متن راه‌های غلبه بر آن را بررسی خواهیم کرد.

فصل 2
از 8

چگونه با تغییر طرز فکر، محرک‌های درونی را مهار کنیم؟

تصور کنید پشت میزتان نشسته‌اید و با جدیت مشغول کار هستید که ناگهان احساس خستگیِ خفیفی به سراغتان می‌آید. بی‌آنکه متوجه شوید، ده دقیقه‌ی بعد را در حال پرخوری یا چرخیدن بی‌هدف در اینستاگرام می‌گذرانید.

اگر این صحنه برایتان آشناست، نگران نباشید؛ این اتفاقی است که هر روز برای بیشترِ ما رخ می‌دهد. اما خبر خوب این است که برای غلبه بر این محرک‌های درونی راهکارهای مؤثری وجود دارد.

نخستین قدم، تغییر نگاهتان به این محرک‌هاست. اما چطور؟ یکی از بهترین روش‌ها، ثبت و یادداشت کردن آن‌هاست. دفعه‌ی بعد که متوجه شدید تسلیم حواس‌پرتی شده‌اید، فوراً یک قلم و کاغذ بردارید و احساسی را که باعث این اتفاق شد، بنویسید. شاید یک موج ناگهانی از اضطراب به شما هجوم آورده، یا شاید حرف‌های رئیستان شما را عصبانی کرده است. دقیقاً یادداشت کنید که این اتفاقات چه زمانی رخ دادند و در لحظه‌ی رویارویی با آن محرک، چه حسی داشتید. با تکرار منظمِ این کار، مهارت شناسایی محرک‌ها را یاد می‌گیرید و وقتی بتوانید آن‌ها را به‌درستی تشخیص دهید، دوری از آن‌ها بسیار آسان‌تر می‌شود.

جاناتان بریکر (Jonathan Bricker)، که یک روان‌شناس است، در این زمینه یک تکنیک تصویرسازی ذهنیِ ساده اما قدرتمند پیشنهاد می‌دهد: تصور کنید کنار یک رودخانه نشسته‌اید؛ حالا افکار مزاحم خود را شبیه به برگ‌هایی ببینید که روی جریان آب افتاده‌اند و به‌آرامی دور می‌شوند.

راهکار دوم این است که وظایف خود را جذاب‌تر و سرگرم‌کننده‌تر کنید. دلیل اینکه ما مدام به سراغ بازی‌ها و اپلیکیشن‌های گوشی‌مان می‌رویم بسیار ساده است: آن‌ها برای جذاب بودن طراحی شده‌اند. یان بوگوست (Ian Bogost)، متخصص محاسبات تعاملی، توضیح می‌دهد که راز جذابیت بازی‌ها در داشتن یک سیستم فوق‌العاده مؤثر از پاداش‌ها و چالش‌هاست. ما هم می‌توانیم از همین عامل استفاده کنیم. مثلاً چرا سعی نکنیم برای انجام یک کار روزمره و ساده رکورد جدیدی ثبت کنیم؟ یا چرا ارائه‌ی خدمات به مشتریان را با یک روش جدید و خلاقانه پیش نبریم؟

یکی دیگر از تکنیک‌های بسیار کاربردی برای مقابله با وسوسه‌های لحظه‌ای، استفاده از «قانون ده دقیقه» است. آیا تابه‌حال پیش آمده که پشت چراغ قرمز با عجله بخواهید ایمیل‌هایتان را چک کنید و وسط کار چراغ سبز شود؟ یا وسط کار بخواهید نگاهی به فیس‌بوک بیندازید و ناگهان ببینید زمان زیادی گذشته و دیر به جلسه‌تان رسیده‌اید؟ دفعه‌ی بعد که گوشی هوشمند یا توییتر شما را وسوسه کرد، به خودتان بگویید که اجازه‌ی این کار را دارید، اما فقط بعد از گذشت ده دقیقه. به احتمال بسیار زیاد، وقتی آن ده دقیقه تمام شود، آن‌قدر در کار اصلی‌تان غرق شده‌اید که اصلاً متوجه گذر زمان نمی‌شوید و آن حواس‌پرتیِ به‌ظاهر بی‌اهمیت خنثی می‌شود.

