نویسنده کتب در حوزه اقتصاد رفتاری و روانشناسی پول، اقتصاددان رفتاری، روانشناس شناختی و پژوهشگر روانشناسی تصمیمگیری، استاد مدیریت کسبوکار در دانشگاه دوک، استاد پیشین اقتصاد رفتاری در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT)، کارآفرین و همبنیانگذار کسبوکارهای مبتنی بر علوم رفتاری، سخنران علمی و ارائهدهنده سخنرانیهای TED، ستوننویس پیشین والاستریت ژورنال، همسازنده مستند (بی)صداقتی: حقیقت درباره دروغها
دن آریلی (Dan Ariely) نویسنده، پژوهشگر اقتصاد رفتاری و استاد دانشگاه دوک است. او پیش از پیوستن به این دانشگاه در سال ۲۰۰۸، در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) تدریس و پژوهش میکرد. محور اصلی فعالیتهایش بررسی روانشناسی تصمیمگیری و شناخت عواملی است که انسان را به انتخابهای غیرمنطقی، خطاهای مالی و رفتارهای پیشبینیپذیر سوق میدهند.
آریلی با زبانی روان و مثالهایی برگرفته از زندگی روزمره، مفاهیم پیچیدهی روانشناسی و اقتصاد رفتاری را برای مخاطبان عمومی توضیح میدهد. کتاب مشهور او، «نابخردیهای پیشبینیپذیر»، از شناختهشدهترین آثار این حوزه است و نقش مهمی در شهرت جهانی او داشته است. او همچنین در راهاندازی مجموعهها و کسبوکارهایی مشارکت کرده که یافتههای علوم رفتاری را برای حل مسائل واقعی به کار میگیرند.
دن آریلی (Dan Ariely) کار خود را با پرسشی آغاز کرد که از دل یک تجربهی دردناک بیرون آمده بود: چرا آدمها، حتی وقتی قصد کمک دارند، گاهی روشی را انتخاب میکنند که رنج بیشتری ایجاد میکند؟ این پرسش بعدها گسترش یافت و به مسئلهی اصلی آثار او تبدیل شد: چرا تصمیمهایی میگیریم که با منافع، ارزشها و حتی دانستههای خودمان سازگار نیستند؟
پاسخ آریلی این است که رفتار غیرمنطقی انسان معمولاً تصادفی نیست؛ الگو دارد و تا اندازهای پیشبینیپذیر است. همین ایده، کتاب «نابخردیهای پیشبینیپذیر» را به اثری پرفروش تبدیل کرد و نام او را از محیط دانشگاه به گفتوگوهای عمومی دربارهی خرید، پول، انگیزه، دروغ و تصمیمگیری آورد. بااینحال، داستان دن آریلی فقط قصهی محبوبیت اقتصاد رفتاری نیست. خدشهدارشدن اعتبار یکی از پژوهشهای مشهور او، خواندن آثارش را به تجربهای پیچیدهتر تبدیل کرده است: کتابهایی جذاب و آموزنده که باید با ذهنی باز، اما نقاد خوانده شوند.
دن آریلی در ۲۹ آوریل ۱۹۶۷ در نیویورک به دنیا آمد و در اسرائیل بزرگ شد. در سالهای نوجوانی، انفجار یک منور منیزیمی حدود ۷۰ درصد بدنش را دچار سوختگی درجهسه کرد. او نزدیک به سه سال را در بیمارستان و دورههای درمانی دشوار گذراند؛ تجربهای که مسیر زندگی و موضوع پژوهشهای آیندهاش را تغییر داد.
یکی از دردناکترین بخشهای درمان، تعویض پانسمان بود. پرستاران باندها را سریع جدا میکردند، زیرا تصور میکردند کوتاهکردن مدت درمان، رنج بیمار را کاهش میدهد. آریلی احساس میکرد روشی آهستهتر و مرحلهای، هرچند طولانیتر، درد قابلتحملتری دارد. این اختلاف میان نیت درمانگران، برداشت شهودی آنان و تجربهی واقعی بیمار، نخستین مواجههی جدی او با خطاهای قابلپیشبینی در تصمیمگیری بود.
او در دانشگاه تلآویو روانشناسی خواند و در سال ۱۹۹۱ مدرک کارشناسی گرفت. سپس در دانشگاه کارولینای شمالی در چپلهیل کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی شناختی دریافت کرد و در سال ۱۹۹۸ دومین دکترای خود را در مدیریت کسبوکار از دانشگاه دوک گرفت. آریلی پس از دورهای تدریس و پژوهش در مؤسسه فناوری ماساچوست، در سال ۲۰۰۸ به دانشگاه دوک رفت. او اکنون استاد مدیریت کسبوکار در مدرسهی کسبوکار فوکوا و از بنیانگذاران مرکز پژوهشی Center for Advanced Hindsight است.
مسیر حرفهای او از همان ابتدا میان چند حوزه حرکت میکرد: روانشناسی شناختی، اقتصاد رفتاری، بازاریابی و طراحی سیاست. موضوع مشترک این حوزهها انتخاب انسان است؛ نه انتخاب انسان کاملاً منطقیِ کتابهای اقتصاد کلاسیک، بلکه انتخاب فردی که خسته میشود، تحت تأثیر مقایسه قرار میگیرد، از «رایگان» هیجانزده میشود و برای حفظ تصویر اخلاقی خود، واقعیت را اندکی تغییر میدهد.
اقتصاد سنتی غالباً فرض میکند افراد با سنجیدن هزینه و فایده، گزینهای را انتخاب میکنند که بیشترین منفعت را دارد. دن آریلی در آثارش نشان میدهد تصمیمهای واقعی بسیار آشفتهترند. قیمت نخستین کالایی که میبینیم میتواند به «لنگر» ذهنی تبدیل شود؛ گزینهای نامطلوب ممکن است ما را به انتخاب گزینهی دیگری سوق دهد؛ و تفاوت میان قیمت ناچیز و قیمت صفر، بسیار بیشتر از تفاوت عددی آنها بر رفتار اثر میگذارد.
نمونهی مشهور، جذابیت کالای رایگان است. اگر میان دو محصول با قیمتهای متفاوت انتخاب کنیم، معمولاً کیفیت و ارزش را مقایسه میکنیم؛ اما وقتی یکی از گزینهها رایگان میشود، هیجانِ نپرداختن ممکن است محاسبه را کنار بزند. آریلی از چنین موقعیتهای روزمرهای استفاده میکند تا نشان دهد محیط انتخاب، بهاندازهی ترجیحات شخصی اهمیت دارد.
مفهوم مهم دیگر در افکار دن آریلی، تفاوت میان «هنجارهای اجتماعی» و «هنجارهای بازار» است. ممکن است فردی بدون دریافت پول برای دوستش کاری دشوار انجام دهد، اما پیشنهاد مبلغی اندک را توهینآمیز بداند. پول رابطه را از قلمرو دوستی و همکاری وارد قلمرو معامله میکند. به همین دلیل، انگیزهی انسان را نمیتوان همیشه با افزایش پاداش مالی تقویت کرد.
آریلی از این مقدمات به نتیجهای کاربردی میرسد: اگر رفتار ما به طراحی موقعیت وابسته است، نصیحتکردن کافی نیست. باید فرمها، گزینههای پیشفرض، شیوهی پرداخت، زمان یادآوری و ساختار پاداش را تغییر داد. این نگاه، آثار او را به اقتصاد رفتاری کاربردی نزدیک میکند؛ حوزهای که میکوشد بهجای سرزنش افراد، محیط تصمیمگیری را بهتر طراحی کند.
«نابخردیهای پیشبینیپذیر: نیروهای پنهانی که به تصمیمهای ما شکل میدهند» (Predictably Irrational: The Hidden Forces That Shape Our Decisions) در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. این کتاب مشهورترین اثر آریلی و مناسبترین انتخاب برای آشنایی اولیه با سبک اوست.
آریلی با آزمایشها و موقعیتهایی دربارهی قیمتگذاری، تعلل، اثر مالکیت، برانگیختگی هیجانی و جذابیت گزینهی رایگان، فرض انسان کاملاً عقلانی را به چالش میکشد. کتاب فصلهای نسبتاً مستقلی دارد و بدون پیشزمینهی اقتصادی نیز قابلفهم است. نقطهی قوت آن، تبدیل مفاهیم انتزاعی به تجربههایی است که خواننده نمونههایشان را در خرید، کار و روابط خود پیدا میکند.
دومین کتاب مهم او، «جنبهی مثبت بیمنطقی» (The Upside of Irrationality)، در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. آریلی اینبار فقط به اشتباههای ذهنی نمیپردازد؛ بلکه میپرسد آیا بعضی رفتارهای غیرعقلانی میتوانند مفید باشند.
موضوعاتی مانند سازگاری با شرایط، معنای کار، اثر پاداشهای بسیار بزرگ و نقش احساسات در روابط، این کتاب را از اثر نخست متمایز میکنند. اگر به روانشناسی کار و انگیزه علاقه دارید، این عنوان انتخاب مناسبتری است. بااینحال، بخشی از جذابیت آن به آشنایی قبلی با منطق کلی اقتصاد رفتاری وابسته است.
«حقیقت صادقانه دربارهی عدم صداقت: چگونه به همه، بهویژه خودمان، دروغ میگوییم» (The Honest Truth About Dishonesty) در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. ترجمهی فارسی عنوان این کتاب ممکن است در چاپهای مختلف متفاوت باشد.
ایدهی محوری کتاب این است که بیشتر افراد نه کاملاً درستکارند و نه دروغگوهای حرفهای. آنان تا جایی تقلب میکنند که هنوز بتوانند خود را انسان اخلاقی بدانند؛ سازوکاری که آریلی آن را با مفهوم «ضریب توجیهپذیری» توضیح میدهد. فاصلهگرفتن از پول نقد، تعارض منافع، خلاقیت در توجیه و مشاهدهی تقلب دیگران از عوامل مؤثر بر این رفتار معرفی میشوند.
موضوع کتاب همچنان تأملبرانگیز است، اما باید آن را با احتیاط بیشتری خواند؛ زیرا یکی از مقالههای دانشگاهی مرتبط با پژوهشهای آریلی دربارهی صداقت در سال ۲۰۲۱ پس گرفته شد. بنابراین این اثر برای خوانندهی نقاد مناسبتر است، نه کسی که میخواهد تمام آزمایشهای نقلشده را نتیجههایی قطعی تلقی کند.
آریلی در «پول و عقل: چگونه دربارهی پول اشتباه فکر میکنیم و هوشمندانهتر خرج کنیم» (Dollars and Sense) که در سال ۲۰۱۷ با همکاری جف کرایسلر منتشر شد، سراغ روانشناسی پول میرود. کتاب توضیح میدهد چرا حسابهای ذهنی میسازیم، هزینهی فرصت را نادیده میگیریم و قیمت را با ارزش واقعی اشتباه میگیریم.
این اثر برای خوانندگانی مناسب است که از اقتصاد رفتاری انتظار توصیههای ملموستری دارند. لحن شوخ و مثالهای روزمره، موضوع خشک تصمیمگیری مالی را خواندنی کرده است؛ هرچند نباید آن را جایگزین کتاب تخصصی سرمایهگذاری یا برنامهریزی مالی دانست.
«باور نادرست: چه چیزی باعث میشود افراد منطقی چیزهای غیرمنطقی را باور کنند؟» (Misbelief) در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. آریلی در این کتاب تلاش میکند شکلگیری اطلاعات نادرست، بیاعتمادی و باورهای توطئهآمیز را توضیح دهد.
مفهوم مرکزی اثر «قیف باور نادرست» است: فشار روانی و احساس محرومیت، فرد را برای پذیرش روایتهای جایگزین آماده میکند؛ سوگیریهای شناختی و عضویت در گروه نیز این باورها را تقویت میکنند. این کتاب دامنهی کار آریلی را از خرید و انتخاب شخصی به قطبیشدن اجتماعی میبرد، اما بهتر است پس از آثار مقدماتی او خوانده شود.
سبک نویسندگی دن آریلی میان روایت شخصی، گزارش آزمایش و توصیهی کاربردی حرکت میکند. او معمولاً با یک پرسش کنجکاویبرانگیز آغاز میکند، آزمایشی ساده را شرح میدهد و سپس نتیجه را به موقعیتهایی مانند خرید خودرو، انتخاب شغل یا پرداخت مالیات تعمیم میدهد. طنز و خودافشایی نیز فاصلهی خواننده با بحث علمی را کاهش میدهد.
این روش علت اصلی محبوبیت کتابهای دن آریلی است. خواننده احساس نمیکند در حال مطالعهی مقالهای دانشگاهی است؛ بلکه همراه نویسنده وارد آزمایشی میشود که نتیجهاش اغلب با حدس اولیه تفاوت دارد. سخنرانیهای پربینندهی او در TED نیز همین الگو را دنبال میکنند: نمایش یک خطای ادراکی، مشارکت مخاطب و سپس آشکارکردن محدودیت شهود.
اما همین توانایی روایی یک خطر دارد. آزمایشی کوچک ممکن است پس از تبدیلشدن به داستانی جذاب، عمومیتر و قطعیتر از آنچه دادهها اجازه میدهند به نظر برسد. هنگام خواندن آثار آریلی باید میان سه سطح تفاوت گذاشت: نتیجهی یک آزمایش مشخص، تفسیر نویسنده از آن و توصیهای که برای زندگی یا سیاست عمومی ارائه میشود. این سه همیشه به یک اندازه مستحکم نیستند.
آریلی در عمومیکردن اقتصاد رفتاری نقشی چشمگیر داشته است. او مفاهیمی مانند لنگرگیری، اثر گزینهی رایگان، تعارض منافع و انگیزهی غیرمالی را برای مخاطبان وسیع توضیح داد. سه کتاب «نابخردیهای پیشبینیپذیر»، «جنبهی مثبت بیمنطقی» و «حقیقت صادقانه دربارهی عدم صداقت» در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفتند و سخنرانیهایش میلیونها بار دیده شدند.
بااینحال، بررسی انتقادی آثار دن آریلی بدون پرداختن به مناقشهی پژوهشهای صداقت ناقص است. مقالهای که در سال ۲۰۱۲ در نشریهی PNAS منتشر شده بود، ادعا میکرد امضای تعهد صداقت در ابتدای فرم، تقلب را کاهش میدهد. پس از انتشار شواهدی دربارهی ساختگیبودن بخشی از دادهها، مقاله در سال ۲۰۲۱ پس گرفته شد.
آریلی گفته است دادهها را از شرکت بیمهی همکار دریافت کرده و خود آنها را جعل نکرده است. او در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد بررسی دانشگاه دوک شواهدی نیافته که نشان دهد عمداً از دادههای جعلی استفاده کرده، اما نتیجه گرفته است که باید دادهها را دقیقتر ارزیابی و سوابق پژوهش را بهتر نگهداری میکرد. دانشگاه دوک بهدلیل محرمانهبودن فرایند، گزارش تحقیق را بهصورت عمومی تأیید یا منتشر نکرد؛ بنابراین جزئیات نتیجه تنها از روایت آریلی و گزارشهای رسانهای در دسترس است.
این ماجرا به معنای بیاعتباربودن خودکار همهی آثار او نیست، اما اعتماد بیقیدوشرط را نیز ناموجه میکند. برخی منتقدان، علاوه بر پروندهی دادههای جعلی، به مشکل تکرارپذیری در بخشی از روانشناسی اجتماعی و تعمیم نتایج آزمایشگاهی کوچک به رفتارهای پیچیدهی واقعی اشاره کردهاند. منصفانهترین شیوهی مطالعه آن است که ایدهها را فرضیههایی ارزشمند برای مشاهدهی رفتار بدانیم، نه قوانین قطعی دربارهی طبیعت انسان.
برای بیشتر مخاطبان، بهترین کتاب دن آریلی برای شروع «نابخردیهای پیشبینیپذیر» است. این اثر هم چارچوب فکری او را معرفی میکند و هم نمونههای متنوعی از تصمیمگیری روزمره دارد. فصلهای مستقل آن اجازه میدهند کتاب را با سرعت دلخواه بخوانید و در پایان هر فصل، مثالها را در تجربههای خود بسنجید.
بهتر است کتابهای او را فعالانه بخوانید: کنار هر نتیجه بپرسید آزمایش در چه شرایطی انجام شده، چه توضیح جایگزینی وجود دارد و آیا شواهد جدیدتر از آن پشتیبانی میکنند. چنین روشی نه جذابیت آثار را از بین میبرد و نه دستاورد نویسنده در توضیح اقتصاد رفتاری را نادیده میگیرد؛ فقط مرز میان داستان خوب و ادعای علمی را روشنتر میکند.
«رفتارهای غیرمنطقی ما نه تصادفیاند و نه بیمعنا؛ آنها نظاممند و پیشبینیپذیرند.»
— از کتاب «نابخردیهای پیشبینیپذیر»، ترجمهی آزاد
«اگر بخواهم یک درس اصلی از این پژوهشها استخراج کنم، این است که ما مهرههای بازیای هستیم که نیروهایش را تا حد زیادی درک نمیکنیم.»
— از کتاب «نابخردیهای پیشبینیپذیر»، ترجمهی آزاد
«نمونههای فراوانی وجود دارد که نشان میدهد مردم برای یک آرمان، بیشتر از پول کار میکنند.»
— از کتاب «نابخردیهای پیشبینیپذیر»، ترجمهی آزاد
«هرچه جامعهی ما بیشتر از پول نقد فاصله بگیرد، قطبنمای اخلاقیمان آسانتر منحرف میشود.»
— از کتاب «حقیقت صادقانه دربارهی عدم صداقت»، ترجمهی آزاد
«قدردانی نوعی جادوی انسانی است؛ ارتباطی کوچک که میتواند به نتیجهای بسیار بزرگتر و معنادارتر تبدیل شود.»
— از کتاب «پاداش»، ترجمهی آزاد
«آنچه ما را در کار برمیانگیزد فقط پول نیست؛ پیشرفت مداوم و احساس معنا نیز اهمیت دارند.»
— سخنرانی TED با عنوان «چه چیزی باعث میشود از کارمان احساس خوبی داشته باشیم؟»، ترجمهی آزاد