کتاب کار عمیق

استراتژی‌های تمرکز لیزری در عصر حواس‌پرتی‌های بی‌پایان
خلاصه کتاب رایگان
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.3

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب کار عمیق

کتاب «کار عمیق» (منتشرشده در سال ۲۰۱۶) یک راهنمای ضروری برای بقا و پیشرفت در دنیایی است که هر لحظه در حال دزدیدن توجه ماست. در روزگاری که زنگِ پیام‌ها و اعلان‌های پی‌درپی شبکه‌های اجتماعی تمرکز ما را به یغما برده‌اند، این کتاب پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارد: فناوری‌های نوین، توانایی حیاتیِ غرق شدن در کارها و تفکر عمیق را از ما گرفته‌اند.

اما این اثر صرفاً به مرثیه‌سرایی برای تمرکز ازدست‌رفته بسنده نمی‌کند، بلکه به عنوان یک نقشه‌ی راه عملی، به ما نشان می‌دهد که چگونه در برابر این هجومِ دیجیتال مقاومت کنیم. این کتاب با ارائه‌ی بینشی روشن، به مخاطب می‌آموزد که چگونه در میانه‌ی هیاهوی دنیای مدرن، جزیره‌ی آرامش و تمرکز خود را بسازد.

با مطالعه‌ی این کتاب، روش‌ها و تکنیک‌های اثبات‌شده‌ای را می‌آموزیم که به کمک آن‌ها می‌توانیم از محدودترین منبعی که در اختیار داریم یعنی «زمان»، به درخشان‌ترین و پربازده‌ترین شکل ممکن استفاده کنیم. در واقع، این کتاب دعوتی است برای بازگشت به اصالتِ کار متمرکز و خلق ارزش‌های واقعی.

مشخصات کتاب کار عمیق

Deep Work
Rules for Focused Success in a Distracted World
2016 میلادی
انگلیسی

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

قوانینی برای موفقیت متمرکز در دنیای پر از حواس‌پرتی
،
قوانینی برای تمرکز در دنیای آشفته
،
قوانینی ثابت شده برای اینکه در حرفه‌تان بیشتر تمرکز کنید و به موفقیت درخشان‌تری برسید
،
اصول رسیدن به موفقیت در دنیایی پرآشوب
،
کارِ متمرکز در دنیایی پر از حواس‌پرتی
،
تمرکز برای موفقیت در دنیایی پرتحریک

خلاصه کتاب کار عمیق

8 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

4 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

چگونه در عصر حواس‌پرتی متمرکز بمانیم؟ مقدمه‌ای بر خلاصه کتاب کار عمیق

با خودتان کاملاً صادق باشید؛ همین الان که در حال خواندن این کلمات هستید، در طول روز چند اعلان، نوتیفیکیشن، ایمیل یا پیام کوتاه دریافت می‌کنید؟ شاید در نگاه اول تعداد این پیام‌ها آن‌قدرها هم زیاد و مزاحم به نظر نرسد، اما پرسش اساسی اینجاست: همین وقفه‌های به‌ظاهر کوچک، چه بلایی بر سر درک شما از مفاهیم این کتاب می‌آورند؟ واقعیت این است که همین پیام‌ها تمرکز شما را تکه‌تکه می‌کنند و باعث می‌شوند بخش مهمی از جزئیات و ظرایف متن را از دست بدهید.

در روزگاری که تکنولوژی با سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رود و همه‌چیز برای پرت کردن حواس ما طراحی شده، یادگیریِ مهارت تمرکزِ مطلق روی یک کار مشخص، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم: شما برای موفقیت به «کار عمیق» نیاز دارید. شاید بهترین کار این باشد که پیش از خواندن ادامه‌ی این متن، همین حالا اتصال اینترنت خود را قطع کنید، تلویزیون را خاموش کنید و بعد با ذهنی آرام به مطالعه ادامه دهید.

توانا‌یی‌هایت را با کتاب کار عمیق کشف کن!

فصل 1
از 4

توهم بهره‌وری: چرا انجام هم‌زمان چند کار یک تله است؟

بسیاری از انسان‌ها گمان می‌کنند که انجام هم‌زمان چند کار با هم (Multitasking)، هوشمندانه‌ترین روش برای مدیریت زمان است؛ اما این یک باور کاملاً غلط است. پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر نه‌تنها بهره‌وری را بالا نمی‌برد، بلکه آن را نابود می‌کند. سوفی لروی، استاد بازرگانی دانشگاه مینه‌سوتا، در سال ۲۰۰۹ پژوهشی در همین زمینه انجام داد. او در این تحقیق اثبات کرد که وقتی ما از کار A به سراغ کار B می‌رویم، ذهن ما به این سرعت تغییر مسیر نمی‌دهد و بخش قابل‌توجهی از تمرکزمان همچنان درگیر کار اول باقی می‌ماند. این یعنی برای انجام کار دوم، ما در بهترین حالت فقط نیمی از توان فکری خود را در اختیار داریم و طبیعتاً نمی‌توانیم آن را با کیفیت مطلوب به سرانجام برسانیم.

سوفی لروی در آزمایش خود شرکت‌کنندگان را به دو گروه تقسیم کرد. گروه A مشغول حل کردن یک جدول کلمات متقاطع بودند که ناگهان لروی کارشان را متوقف کرد و از آن‌ها خواست تا با خواندن یک رزومه، درباره‌ی استخدام یک فرد تصمیم‌گیری کنند. در مقابل، گروه B ابتدا حل جدول را به‌طور کامل به پایان رساندند و سپس رزومه را بررسی کردند. لروی می‌خواست بداند چه تعداد از کلماتِ جدول هنوز در پس‌زمینه‌ی ذهن شرکت‌کنندگان پرسه می‌زند. نتایج شگفت‌انگیز بود: ذهن افراد گروه A همچنان به‌شدت درگیر جدول بود و به همین دلیل، تمرکز بسیار کمتری برای ارزیابی رزومه‌ی استخدامی داشتند.

خلاصه‌ی کلام این است که انجام هم‌زمان چندوظیفه، بهره‌وری شما را به‌شدت کاهش می‌دهد. به همین شکل، حضور دائمی و بی‌وقفه در اینترنت نیز قاتل تمرکز است. شاید باز گذاشتن دائمی تبِ ایمیل یا برنامه‌های پیام‌رسان بی‌خطر به نظر برسد، اما علم می‌گوید صرفاً دیدن یک نوتیفیکیشن روی صفحه، برای فروپاشی تمرکز شما کافی است، حتی اگر آن پیام را باز نکنید و نخوانید.

برای درک بهتر عمق فاجعه، کافی است به مطالعه‌ای که شرکت مشاوره‌ی مکنزی در سال ۲۰۱۲ انجام داد نگاهی بیندازیم. این پژوهش نشان داد که یک کارمند به‌طور متوسط بیش از ۶۰ درصد از زمان کاری خود را در اینترنت سپری می‌کند و جالب‌تر اینکه ۳۰ درصد از کل این زمان، فقط صرف خواندن و پاسخ دادن به ایمیل‌ها می‌شود! در چنین شرایطی، کارمندان تصور می‌کنند که به‌شدت درگیر کارند؛ چراکه انجام کارهای خرد و پاسخگویی سریع به ایمیل‌ها، توهمِ «مشغول بودن» را به ما القا می‌کند. درحالی‌که حقیقت تلخ این است: تنها دستاورد ما از این همه شلوغی، حواس‌پرتی است.

فصل 2
از 4

چهار استراتژی طلایی برای ورود به دنیای کار عمیق

حالا که با موانع و دشمنان کار عمیق آشنا شدیم، سؤال این است که چگونه باید بر آن‌ها غلبه کنیم؟ از آنجا که سبک زندگی و شغل انسان‌ها با هم متفاوت است، نمی‌توان یک نسخه‌ی واحد برای همه پیچید، اما آشنایی با چند تکنیک و رویکرد می‌تواند مسیر را هموار کند.

رویکرد اول، «تکنیک راهب» است. در این روش سخت‌گیرانه، فرد تمام عوامل و منابع حواس‌پرتی را حذف می‌کند و برای یک دوره‌ی زمانی مشخص، دقیقاً مانند یک راهبِ منزوی، خود را از تمام دنیا جدا می‌کند تا فقط روی کارش متمرکز بماند.

رویکرد دوم، «تکنیک دو وجهی» است. در این روش، شما در طول روز یک دوره‌ی انزوای طولانی و کاملاً مشخص (مثلاً چند ساعته) را صرفاً به کار عمیق اختصاص می‌دهید و سپس در زمان‌های آزادِ باقی‌مانده، به کارهای روزمره و سطحی‌تر می‌پردازید.

رویکرد سوم، «تکنیک ریتمیک» است. در این روش، شما بازه‌های زمانی مشخصی را تعیین می‌کنید (مثلاً بلوک‌های ۹۰ دقیقه‌ای) و در این واحدهای زمانیِ ریتمیک، تمام تمرکز خود را روی کار می‌گذارید و وظیفه‌تان را به اتمام می‌رسانید.

و در نهایت رویکرد چهارم، «تکنیک روزنامه‌نگار» است. در این روش، شما باید به محض پیدا کردن هر فرصت کوتاهی در طول روز، سریعاً به حالت کار عمیق فرو بروید. البته اجرای این روش نیازمند برنامه‌ریزی است و نباید اجازه دهید کارها به شکل تصادفی و باری‌به‌هرجهت پیش بروند.

در واقع، هسته‌ی مرکزی و معنای واقعیِ کار عمیق، همین «برنامه داشتن» است. در حالت عادی، حواس شما به شکل کاملاً تصادفی و معمولاً ظرف چند دقیقه پرت می‌شود. اما کار عمیق، یک تصمیم کاملاً آگاهانه و ارادی است. برای اجرای این تصمیم، باید دست به اقداماتی بزنید که ذهنتان را برای ورود به این حالت آماده کند.

یکی از مهم‌ترین اقدامات، تعریف دقیقِ فضای کار است. این فضا می‌تواند با نصب یک تابلوی ساده‌ی «مزاحم نشوید» روی در دفترتان ایجاد شود، یا رفتن به گوشه‌ی دنج یک کتابخانه و کافی‌شاپ. حتی اگر دفتر کار اختصاصی ندارید، باز هم راه‌حل وجود دارد. مثلاً جی.کی. رولینگ برای نوشتن و تمام کردن آخرین کتاب هری پاتر، برای فرار از هیاهوی محیط خانه، یک اتاق در هتلی پنج ستاره اجاره کرد؛ جایی که محرک‌های حواس‌پرتی در آن به حداقل رسیده بود.

اقدام ضروریِ بعدی، تعیین مرزهای قاطع است. مثلاً کابل اینترنت را بکشید یا تلفن همراهتان را کاملاً خاموش کنید. تلاش کنید شرایط ورود به کار عمیق را برای خودتان به یک عادت دائمی تبدیل کنید. فراموش نکنید که جسم شما نیز در این مسیر نقش دارد؛ شاید بدن شما برای رسیدن به بالاترین سطح تمرکز، به یک نرمش سبک، یک میان‌وعده‌ی مقوی یا نوشیدن یک فنجان قهوه نیاز داشته باشد. نیازهای بدنتان را تأمین کنید، زیرا بدون شارژ جسمانی، انرژی ذهنیِ لازم برای فرو رفتن در کار عمیق را نخواهید داشت.

فصل 3
از 4

سیم‌کشی دوباره‌ی مغز: رام کردن ذهنِ حواس‌پرت

در دنیای مدرنِ امروز، مغز ما به شکل خطرناکی به حواس‌پرتی معتاد شده است. کافی است به اطرافمان نگاه کنیم؛ در هر مکان و موقعیتی، انسان‌ها به صفحات گوشی موبایل خود چسبیده‌اند، در حال بازی کردن هستند، چت می‌کنند یا بی‌هیچ هدفی در فضای اینستاگرام پرسه می‌زنند.

ریشه‌ی این مشکل در طراحی اولیه‌ی مغز ماست. مغز انسان از نظر تکاملی به‌گونه‌ای شکل گرفته است که به‌راحتی حواسش پرت شود؛ زیرا در دوران گذشته، همین حواس‌پرتی‌ها و واکنش به محرک‌های محیطی بود که به اجداد ما در تشخیص خطرات ناگهانی و شکار فرصت‌ها کمک می‌کرد. به همین دلیل، از منظر تکاملی، حفظ تمرکز عمیق و طولانی‌مدت روی یک موضوع واحد، برای سیستم عصبی ما کاری دشوار و غیرطبیعی است.

اما جای هیچ‌گونه ناامیدی نیست. انجام مدیتیشن می‌تواند شبکه‌های عصبی مغز ما را از نو سیم‌کشی کند و توانایی ازدست‌رفته‌ی تمرکز را به ما برگرداند.

برای تمرین تمرکز، باید یاد بگیرید از «لحظات مرده»ی خود نهایت استفاده را ببرید. لحظات مرده زمان‌هایی مانند پیاده‌روی، دوش گرفتن یا مسیر رفت‌وآمد به محل کار هستند. در این دقایق، یک مشکل یا مسئله‌ی مشخص را در ذهن خود برجسته کنید و بدون اینکه به ذهنتان اجازه‌ی فرار یا پرش به موضوعات دیگر را بدهید، روی حل آن متمرکز بمانید.

برای شروع این تمرین، ابتدا سؤالاتی از خود بپرسید که زوایا و جوانب مختلف مسئله را برایتان روشن کند. سپس، وقتی توانستید به یک نتیجه‌گیری مشخص برسید، مسیر را با پرسیدن سؤالاتی کاملاً عملی ادامه دهید؛ مثلاً بپرسید: «برای رسیدن به این هدف، دقیقاً به چه ابزارهایی نیاز دارم؟» این فرایند، یک برنامه‌ی تمرینی بسیار قدرتمند و سخت‌گیرانه برای مغز است که قدرت تمرکز شما را به‌شدت افزایش می‌دهد.

نکته‌ی حیاتی دیگر این است که برای استفاده از اینترنت، هدف‌گذاریِ مشخصی داشته باشید. برای مثال، اگر کاربر فیس‌بوک هستید، از این پلتفرم صرفاً به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارتباط با دوستانتان استفاده کنید، اما تلاش کنید در صورت امکان، زمان بیشتری را به دیدارهای حضوری با آن‌ها اختصاص دهید.

اگر می‌بینید توانایی مدیریت و محدود کردن این فضا را ندارید، جسارت به خرج دهید و اینترنت را موقتاً ترک کنید. یک چالش برای خودتان تعریف کنید و شبکه‌های اجتماعی را به مدت ۳۰ روز به‌طور کامل کنار بگذارید. پس از گذشت این یک ماه، صادقانه از خود بپرسید:
«آیا در این مدت که از شبکه‌های اجتماعی دور بودم، زندگی‌ام خیلی بهتر شده بود؟ اصلاً کسی در این دنیا متوجه شد که من در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارم؟»
اگر پاسخ شما به هر دو سؤال منفی بود، وقت آن رسیده که شبکه‌های اجتماعی را برای همیشه از زندگی خود حذف کنید.

فصل 4
از 4

هنر استراحت: چرا برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت حیاتی است؟

بسیاری از ما وقتی از سر کار به خانه برمی‌گردیم، هیچ برنامه‌ی مشخصی برای زمان خود نداریم. اما با وجود نداشتن برنامه، معمولاً الگوی رفتاریِ هر شبِ ما کاملاً تکراری و ثابت است: روی مبل می‌افتیم و تلویزیون تماشا می‌کنیم، بی‌هدف در فضای اینترنت می‌چرخیم یا ساعت‌ها به صفحه‌ی مانیتور کامپیوتر خیره می‌شویم. نتیجه‌ی این سبک زندگی چیست؟ وقتی زمان خواب فرا می‌رسد، احساس می‌کنیم نسبت به لحظه‌ای که وارد خانه شده بودیم خسته‌تریم و طبیعتاً برای شروع روز کاریِ فردا، هیچ انرژی و رمقی در بدن نداریم.

چگونه می‌توانیم خودمان را از این چرخه‌ی فرسایشی نجات دهیم؟
پاسخ در برنامه‌ریزی نهفته است. در ابتدای هر روز کاری، یک برنامه‌ی دقیق بنویسید و زمان خود را به «واحدهای ۳۰ دقیقه‌ای» تقسیم کنید. درون این برنامه باید جایگاه تمام وظایف کاری و همچنین کارهای شخصی مانند زمانِ دقیق استراحت، غذا خوردن یا چک کردن ایمیل‌ها را به‌روشنی مشخص کنید.

البته قطعی است که برنامه‌ی شما در طول روز با اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای روبه‌رو خواهد شد و تغییر خواهد کرد؛ اما اصلاً نگران نباشید. اگر چنین اتفاقی افتاد، فقط کافی است واحدهای زمانی خود را دوباره جابه‌جا و مرتب کنید. هدف از این کار این نیست که مانند یک ربات، مو‌به‌مو برنامه‌تان را اجرا کنید، بلکه هدف اصلی این است که به نحوه‌ی گذرانِ عمر و زمانتان، «آگاهی» پیدا کنید.

در کنار کار، برنامه‌ریزی برای شب‌ها و تعطیلات آخر هفته نیز به همان اندازه مهم است. سعی کنید با قرار دادن قوانین و محدودیت‌های شخصی، مثلاً چک نکردن گوشی موبایل برای یک بازه‌ی زمانی مشخص، به ذهن خسته‌ی خود فضایی برای تنفس بدهید.

اگر بتوانید عصرها و تعطیلات آخر هفته‌ی خود را با فعالیت‌های غیرآنلاین و واقعی پر کنید، ذهن و بدن شما فرصتِ بی‌نظیری برای احیا شدن پیدا می‌کند. خواندن یک کتاب خوب، ورزش کردن، یا وقت گذراندنِ باکیفیت در کنار عزیزان، از بهترین گزینه‌ها برای بازیابی انرژی و بازگشت پرقدرت به دنیای کار عمیق هستند.

چکیده پایانی

پیام کلیدی کتاب کار عمیق

در دنیای مدرن امروز، عوامل حواس‌پرتی همه‌جا در کمین ما نشسته‌اند. عادت مخربِ انجام هم‌زمان چندوظیفه، دامی است که همه‌ی ما در آن گرفتار شده‌ایم و نتیجه‌ای جز نابودی بهره‌وری ما نداشته است. اما خبر خوب و امیدبخشِ کتاب این است که ما قربانیانِ بی‌دفاعِ تکنولوژی نیستیم؛ با شناسایی و حذف قاطعانه‌ی عوامل حواس‌پرتی، می‌توانیم بار دیگر فرمانرواییِ زمان و تمرکزمان را به دست بگیریم.


توصیه‌ی عملی:

دفعه‌ی بعد که در پایان روز احساس کردید خیلی بی‌رمق شده‌اید، یک «وقفه‌ی اینترنتی» در نظر بگیرید. یک دفترچه یادداشت در دسترس قرار دهید و زمان‌های مشخصی را که اجازه دارید به فضای آنلاین متصل شوید، درون آن ثبت کنید. از استفاده از اینترنت در خارج از این بازه‌های زمانی پرهیز کنید. این کار راندمان شما را افزایش می‌دهد؛ زیرا در زمان‌های مجاز برای استفاده از اینترنت، ناخودآگاه می‌خواهید از این زمان محدود بهره‌ی بیشتری ببرید. هنگامی که به جای پرسه زدن‌های بی‌هدف در حالت نیمه‌خودآگاه، با آگاهی کامل از اینترنت استفاده می‌کنید، میزان تمرکزتان به شکل چشمگیری بالا می‌رود. اگر این کار را پیوسته انجام دهید، از نتیجه‌ی کار متحیر خواهید شد.

مقدمه

چگونه در عصر حواس‌پرتی متمرکز بمانیم؟ مقدمه‌ای بر خلاصه کتاب کار عمیق

با خودتان کاملاً صادق باشید؛ همین الان که در حال خواندن این کلمات هستید، در طول روز چند اعلان، نوتیفیکیشن، ایمیل یا پیام کوتاه دریافت می‌کنید؟ شاید در نگاه اول تعداد این پیام‌ها آن‌قدرها هم زیاد و مزاحم به نظر نرسد، اما پرسش اساسی اینجاست: همین وقفه‌های به‌ظاهر کوچک، چه بلایی بر سر درک شما از مفاهیم این کتاب می‌آورند؟ واقعیت این است که همین پیام‌ها تمرکز شما را تکه‌تکه می‌کنند و باعث می‌شوند بخش مهمی از جزئیات و ظرایف متن را از دست بدهید.

در روزگاری که تکنولوژی با سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رود و همه‌چیز برای پرت کردن حواس ما طراحی شده، یادگیریِ مهارت تمرکزِ مطلق روی یک کار مشخص، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم: شما برای موفقیت به «کار عمیق» نیاز دارید. شاید بهترین کار این باشد که پیش از خواندن ادامه‌ی این متن، همین حالا اتصال اینترنت خود را قطع کنید، تلویزیون را خاموش کنید و بعد با ذهنی آرام به مطالعه ادامه دهید.

توانا‌یی‌هایت را با کتاب کار عمیق کشف کن!

فصل 1
از 4

توهم بهره‌وری: چرا انجام هم‌زمان چند کار یک تله است؟

بسیاری از انسان‌ها گمان می‌کنند که انجام هم‌زمان چند کار با هم (Multitasking)، هوشمندانه‌ترین روش برای مدیریت زمان است؛ اما این یک باور کاملاً غلط است. پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر نه‌تنها بهره‌وری را بالا نمی‌برد، بلکه آن را نابود می‌کند. سوفی لروی، استاد بازرگانی دانشگاه مینه‌سوتا، در سال ۲۰۰۹ پژوهشی در همین زمینه انجام داد. او در این تحقیق اثبات کرد که وقتی ما از کار A به سراغ کار B می‌رویم، ذهن ما به این سرعت تغییر مسیر نمی‌دهد و بخش قابل‌توجهی از تمرکزمان همچنان درگیر کار اول باقی می‌ماند. این یعنی برای انجام کار دوم، ما در بهترین حالت فقط نیمی از توان فکری خود را در اختیار داریم و طبیعتاً نمی‌توانیم آن را با کیفیت مطلوب به سرانجام برسانیم.

سوفی لروی در آزمایش خود شرکت‌کنندگان را به دو گروه تقسیم کرد. گروه A مشغول حل کردن یک جدول کلمات متقاطع بودند که ناگهان لروی کارشان را متوقف کرد و از آن‌ها خواست تا با خواندن یک رزومه، درباره‌ی استخدام یک فرد تصمیم‌گیری کنند. در مقابل، گروه B ابتدا حل جدول را به‌طور کامل به پایان رساندند و سپس رزومه را بررسی کردند. لروی می‌خواست بداند چه تعداد از کلماتِ جدول هنوز در پس‌زمینه‌ی ذهن شرکت‌کنندگان پرسه می‌زند. نتایج شگفت‌انگیز بود: ذهن افراد گروه A همچنان به‌شدت درگیر جدول بود و به همین دلیل، تمرکز بسیار کمتری برای ارزیابی رزومه‌ی استخدامی داشتند.

خلاصه‌ی کلام این است که انجام هم‌زمان چندوظیفه، بهره‌وری شما را به‌شدت کاهش می‌دهد. به همین شکل، حضور دائمی و بی‌وقفه در اینترنت نیز قاتل تمرکز است. شاید باز گذاشتن دائمی تبِ ایمیل یا برنامه‌های پیام‌رسان بی‌خطر به نظر برسد، اما علم می‌گوید صرفاً دیدن یک نوتیفیکیشن روی صفحه، برای فروپاشی تمرکز شما کافی است، حتی اگر آن پیام را باز نکنید و نخوانید.

برای درک بهتر عمق فاجعه، کافی است به مطالعه‌ای که شرکت مشاوره‌ی مکنزی در سال ۲۰۱۲ انجام داد نگاهی بیندازیم. این پژوهش نشان داد که یک کارمند به‌طور متوسط بیش از ۶۰ درصد از زمان کاری خود را در اینترنت سپری می‌کند و جالب‌تر اینکه ۳۰ درصد از کل این زمان، فقط صرف خواندن و پاسخ دادن به ایمیل‌ها می‌شود! در چنین شرایطی، کارمندان تصور می‌کنند که به‌شدت درگیر کارند؛ چراکه انجام کارهای خرد و پاسخگویی سریع به ایمیل‌ها، توهمِ «مشغول بودن» را به ما القا می‌کند. درحالی‌که حقیقت تلخ این است: تنها دستاورد ما از این همه شلوغی، حواس‌پرتی است.

فصل 2
از 4

چهار استراتژی طلایی برای ورود به دنیای کار عمیق

حالا که با موانع و دشمنان کار عمیق آشنا شدیم، سؤال این است که چگونه باید بر آن‌ها غلبه کنیم؟ از آنجا که سبک زندگی و شغل انسان‌ها با هم متفاوت است، نمی‌توان یک نسخه‌ی واحد برای همه پیچید، اما آشنایی با چند تکنیک و رویکرد می‌تواند مسیر را هموار کند.

رویکرد اول، «تکنیک راهب» است. در این روش سخت‌گیرانه، فرد تمام عوامل و منابع حواس‌پرتی را حذف می‌کند و برای یک دوره‌ی زمانی مشخص، دقیقاً مانند یک راهبِ منزوی، خود را از تمام دنیا جدا می‌کند تا فقط روی کارش متمرکز بماند.

رویکرد دوم، «تکنیک دو وجهی» است. در این روش، شما در طول روز یک دوره‌ی انزوای طولانی و کاملاً مشخص (مثلاً چند ساعته) را صرفاً به کار عمیق اختصاص می‌دهید و سپس در زمان‌های آزادِ باقی‌مانده، به کارهای روزمره و سطحی‌تر می‌پردازید.

رویکرد سوم، «تکنیک ریتمیک» است. در این روش، شما بازه‌های زمانی مشخصی را تعیین می‌کنید (مثلاً بلوک‌های ۹۰ دقیقه‌ای) و در این واحدهای زمانیِ ریتمیک، تمام تمرکز خود را روی کار می‌گذارید و وظیفه‌تان را به اتمام می‌رسانید.

و در نهایت رویکرد چهارم، «تکنیک روزنامه‌نگار» است. در این روش، شما باید به محض پیدا کردن هر فرصت کوتاهی در طول روز، سریعاً به حالت کار عمیق فرو بروید. البته اجرای این روش نیازمند برنامه‌ریزی است و نباید اجازه دهید کارها به شکل تصادفی و باری‌به‌هرجهت پیش بروند.

در واقع، هسته‌ی مرکزی و معنای واقعیِ کار عمیق، همین «برنامه داشتن» است. در حالت عادی، حواس شما به شکل کاملاً تصادفی و معمولاً ظرف چند دقیقه پرت می‌شود. اما کار عمیق، یک تصمیم کاملاً آگاهانه و ارادی است. برای اجرای این تصمیم، باید دست به اقداماتی بزنید که ذهنتان را برای ورود به این حالت آماده کند.

یکی از مهم‌ترین اقدامات، تعریف دقیقِ فضای کار است. این فضا می‌تواند با نصب یک تابلوی ساده‌ی «مزاحم نشوید» روی در دفترتان ایجاد شود، یا رفتن به گوشه‌ی دنج یک کتابخانه و کافی‌شاپ. حتی اگر دفتر کار اختصاصی ندارید، باز هم راه‌حل وجود دارد. مثلاً جی.کی. رولینگ برای نوشتن و تمام کردن آخرین کتاب هری پاتر، برای فرار از هیاهوی محیط خانه، یک اتاق در هتلی پنج ستاره اجاره کرد؛ جایی که محرک‌های حواس‌پرتی در آن به حداقل رسیده بود.

اقدام ضروریِ بعدی، تعیین مرزهای قاطع است. مثلاً کابل اینترنت را بکشید یا تلفن همراهتان را کاملاً خاموش کنید. تلاش کنید شرایط ورود به کار عمیق را برای خودتان به یک عادت دائمی تبدیل کنید. فراموش نکنید که جسم شما نیز در این مسیر نقش دارد؛ شاید بدن شما برای رسیدن به بالاترین سطح تمرکز، به یک نرمش سبک، یک میان‌وعده‌ی مقوی یا نوشیدن یک فنجان قهوه نیاز داشته باشد. نیازهای بدنتان را تأمین کنید، زیرا بدون شارژ جسمانی، انرژی ذهنیِ لازم برای فرو رفتن در کار عمیق را نخواهید داشت.

فصل 3
از 4

سیم‌کشی دوباره‌ی مغز: رام کردن ذهنِ حواس‌پرت

در دنیای مدرنِ امروز، مغز ما به شکل خطرناکی به حواس‌پرتی معتاد شده است. کافی است به اطرافمان نگاه کنیم؛ در هر مکان و موقعیتی، انسان‌ها به صفحات گوشی موبایل خود چسبیده‌اند، در حال بازی کردن هستند، چت می‌کنند یا بی‌هیچ هدفی در فضای اینستاگرام پرسه می‌زنند.

ریشه‌ی این مشکل در طراحی اولیه‌ی مغز ماست. مغز انسان از نظر تکاملی به‌گونه‌ای شکل گرفته است که به‌راحتی حواسش پرت شود؛ زیرا در دوران گذشته، همین حواس‌پرتی‌ها و واکنش به محرک‌های محیطی بود که به اجداد ما در تشخیص خطرات ناگهانی و شکار فرصت‌ها کمک می‌کرد. به همین دلیل، از منظر تکاملی، حفظ تمرکز عمیق و طولانی‌مدت روی یک موضوع واحد، برای سیستم عصبی ما کاری دشوار و غیرطبیعی است.

اما جای هیچ‌گونه ناامیدی نیست. انجام مدیتیشن می‌تواند شبکه‌های عصبی مغز ما را از نو سیم‌کشی کند و توانایی ازدست‌رفته‌ی تمرکز را به ما برگرداند.

برای تمرین تمرکز، باید یاد بگیرید از «لحظات مرده»ی خود نهایت استفاده را ببرید. لحظات مرده زمان‌هایی مانند پیاده‌روی، دوش گرفتن یا مسیر رفت‌وآمد به محل کار هستند. در این دقایق، یک مشکل یا مسئله‌ی مشخص را در ذهن خود برجسته کنید و بدون اینکه به ذهنتان اجازه‌ی فرار یا پرش به موضوعات دیگر را بدهید، روی حل آن متمرکز بمانید.

برای شروع این تمرین، ابتدا سؤالاتی از خود بپرسید که زوایا و جوانب مختلف مسئله را برایتان روشن کند. سپس، وقتی توانستید به یک نتیجه‌گیری مشخص برسید، مسیر را با پرسیدن سؤالاتی کاملاً عملی ادامه دهید؛ مثلاً بپرسید: «برای رسیدن به این هدف، دقیقاً به چه ابزارهایی نیاز دارم؟» این فرایند، یک برنامه‌ی تمرینی بسیار قدرتمند و سخت‌گیرانه برای مغز است که قدرت تمرکز شما را به‌شدت افزایش می‌دهد.

نکته‌ی حیاتی دیگر این است که برای استفاده از اینترنت، هدف‌گذاریِ مشخصی داشته باشید. برای مثال، اگر کاربر فیس‌بوک هستید، از این پلتفرم صرفاً به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارتباط با دوستانتان استفاده کنید، اما تلاش کنید در صورت امکان، زمان بیشتری را به دیدارهای حضوری با آن‌ها اختصاص دهید.

اگر می‌بینید توانایی مدیریت و محدود کردن این فضا را ندارید، جسارت به خرج دهید و اینترنت را موقتاً ترک کنید. یک چالش برای خودتان تعریف کنید و شبکه‌های اجتماعی را به مدت ۳۰ روز به‌طور کامل کنار بگذارید. پس از گذشت این یک ماه، صادقانه از خود بپرسید:
«آیا در این مدت که از شبکه‌های اجتماعی دور بودم، زندگی‌ام خیلی بهتر شده بود؟ اصلاً کسی در این دنیا متوجه شد که من در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارم؟»
اگر پاسخ شما به هر دو سؤال منفی بود، وقت آن رسیده که شبکه‌های اجتماعی را برای همیشه از زندگی خود حذف کنید.

فصل 4
از 4

هنر استراحت: چرا برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت حیاتی است؟

بسیاری از ما وقتی از سر کار به خانه برمی‌گردیم، هیچ برنامه‌ی مشخصی برای زمان خود نداریم. اما با وجود نداشتن برنامه، معمولاً الگوی رفتاریِ هر شبِ ما کاملاً تکراری و ثابت است: روی مبل می‌افتیم و تلویزیون تماشا می‌کنیم، بی‌هدف در فضای اینترنت می‌چرخیم یا ساعت‌ها به صفحه‌ی مانیتور کامپیوتر خیره می‌شویم. نتیجه‌ی این سبک زندگی چیست؟ وقتی زمان خواب فرا می‌رسد، احساس می‌کنیم نسبت به لحظه‌ای که وارد خانه شده بودیم خسته‌تریم و طبیعتاً برای شروع روز کاریِ فردا، هیچ انرژی و رمقی در بدن نداریم.

چگونه می‌توانیم خودمان را از این چرخه‌ی فرسایشی نجات دهیم؟
پاسخ در برنامه‌ریزی نهفته است. در ابتدای هر روز کاری، یک برنامه‌ی دقیق بنویسید و زمان خود را به «واحدهای ۳۰ دقیقه‌ای» تقسیم کنید. درون این برنامه باید جایگاه تمام وظایف کاری و همچنین کارهای شخصی مانند زمانِ دقیق استراحت، غذا خوردن یا چک کردن ایمیل‌ها را به‌روشنی مشخص کنید.

البته قطعی است که برنامه‌ی شما در طول روز با اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای روبه‌رو خواهد شد و تغییر خواهد کرد؛ اما اصلاً نگران نباشید. اگر چنین اتفاقی افتاد، فقط کافی است واحدهای زمانی خود را دوباره جابه‌جا و مرتب کنید. هدف از این کار این نیست که مانند یک ربات، مو‌به‌مو برنامه‌تان را اجرا کنید، بلکه هدف اصلی این است که به نحوه‌ی گذرانِ عمر و زمانتان، «آگاهی» پیدا کنید.

در کنار کار، برنامه‌ریزی برای شب‌ها و تعطیلات آخر هفته نیز به همان اندازه مهم است. سعی کنید با قرار دادن قوانین و محدودیت‌های شخصی، مثلاً چک نکردن گوشی موبایل برای یک بازه‌ی زمانی مشخص، به ذهن خسته‌ی خود فضایی برای تنفس بدهید.

اگر بتوانید عصرها و تعطیلات آخر هفته‌ی خود را با فعالیت‌های غیرآنلاین و واقعی پر کنید، ذهن و بدن شما فرصتِ بی‌نظیری برای احیا شدن پیدا می‌کند. خواندن یک کتاب خوب، ورزش کردن، یا وقت گذراندنِ باکیفیت در کنار عزیزان، از بهترین گزینه‌ها برای بازیابی انرژی و بازگشت پرقدرت به دنیای کار عمیق هستند.

چکیده پایانی

پیام کلیدی کتاب کار عمیق

در دنیای مدرن امروز، عوامل حواس‌پرتی همه‌جا در کمین ما نشسته‌اند. عادت مخربِ انجام هم‌زمان چندوظیفه، دامی است که همه‌ی ما در آن گرفتار شده‌ایم و نتیجه‌ای جز نابودی بهره‌وری ما نداشته است. اما خبر خوب و امیدبخشِ کتاب این است که ما قربانیانِ بی‌دفاعِ تکنولوژی نیستیم؛ با شناسایی و حذف قاطعانه‌ی عوامل حواس‌پرتی، می‌توانیم بار دیگر فرمانرواییِ زمان و تمرکزمان را به دست بگیریم.


توصیه‌ی عملی:

دفعه‌ی بعد که در پایان روز احساس کردید خیلی بی‌رمق شده‌اید، یک «وقفه‌ی اینترنتی» در نظر بگیرید. یک دفترچه یادداشت در دسترس قرار دهید و زمان‌های مشخصی را که اجازه دارید به فضای آنلاین متصل شوید، درون آن ثبت کنید. از استفاده از اینترنت در خارج از این بازه‌های زمانی پرهیز کنید. این کار راندمان شما را افزایش می‌دهد؛ زیرا در زمان‌های مجاز برای استفاده از اینترنت، ناخودآگاه می‌خواهید از این زمان محدود بهره‌ی بیشتری ببرید. هنگامی که به جای پرسه زدن‌های بی‌هدف در حالت نیمه‌خودآگاه، با آگاهی کامل از اینترنت استفاده می‌کنید، میزان تمرکزتان به شکل چشمگیری بالا می‌رود. اگر این کار را پیوسته انجام دهید، از نتیجه‌ی کار متحیر خواهید شد.