در نهایت، باید توانمندی‌های خود را دوباره ارزیابی کنید؛ چراکه باورهایتان تأثیر مستقیمی بر عملکردتان دارند. اگر بدون هیچ دلیل خاصی مدام به خودتان تلقین کنید که در برابر حواس‌پرتی بی‌دفاع هستید و هیچ کنترلی روی رفتارتان ندارید، به احتمال بسیار زیاد در دنیای واقعی هم دقیقاً همان‌طور رفتار خواهید کرد.

ترفند طلایی برای تقویت اعتمادبه‌نفس، تمرینِ شفقت با خود است. هر وقت آن صدای منتقدِ درونی شروع به سرزنش کرد و به شما گفت که فردی تنبل یا حواس‌پرت هستید، سعی کنید دقیقاً با همان لحن مهربانانه‌ای با خودتان حرف بزنید که با یک دوست صمیمی صحبت می‌کنید. این کار به شما یادآوری می‌کند که واقعاً برای غلبه بر حواس‌پرتی قدرت کافی دارید.

فصل 3
از 8

هنر زمان‌بندی؛ ساختن سپری دفاعی برای محافظت از زمان

اگر ندانید دقیقاً قرار است برای چه چیزی تلاش کنید، تشخیص دادن عوامل حواس‌پرتی عملاً غیرممکن خواهد بود. به همین دلیل، داشتن یک برنامه‌ی مشخص، حیاتی‌ترین قدم است.

کلید یک برنامه‌ریزی موفق، استفاده از تکنیک «زمان‌بندی» (Timeboxing) است؛ یعنی اختصاص دادن بلوک‌های زمانی مشخص یا تعیین زمان‌های خالی در برنامه‌ی هفتگی برای تکمیل وظایف معین. البته باید واقع‌بین باشیم؛ این رفتار لزوماً تضمین نمی‌کند که شما قطعاً به اهدافتان می‌رسید، چون همیشه عواملی خارج از کنترل شما وجود دارند. مثلاً اگر شب‌ها موقع خواب احساس خستگی نکنید، احتمالاً نمی‌توانید طبق برنامه‌ی تعیین‌شده بخوابید. یا اگر یک روز صبح بی‌انگیزه باشید، آن روز نمی‌توانید ۵۰۰۰ کلمه از کتابتان را بنویسید. اما تکنیک زمان‌بندی (Timeboxing) یک چارچوب منسجم در زندگی‌تان می‌سازد که احتمال موفقیتتان را تضمین می‌کند. در واقع، اگر کنترل زمان را در دست نگیرید، بعید است بتوانید کارهایی را که برنامه‌ریزی کرده‌اید به سرانجام برسانید.

اما این زمان‌بندی در عمل چگونه اجرا می‌شود؟

شاید عجیب به نظر برسد، اما اولین قدم، برنامه‌ریزی برای کار کردن نیست، بلکه برنامه‌ریزی برای استراحت و داشتنِ زمانِ باکیفیت است. دلیلش کاملاً روشن است: اگر از خودتان مراقبت نکنید، تمام بخش‌های زندگی‌تان از شغل گرفته تا ازدواجتان آسیب خواهد دید. بنابراین، کارهایتان را با اختصاص دادن زمان کافی برای وعده‌های غذایی سالم، خوابِ خوب و سرگرمی‌های شخصی‌تان آغاز کنید.

مرحله‌ی دومِ زمان‌بندی، به روابط شما اختصاص دارد. در این مرحله، باید اساساً برای آن بخش‌هایی از زندگی که صمیمیت و ارتباط را فراهم می‌کنند، وقت بگذارید؛ چیزهایی که در واقع مرکز ثقل زندگی شما هستند. از آنجا که این روابط بسیار ارزشمندند، باید با برنامه‌ریزی، اهمیت آن‌ها را به اطرافیانتان نشان دهید و برای افرادی که دوستشان دارید زمان بگذارید. مثلاً می‌توانید یک قرار ماهانه با شریک زندگی‌تان ترتیب دهید، زمانی را برای دورهمی با دوستان مشخص کنید و روزی یک یا دو ساعت را فقط برای بازی با فرزندانتان خالی نگه دارید.

این سبک از برنامه‌ریزی به‌شدت انگیزه‌بخش است. نیازی نیست برنامه‌هایتان خیلی تجملاتی باشند؛ اما این بدان معنا نیست که نباید برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. از نظر کاری هم می‌توانید صبح‌ها دو ساعت را به کار انفرادیِ متمرکز اختصاص دهید و بعدازظهرها را برای رسیدگی به ایمیل‌ها بگذارید.

در نهایت، این برنامه‌ی زمانی را با همکارانتان به اشتراک بگذارید تا مطمئن شوید در ساعت‌هایی که به تمرکز نیاز دارید، کسی حواستان را پرت نخواهد کرد.

فصل 4
از 8

پاک‌سازی محیط؛ چگونه محرک‌های بیرونی را هک کنیم؟

تا اینجا یاد گرفتیم که چطور با محرک‌های درونی مبارزه کنیم تا بیشترین بهره‌وری را در زندگی روزمره داشته باشیم. اکنون نوبت آن است که ببینیم چگونه می‌توانیم بسیاری از محرک‌های بیرونی را در دنیای اطرافمان مدیریت کنیم. می‌خواهیم درست شبیه برنامه‌نویسانی که یک نرم‌افزار را هک می‌کنند، کدهای حواس‌پرتی را بشکنیم و آن‌ها را به نفع خودمان بازنویسی کنیم.

روش کار به‌طور عجیبی ساده است. در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی، کشورها قوانین سخت‌گیرانه‌ی جدیدی در صنعت هواپیمایی وضع کردند تا از حواس‌پرتی خلبان‌ها، خدمه‌ی کابین و سایر کارکنان در حین برخاستن و فرود (یعنی خطرناک‌ترین مراحل پرواز) جلوگیری شود.

شما هم می‌توانید دقیقاً مشابه این مقررات را در محل کارتان اجرا کنید. همان‌طور که یک پرواز لحظات حساسی دارد، بخش‌هایی از روز کاریِ شما هم از بقیه‌ی ساعات مهم‌ترند. در این زمان‌های کلیدی، باید کاملاً روی کارتان متمرکز باشید و به عبارت دیگر، نباید هیچ‌گونه حواس‌پرتی داشته باشید.

برای اجرای این ایده، می‌توانید با قرار دادن یک نشانه (مثل یک کارت رنگی) روی میز کارتان، وضعیت فعلی خود را برای اطرافیانتان قابل‌مشاهده کنید. به همکارانتان درباره‌ی معنای این نماد توضیح دهید و از آن‌ها بخواهید با رعایت حریم شما، از پرت نشدن حواستان حمایت کنند! نکته‌ی کلیدیِ این روش، مشخص کردنِ وضعیت فعلی‌تان برای دیگران است.

یکی دیگر از منابع رایجِ حواس‌پرتی، ایمیل است. امروزه یک کارمند اداری به‌طور متوسط روزانه حدود ۱۰۰ پیام جداگانه دریافت می‌کند. ایمیل‌ها به‌طور باورنکردنی عادت‌ساز هستند، چراکه چیزی به نام «پاداش‌های متغیر یا شگفت‌انگیز» به ما ارائه می‌دهند. چون هرگز نمی‌دانید چه چیزی در صندوق ورودی شما نشان داده خواهد شد، کنجکاو می‌شوید که تک‌تک آن‌ها را ببینید.

یک راهکار مؤثر برای ترک این عادت، مرتب کردن و دسته‌بندی ایمیل‌ها به دو بخش مجزاست. نویسنده‌ی کتاب روش جالبی برای این کار دارد: او ایمیل‌هایی را که نیاز به پاسخ فوری در همان روز دارند، در پوشه‌ای با علامت «امروز» قرار می‌دهد. ایمیل‌هایی را هم که می‌شود در روزهای دیگر جواب داد، به پوشه‌ی دوم منتقل می‌کند. او هر روز فقط به سراغ پوشه‌ی اول می‌رود و تنها هفته‌ای یک‌بار پوشه‌ی دوم را بررسی می‌کند.

نتیجه‌ی این کار بی‌نظیر است: هر روز ایمیل‌های بسیار کمتری توجه شما را به خود جلب می‌کنند!

فصل 5
از 8

رام کردن ابزارهای دیجیتال؛ از جلسات بی‌حاصل تا فیدهای خبری

ایمیل‌ها تنها عامل دزدیدن تمرکز در محیط کار نیستند. جلسات بیهوده‌ای که به هیچ نتیجه‌ی روشنی نمی‌رسند، در اکثر مواقع زمان و توجه گران‌بهای شما را هدر می‌دهند. خوشبختانه راهِ‌حلی آسان برای این مشکل رایجِ اداری وجود دارد.

