نویسنده کتب روانشناسی کاربردی و مدیریت، حوزه خلاقیت و نوآوری، موفقیت و توسعه فردی، فرهنگ سازمانی و رهبری، روانشناس سازمانی، استاد مدیریت و روانشناسی سازمانی در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، پژوهشگر انگیزه و رفتار سازمانی، سخنران TED، میزبان پادکست Re:Thinking، مشاور رهبران و سازمانها
آدام گرنت (Adam Grant)، روانشناس و استاد برجستهی دانشگاه پنسیلوانیا ، یکی از مشهورترین سخنرانان و مشاوران سازمانی در حوزهی مدیریت و منابع انسانی است. موفقیتها و بینش عمیق او باعث شده تا در سطح جهانی بهعنوان یکی از ۱۰ متفکر برجستهی حوزهی مدیریت شناخته شود و مجلهی معتبر فورچون نیز نام او را در فهرست چهل استعداد برتر جوان (زیر چهل سال) در دنیای کسبوکار قرار دهد.
گرنت علاوه بر فعالیتهای دانشگاهی و مشاورهای، خالق چهار کتاب پرفروش در فهرست نیویورکتایمز است. او همچنین بهعنوان نویسنده با روزنامهی نیویورکتایمز در زمینهی موضوعات روانشناسی همکاری نزدیکی دارد و دیدگاههای تحلیلی او همواره با استقبال چشمگیری از سوی مخاطبان روبهرو میشود.
در کارنامهی حرفهای پربار او، تجربهی ارزشمند همکاری و مشاوره با شرکتها و مجموعههای نامدار جهان به چشم میخورد. وی به سازمانهای بزرگی نظیر گوگل ، گلدمن ساکس، دیزنی پیکسار، سازمان لیگ بسکتبال حرفهای آمریکا (NBA) و بنیاد گیتس یاری رسانده است تا فرهنگ سازمانی و منابع انسانی خود را در بالاترین سطح بهبود بخشند.
بخش بزرگی از کتابهای موفقیت میکوشند به خواننده یاد بدهند چگونه مطمئنتر تصمیم بگیرد، برنده شود و تواناییهایش را به نمایش بگذارد. آدام گرنت مسیر دیگری را پیشنهاد میکند: شاید پیشرفت از جایی آغاز شود که در دانستههای خود تردید کنیم، به دیگران کمک کنیم، ایدههای خام را زودتر در معرض نقد بگذاریم و استعداد را نه نقطهی شروع، بلکه حاصل یادگیری بدانیم.
همین وارونهکردن باورهای رایج، هستهی اصلی کتابهای آدام گرنت است. او روانشناس سازمانی، استاد مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا و نویسندهای است که پژوهشهای دانشگاهی دربارهی انگیزه، همکاری، خلاقیت و یادگیری را به روایتهایی قابلفهم برای مخاطب عمومی تبدیل میکند. آثار او در مرز میان روانشناسی کاربردی، مدیریت و توسعه فردی قرار دارند؛ اما برخلاف بسیاری از نویسندگان این حوزه، معمولاً استدلال خود را از دل مقالههای علمی، مطالعههای میدانی و تجربهی واقعی سازمانها بیرون میکشد.
گرنت بیش از آنکه مجموعهای از نسخههای قطعی ارائه کند، خواننده را به بازنگری فرا میخواند: آیا بخشندگی واقعاً مانع موفقیت است؟ آیا افراد خلاق همیشه خطرپذیرند؟ آیا استعداد اولیه سرنوشت آینده را تعیین میکند؟ و آیا تغییر عقیده نشانهی ضعف است یا نشانهی توانایی فکری؟
نام کامل این نویسنده آدام ام. گرنت (Adam M. Grant) است. او ۱۳ اوت ۱۹۸۱ در وست بلومفیلدِ ایالت میشیگان آمریکا به دنیا آمد و در حومهی دیترویت بزرگ شد. در دوران نوجوانی شیرجهی تختهای را جدی دنبال میکرد و در سالهای جوانی در سطح مسابقات نوجوانان آمریکا حضور داشت. تجربهی تمرین مستمر در رشتهای که در آغاز استعداد چشمگیری در آن نشان نمیداد، سالها بعد به یکی از نمونههای شخصی او برای توضیح یادگیری و «ظرفیت پنهان» تبدیل شد.
گرنت مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه هاروارد گرفت و سپس در دانشگاه میشیگان، در رشتهی روانشناسی سازمانی، تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری را ادامه داد. پیش از تثبیت جایگاه دانشگاهیاش، تجربههایی نامعمول نیز داشت؛ از جمله فعالیت بهعنوان شعبدهباز حرفهای در دورهی دانشجویی. شعبدهبازی و شیرجه شاید در نگاه اول ارتباطی با مدیریت نداشته باشند، اما هر دو با موضوعاتی گره خوردهاند که بعدتر در آثار او پررنگ شدند: تمرین هدفمند، ادارهی توجه مخاطب، پذیرش شکست و فاصلهی میان استعداد اولیه و مهارت نهایی.
او در مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا به تدریس و پژوهش پرداخت و پیش از سیسالگی به مرتبهی دانشیاری رسمی رسید. وارتون او را طی هفت سال پیاپی استاد برتر ارزیابی کرد. پژوهشهای دانشگاهیاش نیز جوایزی از انجمن روانشناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم آمریکا دریافت کردهاند. این پیشینه اهمیت دارد، زیرا نوشتههای گرنت صرفاً حاصل تجربهی مشاوره یا سخنرانی انگیزشی نیستند؛ نقطهی شروع آنها پرسشهای کلاسیک روانشناسی کار است: چه چیزی به افراد انگیزه میدهد، چرا بعضی گروهها بهتر یاد میگیرند و چگونه فرهنگ سازمانی بر رفتار انسان اثر میگذارد؟
مسیر فکری گرنت را میتوان در چهار چرخش اصلی خلاصه کرد. نخستین چرخش، عبور از تصور فردگرایانهی موفقیت است. در «Give and Take» استدلال میکند که موفقیت فقط به استعداد، پشتکار و شانس وابسته نیست؛ شیوهی تعامل ما با دیگران نیز تعیینکننده است. او افراد را، نه بهعنوان برچسبهای ثابت شخصیتی، بلکه بر اساس الگوهای غالب تعامل، به بخشندهها، گیرندهها و معاملهبهمثلکنندهها تقسیم میکند.
چرخش دوم به خلاقیت مربوط است. «Originals» تصویری را که از فرد خلاقِ بیپروا و همیشه مطمئن ساختهایم، به چالش میکشد. در روایت گرنت، افراد نوآور نیز تردید میکنند، تعلل دارند و گاهی ریسکهای زندگی خود را کاهش میدهند تا بتوانند در حوزهای مشخص خطر کنند. اصالت از داشتن اولین ایدهی متفاوت به دست نمیآید؛ به تولید ایدههای متعدد، انتخاب دقیق و توانایی جلب حمایت نیاز دارد.
چرخش سوم در «Think Again» رخ میدهد: هوش فقط توانایی اندیشیدن و آموختن نیست، بلکه ظرفیت بازاندیشی و کنارگذاشتن آموختههای منسوخ را نیز در بر میگیرد. گرنت سه حالت ذهنی واعظ، دادستان و سیاستمدار را در برابر ذهنیت دانشمند قرار میدهد. واعظ از باور مقدس خود دفاع میکند، دادستان به دنبال اثبات خطای دیگری است و سیاستمدار برای جلب تأیید مخاطب موضع میگیرد؛ اما دانشمند فرضیه میسازد، شواهد را میآزماید و آمادهی اصلاح نظر خود میماند.
چهارمین چرخش در «Hidden Potential» آشکار میشود. معیار ظرفیت انسان، از نگاه او، جایگاهی نیست که به آن رسیده، بلکه مسافتی است که طی کرده است. این دیدگاه توجه را از نوابغ زودرس به دیرشکوفاها، از توانایی ذاتی به مهارتهای شخصیتی و از رقابت فردی به «نظامهای فرصت» منتقل میکند. در نتیجه، افکار آدام گرنت فقط توصیهای برای تلاش بیشتر نیست؛ نقدی است بر محیطهایی که افراد را بیش از حد زود بر اساس عملکرد اولیه رتبهبندی میکنند.
«Give and Take: A Revolutionary Approach to Success» در سال ۲۰۱۳ منتشر شد و در فارسی با عنوانهایی مانند «بده و بستان» و «ببخش و بگیر» شناخته میشود. گرنت در این کتاب نشان میدهد که بخشندهها میتوانند هم در پایینترین و هم در بالاترین سطوح موفقیت قرار بگیرند. تفاوت در این است که بخشندگی بدون مرز ممکن است به فرسودگی و سوءاستفاده بینجامد، اما بخشندگی همراه با مراقبت از منافع شخصی، شبکهای پایدار از اعتماد میسازد.
این کتاب برای مدیران، متخصصان منابع انسانی و خوانندگانی مناسب است که به روانشناسی روابط کاری علاقه دارند. نقطهی قوت آن، پیوند میان همکاری و عملکرد است؛ بااینحال نباید دستهبندیهایش را آزمون شخصیت یا هویت ثابت انسانها تلقی کرد.
«Originals: How Non-Conformists Move the World» در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و ترجمههای فارسی آن با نامهایی مانند «نوآفرینان» و «اصیلها» عرضه شدهاند. کتاب دربارهی تولید و پیشبرد ایدههایی است که وضع موجود را به چالش میکشند. گرنت با نمونههایی از کسبوکار، هنر و جنبشهای اجتماعی نشان میدهد نوآوری معمولاً محصول یک جرقهی ناگهانی نیست؛ افراد خلاق ایدههای بیشتری تولید میکنند و بنابراین احتمال رسیدنشان به ایدهای ارزشمند افزایش مییابد.
«نوآفرینان» برای کارآفرینان، مدیران محصول، نویسندگان و کسانی که با مقاومت سازمانی روبهرو هستند مفید است. تعدد روایتها کتاب را جذاب میکند، هرچند جابهجایی سریع میان مطالعات و شخصیتهای تاریخی گاهی تمرکز استدلال را کاهش میدهد.
«Option B: Facing Adversity, Building Resilience, and Finding Joy» در سال ۲۰۱۷ با همکاری شریل سندبرگ منتشر شد. کتاب از تجربهی سندبرگ پس از مرگ ناگهانی همسرش آغاز میشود و یافتههای روانشناسی دربارهی سوگ، تابآوری و بازسازی زندگی را با روایت شخصی ترکیب میکند.
«گزینهی ب» با دیگر آثار گرنت تفاوت دارد: لحن آن شخصیتر و عاطفیتر است و نقش نویسندگی میان دو مؤلف تقسیم شده است. این اثر برای خوانندهای مناسب است که به مواجهه با فقدان یا حمایت از فرد سوگوار میاندیشد، نه کسی که صرفاً دنبال کتابی دربارهی بهرهوری است.
«Think Again: The Power of Knowing What You Don’t Know» در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و در فارسی بیشتر با عنوان «دوباره فکر کن» شناخته میشود. موضوع کتاب توانایی تجدیدنظر در باورهاست؛ مهارتی که در محیطهای پیچیده، از سرعت تصمیمگیری مهمتر میشود. گرنت از خواننده میخواهد میان اعتمادبهنفس و قطعیت تفاوت بگذارد: میتوان به توانایی یادگیری خود مطمئن بود، بیآنکه دربارهی نتیجهی فعلی یقین داشت.
نمونههای مربوط به مذاکره، مناظره، قطبیشدن و گفتوگو با مخالفان، کتاب را فراتر از محیط کار میبرند. برای بسیاری از مخاطبان، این اثر بهترین مدخل ورود به جهان فکری گرنت است؛ زیرا ایدهی مرکزی روشن، کاربرد وسیع و نثری روان دارد.
«Hidden Potential: The Science of Achieving Greater Things» در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. عنوان آن در فارسی به شکلهای «ظرفیت پنهان»، «پتانسیل پنهان» و «توانمندیهای نهان» ترجمه شده است. کتاب به جای ستایش نوابغ، بر مهارتهای شخصیتی، انگیزه، آموزش و نظامهایی تمرکز میکند که فرصت رشد را فراهم میآورند.
گرنت در این اثر میان شخصیت و شخصیتواره تفاوت میگذارد: اینکه معمولاً چگونه رفتار میکنیم با اینکه در موقعیتی دشوار چه انتخابی انجام میدهیم یکسان نیست. کتاب برای معلمان، والدین، مربیان و افرادی مناسب است که شروع درخشانی نداشتهاند اما به دنبال طراحی مسیر یادگیری بلندمدت هستند.
برای آشنایی اولیه، «دوباره فکر کن» بهترین انتخاب است. مسئلهی کتاب—چگونه بدون ازدستدادن اعتمادبهنفس، عقیدهی خود را اصلاح کنیم—تقریباً در زندگی شخصی، کار و گفتوگوهای اجتماعی همه کاربرد دارد. ساختار روشن و مثالهای متنوع نیز ورود به بحث را آسان میکند.
اگر دغدغهی اصلیتان روابط حرفهای و فرهنگ همکاری است، از «بده و بستان» آغاز کنید. برای راهاندازی ایده، خلاقیت و مقابله با همرنگی سازمانی، «نوآفرینان» انتخاب دقیقتری است. معلمان، والدین و علاقهمندان به یادگیری بهتر است سراغ «ظرفیت پنهان» بروند. «گزینهی ب» نیز بیش از آنکه نمایندهی کامل سبک فکری گرنت باشد، اثری موضوعی دربارهی سوگ و تابآوری است و بهتر است بر اساس نیاز عاطفی خوانده شود.
خوانندهی جدیتر میتواند ترتیب انتشار را دنبال کند: «بده و بستان»، «نوآفرینان»، «دوباره فکر کن» و سپس «ظرفیت پنهان». این ترتیب نشان میدهد دامنهی پرسشهای نویسنده چگونه از روابط کاری به خلاقیت، بازاندیشی و سرانجام رشد انسان و عدالت آموزشی گسترش یافته است.
نثر گرنت بر ترکیب سه عنصر استوار است: یک باور رایج، پژوهشی که آن باور را پیچیدهتر میکند و داستان فرد یا سازمانی که یافته را ملموس نشان میدهد. او معمولاً با نتیجهای خلاف انتظار آغاز میکند؛ برای مثال، بخشندهها ممکن است هم ناموفقترین و هم موفقترین افراد باشند یا تعلل در شرایطی مشخص به خلاقیت کمک کند. این تضاد، موتور روایی کتابهای اوست.
امتیاز مهم آثار آدام گرنت، دسترسپذیرکردن روانشناسی سازمانی است. کتابها منابع و پژوهشهای فراوانی دارند، اما زبان آنها مانند مقالهی دانشگاهی سنگین نیست. حضور او در سخنرانیهای TED، پادکست «Re:Thinking» و نوشتههای مطبوعاتی نیز باعث شده ایدههایی مانند «فروتنی فکری»، «شبکهی چالش» و «رخوت» وارد گفتوگوی عمومی شوند.
بااینحال، جذابیت روایت میتواند محدودیتهایی ایجاد کند. داستان افراد موفق لزوماً ثابت نمیکند همان الگو در تمام فرهنگها، مشاغل و شرایط اقتصادی نتیجهی مشابهی دارد. خواننده باید میان «مثال روشنگر» و «شاهد قطعی» تفاوت بگذارد، بهخصوص هنگامی که کتاب از زندگی یک شخصیت مشهور به توصیهای عمومی میرسد.
نقد دیگر به فشردهسازی یافتههای پیچیده مربوط است. تقسیم افراد به بخشنده، گیرنده و معاملهبهمثلکننده یا تفکیک ذهنیت واعظ، دادستان و دانشمند برای بهخاطرسپردن مفید است، اما رفتار واقعی انسان به موقعیت، قدرت، فرهنگ و ساختار سازمانی وابسته است. خود گرنت معمولاً استثناها را توضیح میدهد، ولی تیترها و خلاصههای شبکههای اجتماعی ممکن است ظرافت استدلال او را از بین ببرند.
همچنین راهکارهای فردی جای اصلاح ساختار را نمیگیرند. سخاوتمندی هوشمندانه در محیطی ناسالم میتواند کمککننده باشد، اما تبعیض، ناامنی شغلی یا مدیریت استثمارگرانه را بهتنهایی حل نمیکند. ارزش آثار گرنت زمانی بیشتر میشود که آنها را نه مجموعهای از قوانین همیشگی، بلکه فرضیههایی برای آزمودن در موقعیت واقعی بخوانیم.
گرنت در سال ۲۰۱۱ جایزهی انجمن روانشناسی آمریکا برای مشارکت علمی برجسته در آغاز مسیر حرفهای در روانشناسی کاربردی را دریافت کرد. نام او بارها در رتبهبندی Thinkers50 آمده و در سال ۲۰۲۳ رتبهی دوم و در سال ۲۰۲۵ رتبهی هشتم متفکران مدیریت را به دست آورده است. کتابهایش میلیونها نسخه فروش داشتهاند و به دهها زبان ترجمه شدهاند.
اما جایگاه او فقط با فروش کتاب سنجیده نمیشود. گرنت یکی از چهرههایی است که فاصلهی میان دانشگاه و مخاطب عمومی را کاهش دادهاند. او یافتههای روانشناسی را برای مدیران، معلمان، والدین و کارکنان قابل استفاده میکند، بیآنکه هویت دانشگاهی خود را کنار بگذارد. همکاری با سازمانهایی مانند گوگل، ناسا و پیکسار و فعالیت رسانهای گسترده، دامنهی نفوذ افکار او را از کلاس درس فراتر برده است.
ماندگارترین پیام آثارش احتمالاً یک توصیهی واحد نیست، بلکه نوعی نگرش است: عقیده را بخشی از هویت خود ندانیم، استعداد اولیه را با ظرفیت نهایی اشتباه نگیریم و موفقیت را فقط حاصل رقابت فردی نبینیم. بهترین کتابهای آدام گرنت زمانی اثرگذارند که خواننده پس از بستن آنها، نه فقط دربارهی دیگران، بلکه دربارهی عادتهای ذهنی خودش پرسش تازهای مطرح کند.
نقلقولهای زیر مستقیماً از آثار گرنت انتخاب و به فارسی، بهصورت آزاد، ترجمه شدهاند: