تصویرسازی نویسنده استفان کاوی Stephen R. Covey

استفان کاوی

Stephen R. Covey
فروش +۲۵ میلیون نسخه از آثار و انتشار به ۳۸ زبان

نویسنده کتاب‌های توسعه فردی و رهبری سازمانی، نظریه‌پرداز اثربخشی فردی و رهبری اصول‌محور، مدرس مدیریت و توسعه رهبری، سخنران حوزه موفقیت و رفتار سازمانی، مشاور مدیریت و فرهنگ سازمانی، استاد مدیریت کسب‌وکار و رفتار سازمانی در دانشگاه بریگم یانگ، استاد دانشکده کسب‌وکار جان ام. هانتسمن در دانشگاه ایالتی یوتا، بنیان‌گذار مرکز رهبری کاوی، هم‌بنیان‌گذار و نایب‌رئیس شرکت فرانکلین‌کاوی، کارآفرین حوزه آموزش و مشاوره مدیریت

ملیت: 
آمریکایی
زادروز: 1932-10-24
فوت: 2012-07-16
تعداد آثار: 1 کتاب (در عصاره)

استفان کاوی (Stephen R. Covey) نویسنده، مدرس و مشاور مدیریت آمریکایی بود که نامش با توسعه فردی و رهبری اصول‌محور پیوند خورده است. او در آثار خود می‌کوشید نشان دهد اثربخشی پایدار نه با ترفندهای زودگذر، بلکه با مسئولیت‌پذیری، تعیین اولویت‌ها و ایجاد عادت‌های سازنده شکل می‌گیرد.

از شناخته‌شده‌ترین آثار کاوی می‌توان به «هفت عادت مردمان مؤثر» و «رهبر درون من» اشاره کرد. «هفت عادت مردمان مؤثر» با فروش بیش از ۲۰ میلیون نسخه در سراسر جهان، او را به یکی از چهره‌های اثرگذار ادبیات مدیریت و موفقیت تبدیل کرد؛ مجله‌ی «تایم» نیز در سال ۱۹۹۶ نام کاوی را در میان ۲۵ آمریکایی تأثیرگذار قرار داد.

کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» با وعده‌ی موفقیت سریع آغاز نمی‌شود؛ استفان کاوی از خواننده می‌خواهد پیش از تغییر برنامه‌ها، هدف‌ها و روابطش، شیوه‌ی دیدن جهان را تغییر دهد. همین جابه‌جایی کانون توجه—از ترفندهای بیرونی به منش درونی—سبب شد کتاب او از مرز ادبیات مدیریت عبور کند و به اثری پرخواننده در توسعه فردی، رهبری و روابط انسانی تبدیل شود.

استفان کاوی برخلاف بسیاری از نویسندگان موفقیت، مسئله را کمبود انگیزه یا تکنیک نمی‌دانست. او معتقد بود اثربخشی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که تصمیم‌های روزمره بر اصولی مانند مسئولیت‌پذیری، صداقت، احترام متقابل و توجه به منافع مشترک استوار باشند. آثار او آمیزه‌ای از آموزش مدیریت، تأمل اخلاقی، روایت‌های شخصی و تمرین‌های کاربردی‌اند؛ ترکیبی که هم محبوبیت جهانی برایش به همراه آورد و هم زمینه‌ساز نقدهایی جدی شد.

استفان کاوی؛ از کلاس دانشگاه تا یک زبان جهانی برای خودمدیریتی

نام کامل او استفان ریچاردز کاوی (Stephen Richards Covey) بود. او ۲۴ اکتبر ۱۹۳۲ در سالت‌لیک‌سیتیِ ایالت یوتا به دنیا آمد. در جوانی از دانشگاه یوتا مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی گرفت، سپس دوره‌ی MBA را در مدرسه کسب‌وکار هاروارد گذراند و در دانشگاه بریگم یانگ دکترای آموزش دینی دریافت کرد.

کاوی پیش از آنکه به‌عنوان نویسنده‌ای پرفروش شناخته شود، در دانشگاه بریگم یانگ مدیریت بازرگانی و رفتار سازمانی تدریس می‌کرد و مدتی نیز در جایگاه دستیار رئیس دانشگاه فعالیت داشت. این پیشینه توضیح می‌دهد چرا کتاب‌هایش میان سه قلمرو در رفت‌وآمدند: اخلاق فردی، آموزش و مدیریت سازمان. او نه صرفاً روان‌شناس بود و نه نظریه‌پردازی دانشگاهی به معنای متعارف؛ بیشتر نقش معلمی را داشت که می‌کوشید مفاهیم اخلاقی و مدیریتی را به الگویی قابل آموزش تبدیل کند.

در سال ۱۹۸۳ دانشگاه را ترک کرد تا تمام‌وقت به مشاوره و آموزش رهبری بپردازد. مؤسسه‌ای که با نام او شکل گرفته بود، بعدها در پی ادغام با شرکت فرانکلین کوئست به فرانکلین‌کاوی تبدیل شد. موفقیت «هفت عادت مردمان مؤثر» در سال ۱۹۸۹، آموزه‌هایش را از کلاس و کارگاه به شرکت‌ها، خانواده‌ها و مدرسه‌ها برد. تا زمان درگذشت او، این کتاب بیش از ۲۵ میلیون نسخه فروخته و به ۳۸ زبان ترجمه شده بود؛ نسخه‌ی صوتی آن نیز نخستین کتاب صوتی غیرداستانی در آمریکا شد که فروشش از یک میلیون نسخه گذشت.

کاوی در آوریل ۲۰۱۲ هنگام دوچرخه‌سواری دچار سانحه شد و چند ماه بعد، در ۱۶ ژوئیه همان سال، بر اثر عوارض آن در آیداهو فالز درگذشت. او ۷۹ سال داشت.

چرا «هفت عادت» با کتاب‌های موفقیت معمولی فرق داشت؟

زاویه‌ی مرکزی اندیشه‌ی کاوی تمایز میان «اخلاق شخصیت» و «اخلاق منش» است. به نظر او، بخش بزرگی از ادبیات موفقیت قرن بیستم بر جذابیت ظاهری، فنون ارتباطی، نگرش مثبت و روش‌های تأثیرگذاری بر دیگران تمرکز داشت. این مهارت‌ها می‌توانند مفید باشند، اما اگر پشتوانه‌ای از صداقت، مسئولیت و بلوغ نداشته باشند، نتیجه‌شان موقتی یا حتی فریب‌کارانه خواهد بود.

کاوی به‌جای ارائه‌ی چند توصیه‌ی جداگانه، هفت عادت را مانند یک مسیر رشد طراحی کرد. سه عادت نخست—کنش‌گر بودن، آغاز کردن با تصویر پایان و مقدم دانستن امور مهم—حرکت از وابستگی به استقلال را نشان می‌دهند. سه عادت بعدی—تفکر برد-برد، نخست فهمیدن و سپس فهمانده‌شدن، و هم‌افزایی—به همکاری ثمربخش با دیگران مربوط‌اند. عادت هفتم، «تیز کردن اره»، بر نوسازی مداوم جسم، ذهن، روابط و زندگی معنوی تأکید دارد.

یکی دیگر از مفاهیم ماندگار او «دایره‌ی نگرانی» و «دایره‌ی نفوذ» است. انسان ممکن است درباره‌ی اقتصاد، رفتار دیگران یا تصمیم‌های سیاسی نگران باشد، اما بر همه‌ی آن‌ها تسلط ندارد. فرد کنش‌گر انرژی خود را بر حوزه‌ای متمرکز می‌کند که واقعاً می‌تواند در آن انتخاب یا تأثیرگذاری کند. این تفکیک ساده، مسئولیت‌پذیری را از خیال کنترل همه‌چیز جدا می‌کند.

سبک نویسندگی استفان کاوی بر روایت‌های تمثیلی، نمودارها، پرسش‌های خودارزیابی و اصطلاحات به‌یادماندنی تکیه دارد. او مفاهیم انتزاعی را به تصویری روشن تبدیل می‌کند: نردبانی که شاید به دیوار اشتباه تکیه داده باشد، اره‌ای که بدون تیزشدن کارایی‌اش را از دست می‌دهد یا جدولی که کارهای مهم را از امور صرفاً فوری جدا می‌کند. همین تصویرسازی، انتقال ایده‌ها به آموزش‌های سازمانی و گفت‌وگوهای روزمره را آسان کرده است.

کتاب‌های استفان کاوی؛ نقشه‌ای برای انتخاب و مطالعه

«هفت عادت مردمان مؤثر»؛ نقطه‌ی ورود اصلی

«The 7 Habits of Highly Effective People» در سال ۱۹۸۹ منتشر شد و معروف‌ترین کتاب استفان کاوی است. این اثر برای خواننده‌ای مناسب است که به دنبال چارچوبی منسجم برای تصمیم‌گیری، مدیریت زمان، ارتباط و رشد شخصی می‌گردد. برخلاف کتاب‌هایی که فهرستی از راهکارهای فوری ارائه می‌کنند، «هفت عادت» از خواننده می‌خواهد پارادایم‌ها و ارزش‌هایش را بررسی کند.

این کتاب بهترین نقطه برای آشنایی اولیه با افکار کاوی است، اما بهتر است آهسته خوانده شود. تمرین نوشتن بیانیه‌ی مأموریت شخصی، شناسایی دایره‌ی نفوذ و بررسی نحوه‌ی گوش‌دادن، از خود متن مهم‌ترند. در ترجمه‌های فارسی، عنوان آن به صورت‌های «هفت عادت مردمان مؤثر»، «هفت عادت افراد مؤثر» و «هفت عادت مردمان بسیار کارآمد» نیز دیده می‌شود.

«رهبری اصول‌محور»؛ برای مدیران و رهبران

کتاب «Principle-Centered Leadership» در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و ایده‌ی اصلی کاوی را به محیط سازمان گسترش داد. او در این اثر رهبری را مجموعه‌ای از فنون کنترل کارکنان نمی‌بیند؛ اعتماد، هماهنگی ارزش‌ها و رشد افراد را پایه‌های عملکرد ماندگار می‌داند.

«رهبری اصول‌محور» برای مدیران، مربیان و کسانی مناسب است که می‌خواهند از سطح خودمدیریتی به طراحی فرهنگ سازمانی برسند. نثر و ساختار آن نسبت به «هفت عادت» پراکنده‌تر است، بنابراین انتخاب خوبی برای نخستین مواجهه با کاوی نیست.

«نخست امور نخست»؛ فراتر از مدیریت ساعت‌ها

«First Things First» در سال ۱۹۹۴ با همکاری ای. راجر مریل و ربکا آر. مریل منتشر شد و در فارسی با عنوان‌هایی مانند «نخست امور نخست» و «اولویت‌دادن به اولویت‌ها» شناخته می‌شود. مسئله‌ی کتاب افزایش سرعت انجام کارها نیست، بلکه انتخاب کارهایی است که حقیقتاً ارزش انجام‌دادن دارند.

تفکیک امور مهم و فوری، برنامه‌ریزی هفتگی و توجه هم‌زمان به نقش‌های مختلف زندگی از محورهای اصلی آن‌اند. این کتاب برای خواننده‌ای مناسب است که برنامه‌ای شلوغ دارد، اما احساس می‌کند فعالیت‌های روزانه‌اش با ارزش‌ها و هدف‌های بلندمدتش همسو نیستند.

«هفت عادت خانواده‌های بسیار مؤثر»؛ اصول در فضای خانه

کاوی در «The 7 Habits of Highly Effective Families» که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد، مفاهیم قبلی را به روابط خانوادگی منتقل کرد. بیانیه‌ی مأموریت خانواده، گفت‌وگوی همدلانه و ایجاد فرهنگ اعتماد از موضوعات اصلی این اثرند.

این کتاب بیش از آنکه نسخه‌ای ساده‌شده از «هفت عادت» باشد، مجموعه‌ای از مثال‌های خانوادگی درباره‌ی تعارض، فرزندپروری و حفظ پیوندهاست. برای والدین و زوج‌ها انتخاب کاربردی‌تری از آثار مدیریتی او محسوب می‌شود.

«عادت هشتم» و «راه‌حل سوم»؛ ادامه‌ای برای خواننده‌ی جدی‌تر

«عادت هشتم: از اثربخشی تا عظمت» در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. کاوی در این کتاب از «یافتن صدای خود و الهام‌بخشیدن به دیگران برای یافتن صدایشان» سخن می‌گوید. منظور او از صدا، نقطه‌ی تلاقی استعداد، اشتیاق، نیازهای جهان و وجدان است. کتاب به رهبری در عصر کارکنان دانشی می‌پردازد و بهتر است پس از «هفت عادت» خوانده شود.

آخرین اثر مهم او، «راه‌حل سوم» یا «The 3rd Alternative»، در سال ۲۰۱۱ انتشار یافت. کاوی در این کتاب می‌کوشد از دوگانه‌ی «راه من یا راه تو» عبور کند و به راه‌حلی برسد که محصول فهم متقابل و خلاقیت مشترک باشد. علاقه‌مندان به مذاکره، حل تعارض و همکاری اجتماعی از این کتاب بهره‌ی بیشتری می‌برند.

از کدام کتاب استفان کاوی شروع کنیم؟

برای بیشتر خوانندگان، بهترین کتاب استفان کاوی برای شروع همان «هفت عادت مردمان مؤثر» است؛ زیرا تقریباً تمام مفاهیم اصلی آثار بعدی را معرفی می‌کند. اگر کتاب را برای حل مشکل مدیریت زمان می‌خوانید، پس از آشنایی با سه عادت نخست به سراغ «نخست امور نخست» بروید. این اثر میان پرمشغله‌بودن و مؤثربودن تفاوت روشنی می‌گذارد.

مدیران و رهبران تیم بهتر است «رهبری اصول‌محور» را در مرحله‌ی دوم بخوانند. برای بهبود ارتباط در خانه، «هفت عادت خانواده‌های بسیار مؤثر» انتخاب مستقیم‌تری است. «عادت هشتم» و «راه‌حل سوم» نیز برای کسانی مناسب‌اند که چارچوب اصلی کاوی را پذیرفته‌اند و می‌خواهند آن را به معنا، رهبری و حل تعارض گسترش دهند.

نکته‌ی مهم این است که آثار کاوی برای مطالعه‌ی سریع طراحی نشده‌اند. تکرار برخی مفاهیم ممکن است خواننده را وسوسه کند که فقط خلاصه‌ی کتاب‌ها را بخواند، اما ارزش عملی آن‌ها در مکث، خودارزیابی و اجرای تدریجی تمرین‌هاست.

نفوذ گسترده، از شرکت‌های بزرگ تا کلاس درس

موفقیت کاوی تنها با شمار نسخه‌های فروخته‌شده سنجیده نمی‌شود. او واژگانی مانند «برد-برد»، «دایره‌ی نفوذ»، «نخست امور نخست» و «گوش‌دادن همدلانه» را به زبان رایج مدیریت و توسعه فردی وارد کرد. شمار زیادی از شرکت‌های بزرگ از برنامه‌های آموزشی مؤسسه‌ی او استفاده کردند و آموزه‌هایش بعدها در طرح «رهبر درون من» به مدارس نیز راه یافت.

نام او در فهرست ۲۵ آمریکایی تأثیرگذار مجله‌ی تایم قرار گرفت. کاوی همچنین نشان توماس مور، جایزه‌ی کارآفرین بین‌المللی سال و چندین دکترای افتخاری دریافت کرد. بااین‌حال، میراث مهم‌ترش تبدیل مجموعه‌ای از اصول اخلاقی به چارچوبی بود که می‌شد آن را در محیط کار، خانواده و آموزش به کار گرفت.

ایمان مذهبی کاوی نیز در شکل‌گیری نگاه او نقش داشت. او عضو کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان بود و مدتی مأموریت‌های مذهبی بر عهده داشت. با وجود این، در کتاب‌های عمومی‌اش از زبانی فراگیر استفاده می‌کرد و اصول موردنظرش را محدود به یک دین نمی‌دانست.

چرا آثار کاوی موافقان و منتقدان جدی دارد؟

بخشی از جذابیت کاوی همان چیزی است که منتقدان نقطه‌ضعف او می‌دانند: ساده‌سازی مسائل پیچیده در قالب چند اصل روشن. هواداران معتقدند این سادگی به خواننده امکان عمل می‌دهد؛ منتقدان می‌گویند تعارض‌های سازمانی، نابرابری‌های اجتماعی و محدودیت‌های اقتصادی همیشه با تغییر نگرش فردی حل نمی‌شوند.

نقد دیگر به پشتوانه‌ی تجربی آثار او مربوط است. کتاب‌های کاوی رساله‌های پژوهشی در روان‌شناسی نیستند و بخش بزرگی از استدلال آن‌ها بر روایت، مشاهده، تجربه‌ی مشاوره و گزاره‌های اخلاقی استوار است. بنابراین نباید ادعاهایش را هم‌ردیف یافته‌های آزمایشگاهی یا درمان‌های مبتنی بر شواهد دانست.

برخی منتقدان نیز اصول موسوم به «جهان‌شمول و تغییرناپذیر» را متأثر از جهان‌بینی دینی کاوی می‌دانند. خود او می‌گفت از متون دینی و اندیشمندان بزرگ تاریخ الهام گرفته، اما آموزه‌هایش را برای مخاطبانی با باورهای گوناگون نوشته است. تکرار ایده‌ها در کتاب‌های بعدی و طولانی‌بودن بعضی روایت‌ها نیز از نقدهای رایج به سبک نویسندگی اوست.

با همه‌ی این ملاحظات، کاوی را نباید صرفاً فروشنده‌ی نسخه‌ای برای موفقیت دانست. پرسش اصلی او اخلاقی بود: چگونه می‌توان به نتیجه رسید، بی‌آنکه شخصیت، روابط و هدف زندگی را قربانی نتیجه کرد؟ همین پرسش سبب شده است آثار استفان کاوی، حتی برای خواننده‌ای که با همه‌ی پاسخ‌هایش موافق نیست، همچنان قابل بحث و استفاده باشند.

جملات و نقل‌قول‌های استفان کاوی

  • «ما جهان را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که خود هستیم—یا آن‌گونه که شرطی شده‌ایم ببینیم—می‌بینیم.» — «هفت عادت مردمان مؤثر»
  • «بیشتر مردم با قصد فهمیدن گوش نمی‌دهند؛ با قصد پاسخ‌دادن گوش می‌دهند.» — «هفت عادت مردمان مؤثر»
  • «نخست بکوشید بفهمید، سپس بکوشید فهمیده شوید.» — «هفت عادت مردمان مؤثر»، عادت پنجم
  • «آغاز کردن با تصویر پایان یعنی امروز را با تصویری روشن از مقصد خود آغاز کنید.» — «هفت عادت مردمان مؤثر»، عادت دوم
  • «مقدم‌داشتن امور مهم یعنی سازمان‌دهی و عمل‌کردن بر پایه‌ی مهم‌ترین اولویت‌ها.» — «هفت عادت مردمان مؤثر»، عادت سوم
  • «هرگز نباید آن‌قدر سرگرم اره‌کردن شویم که برای تیزکردن اره وقت نداشته باشیم؛ همان‌طور که نباید آن‌قدر مشغول رانندگی باشیم که برای سوخت‌گیری توقف نکنیم.» — «رهبری اصول‌محور»
  • «صدای خود را بیابید و دیگران را الهام ببخشید تا صدای خود را پیدا کنند.» — «عادت هشتم»
  • «راه نخست، راه من است و راه دوم، راه تو؛ هم‌افزایی در جست‌وجوی راه سومی است که از هر دوی آن‌ها بهتر باشد.» — «راه‌حل سوم»