خیلی راحت به همکارانتان اطلاع دهید که می‌خواهید این ورودی‌ها را کنترل کنید تا مانع حواس‌پرتی‌تان شوید؛ بنابراین قصد دارید صرفاً زمان خاصی از روز را به تماس‌ها یا جلسات اختصاص دهید. همین اصلِ ساده را می‌توانید برای چت‌های گروهیِ کاری هم پیاده کنید.

در کنار این‌ها، مقالات آنلاین و فیدهای خبری هم به‌اندازه‌ی جلسات و نرم‌افزارهای همکاری تیمی باعث حواس‌پرتی می‌شوند. اگر متوجه شدید که آن‌ها نیز مانعِ رسیدن به اهدافتان هستند، می‌توانید از تجربیات نویسنده استفاده کنید. نیر ایال به‌جای اینکه در ساعات اداری پیگیر آخرین اخبار شود، مقالات جالب را با استفاده از اپلیکیشن پاکت (Pocket) در گوشی‌اش ذخیره می‌کند. او سپس در زمان پیاده‌رویِ روزانه، از عملکردِ تبدیلِ متن به گفتارِ این برنامه استفاده کرده و به آن مقالات گوش می‌دهد. این یک راه بسیار مفید است تا هم تناسب اندامتان را حفظ کنید و هم از حواس‌پرتی جلوگیری کنید!

علاوه بر این مورد، برنامه‌هایی مانند Todobook وجود دارند که فید خبری فیس‌بوکِ شما را با لیستی از کارهای روزانه‌تان جایگزین می‌کنند. در همین حال، برنامه‌ی DF Tube تمام ویدیوهای پیشنهادی و تبلیغات یوتیوب را حذف می‌کند تا به شما کمک کند با دقتِ بیشتری از این سایت استفاده کنید.

نکته‌ی مهم دیگر این است که برای جلوگیری از حواس‌پرتی، ارزشش را دارد که لحظه‌ای برای مرتب کردن گوشی هوشمند و دسکتاپ خود وقت بگذارید. اگر دستگاه‌های شما مملو از صدها برنامه‌ای هستند که به‌ندرت استفاده می‌شوند یا کاملاً بی‌فایده‌اند، وقتِ تمیزکاری فرا رسیده است. از شر هر چیزی که به‌طور منظم از آن استفاده نمی‌کنید خلاص شوید و موارد باقی‌مانده را مجدداً طوری بچینید که دسترسی به موارد ضروری (مانند گوگل‌مپ و خدمات حمل‌ونقل) آسان باشد.

اپلیکیشن‌های هدردهنده‌ی زمان مانند توییتر و فیس‌بوک را در آخرین صفحه‌ی گوشی نگه دارید، یا از آن‌ها فقط در دسکتاپ خود استفاده کنید تا دیرتر شما را وسوسه کنند. در مورد دسکتاپ هم می‌توانید تنظیمات نویسنده را کپی کنید: هر فایلی را (به‌جز فایلی که در حال حاضر روی آن کار می‌کنید) درون پوشه‌ای به نام «همه‌چیز» قرار دهید و در صورت نیاز، برای پیدا کردن آن‌ها از قابلیت جست‌وجو استفاده کنید.

فصل 6
از 8

جادوی پیمان‌بستن؛ چگونه به برنامه‌هایمان وفادار بمانیم؟

ما بارها در طول عمرمان تلاش کرده‌ایم تا از عوامل حواس‌پرتی دوری کنیم؛ اما این نبردی نیست که بتوان یک‌شبه در آن پیروز شد. شما باید هر روز با وسوسه‌ی حواس‌پرتی مبارزه کنید. البته این مبارزه آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد دلهره‌آور نیست و ترفندهای زیادی برای موفقیت در آن وجود دارد.

یکی از بهترین راهکارها برای جلوگیری از حواس‌پرتی این است که خود را به برنامه‌هایتان متعهد کنید. در این مسیر، برنامه‌هایی هم هستند که به کمکتان می‌آیند. برای نمونه، اپلیکیشن SelfControl دسترسی شما را به وب‌سایت‌هایی که تمرکزتان را به‌هم می‌زنند محدود می‌کند و به شما اجازه می‌دهد دوره‌های «استراحت» و کارِ متمرکز ایجاد کنید.

همراهی یک دوست در این مسیر هم می‌تواند تأثیر چشمگیری داشته باشد. حتی اگر دوستی در نزدیکیِ خود ندارید که برای این کار آماده باشد، می‌توانید از پلتفرم‌هایی مانند Focusmate استفاده کنید که شما را با یک نفر دیگر در فضای آنلاین همراه می‌کند.

در گام بعدی، برای عهدشکنی‌هایتان جریمه تعیین کنید. برای مثال، نویسنده‌ی کتاب تصمیم گرفت هر بار که یک جلسه‌ی تمرین باشگاه را از دست می‌دهد، یک اسکناس ۱۰۰ دلاری را بسوزاند. در طول سه سالی که او این جریمه را برای خود در نظر گرفته بود، حتی یک دلار هم سوخت نداد! البته باید توجه داشت که این روش برای هر نوع تعهدی مناسب نیست. اهدافی مانند توقفِ عادت ناخن جویدن را نمی‌توان با تنبیه کردن برطرف کرد؛ زیرا در این موارد نمی‌توانید محرک بیرونی را به‌طور کامل کنترل کنید.

یکی دیگر از ابزارهای بسیار قدرتمند، ایجادِ «تعهد هویتی» است. تصور کنید فردی که در تمام طول زندگی‌اش گوشت‌خوار بوده، حالا تصمیم گرفته به رژیم غذایی گیاهی روی بیاورد. اگر او همچنان خودش را یک گوشت‌خوار معرفی کند، به‌احتمال زیاد دچار وسوسه خواهد شد. در مقابل، اگر او خودش را یک گیاه‌خوار بداند، با تصویری مثبت از خود حرف می‌زند. او دیگر کسی نیست که «نمی‌تواند» گوشت بخورد؛ بلکه او کسی است که ذاتاً گوشت «نمی‌خورد».

تعهد هویتی در واقع متعهد شدن به زندگی بر اساسِ تصویری مثبت از خودِ آینده است. این تعهد بر حواس‌پرتی نیز غلبه می‌کند. اگر خودتان را فردی تصور کنید که حواس‌پرتی هرگز به سراغش نمی‌آید، به احتمال بسیار زیاد این تصویر را به واقعیت تبدیل خواهید کرد.

فصل 7
از 8

فرهنگ سازمانیِ سمی؛ وقتی سیستم، مقصرِ حواس‌پرتی است

برخی از علل حواس‌پرتی شخصی هستند و برخی دیگر کاملاً ساختاری. در این بخش به سراغ عوامل دوم می‌رویم؛ وقت آن رسیده است که در مورد فرهنگ‌های کاریِ ناکارآمد صحبت کنیم.

مشکل را می‌توان این‌طور خلاصه کرد: اگر سازمان‌دهی شرکتی که در آن هستید ناکارآمد باشد، تلاش‌های فردیِ شما برای فرار از بی‌حوصلگی در هر مرحله با مشکل مواجه خواهد شد. یکی از رایج‌ترین نشانه‌های ناکارآمدی در محل کار، زمانی است که وظایف شغلی وارد حریم «اوقات فراغت» کارکنان می‌شود.

در عصر تلفن‌های هوشمند و ارتباطاتِ تقریباً بی‌حدوحصر، شرکت‌های بیشتری از کارکنان خود انتظار دارند که در تمام ساعات شبانه‌روز در دسترس باشند و به ایمیل‌های کاری و سؤالات پاسخ دهند؛ تا جایی که اگر در مقابل انجام این کار مقاومت کنید، ممکن است شغل خود را از دست بدهد. با این حال، مسئله‌ی واقعی تکنولوژی نیست. در این فرهنگ که مدیریت زمان معنایی ندارد، کارمندان بیش‌ازحد تحت‌فشار قرار می‌گیرند و در نهایت حواسشان پرت می‌شود. برای بهبود چنین شرایطی چه کاری می‌توان انجام داد؟

پاسخ این است که بستری برای کارکنان ایجاد کنید تا نگرانی‌های خود را با خیال راحت بیان کنند. اگر کارمندان نتوانند مشکلات خود را به زبان بیاورند، احتمال کمی وجود دارد که بتوانند کنترل بیشتری بر زندگیِ کاری خود اعمال کنند. کلمه‌ی کلیدی در اینجا «امنیت» است. اگر افراد احساس کنند به خاطر ابراز عقایدشان تنبیه خواهند شد، به احتمال زیاد ساکت خواهند ماند.

رهبران و مدیران وظیفه‌ی ویژه‌ای دارند تا این حس امنیت را تقویت کنند. آن‌ها زمانی می‌توانند این کار را انجام دهند که خودشان الگوی ایجاد امنیت باشند، خطاهای خود را بپذیرند و مرتباً از افراد زیردستشان بازخورد بخواهند. این رفتار، یک فضای یادگیری و فرهنگی خلق می‌کند که در آن افراد ریسک می‌کنند، زیرا از شکست ترسی ندارند.

نرم‌افزارهای چت گروهی، ممکن است در نگاه اول مسئولِ پرت کردنِ حواس کارمندان بی‌شماری در سراسر جهان به نظر برسند؛ اما جالب است بدانید که خودِ این شرکت‌های پیام‌رسان، مدل عالی و درخشانی از فرهنگِ محیط کارِ کاربردی ارائه می‌دهند. مثلاً شرکت اسلک (Slack) یک کانال اختصاصیِ بازخورد دارد که به کارمندان اجازه می‌دهد افکار خود را در مورد شرکت به‌راحتی به اشتراک بگذارند. آن‌ها حتی کانالی به نام «#beef-tweets» (توییت‌های اعتراضی) ایجاد کرده‌اند که به کارگران اجازه می‌دهد مقداری از فشار عصبی خود را بر سر مدیریت تخلیه کنند!

مهم‌تر از آن، مدیران به این بازخوردها پاسخ می‌دهند؛ آن‌ها از ایموجی‌های «چشم» استفاده می‌کنند تا نشان دهند شکایتی را دیده‌اند و با ایموجی‌های دیگر اعلام می‌کنند که مشکل را حل کرده‌اند. این یک روش بسیار ساده است، اما تأثیر شگرفی بر ایجاد حس کنترل و ارزشمندی در کارمندان دارد.

فصل 8
از 8

تربیت در عصر دیجیتال؛ چگونه توجه کودکانمان را نجات دهیم؟

بچه‌های امروزی در چه وضعیتی بزرگ می‌شوند؟ معمولاً تصور نوستالژیک این است که در دوران قدیم بچه‌ها در فضای باز با دوستانشان وقت می‌گذراندند، اما اکنون فقط به صفحه‌نمایش‌ها چشم دوخته‌اند؛ درست است؟

خیر، اشتباه است! بیایید از یک دیدگاه متفاوت و کمتر ایدئال به قضیه نگاه کنیم و از خود بپرسیم که چرا آن‌ها تا این حد به دستگاه‌های دیجیتال وابسته هستند.

همان‌طور که ریچارد رایان (Richard Ryan) و ادوارد دسی (Edward Deci)، محققان برجسته‌ی رفتارشناسی نشان می‌دهند، اتکای بیش‌ازحد به محرک‌های تکنولوژیکی، شاخص بسیار خوبی برای نشان دادنِ «سوءتغذیه‌ی روانی» است. کودکان نیز مانند ما، برای شکوفایی به سه چیز نیاز دارند:
۱. استقلال: توانایی تصمیم‌گیری بدون جبر و فشار.
۲. شایستگی: توانایی یادگیری و بهبود عملکرد.
۳. ارتباط: توانایی برقراری ارتباطِ معنادار با دیگران.

متأسفانه، بسیاری از بچه‌ها این چیزها را در زندگی واقعیِ خود ندارند. در مدرسه، قوانینِ خشک آن‌ها را خفه می‌کند. در خانه، بار سنگین انتظارات والدین خود را به دوش می‌کشند و اگر در آزمون‌های استاندارد خوب عمل نکنند، در معرض برچسب شکست قرار می‌گیرند. از همه بدتر اینکه زمان بسیار کمتری را با دوستان خود می‌گذرانند.

پس جای تعجب نیست که آن‌ها به دنیای آنلاین رو بیاورند. این فضا تنها جایی است که آن‌ها می‌توانند آزادانه پرسه بزنند و به‌طور مستقل با دوستان خود تعامل داشته باشند. اگر می‌خواهید فرزندانتان حواس‌پرتی‌های دیجیتالی را کنار بگذارند، باید مطمئن شوید که بستری امن را برای رشد روان‌شناختی آن‌ها فراهم می‌کنید.

اولین کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید آن‌ها زمان زیادی برای بازی کردن در اختیار دارند. مطالعات بی‌شماری نشان می‌دهد که چقدر این امر برای رشد آن‌ها حیاتی است. بهترین کار این است که والدینِ هم‌فکرِ خود را پیدا کنید و فرزندتان را با فرزندان آن‌ها آشنا کنید.

به همان اندازه مهم است که کودکان بدانند چگونه وقت خود را بگذرانند. آن‌ها نیز مانند شما (و حتی بهتر از شما)، توانایی یادگیریِ استفاده از ابزارهای غلبه بر حواس‌پرتی را دارند. می‌توانید با آن‌ها در مورد فناوری و خطرات آن صحبت کنید و از خودشان بپرسید که فکر می‌کنند چقدر باید برای تلفن‌هایشان وقت بگذارند.

همچنین باید از تلاش‌های آن‌ها برای مدیریت محرک‌های خارجی حمایت کنید. در مورد موضوع بحث کنید؛ حتی ممکن است متوجه شوید که گاهی اوقات این شما هستید که آن‌ها را از کارهای مهم منحرف می‌کنید. در نهایت، به آن‌ها کمک کنید تا برای جلوگیری از حواس‌پرتی، تعهدهایی برای خود ایجاد کنند. برای مثال، دخترِ خردسالِ نویسنده‌ی کتاب (نیر ایال)، در پنج‌سالگی یاد گرفت که از تایمر آشپزخانه برای نظارت بر زمان تماشای برنامه‌های نتفلیکس (Netflix) استفاده کند. به‌طرز شگفت‌انگیزی، این راهکار ایده‌ی خود او بود!

چکیده پایانی

پیام کلیدی کتاب مدیریت توجه

عموماً تصور می‌کنیم فناوری مسئول بحران حواس‌پرتیِ فعلیِ ماست؛ اما منتقدان معتقدند که تکنولوژی، قرار نیست مغز ما را به زامبی تبدیل کند. اگر واقعاً می‌خواهید حواس‌پرتی را درک کنید، باید عمیق‌تر کاوش کنید و در مورد روان‌شناسیِ حواس‌پرتی در درون خودتان مطالعه کنید. وقتی فهمیدید حواس‌پرتی دقیقاً چه فرایندی در ذهن شما دارد، تازه شروع می‌کنید به مقابله با چیزهایی که شما را از مسیر خارج می‌کنند.

فرقی نمی‌کند که تصمیم بگیرید دسکتاپ کامپیوتر خود را مرتب کنید، فیس‌بوکِ خود را ترک کنید، یا برای مدیریت زمان به خودتان تعهد بدهید؛ با دقت به توصیه‌های گفته‌شده در کتاب «مدیریت توجه»، می‌توانید کنترل ذهن خود را به دست بگیرید و میزان حواس‌پرتی‌تان را به‌شدت کاهش دهید.

توصیه‌ی عملی: حواس‌پرتی را فقط ده دقیقه به تعویق بیندازید.

آیا تا به حال پیش آمده که پشت چراغ قرمز با عجله مشغول چک کردن ایمیل‌هایتان شوید و درست وسط نوشتن جواب، چراغ سبز شود؟ یا شاید در یک وقت استراحت کوتاه، خواسته‌اید فقط نگاهی سرسری به فیس‌بوک بیندازید، اما ناگهان به خودتان آمده‌اید و دیده‌اید که زمان زیادی گذشته و برای جلسه‌تان دیر شده است؟ برای اینکه تمرکز و بهره‌وری بالاتری داشته باشید، باید فکری به حال همین حواس‌پرتی‌های به‌ظاهر بی‌اهمیت بکنید.

درست در چنین مواقعی است که پای «قانون ده دقیقه» به میان می‌آید. دفعه‌ی بعد که توئیتر یا تلفن هوشمندتان شما را وسوسه کرد، به خودتان بگویید که اجازه‌ی تسلیم شدن در برابر این وسوسه را دارید، اما فقط بعد از گذشت ده دقیقه. به احتمال خیلی زیاد، وقتی این ده دقیقه به پایان برسد، چنان در کارتان غرق شده‌اید که اصلاً متوجه گذر زمان هم نمی‌شوید.

خلاصه کتاب‌های مشابه

اثر چیپ هیث، دن هیث
اثر دنیل پینک
رایگان
اثر اسپنسر جانسون
اثر پاتریک لنچونی
اثر رابرت کیوساکی، جان فلمینگ، کیم کیوساکی

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز