بسیاری از انسانها گمان میکنند که انجام همزمان چند کار با هم (Multitasking)، هوشمندانهترین روش برای مدیریت زمان است؛ اما این یک باور کاملاً غلط است. پریدن از شاخهای به شاخهی دیگر نهتنها بهرهوری را بالا نمیبرد، بلکه آن را نابود میکند. سوفی لروی، استاد بازرگانی دانشگاه مینهسوتا، در سال ۲۰۰۹ پژوهشی در همین زمینه انجام داد. او در این تحقیق اثبات کرد که وقتی ما از کار A به سراغ کار B میرویم، ذهن ما به این سرعت تغییر مسیر نمیدهد و بخش قابلتوجهی از تمرکزمان همچنان درگیر کار اول باقی میماند. این یعنی برای انجام کار دوم، ما در بهترین حالت فقط نیمی از توان فکری خود را در اختیار داریم و طبیعتاً نمیتوانیم آن را با کیفیت مطلوب به سرانجام برسانیم.
سوفی لروی در آزمایش خود شرکتکنندگان را به دو گروه تقسیم کرد. گروه A مشغول حل کردن یک جدول کلمات متقاطع بودند که ناگهان لروی کارشان را متوقف کرد و از آنها خواست تا با خواندن یک رزومه، دربارهی استخدام یک فرد تصمیمگیری کنند. در مقابل، گروه B ابتدا حل جدول را بهطور کامل به پایان رساندند و سپس رزومه را بررسی کردند. لروی میخواست بداند چه تعداد از کلماتِ جدول هنوز در پسزمینهی ذهن شرکتکنندگان پرسه میزند. نتایج شگفتانگیز بود: ذهن افراد گروه A همچنان بهشدت درگیر جدول بود و به همین دلیل، تمرکز بسیار کمتری برای ارزیابی رزومهی استخدامی داشتند.
خلاصهی کلام این است که انجام همزمان چندوظیفه، بهرهوری شما را بهشدت کاهش میدهد. به همین شکل، حضور دائمی و بیوقفه در اینترنت نیز قاتل تمرکز است. شاید باز گذاشتن دائمی تبِ ایمیل یا برنامههای پیامرسان بیخطر به نظر برسد، اما علم میگوید صرفاً دیدن یک نوتیفیکیشن روی صفحه، برای فروپاشی تمرکز شما کافی است، حتی اگر آن پیام را باز نکنید و نخوانید.
برای درک بهتر عمق فاجعه، کافی است به مطالعهای که شرکت مشاورهی مکنزی در سال ۲۰۱۲ انجام داد نگاهی بیندازیم. این پژوهش نشان داد که یک کارمند بهطور متوسط بیش از ۶۰ درصد از زمان کاری خود را در اینترنت سپری میکند و جالبتر اینکه ۳۰ درصد از کل این زمان، فقط صرف خواندن و پاسخ دادن به ایمیلها میشود! در چنین شرایطی، کارمندان تصور میکنند که بهشدت درگیر کارند؛ چراکه انجام کارهای خرد و پاسخگویی سریع به ایمیلها، توهمِ «مشغول بودن» را به ما القا میکند. درحالیکه حقیقت تلخ این است: تنها دستاورد ما از این همه شلوغی، حواسپرتی است.
