تصویرسازی نویسنده دارون عجم اوغلو Daron Acemoglu

دارون عجم‌اوغلو

Daron Acemoglu
برنده مشترک جایزه نوبل علوم اقتصادی سال ۲۰۲۴

نویسنده کتاب‌های اقتصاد سیاسی، توسعه، دموکراسی و فناوری، اقتصاددان سیاسی و توسعه، اقتصاددان کار و رشد اقتصادی، پژوهشگر نهادهای سیاسی و اقتصادی، پژوهشگر نابرابری و تأثیر فناوری بر اشتغال، استاد مؤسسه در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT)، مدیر علمی مشترک مرکز استون MIT برای نابرابری و آینده کار

ملیت: 
آمریکایی - ترک
زادروز: 1967-09-03
(59 سال)
تعداد آثار: 3 کتاب (در عصاره)

دارون عجم‌اوغلو (Daron Acemoglu)، اقتصاددان و استاد مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT)، به‌خاطر پژوهش‌های اثرگذارش در اقتصاد سیاسی، توسعه و نقش نهادها در شکل‌گیری فقر و رفاه کشورها شناخته می‌شود. او در سال ۲۰۰۵ مدال معتبر «جان بیتس کلارک» را دریافت کرد و در سال ۲۰۲۴ نیز به‌طور مشترک برنده جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی شد.

عجم‌اوغلو در کنار فعالیت دانشگاهی، نویسنده کتاب‌های پرخواننده‌ای مانند «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» و «راه باریک آزادی» است که هر دو را با همکاری جیمز رابینسون نوشته است. آثار او با ترکیب اقتصاد، تاریخ و علوم سیاسی، تأثیر قدرت و نهادها را بر توسعه، دموکراسی و آزادی بررسی می‌کنند.

اگر فقر و ثروت کشورها فقط محصول جغرافیا، فرهنگ یا منابع طبیعی بود، چگونه می‌شد تفاوت عظیم میان کرهٔ شمالی و کرهٔ جنوبی را توضیح داد؟ دارون عجم‌اوغلو (Daron Acemoglu؛ در ترکی: Daron Acemoğlu) بخش بزرگی از فعالیت علمی خود را صرف پاسخ‌دادن به همین پرسش کرده است. پاسخ او در یک کلمه خلاصه می‌شود: «نهادها»؛ اما منظورش از نهاد، صرفاً دولت یا قانون اساسی نیست، بلکه مجموعه قواعدی است که قدرت، فرصت، مالکیت، آموزش و امکان مشارکت را در جامعه توزیع می‌کنند.

شهرت عمومی عجم‌اوغلو بیش از همه به کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» گره خورده است، اما دامنهٔ اندیشه‌های او بسیار گسترده‌تر است. او از منشأ دموکراسی و دیکتاتوری تا آیندهٔ هوش مصنوعی، از نابرابری دستمزدها تا بحران لیبرال‌دموکراسی را بررسی کرده و تقریباً همیشه یک سؤال ثابت را پیش کشیده است: چه کسی قدرت تصمیم‌گیری دارد و چه کسی از نتیجهٔ آن بهره می‌برد؟

کودتایی که مسیر یک اقتصاددان را تغییر داد

دارون عجم‌اوغلو ۳ سپتامبر ۱۹۶۷ در استانبول و در خانواده‌ای ارمنی به دنیا آمد. نوجوانی او با دوره‌ای پرتلاطم در تاریخ ترکیه هم‌زمان شد. خودش گفته است حضور سربازان در ورودی مدرسه، سرکوب سیاسی پس از کودتا، تورم، بیکاری و رکود اقتصادی باعث شد از همان سال‌ها دربارهٔ ارتباط سیاست و اقتصاد کنجکاو شود.

این تجربه بعداً به هستهٔ پژوهش‌هایش تبدیل شد. مسئله برای او فقط این نبود که چرا بعضی سیاست‌های اقتصادی بهتر از سیاست‌های دیگرند؛ می‌خواست بداند چرا برخی حکومت‌ها سیاست‌هایی را ادامه می‌دهند که به فقر، فساد یا عقب‌ماندگی می‌انجامد. به‌بیان دیگر، به‌جای جست‌وجوی صرفاً فنیِ «بهترین سیاست»، سراغ انگیزه‌ها و مناسبات قدرتی رفت که انتخاب سیاست را شکل می‌دهند.

عجم‌اوغلو در سال ۱۹۸۹ کارشناسی اقتصاد را از دانشگاه یورک گرفت، سپس در مدرسه اقتصاد لندن به تحصیل اقتصاد ریاضی و اقتصادسنجی پرداخت و در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۲ به‌ترتیب مدرک کارشناسی ارشد و دکتری دریافت کرد. پس از دوره‌ای تدریس در LSE، در سال ۱۹۹۳ به مؤسسه فناوری ماساچوست پیوست و بعدها به مقام «استاد مؤسسه» رسید؛ عنوانی که بالاترین رتبهٔ دانشگاهی در MIT محسوب می‌شود.

دارون عجم‌اوغلو و معماری پنهانِ فقر و رفاه

ایدهٔ مرکزی عجم‌اوغلو این است که رشد اقتصادی پایدار بدون بررسی نحوهٔ توزیع قدرت سیاسی قابل فهم نیست. او و همکارانش میان نهادهای فراگیر و استثماری تمایز می‌گذارند. نهادهای فراگیر امکان مشارکت گروه‌های بیشتری را فراهم می‌کنند، مالکیت و قراردادها را نسبتاً قابل‌اعتماد نگه می‌دارند و برای نوآوری و سرمایه‌گذاری انگیزه می‌سازند. در مقابل، نهادهای استثماری قدرت و منابع را در اختیار گروهی محدود قرار می‌دهند.

البته این تقسیم‌بندی به معنای آن نیست که حکومت‌های اقتدارگرا هرگز رشد نمی‌کنند. عجم‌اوغلو می‌پذیرد که تمرکز قدرت می‌تواند در دوره‌ای مشخص رشد سریع ایجاد کند؛ مسئله، دوام آن است. وقتی نوآوری منافع گروه حاکم را تهدید کند، صاحبان قدرت ممکن است از «تخریب خلاق» جلوگیری کنند و همان سازوکاری که زمانی رشد ساخته بود، به مانع توسعه تبدیل شود.

در این چارچوب، تاریخ از پیش تعیین نشده است. «بزنگاه‌های حساس» مانند جنگ، انقلاب، بحران اقتصادی یا فروپاشی یک نظم سیاسی می‌توانند مسیر جوامع را تغییر دهند؛ اما نتیجه به سازمان‌یافتگی جامعه، قدرت نخبگان، قواعد موجود و ائتلاف‌هایی بستگی دارد که در آن لحظه شکل می‌گیرند. به همین دلیل، نسخه‌ای ساده و یکسان برای توسعهٔ همهٔ کشورها در آثار عجم‌اوغلو پیدا نمی‌شود.

از نهادها تا فناوری؛ پرسش همیشه دربارهٔ قدرت است

نوشته‌های عجم‌اوغلو معمولاً میان اقتصاد، تاریخ و علوم سیاسی حرکت می‌کنند. او برای خوانندهٔ عمومی از روایت‌های تاریخی، مقایسهٔ کشورها و نمونه‌های روشن استفاده می‌کند؛ اما پشت این روایت‌ها مجموعه‌ای گسترده از مدل‌های نظری، داده‌های تاریخی و پژوهش‌های اقتصادسنجی قرار دارد. سبک نویسندگی او در کتاب‌های عمومی توضیحی و استدلالی است، درحالی‌که آثاری مانند «خاستگاه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی» زبان فنی‌تر و دانشگاهی‌تری دارند.

یکی از تحولات مهم در افکار عجم‌اوغلو، گسترش تمرکز او از «نهادها و توسعه» به «مسیر انتخاب فناوری» است. در نگاه او فناوری نیرویی طبیعی و مستقل از جامعه نیست. شرکت‌ها، دولت‌ها، دانشگاه‌ها و سرمایه‌گذاران تصمیم می‌گیرند کدام فناوری توسعه یابد؛ تصمیمی که می‌تواند ابزارهای مکمل نیروی انسانی بسازد یا صرفاً جای کارگران را با ماشین عوض کند.

این دیدگاه به‌ویژه در بحث هوش مصنوعی اهمیت دارد. عجم‌اوغلو نه منکر ظرفیت‌های هوش مصنوعی است و نه خودکارسازی را ذاتاً زیان‌بار می‌داند. نقد او متوجه «خودکارسازی افراطی» و این تصور است که هر فناوری تازه الزاماً رفاه عمومی ایجاد می‌کند. او می‌پرسد آیا هوش مصنوعی به معلم، پرستار، صنعتگر و کارمند کمک می‌کند کار بهتری انجام دهد، یا بیشتر برای کاهش هزینهٔ نیروی انسانی، نظارت و تمرکز قدرت به کار می‌رود.

کتاب‌های دارون عجم‌اوغلو؛ یک نقشهٔ مطالعه از توسعه تا دموکراسی

«چرا ملت‌ها شکست می‌خورند»؛ بهترین نقطهٔ ورود

«چرا ملت‌ها شکست می‌خورند: ریشه‌های قدرت، ثروت و فقر» (Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty، ۲۰۱۲) با همکاری جیمز ای. رابینسون نوشته شده است. کتاب با سفر میان امپراتوری روم، شهرهای مایا، استعمار قارهٔ آمریکا، اتحاد شوروی، آفریقا و دو کره توضیح می‌دهد چرا نهادهای سیاسی و اقتصادی در مرکز مسئلهٔ توسعه قرار دارند.

این اثر معروف‌ترین کتاب عجم‌اوغلو و بهترین انتخاب برای آشنایی اولیه با افکار اوست. روایت‌های تاریخی فراوان، مفاهیم فراگیر و استثماری را ملموس می‌کنند و خواننده برای دنبال‌کردن استدلال‌ها به دانش تخصصی اقتصاد نیاز ندارد. نسخهٔ اصلی کتاب در مارس ۲۰۱۲ منتشر شد و در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال قرار گرفت.

«خاستگاه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی»؛ برای خوانندهٔ جدی

این کتاب که در سال ۲۰۰۵ با همکاری رابینسون منتشر شد، بنیان دانشگاهی بخشی از ایده‌هایی را می‌سازد که بعدها به زبان عمومی‌تر در «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» مطرح شدند. نویسندگان دموکراسی را نتیجهٔ اجتناب‌ناپذیر توسعه نمی‌دانند؛ آن را پیامد کشمکش بر سر توزیع قدرت و منابع تحلیل می‌کنند.

«خاستگاه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی» از مدل‌های نظری و نظریهٔ بازی‌ها استفاده می‌کند و برای مطالعهٔ سبک یا مقدماتی مناسب نیست. در عوض، دانشجویان اقتصاد سیاسی و خوانندگانی که می‌خواهند منطق تحلیلی نظریهٔ عجم‌اوغلو را دقیق‌تر بفهمند، از آن بهرهٔ بیشتری می‌برند. این اثر جوایز کتاب انجمن ناشران آمریکا، ویلیام رایکر و وودرو ویلسون را دریافت کرد.

«راه باریک آزادی»؛ آزادی میان دولت ضعیف و دولت مستبد

«راه باریک آزادی: دولت‌ها، جوامع و سرنوشت آزادی» (The Narrow Corridor، ۲۰۱۹) پاسخ عجم‌اوغلو و رابینسون به این پرسش است که چرا آزادی در بعضی جوامع شکل می‌گیرد و در برخی دیگر پایدار نمی‌ماند. آنان استدلال می‌کنند آزادی نه با حذف دولت به دست می‌آید و نه با قدرتمندکردن بی‌حد آن. دولت باید توانمند باشد، اما جامعه نیز باید بتواند آن را مهار و وادار به پاسخ‌گویی کند.

استعارهٔ «راه باریک» نشان می‌دهد آزادی یک مقصد دائمی نیست؛ تعادلی پویاست که با رقابت مداوم دولت و جامعه حفظ می‌شود. این کتاب نسبت به «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» طولانی‌تر و از نظر تاریخی گسترده‌تر است و برای علاقه‌مندان به دولت، جامعهٔ مدنی و دموکراسی انتخاب مناسبی محسوب می‌شود.

«قدرت و پیشرفت»؛ فناوری برای چه کسی کار می‌کند؟

«قدرت و پیشرفت: کشمکش هزارسالهٔ ما بر سر فناوری و رفاه» (Power and Progress، ۲۰۲۳) با همکاری سایمون جانسون نوشته شده است. کتاب در برابر این تصور قرار می‌گیرد که پیشرفت فناوری به‌طور خودکار دستمزدها و رفاه عمومی را افزایش می‌دهد. نویسندگان با نمونه‌هایی از قرون وسطی، انقلاب صنعتی و اقتصاد دیجیتال نشان می‌دهند سود نوآوری زمانی گسترده می‌شود که جامعه بتواند مسیر فناوری و توزیع منافع آن را تغییر دهد.

برای خواننده‌ای که به هوش مصنوعی، آیندهٔ کار، نابرابری و قدرت شرکت‌های بزرگ فناوری علاقه دارد، این اثر بهترین کتاب عجم‌اوغلو برای شروع است. «قدرت و پیشرفت» بدبینانه نیست؛ پیام اصلی آن این است که فناوری تقدیر محتوم نیست و می‌توان آن را به‌سوی ایجاد وظایف و فرصت‌های شغلی تازه هدایت کرد.

«چه بر سر لیبرال‌دموکراسی آمد؟»؛ تازه‌ترین حلقهٔ پروژهٔ فکری

کتاب «چه بر سر لیبرال‌دموکراسی آمد؟» (What Happened to Liberal Democracy?، ۲۰۲۶) تازه‌ترین اثر و نخستین کتاب مهم تک‌نویسندهٔ او برای مخاطب عمومی است. عجم‌اوغلو در این کتاب می‌پرسد چرا لیبرال‌دموکراسی، با وجود موفقیت‌های تاریخی، اعتماد بخش بزرگی از مردم را از دست داده است.

پاسخ او بر فاصله‌گرفتن سیاست لیبرال از رفاه مشترک، تضعیف موقعیت کارگران، افزایش نابرابری و پیامدهای اقتصاد دیجیتال تمرکز دارد. پیشنهادش نوعی «لیبرالیسم طبقهٔ کارگر» است که آزادی‌های فردی را با توانمندسازی جامعه، مشاغل مناسب و توزیع گسترده‌تر فرصت‌ها پیوند می‌دهد. این کتاب در ۱۱ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده و بهتر است پس از آشنایی با «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» یا «قدرت و پیشرفت» خوانده شود.

اقتصاددانی که نوبل را برای مطالعهٔ نهادها گرفت

عجم‌اوغلو در سال ۲۰۰۵ مدال جان بیتس کلارک را دریافت کرد؛ جایزه‌ای که به اقتصاددان آمریکایی زیر چهل سال با دستاورد مهم در اندیشه و دانش اقتصادی اعطا می‌شود. جایزهٔ نمرز در اقتصاد، جایزهٔ مرزهای دانش BBVA و عضویت در نهادهایی مانند آکادمی ملی علوم آمریکا نیز از دیگر دستاوردهای حرفه‌ای او هستند.

در سال ۲۰۲۴، جایزهٔ علوم اقتصادی بانک مرکزی سوئد به یاد آلفرد نوبل به‌طور مشترک به دارون عجم‌اوغلو، سایمون جانسون و جیمز رابینسون تعلق گرفت. انگیزهٔ رسمی جایزه «مطالعهٔ چگونگی شکل‌گیری نهادها و تأثیر آن‌ها بر رفاه» اعلام شد. کمیتهٔ نوبل بر پژوهش‌هایی تأکید کرد که رابطهٔ میان نهادهای سیاسی و اقتصادی، استعمار و تفاوت پایدار در سطح رفاه کشورها را توضیح می‌دهند.

اهمیت او فقط در پاسخ‌هایی که ارائه کرده خلاصه نمی‌شود. عجم‌اوغلو در نزدیک‌کردن اقتصاد، تاریخ و علوم سیاسی نقش داشته و نشان داده است که مسئلهٔ رشد را نمی‌توان جدا از قدرت سیاسی مطالعه کرد. پژوهش‌های بعدی او دربارهٔ دموکراسی، ربات‌ها، بازار کار و فناوری نیز همین چارچوب را به مسائل معاصر گسترش داده‌اند.

چرا نظریهٔ عجم‌اوغلو منتقدان جدی دارد؟

قدرت «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» در وضوح نظریهٔ آن است؛ اما همین وضوح، منشأ مهم‌ترین نقدها نیز شده است. برخی منتقدان معتقدند تقسیم نهادها به فراگیر و استثماری، تاریخ پیچیدهٔ جوامع را بیش از اندازه ساده می‌کند. جنت هانتر در نقد LSE نوشته است که کتاب تعامل ظریف میان جغرافیا، فرهنگ و نهادها را کم‌رنگ می‌کند و گاهی دوره‌های تاریخی طولانی را در یک چارچوب فشرده قرار می‌دهد.

بیل گیتس نیز نظریهٔ کتاب را مبهم و بیش از حد تک‌عاملی دانسته و به نمونه‌هایی مانند ونیز، تمدن مایا و رشد چین اشاره کرده است. از دید او، رقابت، جغرافیا، زیرساخت، آموزش و سیاست‌های بازار در برخی موارد نقشی بزرگ‌تر از آن دارند که کتاب می‌پذیرد. گیتس همچنین معتقد است نویسندگان دقیقاً توضیح نمی‌دهند یک کشور چگونه باید از نهادهای استثماری به نهادهای فراگیر برسد.

این نقدها نظریهٔ عجم‌اوغلو را بی‌اعتبار نمی‌کنند، بلکه حدود آن را روشن‌تر می‌سازند. آثار او را بهتر است یک چارچوب قدرتمند برای پرسیدن سؤال‌های سیاسی و اقتصادی دانست، نه کلیدی که به‌تنهایی همهٔ معماهای تاریخ را باز می‌کند. خوانندهٔ دقیق باید هم قدرت توضیح‌دهندگی مفهوم نهادها را ببیند و هم از تبدیل آن به پاسخی برای همه‌چیز پرهیز کند.

نقل‌قول‌های مستند از دارون عجم‌اوغلو

  • «در نوجوانی به اقتصاد علاقه‌مند شدم؛ در ترکیه بزرگ می‌شدم و کودتای نظامی و سرکوب سیاسی مرا نگران کرده بود.» — مصاحبه با وب‌سایت نوبل، دسامبر ۲۰۲۴؛ ترجمهٔ آزاد.
  • «علم کاری است که ما انجام می‌دهیم؛ علم حاصل انتخاب‌های ماست. یک نردبان وجود ندارد که ناچار باشیم از آن بالا برویم؛ هزاران نردبان وجود دارد.» — مصاحبه با وب‌سایت نوبل؛ ترجمهٔ آزاد.
  • «همه اشتباه می‌کنند؛ مهم این است که اشتباه‌های خود را بشناسید و از آن‌ها یاد بگیرید.» — مصاحبه با وب‌سایت نوبل؛ ترجمهٔ آزاد.
  • «کاری را انجام دهید که دوست دارید؛ فقط به این فکر نکنید چه چیزی بیشترین موفقیت یا پول را برایتان می‌آورد.» — مصاحبه با وب‌سایت نوبل؛ ترجمهٔ آزاد.
  • «دموکراسی مهم، مطلوب و بیش از همیشه ضروری است.» — مصاحبه با وب‌سایت نوبل؛ ترجمهٔ آزاد.
  • «باید از خود بپرسیم چه نوع هوش مصنوعی می‌خواهیم و کدام فناوری‌های آینده بیشترین فایده را برای جامعه، به‌ویژه کارگران، خواهند داشت.» — گفت‌وگو با بانک فدرال رزرو ریچموند، ۲۰۲۳؛ ترجمهٔ آزاد.
  • «ما هوش ماشینی را به‌خودی‌خود نمی‌خواهیم؛ ماشین‌هایی می‌خواهیم که برای ما مفید باشند.» — گفت‌وگو با بانک فدرال رزرو ریچموند، ۲۰۲۳؛ ترجمهٔ آزاد.