هر روز میشنویم که فناوری نویدبخش پیشرفت و رفاه است؛ اما اگر کمی درنگ کنیم، این پرسش اساسی پیش میآید که آیا واقعاً همهی انسانها از این پیشرفتها بهرهمند شدهاند؟ دارون عجماوغلو و سایمون جانسون در کتاب «قدرت و پیشرفت» ثابت میکنند که پاسخ به این سؤال اصلاً ساده نیست. آنها با واکاوی بیش از هزار سال تاریخ بشر، نشان میدهند که نوآوریهای بزرگ—از انقلاب کشاورزی و صنعتی گرفته تا شکوفایی عصر دیجیتال—گاهی زندگی انسانهای عادی را زیرورو کرده و بهبود بخشیدهاند، اما در بسیاری از مواقع، تنها به ماشینِ تولید ثروت و قدرت برای نخبگان تبدیل شدهاند.
این دو اقتصاددان برجسته بر این باورند که سرنوشت و اثرگذاری فناوری را خودِ نوآوری تعیین نمیکند، بلکه این نحوهی توزیع قدرت در جامعه است که حرف آخر را میزند. اگر انحصار تصمیمگیری در دست گروه کوچکی از قدرتمندان باشد، اختراعات جدید بهسرعت به ابزاری برای تعمیق نابرابری تبدیل میشوند. در مقابل، اگر قدرت بهشکلی متوازن در جامعه پخش شود، فناوری میتواند موتور محرکِ رشد پایدار و رونق همگانی باشد.
«قدرت و پیشرفت» صرفاً یک کتاب تاریخ نیست؛ این اثر یک زنگ خطر جدی برای فرداست. در روزگاری که هوش مصنوعی، رباتیک و زیستفناوری با سرعتی سرسامآور به پیش میتازند، این انتخابهای امروز ماست که مشخص میکند آیا این ابزارهای شگفتانگیز در خدمت عموم مردم خواهند بود یا به سلاحی تازه در دستان اقلیتی قدرتمند بدل خواهند شد.
