کتاب قدرت و پیشرفت

داستان نبرد هزارساله برای تصاحب ثروت و فناوری
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.3

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب قدرت و پیشرفت

کتاب «قدرت و پیشرفت» که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، روایتی جذاب و تأمل‌برانگیز از یک کشمکش تاریخی است؛ کشمکشی هزارساله بر سر اینکه دستاوردهای فناوری دقیقاً به جیب چه کسانی می‌رود. این اثر با نگاهی عمیق نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، پیشرفت‌های فناورانه همیشه و به‌خودی‌خود به نفع عموم مردم تمام نشده‌اند، بلکه در بیشتر مواقع این نخبگان و قدرتمندان بوده‌اند که میوه‌ی این پیشرفت‌ها را چیده‌اند.

ایده‌ی محوری کتاب این است که توزیع قدرت در جامعه، سرنوشت فناوری را رقم می‌زند. نویسندگان با ظرافت استدلال می‌کنند که نوآوری به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن رفاه همگانی باشد؛ بلکه این ساختار قدرت است که تعیین می‌کند آیا یک اختراع جدید قرار است به شکوفایی اقتصادی همه‌ی اقشار کمک کند، یا فقط دره‌ی نابرابری را عمیق‌تر از گذشته سازد.

این کتاب با عبور از دل تاریخ و پیوند زدن نمونه‌های کهن به چالش‌های مدرن امروزی، به ما یادآوری می‌کند که مسیر فناوری یک تقدیر ازپیش‌نوشته‌شده نیست. «قدرت و پیشرفت» تلاشی است برای بیدار کردن این آگاهی که جامعه‌ی انسانی برای در اختیار گرفتن کنترل نوآوری‌ها به انتخاب‌های آگاهانه و جسورانه نیاز دارد تا مطمئن شود فناوری در خدمت اکثریت مردم است، نه ابزاری برای تسلط اقلیتی خاص.

مشخصات کتاب قدرت و پیشرفت

Power and Progress
Our Thousand-Year Struggle Over Technology and Prosperity
2023 میلادی
انگلیسی
نزاع هزار ساله ما بر سر فناوری و بهروزی

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

تلاش هزارساله برای دستیابی به فناوری و رفاه
،
کشمکش هزار ساله‌ی ما بر سر فناوری و رفاه

خلاصه کتاب قدرت و پیشرفت

25 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

7 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

مقدمه‌ای بر قدرت و پیشرفت؛ چرا فناوری همیشه به نفع مردم نبوده است؟

هر روز می‌شنویم که فناوری نویدبخش پیشرفت و رفاه است؛ اما اگر کمی درنگ کنیم، این پرسش اساسی پیش می‌آید که آیا واقعاً همه‌ی انسان‌ها از این پیشرفت‌ها بهره‌مند شده‌اند؟ دارون عجم‌اوغلو و سایمون جانسون در کتاب «قدرت و پیشرفت» ثابت می‌کنند که پاسخ به این سؤال اصلاً ساده نیست. آن‌ها با واکاوی بیش از هزار سال تاریخ بشر، نشان می‌دهند که نوآوری‌های بزرگ—از انقلاب کشاورزی و صنعتی گرفته تا شکوفایی عصر دیجیتال—گاهی زندگی انسان‌های عادی را زیرورو کرده و بهبود بخشیده‌اند، اما در بسیاری از مواقع، تنها به ماشینِ تولید ثروت و قدرت برای نخبگان تبدیل شده‌اند.

این دو اقتصاددان برجسته بر این باورند که سرنوشت و اثرگذاری فناوری را خودِ نوآوری تعیین نمی‌کند، بلکه این نحوه‌ی توزیع قدرت در جامعه است که حرف آخر را می‌زند. اگر انحصار تصمیم‌گیری در دست گروه کوچکی از قدرتمندان باشد، اختراعات جدید به‌سرعت به ابزاری برای تعمیق نابرابری تبدیل می‌شوند. در مقابل، اگر قدرت به‌شکلی متوازن در جامعه پخش شود، فناوری می‌تواند موتور محرکِ رشد پایدار و رونق همگانی باشد.

«قدرت و پیشرفت» صرفاً یک کتاب تاریخ نیست؛ این اثر یک زنگ خطر جدی برای فرداست. در روزگاری که هوش مصنوعی، رباتیک و زیست‌فناوری با سرعتی سرسام‌آور به پیش می‌تازند، این انتخاب‌های امروز ماست که مشخص می‌کند آیا این ابزارهای شگفت‌انگیز در خدمت عموم مردم خواهند بود یا به سلاحی تازه در دستان اقلیتی قدرتمند بدل خواهند شد.

فصل 1
از 7

روی دیگر سکه‌ی پیشرفت؛ وقتی نوآوری نابرابری می‌آفریند

مدام به ما می‌گویند که فناوری در حال زیباتر کردن جهان است. گوشی‌های هوشمندتر، نرم‌افزارهای سریع‌تر و انرژی‌های پاک‌تر، همگی نویدبخش آینده‌ای روشن‌ترند. اما وقتی با دقت بیشتری به ماجرا نگاه می‌کنیم، تصویر چندان هم شفاف و بی‌نقص نیست. بله، شاید فناوری بهره‌وری را به‌شدت افزایش دهد، اما دستمزد بسیاری از کارگران ثابت باقی مانده است. در کنار این، نظارت‌ها بیشتر شده، اعتماد عمومی رو به افول گذاشته و قدرت در دستان گروه بسیار کوچکی متمرکز شده است.

اما این پویاییِ فناوری در دنیای واقعی چگونه کار می‌کند و چطور می‌توان مسیر آن را به‌سوی آینده‌ای روشن‌تر تغییر داد؟ در ادامه‌ی این کتاب می‌آموزیم که چرا فناوری‌های جدید در بسیاری از مواقع، به‌جای پر کردن شکاف نابرابری، آن را عمیق‌تر و وحشتناک‌تر کرده‌اند. همچنین می‌بینیم که چگونه این دیدگاه‌ها و منافع نخبگان است که مسیر نوآوری را مشخص می‌کند، نه یک علم بی‌طرف و خالص. در نهایت، درک خواهیم کرد که برای به خدمت گرفتن فناوری در راستای منافع اکثریت مردم، به چه ابزارها و تصمیماتی نیاز داریم. تاریخ نشان می‌دهد که از زمین‌های کشاورزی قرون وسطی گرفته تا سرورهای پیشرفته‌ی هوش مصنوعی، الگوهای نابرابری یکسان‌اند و خطراتِ ناشی از آن‌ها هر روز بزرگ‌تر می‌شوند.

فصل 2
از 7

تکرار تاریخ؛ از ماشین‌های نساجی تا عصر دیجیتال

در دهه‌ی هجدهم میلادی، کارخانه‌های نساجی اقتصاد بریتانیا را زیرورو کردند. بهره‌وری به‌شکلی خیره‌کننده اوج گرفت، ماشین‌آلات جایگزین بافندگان ماهر شدند و صاحبان کارخانه‌ها ثروت‌های افسانه‌ای به هم زدند. اما سهم کارگران، به‌ویژه زنان و کودکان، از این نظام جدید تنها ساعت‌های طولانیِ کار، دستمزدهای ناچیز و انضباطی خردکننده بود. این الگو بارها در دل تاریخ تکرار شده است: نوآوری میزان تولید را افزایش می‌دهد، اما اکثر مردم را در وضعیت اسفناک‌تری رها می‌کند. اینجاست که آن پرسش بنیادین مطرح می‌شود: واقعاً چه کسی از پیشرفت فناوری سود می‌برد؟

پاسخ رایج به این سؤال، تصویری ساده و خوش‌بینانه در ذهن می‌سازد. داستانی که همیشه در گوش ما خوانده‌اند این است: ابزارهای بهتر ما را بهره‌ورتر می‌کنند، رشد بهره‌وری دستمزدها را بالا می‌برد و در نهایت زندگی همه بهتر می‌شود. این زنجیره‌ی استدلال شاید منطقی به نظر برسد، اما در واقعیت کاملاً غلط است. حقیقت این است که در بیشتر هزار سال گذشته، نوآوری‌های بزرگ مستقیماً به جیب نخبگان رفته‌اند. به‌عنوان نمونه، ابزارهای پیشرفته‌ی کشاورزی در قرون وسطی تنها سود اربابان را دوچندان کرد، اما بار سنگین‌تری بر دوش رعیت‌ها گذاشت. اختراع دستگاه پنبه‌پاک‌کن سرعت تولید پنبه را بالا برد، اما تاوان آن، بهره‌کشی بی‌رحمانه‌تر و عمیق‌تر از بردگان بود.

مشکل در خود این اختراعات نبود، بلکه در نحوه‌ی استفاده از آن‌ها ریشه داشت. در بیشتر موارد، فناوری نه برای بهبود کیفیت زندگی کارگران، بلکه برای اعمال کنترل بیشتر بر آن‌ها به کار گرفته شد. مثلاً در دوران انقلاب صنعتی، سیستم‌های کارخانه‌ای دقیقاً با این هدف طراحی شدند که نظارت بر کارگران شدیدتر شود و کارهای پیچیده به وظایف تکراری و بی‌نیاز از مهارت تجزیه شوند. این طراحی‌ها تصادفی نبودند؛ بلکه انتخاب‌های آگاهانه‌ی افرادِ صاحب‌قدرت بودند.

ردپای همین الگو در عصر دیجیتال هم به‌وضوح دیده می‌شود. با وجود پیشرفت‌های خیره‌کننده در حوزه‌ی پردازش رایانه‌ای و ارتباطات، دستمزد واقعی بسیاری از کارگران از دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی ثابت مانده یا حتی کاهش یافته است. بهره‌وری و سودآوری سربه فلک کشیده، اما مزایای آن عمدتاً به حساب مدیران، سرمایه‌گذاران و گروه کوچکی از متخصصان فناوری واریز شده است. در همین حال، بخش بزرگی از افراد فاقد مدرک دانشگاهی، به‌طور کامل از چرخه‌ی نیروی کار بیرون رانده شده‌اند.

نکته‌ی حیاتی این است که فناوری به‌تنهایی شکل‌دهنده‌ی جامعه نیست. این تصمیم‌گیری‌ها درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از فناوری و هویتِ تصمیم‌گیرندگان است که مشخص می‌کند آیا ثمرات پیشرفت میان همه تقسیم می‌شود یا در دست عده‌ای خاص بلوکه می‌ماند. این تصمیم‌ها معمولاً زیر سایه‌ی روایت‌های قدرتمندی شکل می‌گیرند که از مفهوم «پیشرفت» ساخته شده‌اند. بنابراین، برای درک اینکه فناوری چگونه اقتصاد را دگرگون می‌کند، ابتدا باید بفهمیم این روایت‌ها چگونه خلق می‌شوند و چه کسانی آن‌ها را تعریف می‌کنند.

مقدمه

مقدمه‌ای بر قدرت و پیشرفت؛ چرا فناوری همیشه به نفع مردم نبوده است؟

هر روز می‌شنویم که فناوری نویدبخش پیشرفت و رفاه است؛ اما اگر کمی درنگ کنیم، این پرسش اساسی پیش می‌آید که آیا واقعاً همه‌ی انسان‌ها از این پیشرفت‌ها بهره‌مند شده‌اند؟ دارون عجم‌اوغلو و سایمون جانسون در کتاب «قدرت و پیشرفت» ثابت می‌کنند که پاسخ به این سؤال اصلاً ساده نیست. آن‌ها با واکاوی بیش از هزار سال تاریخ بشر، نشان می‌دهند که نوآوری‌های بزرگ—از انقلاب کشاورزی و صنعتی گرفته تا شکوفایی عصر دیجیتال—گاهی زندگی انسان‌های عادی را زیرورو کرده و بهبود بخشیده‌اند، اما در بسیاری از مواقع، تنها به ماشینِ تولید ثروت و قدرت برای نخبگان تبدیل شده‌اند.

این دو اقتصاددان برجسته بر این باورند که سرنوشت و اثرگذاری فناوری را خودِ نوآوری تعیین نمی‌کند، بلکه این نحوه‌ی توزیع قدرت در جامعه است که حرف آخر را می‌زند. اگر انحصار تصمیم‌گیری در دست گروه کوچکی از قدرتمندان باشد، اختراعات جدید به‌سرعت به ابزاری برای تعمیق نابرابری تبدیل می‌شوند. در مقابل، اگر قدرت به‌شکلی متوازن در جامعه پخش شود، فناوری می‌تواند موتور محرکِ رشد پایدار و رونق همگانی باشد.

«قدرت و پیشرفت» صرفاً یک کتاب تاریخ نیست؛ این اثر یک زنگ خطر جدی برای فرداست. در روزگاری که هوش مصنوعی، رباتیک و زیست‌فناوری با سرعتی سرسام‌آور به پیش می‌تازند، این انتخاب‌های امروز ماست که مشخص می‌کند آیا این ابزارهای شگفت‌انگیز در خدمت عموم مردم خواهند بود یا به سلاحی تازه در دستان اقلیتی قدرتمند بدل خواهند شد.

فصل 1
از 7

روی دیگر سکه‌ی پیشرفت؛ وقتی نوآوری نابرابری می‌آفریند

مدام به ما می‌گویند که فناوری در حال زیباتر کردن جهان است. گوشی‌های هوشمندتر، نرم‌افزارهای سریع‌تر و انرژی‌های پاک‌تر، همگی نویدبخش آینده‌ای روشن‌ترند. اما وقتی با دقت بیشتری به ماجرا نگاه می‌کنیم، تصویر چندان هم شفاف و بی‌نقص نیست. بله، شاید فناوری بهره‌وری را به‌شدت افزایش دهد، اما دستمزد بسیاری از کارگران ثابت باقی مانده است. در کنار این، نظارت‌ها بیشتر شده، اعتماد عمومی رو به افول گذاشته و قدرت در دستان گروه بسیار کوچکی متمرکز شده است.

اما این پویاییِ فناوری در دنیای واقعی چگونه کار می‌کند و چطور می‌توان مسیر آن را به‌سوی آینده‌ای روشن‌تر تغییر داد؟ در ادامه‌ی این کتاب می‌آموزیم که چرا فناوری‌های جدید در بسیاری از مواقع، به‌جای پر کردن شکاف نابرابری، آن را عمیق‌تر و وحشتناک‌تر کرده‌اند. همچنین می‌بینیم که چگونه این دیدگاه‌ها و منافع نخبگان است که مسیر نوآوری را مشخص می‌کند، نه یک علم بی‌طرف و خالص. در نهایت، درک خواهیم کرد که برای به خدمت گرفتن فناوری در راستای منافع اکثریت مردم، به چه ابزارها و تصمیماتی نیاز داریم. تاریخ نشان می‌دهد که از زمین‌های کشاورزی قرون وسطی گرفته تا سرورهای پیشرفته‌ی هوش مصنوعی، الگوهای نابرابری یکسان‌اند و خطراتِ ناشی از آن‌ها هر روز بزرگ‌تر می‌شوند.

فصل 2
از 7

تکرار تاریخ؛ از ماشین‌های نساجی تا عصر دیجیتال

در دهه‌ی هجدهم میلادی، کارخانه‌های نساجی اقتصاد بریتانیا را زیرورو کردند. بهره‌وری به‌شکلی خیره‌کننده اوج گرفت، ماشین‌آلات جایگزین بافندگان ماهر شدند و صاحبان کارخانه‌ها ثروت‌های افسانه‌ای به هم زدند. اما سهم کارگران، به‌ویژه زنان و کودکان، از این نظام جدید تنها ساعت‌های طولانیِ کار، دستمزدهای ناچیز و انضباطی خردکننده بود. این الگو بارها در دل تاریخ تکرار شده است: نوآوری میزان تولید را افزایش می‌دهد، اما اکثر مردم را در وضعیت اسفناک‌تری رها می‌کند. اینجاست که آن پرسش بنیادین مطرح می‌شود: واقعاً چه کسی از پیشرفت فناوری سود می‌برد؟

پاسخ رایج به این سؤال، تصویری ساده و خوش‌بینانه در ذهن می‌سازد. داستانی که همیشه در گوش ما خوانده‌اند این است: ابزارهای بهتر ما را بهره‌ورتر می‌کنند، رشد بهره‌وری دستمزدها را بالا می‌برد و در نهایت زندگی همه بهتر می‌شود. این زنجیره‌ی استدلال شاید منطقی به نظر برسد، اما در واقعیت کاملاً غلط است. حقیقت این است که در بیشتر هزار سال گذشته، نوآوری‌های بزرگ مستقیماً به جیب نخبگان رفته‌اند. به‌عنوان نمونه، ابزارهای پیشرفته‌ی کشاورزی در قرون وسطی تنها سود اربابان را دوچندان کرد، اما بار سنگین‌تری بر دوش رعیت‌ها گذاشت. اختراع دستگاه پنبه‌پاک‌کن سرعت تولید پنبه را بالا برد، اما تاوان آن، بهره‌کشی بی‌رحمانه‌تر و عمیق‌تر از بردگان بود.

مشکل در خود این اختراعات نبود، بلکه در نحوه‌ی استفاده از آن‌ها ریشه داشت. در بیشتر موارد، فناوری نه برای بهبود کیفیت زندگی کارگران، بلکه برای اعمال کنترل بیشتر بر آن‌ها به کار گرفته شد. مثلاً در دوران انقلاب صنعتی، سیستم‌های کارخانه‌ای دقیقاً با این هدف طراحی شدند که نظارت بر کارگران شدیدتر شود و کارهای پیچیده به وظایف تکراری و بی‌نیاز از مهارت تجزیه شوند. این طراحی‌ها تصادفی نبودند؛ بلکه انتخاب‌های آگاهانه‌ی افرادِ صاحب‌قدرت بودند.

ردپای همین الگو در عصر دیجیتال هم به‌وضوح دیده می‌شود. با وجود پیشرفت‌های خیره‌کننده در حوزه‌ی پردازش رایانه‌ای و ارتباطات، دستمزد واقعی بسیاری از کارگران از دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی ثابت مانده یا حتی کاهش یافته است. بهره‌وری و سودآوری سربه فلک کشیده، اما مزایای آن عمدتاً به حساب مدیران، سرمایه‌گذاران و گروه کوچکی از متخصصان فناوری واریز شده است. در همین حال، بخش بزرگی از افراد فاقد مدرک دانشگاهی، به‌طور کامل از چرخه‌ی نیروی کار بیرون رانده شده‌اند.

نکته‌ی حیاتی این است که فناوری به‌تنهایی شکل‌دهنده‌ی جامعه نیست. این تصمیم‌گیری‌ها درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از فناوری و هویتِ تصمیم‌گیرندگان است که مشخص می‌کند آیا ثمرات پیشرفت میان همه تقسیم می‌شود یا در دست عده‌ای خاص بلوکه می‌ماند. این تصمیم‌ها معمولاً زیر سایه‌ی روایت‌های قدرتمندی شکل می‌گیرند که از مفهوم «پیشرفت» ساخته شده‌اند. بنابراین، برای درک اینکه فناوری چگونه اقتصاد را دگرگون می‌کند، ابتدا باید بفهمیم این روایت‌ها چگونه خلق می‌شوند و چه کسانی آن‌ها را تعریف می‌کنند.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

روایت‌سازی نخبگان؛ چگونه قدرتمندان آینده را ترسیم می‌کنند؟

4 |

ردپای تاریک تاریخ؛ وقتی فناوری بدون مشارکت شکل می‌گیرد

5 |

شورش علیه ماشین‌ها؛ چگونه نیروی کار مسیر نوآوری را تغییر داد؟

6 |

پایان یک رویا؛ چگونه انقلاب دیجیتال مسیر رفاه همگانی را مسدود کرد؟

7 |

دموکراسی در لبه‌ی پرتگاه؛ چگونه کنترل فناوری را پس بگیریم؟

پیام کلیدی کتاب قدرت و پیشرفت

خلاصه کتاب‌های مشابه

رایگان
اثر جورج اورول
اثر هانا آرنت
رایگان
اثر دارون عجم‌اوغلو، جیمز رابینسون
رایگان
اثر آنا لمبکی
اثر شین پریش، ریانون بوبین

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز