کتاب گزینه‌ی دوم

راهنمای بازگشت به زندگی در روزهای تاریک فقدان و سوگ

نویسندگان:

شریل سندبرگ (Sheryl Sandberg)
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.4

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

دسته‌بندی‌: موفقیت و انگیزشی

معرفی کتاب گزینه‌ی دوم

کتاب «گزینه‌ی دوم» (Option B) اثری عمیق و تکان‌دهنده است که ریشه در واقعیتی تلخ و تجربه‌ای کاملاً شخصی دارد. شریل سندبرگ پس از مرگ ناگهانی همسرش، خود را در تاریک‌ترین نقطه‌ی سوگ و اندوه یافت؛ جایی که تصور می‌کرد دیگر هرگز نور امیدی به زندگی‌اش نخواهد تابید. با این حال، این کتاب صرفاً یک روایت غم‌انگیز از تسلیم شدن در برابر سرنوشت نیست، بلکه داستان بلند شدن، تاب آوردن و با قدرت بیشتر از دل یک بحران وحشتناک بیرون آمدن است.

این اثر، ترکیبی درخشان از تجربه‌ی زیسته‌ی یک انسان دردمند و یافته‌های علمی روان‌شناسی است. نویسندگان در این کتاب به کالبدشکافی دقیق فرآیند سوگ می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه انسان می‌تواند پس از فروپاشی همه‌چیز، معنای زندگی، مفهوم مرگ و حتی خوشبختی را از نو برای خود تعریف کند. تمرکز کتاب بر این است که وقتی زندگی بی‌رحمانه ما را در تنگنا قرار می‌دهد، چگونه باید قدم‌به‌قدم راهی برای حرکت روبه‌جلو پیدا کنیم.

در جهانی که غالباً انتظار می‌رود انسان‌ها خیلی زود بر دردهایشان غلبه کنند، «گزینه‌ی دوم» فضای امنی برای پذیرش رنج فراهم می‌کند. این کتاب به خواننده‌ی خود یادآوری می‌کند که تاب‌آوری یک ویژگی مادرزادی نیست، بلکه مهارتی است که می‌توان آن را حتی در ویرانه‌ترین لحظات زندگی پرورش داد تا بار دیگر شادی را، هرچند با شکلی متفاوت، در آغوش کشید.

مشخصات کتاب گزینه‌ی دوم

Option B
Facing Adversity, Building Resilience, and Finding Joy
2017 میلادی
انگلیسی
گزینه ب
،
راه‌حل جایگزین
،
مسیر جایگزین

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

مواجهه با سختی، ایجاد سازگاری و دست یافتن به شادمانی
،
رویارویی با مشقت، ایجاد تاب آوری و یافتن شادی
،
مواجهه با سختی، ارتقای حد تحمل و رسیدن به شادی

خلاصه کتاب گزینه‌ی دوم

13 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

6 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

از سوگ تا تاب‌آوری؛ مقدمه‌ای بر کتاب گزینه‌ی دوم

وقتی شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیات فیس‌بوک، در ۴۵ سالگی به‌شکلی کاملاً ناگهانی همسرش را از دست داد و بیوه شد، دو فرزند کوچک دبستانی داشت. شوکِ از دست دادن شریک زندگی در اوج جوانی، در کنار سنگینی واقعیت بزرگ کردن دو فرزند به‌تنهایی، او را بهت‌زده کرد و در گردابی از سوگ عمیق فرو برد.

در این روزهای تاریک، او توانست در کنار دوستانش و حمایت‌های آن‌ها کمی آرامش پیدا کند؛ دوستانی که پژوهش‌ها و مطالعاتی درباره‌ی تاب‌آوری، سوگ و شادی را در اختیار او گذاشتند. در یکی از ضعیف‌ترین و شکننده‌ترین لحظات، شریل به یکی از دوستانش گفت که فقط همسرش، دیو، را می‌خواهد. دوستش در پاسخی واقع‌بینانه به او گفت که آن گزینه یعنی «گزینه‌ی الف» دیگر در دسترس نیست.

خلاصه کتاب «گزینه‌ی دوم» دقیقاً درباره‌ی همین لحظه است: مواجهه با سوگ، ساختن تاب‌آوری و استفاده‌ی حداکثری و قدرتمندانه از گزینه‌ی ب.

در این خلاصه، خواهید آموخت:
• چگونه با درک سه اصل بنیادین، با تروما و آسیب‌های روانی کنار بیایید؛
• چرا هرگز نباید از افرادی که در حال سوگواری هستند فاصله بگیرید؛
• و چرا عزیزانی که با اندوه دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به یک «دکمه‌ی وحشت» نیاز دارند.

با تاب‌آوری و شادی، بر سوگ چیره شوید.

فصل 1
از 6

سه اصل کلیدی که ریشه‌ی دردهای پس از تروما هستند

اگر تا به حال در زندگی‌تان اتفاقی به‌شدت ناراحت‌کننده یا آسیب‌زننده را تجربه کرده باشید، به‌خوبی می‌دانید که چنین رویدادهایی زندگی را برای همیشه دستخوش تغییر می‌کنند.

مارتین سلیگمن، روان‌شناس برجسته، سه واکنش رایج در برابر این نوع رویدادهای ناگوار را شناسایی کرده است که به آن‌ها «سه P» می‌گوید: شخصی‌سازی (Personalization)، گستردگی (Pervasiveness) و دائمی بودن (Permanence).

اولین اصل، «شخصی‌سازی» است؛ یعنی فرد خودش را بابت تراژدی رخ‌داده سرزنش می‌کند. شریل سندبرگ پس از مرگ همسرش در جریان تعطیلاتی در مکزیک، دقیقاً در همین تله افتاد. گزارش‌های اولیه‌ی پزشکی نشان می‌داد که علت مرگ همسرش، افتادن از روی یک دستگاه ورزشی و وارد آمدن ضربه به سر بوده است. شریل مدام خودش را سرزنش می‌کرد و می‌گفت چرا بیشتر مراقب همسرش نبوده است.

با این حال، برادر شریل که جراح مغز و اعصاب است، با اطمینان می‌گفت که این گزارش اولیه‌ی پزشکی اشتباه است. او تلاش کرد شریل را متقاعد کند که سقوط از چنین ارتفاع کمی نمی‌تواند عامل مرگ همسرش باشد. همان‌طور که او پیش‌بینی می‌کرد، کالبدشکافی دوم حقایق را روشن کرد: همسر شریل به دلیل آریتمی قلبی جان باخته بود؛ پیامد بیماری رگ‌های کورنری که هرگز تشخیص داده نشده بود.

اما ذهن سوگوار شریل، حتی این واقعیت را هم شخصی‌سازی کرد. او مدام از خودش می‌پرسید: «چرا سخت‌تر تلاش نکردم تا رژیم غذایی‌اش را تغییر دهم یا او را بیشتر برای چکاپ پیش پزشک ببرم؟» در اینجا هم اطرافیان و حتی پزشکان بارها سعی کردند به او اطمینان دهند که هیچ تقصیری متوجه او نبوده و هیچ تغییری در سبک زندگی نمی‌توانست جان همسرش را نجات دهد.

واکنش رایج بعدی، اصل دوم یعنی «گستردگی» است؛ وضعیتی که در آن درد و اندوه مانند زهر به تک‌تک بخش‌های زندگی رسوخ می‌کند. خانواده‌ی سندبرگ که یهودی هستند، مراسم سنتی «شیوا» را که یک دوره‌ی سوگ هفت‌روزه است، برگزار کردند. پس از پایان این مراسم، فرزندان شریل به مدرسه برگشتند و خودش هم تلاش کرد به محل کارش بازگردد. اما دردِ نبودنِ همسرش در همه‌چیز نفوذ کرده بود. شریل نمی‌توانست بدون بغض و گریه در محیط کار حاضر شود و فاصله‌ی بسیار کمی تا یک فروپاشی کامل روانی داشت.

این وضعیت، ما را به سومین اصل یعنی «دائمی بودن» می‌رساند؛ همان احساس خفه‌کننده‌ای که به ما می‌گوید این درد برای همیشه ادامه خواهد یافت. غلبه بر این احساس شاید یکی از سخت‌ترین کارها باشد، زیرا وقتی در سیاهی افسردگی فرو رفته‌ایم، گمان می‌کنیم بار مشکلمان آن‌قدر سنگین است که هرگز توان زمین گذاشتن آن را پیدا نخواهیم کرد.

اما در ادامه‌ی این مسیر خواهیم دید که چگونه می‌توان با وجود تمام این سنگینی‌ها، گامی روبه‌جلو برداشت.

فصل 2
از 6

پرورش تاب‌آوری؛ کلید بازگشت به روزهای روشن

درگیری با آن سه اصل، احساسی شبیه به این دارد که دارید با یک پتوی سربی و سنگین روی دوشتان راه می‌روید؛ دقیقاً همان تشبیهی که یکی از دوستان شریل برای توصیف سوگ او به کار برد.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که هیچ راه فراری وجود ندارد، اما واقعیت این است که راهی هست؛ و اولین قدم برای قدم گذاشتن در این مسیر روشن، دست یافتن به «تاب‌آوری» است. تاب‌آور بودن به این معناست که بپذیریم درد و رنج، بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ی زیستن است و نمی‌توان از فقدان در زندگی فرار کرد.

ما باید به این درک برسیم که رنج، پیری، بیماری و فقدان، حقایقی اجتناب‌ناپذیرند. اهمیت درک این موضوع به حدی است که به‌عنوان اولین حقیقت در دین بودا شناخته می‌شود. تنها زمانی که این واقعیتِ بی‌رحم اما حقیقیِ زندگی را بپذیریم، می‌توانیم از شدت درد بکاهیم و بر تاریک‌ترین جنبه‌های وجودمان چیره شویم.

همچنین بسیار مهم است بدانیم که خوبی و بدی همواره در کنار هم حضور دارند و ما باید قدردان لحظات خوب باشیم. یکی از کاربردی‌ترین روش‌ها برای درک این موضوع و عبور از روزهای سخت، ثبت روزانه‌ی وضعیت عاطفی است. برای این‌که حالتان بهتر شود، باید هر احساسی را که دارید—چه خوب و چه بد—بپذیرید تا بتوانید آن‌ها را به‌درستی پردازش کرده و سپس رهایشان کنید. اگر بخواهید احساساتتان را سرکوب کنید یا آن‌ها را نادیده بگیرید، تنها نتیجه این خواهد بود که برای مدت زمان بسیار طولانی‌تری در چنگال آن‌ها گرفتار خواهید ماند.

شریل سندبرگ برای بهبود وضعیت عاطفی‌اش، دفترچه‌ای را همیشه کنار تختش نگه می‌داشت و هر شب، سه لحظه‌ی شادِ آن روز را در آن یادداشت می‌کرد.

او همچنین دستاوردهایش را می‌نوشت، حتی پیش‌پاافتاده‌ترین آن‌ها را؛ کارهایی مثل به‌موقع رسیدن به محل کار، شستن لباس‌ها، یا حتی درست کردن یک فنجان قهوه‌ی باکیفیت و خوب. شاید انجام این کار در دل بحران بی‌معنی به نظر برسد، اما دیدن همین موفقیت‌های کوچک روی کاغذ باعث می‌شود توجه ذهن شما از نکات منفی به‌سوی اتفاقات مثبت معطوف شود. در این لحظات است که به یاد می‌آورید حتی در اوج دوران سوگ هم می‌توان تجربه‌های مثبتی داشت.

هیچ انسانی در این جهان وجود ندارد که زندگی‌اش خالی از فقدان یا رنج باشد. همان افرادی که گمان می‌کنید همیشه شاد و بی‌نقص زندگی می‌کنند، با مشکلات ریز و درشتی دست‌به‌گریبان‌اند. تفاوت آن‌ها فقط در این است که تاب‌آوری بالاتری دارند و می‌توانند در دل تاریک‌ترین روزها نیز روزنه‌های روشنی و خوبی را ببینند.

مقدمه

از سوگ تا تاب‌آوری؛ مقدمه‌ای بر کتاب گزینه‌ی دوم

وقتی شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیات فیس‌بوک، در ۴۵ سالگی به‌شکلی کاملاً ناگهانی همسرش را از دست داد و بیوه شد، دو فرزند کوچک دبستانی داشت. شوکِ از دست دادن شریک زندگی در اوج جوانی، در کنار سنگینی واقعیت بزرگ کردن دو فرزند به‌تنهایی، او را بهت‌زده کرد و در گردابی از سوگ عمیق فرو برد.

در این روزهای تاریک، او توانست در کنار دوستانش و حمایت‌های آن‌ها کمی آرامش پیدا کند؛ دوستانی که پژوهش‌ها و مطالعاتی درباره‌ی تاب‌آوری، سوگ و شادی را در اختیار او گذاشتند. در یکی از ضعیف‌ترین و شکننده‌ترین لحظات، شریل به یکی از دوستانش گفت که فقط همسرش، دیو، را می‌خواهد. دوستش در پاسخی واقع‌بینانه به او گفت که آن گزینه یعنی «گزینه‌ی الف» دیگر در دسترس نیست.

خلاصه کتاب «گزینه‌ی دوم» دقیقاً درباره‌ی همین لحظه است: مواجهه با سوگ، ساختن تاب‌آوری و استفاده‌ی حداکثری و قدرتمندانه از گزینه‌ی ب.

در این خلاصه، خواهید آموخت:
• چگونه با درک سه اصل بنیادین، با تروما و آسیب‌های روانی کنار بیایید؛
• چرا هرگز نباید از افرادی که در حال سوگواری هستند فاصله بگیرید؛
• و چرا عزیزانی که با اندوه دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به یک «دکمه‌ی وحشت» نیاز دارند.

با تاب‌آوری و شادی، بر سوگ چیره شوید.

فصل 1
از 6

سه اصل کلیدی که ریشه‌ی دردهای پس از تروما هستند

اگر تا به حال در زندگی‌تان اتفاقی به‌شدت ناراحت‌کننده یا آسیب‌زننده را تجربه کرده باشید، به‌خوبی می‌دانید که چنین رویدادهایی زندگی را برای همیشه دستخوش تغییر می‌کنند.

مارتین سلیگمن، روان‌شناس برجسته، سه واکنش رایج در برابر این نوع رویدادهای ناگوار را شناسایی کرده است که به آن‌ها «سه P» می‌گوید: شخصی‌سازی (Personalization)، گستردگی (Pervasiveness) و دائمی بودن (Permanence).

اولین اصل، «شخصی‌سازی» است؛ یعنی فرد خودش را بابت تراژدی رخ‌داده سرزنش می‌کند. شریل سندبرگ پس از مرگ همسرش در جریان تعطیلاتی در مکزیک، دقیقاً در همین تله افتاد. گزارش‌های اولیه‌ی پزشکی نشان می‌داد که علت مرگ همسرش، افتادن از روی یک دستگاه ورزشی و وارد آمدن ضربه به سر بوده است. شریل مدام خودش را سرزنش می‌کرد و می‌گفت چرا بیشتر مراقب همسرش نبوده است.

با این حال، برادر شریل که جراح مغز و اعصاب است، با اطمینان می‌گفت که این گزارش اولیه‌ی پزشکی اشتباه است. او تلاش کرد شریل را متقاعد کند که سقوط از چنین ارتفاع کمی نمی‌تواند عامل مرگ همسرش باشد. همان‌طور که او پیش‌بینی می‌کرد، کالبدشکافی دوم حقایق را روشن کرد: همسر شریل به دلیل آریتمی قلبی جان باخته بود؛ پیامد بیماری رگ‌های کورنری که هرگز تشخیص داده نشده بود.

اما ذهن سوگوار شریل، حتی این واقعیت را هم شخصی‌سازی کرد. او مدام از خودش می‌پرسید: «چرا سخت‌تر تلاش نکردم تا رژیم غذایی‌اش را تغییر دهم یا او را بیشتر برای چکاپ پیش پزشک ببرم؟» در اینجا هم اطرافیان و حتی پزشکان بارها سعی کردند به او اطمینان دهند که هیچ تقصیری متوجه او نبوده و هیچ تغییری در سبک زندگی نمی‌توانست جان همسرش را نجات دهد.

واکنش رایج بعدی، اصل دوم یعنی «گستردگی» است؛ وضعیتی که در آن درد و اندوه مانند زهر به تک‌تک بخش‌های زندگی رسوخ می‌کند. خانواده‌ی سندبرگ که یهودی هستند، مراسم سنتی «شیوا» را که یک دوره‌ی سوگ هفت‌روزه است، برگزار کردند. پس از پایان این مراسم، فرزندان شریل به مدرسه برگشتند و خودش هم تلاش کرد به محل کارش بازگردد. اما دردِ نبودنِ همسرش در همه‌چیز نفوذ کرده بود. شریل نمی‌توانست بدون بغض و گریه در محیط کار حاضر شود و فاصله‌ی بسیار کمی تا یک فروپاشی کامل روانی داشت.

این وضعیت، ما را به سومین اصل یعنی «دائمی بودن» می‌رساند؛ همان احساس خفه‌کننده‌ای که به ما می‌گوید این درد برای همیشه ادامه خواهد یافت. غلبه بر این احساس شاید یکی از سخت‌ترین کارها باشد، زیرا وقتی در سیاهی افسردگی فرو رفته‌ایم، گمان می‌کنیم بار مشکلمان آن‌قدر سنگین است که هرگز توان زمین گذاشتن آن را پیدا نخواهیم کرد.

اما در ادامه‌ی این مسیر خواهیم دید که چگونه می‌توان با وجود تمام این سنگینی‌ها، گامی روبه‌جلو برداشت.

فصل 2
از 6

پرورش تاب‌آوری؛ کلید بازگشت به روزهای روشن

درگیری با آن سه اصل، احساسی شبیه به این دارد که دارید با یک پتوی سربی و سنگین روی دوشتان راه می‌روید؛ دقیقاً همان تشبیهی که یکی از دوستان شریل برای توصیف سوگ او به کار برد.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که هیچ راه فراری وجود ندارد، اما واقعیت این است که راهی هست؛ و اولین قدم برای قدم گذاشتن در این مسیر روشن، دست یافتن به «تاب‌آوری» است. تاب‌آور بودن به این معناست که بپذیریم درد و رنج، بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ی زیستن است و نمی‌توان از فقدان در زندگی فرار کرد.

ما باید به این درک برسیم که رنج، پیری، بیماری و فقدان، حقایقی اجتناب‌ناپذیرند. اهمیت درک این موضوع به حدی است که به‌عنوان اولین حقیقت در دین بودا شناخته می‌شود. تنها زمانی که این واقعیتِ بی‌رحم اما حقیقیِ زندگی را بپذیریم، می‌توانیم از شدت درد بکاهیم و بر تاریک‌ترین جنبه‌های وجودمان چیره شویم.

همچنین بسیار مهم است بدانیم که خوبی و بدی همواره در کنار هم حضور دارند و ما باید قدردان لحظات خوب باشیم. یکی از کاربردی‌ترین روش‌ها برای درک این موضوع و عبور از روزهای سخت، ثبت روزانه‌ی وضعیت عاطفی است. برای این‌که حالتان بهتر شود، باید هر احساسی را که دارید—چه خوب و چه بد—بپذیرید تا بتوانید آن‌ها را به‌درستی پردازش کرده و سپس رهایشان کنید. اگر بخواهید احساساتتان را سرکوب کنید یا آن‌ها را نادیده بگیرید، تنها نتیجه این خواهد بود که برای مدت زمان بسیار طولانی‌تری در چنگال آن‌ها گرفتار خواهید ماند.

شریل سندبرگ برای بهبود وضعیت عاطفی‌اش، دفترچه‌ای را همیشه کنار تختش نگه می‌داشت و هر شب، سه لحظه‌ی شادِ آن روز را در آن یادداشت می‌کرد.

او همچنین دستاوردهایش را می‌نوشت، حتی پیش‌پاافتاده‌ترین آن‌ها را؛ کارهایی مثل به‌موقع رسیدن به محل کار، شستن لباس‌ها، یا حتی درست کردن یک فنجان قهوه‌ی باکیفیت و خوب. شاید انجام این کار در دل بحران بی‌معنی به نظر برسد، اما دیدن همین موفقیت‌های کوچک روی کاغذ باعث می‌شود توجه ذهن شما از نکات منفی به‌سوی اتفاقات مثبت معطوف شود. در این لحظات است که به یاد می‌آورید حتی در اوج دوران سوگ هم می‌توان تجربه‌های مثبتی داشت.

هیچ انسانی در این جهان وجود ندارد که زندگی‌اش خالی از فقدان یا رنج باشد. همان افرادی که گمان می‌کنید همیشه شاد و بی‌نقص زندگی می‌کنند، با مشکلات ریز و درشتی دست‌به‌گریبان‌اند. تفاوت آن‌ها فقط در این است که تاب‌آوری بالاتری دارند و می‌توانند در دل تاریک‌ترین روزها نیز روزنه‌های روشنی و خوبی را ببینند.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

پذیرش شادی بدون احساس گناه؛ گامی برای ادامه‌ی مسیر

4 |

معجزه‌ی گروه؛ چگونه بودن در کنار دیگران ما را نجات می‌دهد

5 |

سکوت نکنید؛ اهمیت به رسمیت شناختن درد سوگواران

6 |

دکمه‌ی وحشت؛ چگونه با پیشنهادهای مشخص از استرس سوگواران بکاهیم

پیام کلیدی کتاب گزینه‌ی دوم

خلاصه کتاب‌های مشابه

رایگان
اثر دنیل آمن
اثر رابرت گرین
اثر آلن دوباتن، موسسه مدرسه زندگی
رایگان
اثر رابرت گرین
رایگان

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز