تصویرسازی نویسنده رابرت ساپولسکی Robert M. Sapolsky

رابرت ساپولسکی

Robert M. Sapolsky

نویسنده کتاب‌های علمی عمومی درباره‌ی رفتار انسان و اراده‌ی آزاد، عصب‌شناس و پژوهشگر علوم اعصاب، عصب‌غددشناس، زیست‌شناس رفتاری، نخستی‌شناس، پژوهشگر استرس و رفتار، مروج علم و سخنران علمی، استاد زیست‌شناسی، صب‌شناسی و علوم اعصاب دانشگاه استنفورد، استاد جراحی مغز و اعصاب دانشگاه استنفورد، پژوهشگر همکار مؤسسه‌ی پژوهش‌های نخستی‌شناسی در موزه‌های ملی کنیا⁠

ملیت: 
آمریکایی
زادروز: 1957-04-06
(69 سال)
تعداد آثار: 1 کتاب (در عصاره)

رابرت ساپولسکی، عصب‌شناس، زیست‌شناس رفتاری و استاد دانشگاه استنفورد است. او همچنین با مؤسسه‌ی پژوهش‌های نخستی‌شناسیِ موزه‌های ملی کنیا همکاری دارد و بخش مهمی از فعالیت حرفه‌ای خود را به بررسی استرس، رفتار انسان و تأثیر متقابل زیست‌شناسی و محیط اختصاص داده است.

ساپولسکی با نثری علمی، روان و گاه طنزآمیز، مفاهیم پیچیده‌ی علوم اعصاب را برای مخاطب عمومی توضیح می‌دهد. از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های او می‌توان به «چرا گورخرها زخم معده نمی‌گیرند» و «رفتار» اشاره کرد؛ آثاری که نشان می‌دهند مغز، هورمون‌ها، تجربه‌های زندگی و محیط اجتماعی چگونه رفتار و سلامت انسان را شکل می‌دهند.

رابرت ساپولسکی از معدود نویسندگانی است که می‌تواند با مشاهده‌ی دعوای دو بابون در دشت‌های کنیا آغاز کند، از هورمون‌های استرس و رشد مغز نوجوان بگوید و سرانجام به این پرسش برسد که آیا مجازات، تحسین و سرزنش اخلاقی اصلاً معنایی دارند یا نه. پشت این حرکت ظاهراً عجیب، یک ایده‌ی ثابت قرار گرفته است: برای فهم رفتار، نباید به آخرین حلقه‌ی زنجیره‌ی علت‌ها خیره شد.

ساپولسکی عصب‌شناس، زیست‌شناس رفتاری، نخستی‌شناس و نویسنده‌ی علم است؛ اما شهرت عمومی او بیش از هر چیز از توانایی‌اش در پیوند‌دادن این حوزه‌ها می‌آید. آثار او می‌پرسند چرا اضطراب ذهنی می‌تواند بدن را فرسوده کند، چگونه موقعیت اجتماعی به سلامت راه می‌یابد، چه نیروهایی پیش از هر تصمیم بر مغز اثر می‌گذارند و آیا انسانی که محصول ژن‌ها، محیط و تاریخ خود است، سزاوار سرزنش یا ستایش مطلق است.

رابرت ساپولسکی؛ از رؤیای گوریل‌شدن تا زندگی میان بابون‌ها

نام کامل او رابرت موریس ساپولسکی (Robert Morris Sapolsky) است. او در ۶ آوریل ۱۹۵۷ در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. علاقه‌اش به نخستی‌ها از کودکی و تماشای زیست‌نماهای آفریقایی در موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکا شکل گرفت. خودش نوشته است که زمانی می‌خواست گوریل کوهی شود؛ رؤیایی کودکانه که بعدها به انتخابی حرفه‌ای و جدی تبدیل شد.

ساپولسکی در دانشگاه هاروارد انسان‌شناسی زیستی خواند و در سال ۱۹۷۸ مدرک کارشناسی گرفت. سپس در دانشگاه راکفلر به مطالعه‌ی عصب‌غددشناسی پرداخت و در سال ۱۹۸۴ دکتری خود را دریافت کرد. همان سال‌های تحصیل، دو مسیر ظاهراً دور از هم در زندگی او به یکدیگر رسیدند: پژوهش آزمایشگاهی درباره‌ی اثر هورمون‌های استرس بر مغز و مشاهده‌ی رفتار اجتماعی نخستی‌ها در طبیعت.

او در بیست‌ویک‌سالگی به آفریقا رفت و مطالعه‌ی میدانی یک گروه از بابون‌های وحشی را آغاز کرد. پرسش اصلی‌اش این بود که چرا بعضی افراد، حتی در شرایط اجتماعی مشابه، در برابر استرس آسیب‌پذیرترند. برای پاسخ، رفتارهایی مانند درگیری، دوستی، ائتلاف، کناره‌گیری و جایگاه اجتماعی بابون‌ها را ثبت می‌کرد و سپس شاخص‌هایی چون فشار خون، کلسترول، سرعت ترمیم زخم و سطح هورمون‌های استرس را می‌سنجید.

این تجربه فقط ماده‌ی خام چند مقاله‌ی علمی نبود. بابون‌ها به ساپولسکی نشان دادند که استرس همیشه واکنشی به خطرهای فوری مانند حمله‌ی یک شکارچی نیست؛ گاهی محصول سلسله‌مراتب، ناامنی، انزوا و آزار مداوم از سوی اعضای همان گروه است. این مشاهده به محور مشترک بسیاری از کتاب‌های رابرت ساپولسکی تبدیل شد: جامعه و تجربه‌های روزمره می‌توانند از مسیر مغز و هورمون‌ها به درون بدن نفوذ کنند.

امروز او استاد زیست‌شناسی، عصب‌شناسی و علوم عصبی و جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه استنفورد است. حوزه‌های پژوهشی رسمی او مرگ نورون‌ها، استرس و ژن‌درمانی را در بر می‌گیرد.

برای فهم یک رفتار، باید در زمان به عقب رفت

روش فکری ساپولسکی را می‌توان با تصویری ساده توضیح داد: انسانی کاری انجام می‌دهد و ما بلافاصله می‌پرسیم «چرا؟» پاسخ معمول به قصد، شخصیت یا تصمیم همان فرد اشاره می‌کند؛ اما ساپولسکی دوربین را عقب می‌برد. در ثانیه‌های پیش از رفتار، چه شبکه‌های عصبی فعال بوده‌اند؟ در ساعت‌های قبل، هورمون‌ها چه اثری گذاشته‌اند؟ کودکی، وضعیت اقتصادی خانواده و تجربه‌های آسیب‌زا چگونه مغز را شکل داده‌اند؟ فرهنگ، محیط دوران جنینی، ژن‌ها و تاریخ تکاملی چه نقشی داشته‌اند؟

این نگاه چندسطحی در کتاب «رفتار» به کامل‌ترین شکل خود می‌رسد. مغز در آثار او ماشینی جدا از جهان نیست؛ عضوی زنده است که از بدن، روابط، محرومیت، آموزش، فرهنگ و تاریخ تأثیر می‌پذیرد. به همین دلیل، توضیح زیستی رفتار برای ساپولسکی الزاماً به معنای تقلیل انسان به ژن‌ها یا نورون‌ها نیست. آنچه «زیست‌شناسی» می‌نامیم، خود در طول زندگی تحت تأثیر محیط تغییر می‌کند.

از همین‌جا یکی از مهم‌ترین افکار رابرت ساپولسکی شکل می‌گیرد: هنگام قضاوت درباره‌ی رفتار دیگران باید محتاط و فروتن باشیم. دانستن یک علت نزدیک—مثلاً میزان یک هورمون یا فعالیت بخشی از مغز—به معنای فهم کامل رفتار نیست. تستوسترون، برای نمونه، در روایت او ماده‌ای نیست که به‌تنهایی خشونت تولید کند؛ اثر آن به زمینه‌ی اجتماعی، انتظارهای فرهنگی، شخصیت و موقعیتی بستگی دارد که رفتار در آن رخ می‌دهد.

این رویکرد بر فهم او از استرس نیز حاکم است. پاسخ استرس برای فرار از خطر کوتاه‌مدت سودمند است، اما انسان می‌تواند همین سامانه را با نگرانی درباره‌ی آینده، شکست شغلی، بدهی یا منزلت اجتماعی بارها فعال کند. بدن در چنین وضعیتی هزینه‌ی آمادگی دائمی برای بحرانی را می‌پردازد که شاید هرگز به شکل یک خطر فیزیکی ظاهر نشود.

طنز، جزئیات علمی و روایتی که مدام زاویه عوض می‌کند

سبک نویسندگی رابرت ساپولسکی ترکیبی کم‌نظیر از درس دانشگاهی، روایت میدانی، شوخی و استدلال اخلاقی است. او از اصطلاحات تخصصی فرار نمی‌کند، اما معمولاً پیش از آنکه انبوه نام‌های علمی خواننده را خسته کند، با مثالی از زندگی روزمره، فرهنگ عامه یا رفتار حیوانات مسیر بحث را روشن می‌سازد.

ویژگی دیگر قلم او حرکت میان مقیاس‌هاست. ممکن است یک فصل با ترشح دوپامین آغاز شود، به رشد قشر پیش‌پیشانی برسد، تفاوت دوران نوجوانی و بزرگسالی را بررسی کند و سرانجام به تعصب قومی یا نظام قضایی بپردازد. این گستردگی برای خواننده‌ای که به دنبال یک پاسخ ساده است دشوار خواهد بود، اما نقطه‌ی قوت اصلی آثار او نیز همین مقاومت در برابر پاسخ‌های تک‌علتی است.

طنز ساپولسکی فقط برای سرگرم‌کردن نیست. شوخی‌های او فاصله‌ی روانی لازم را ایجاد می‌کنند تا خواننده با موضوعاتی مانند خشونت، بیماری روانی، نابرابری و نبود اراده‌ی آزاد روبه‌رو شود. بااین‌حال، همین لحن گاه تند و طعنه‌آمیز—به‌خصوص هنگام بحث با مدافعان اراده‌ی آزاد—ممکن است برای خواننده‌ای که انتظار مناظره‌ای کاملاً خنثی دارد، جانبدارانه به نظر برسد.

کتاب‌های رابرت ساپولسکی؛ یک مسیر مطالعه از استرس تا اراده‌ی آزاد

«چرا گورخرها زخم معده نمی‌گیرند»؛ بهترین نقطه‌ی شروع

کتاب «چرا گورخرها زخم معده نمی‌گیرند» (Why Zebras Don’t Get Ulcers) نخستین بار در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و ویرایش سوم آن در سال ۲۰۰۴ انتشار یافت. موضوع کتاب سازوکار استرس، بیماری‌های مرتبط با آن و شیوه‌های مقابله است. ترجمه‌ی فارسی آن با همین عنوان و با زیرعنوان «استرس و هر آنچه در موردش باید بدانیم» منتشر شده است.

این کتاب برای بیشتر خوانندگان بهترین آغاز است؛ زیرا هم ایده‌ی مرکزی ساپولسکی را معرفی می‌کند و هم نسبت به «رفتار» فشرده‌تر و متمرکزتر است. البته نباید آن را نسخه‌ای از کتاب‌های خودیاری با توصیه‌های سریع دانست. هدف اصلی، توضیح فیزیولوژی استرس و نشان‌دادن فاصله‌ی میان یک پاسخ مفید کوتاه‌مدت و فرسودگی ناشی از استرس مزمن است.

«خاطرات یک نخستی‌شناس»؛ ساپولسکی در روایی‌ترین حالت

«خاطرات یک نخستی‌شناس» (A Primate’s Memoir) که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، گزارش بیش از دو دهه زندگی و پژوهش او میان بابون‌های کنیا است. کتاب هم سفرنامه و زندگی‌نامه‌ی علمی است، هم روایت بلوغ یک پژوهشگر و هم تصویری از حیواناتی که هرکدام شخصیت و روابط اجتماعی مشخصی دارند.

اگر از خاطرات علمی، طبیعت‌نگاری یا آثاری در سنت جین گودال لذت می‌برید، این کتاب احتمالاً جذاب‌ترین انتخاب است. خواننده پیش از ورود به بحث‌های سنگین عصب‌شناسی، ریشه‌های انسانی و تجربی افکار ساپولسکی را می‌بیند.

«دردسر تستوسترون» و «میمون‌عاشق»؛ برای دوستداران مقاله‌های علمی

«دردسر تستوسترون و جستارهای دیگر درباره‌ی زیست‌شناسی وضعیت انسان» (The Trouble with Testosterone، ۱۹۹۷) و «میمون‌عاشق» (Monkeyluv، ۲۰۰۵) مجموعه‌هایی از جستارهای علمی‌اند. این آثار موضوعاتی چون پرخاشگری، جنسیت، ژن‌ها، رفتار جانوران، حافظه و ویژگی‌های انسانی را در قالب متن‌هایی کوتاه‌تر بررسی می‌کنند.

این دو کتاب برای خواننده‌ای مناسب‌اند که هنوز آمادگی ورود به یک اثر هشتصدصفحه‌ای را ندارد، اما می‌خواهد با سبک نویسندگی ساپولسکی آشنا شود. تنوع موضوعی مزیت آن‌هاست، هرچند انسجام استدلالی یک کتاب یکپارچه را ندارند.

«رفتار»؛ اثر جامع و نقطه‌ی اوج کارنامه

«رفتار: زیست‌شناسی انسان در بهترین و بدترین حالت» (Behave: The Biology of Humans at Our Best and Worst) در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. کتاب از لحظه‌ی پیش از وقوع یک رفتار آغاز می‌کند و مرحله‌به‌مرحله به عقب می‌رود: فعالیت نورون‌ها، هورمون‌ها، رشد مغز، کودکی، فرهنگ، ژن‌ها و تکامل.

«رفتار» برای خواننده‌ی جدی بهترین کتاب رابرت ساپولسکی است، اما لزوماً بهترین نقطه‌ی شروع نیست. حجم زیاد، جزئیات فنی و تغییر مداوم حوزه‌ها به تمرکز نیاز دارد. در مقابل، خواننده تصویری به‌دست می‌آورد که در آن خشونت، همدلی، قبیله‌گرایی و اخلاق نه با یک علت، بلکه با برهم‌کنش چندین سطح توضیح داده می‌شوند. این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی کتاب لس‌آنجلس تایمز شد.

«محتوم»؛ کتابی که بهتر است در پایان خوانده شود

«محتوم: نگاه علم به زندگی بدون اراده‌ی آزاد» (Determined: A Science of Life Without Free Will) در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. ساپولسکی در این کتاب نتیجه‌ای را که در «رفتار» زمینه‌سازی کرده بود، صریح می‌کند: انتخاب‌های انسان ادامه‌ی زنجیره‌ای از علت‌های زیستی و محیطی‌اند و جایی برای یک «خود» مستقل از این علت‌ها باقی نمی‌ماند.

بهتر است «محتوم» را پس از «چرا گورخرها زخم معده نمی‌گیرند» یا «رفتار» بخوانید. بدون شناخت نگاه چندسطحی ساپولسکی، ممکن است ادعای او با تقدیرگرایی ساده اشتباه گرفته شود. او نمی‌گوید هیچ کاری نتیجه ندارد؛ آموزش، درمان و سیاست اجتماعی نیز علت‌هایی هستند که می‌توانند رفتار آینده را تغییر دهند.

از علم استرس تا بازاندیشی در عدالت و مسئولیت

ساپولسکی در سال ۱۹۸۷، در سی‌سالگی، بورسیه‌ی مک‌آرتور را برای پژوهش درباره‌ی عصب‌غددشناسی و نخستی‌ها دریافت کرد. در سال ۲۰۰۸ نیز جایزه‌ی لوئیس توماس برای نگارش علمی به او تعلق گرفت. موفقیت «رفتار» و «محتوم» جایگاه او را از پژوهشگر شناخته‌شده‌ی استرس به یکی از چهره‌های عمومی بحث درباره‌ی زیست‌شناسی رفتار و اراده‌ی آزاد گسترش داد.

اهمیت اجتماعی افکار او در نتیجه‌ای است که از علم می‌گیرد: هرچه درباره‌ی علت‌های رفتار بیشتر بدانیم، توجیه انتقام و تحقیر دشوارتر می‌شود. او پیشنهاد نمی‌کند افراد خطرناک آزاد گذاشته شوند؛ جامعه همچنان باید از خود محافظت کند. تفاوت در این است که محدودکردن فرد خطرناک می‌تواند با هدف پیشگیری، درمان و توان‌بخشی انجام شود، نه برای تحمیل رنج به‌عنوان مکافات.

این نگاه به نابرابری نیز گسترش می‌یابد. موفقیت تحصیلی، خودکنترلی و توانایی برنامه‌ریزی در خلأ پدید نمی‌آیند؛ تغذیه، امنیت کودکی، وضعیت اقتصادی، آموزش و سلامت روان بر آن‌ها اثر می‌گذارند. از منظر ساپولسکی، شناخت این زنجیره قرار نیست انگیزه را نابود کند؛ قرار است غرور اخلاقی افراد موفق و سرزنش شتاب‌زده‌ی افراد ناموفق را کاهش دهد.

چرا مخالفان ساپولسکی هنوز قانع نشده‌اند؟

جدی‌ترین نقدها متوجه «محتوم» است. جان مارتین فیشر، فیلسوف دانشگاه کالیفرنیا ریورساید، در نقدی برای Notre Dame Philosophical Reviews می‌گوید ساپولسکی تعریف دقیقی از اراده‌ی آزاد ارائه نمی‌کند و با تعریف آن به‌صورت «علتی بی‌علت»، سازگارگرایی را از ابتدا کنار می‌گذارد. در دیدگاه سازگارگرایان، داشتن اراده‌ی آزاد لزوماً به معنای استقلال کامل از گذشته و قوانین طبیعت نیست؛ آزادی ممکن است به توانایی عمل بر اساس دلایل، ارزش‌ها و شخصیت خود فرد اشاره کند.

نقد دوم این است که اثبات وجود علت برای رفتار، به‌خودی‌خود مسئولیت اخلاقی را حذف نمی‌کند. بیماری‌هایی مانند صرع یا اختلالات شدید روانی می‌توانند مسئولیت را کاهش دهند، اما منتقدان می‌پرسند آیا می‌توان از این موارد نتیجه گرفت که هر توضیح علّی، هر اندازه عادی، فرد را از مسئولیت معاف می‌کند؟ فیشر این گذار را تعمیمی شتاب‌زده می‌داند.

از سوی دیگر، حتی مخالفت جدی با نتیجه‌ی فلسفی ساپولسکی، ارزش علمی کتاب‌هایش را از بین نمی‌برد. قوت او در نمایش انباشت علت‌ها، وابستگی رفتار به زمینه و ناپایداری توضیح‌های ساده است. می‌توان استدلال نهایی «محتوم» را نپذیرفت و همچنان از آن برای بازنگری در قضاوت‌های اخلاقی، سیاست کیفری و تصورمان از موفقیت فردی استفاده کرد.

نقل‌قول‌های رابرت ساپولسکی

ترجمه‌ی نقل‌قول‌های زیر آزاد است:

  • «در بیست‌ویکمین سال زندگی‌ام به گروه بابون‌ها پیوستم.» — «خاطرات یک نخستی‌شناس»
  • «بابون‌ها تقریباً شش ساعت کامل از روشنایی روز را در اختیار دارند تا صرف بدرفتاری با یکدیگر کنند.» — «خاطرات یک نخستی‌شناس»
  • «همه‌ی ما زیست‌شناس رفتاریم؛ وقتی در هیئت منصفه می‌نشینیم، رأی می‌دهیم یا با بیماری روانی یکی از نزدیکانمان روبه‌رو می‌شویم.» — مصاحبه با Stanford Report، ۲۰۱۷
  • «هنگام تصمیم‌گیری درباره‌ی اینکه علت‌های یک رفتار را فهمیده‌ایم، باید عمیقاً محتاط و فروتن باشیم.» — مصاحبه با Stanford Report، ۲۰۱۷
  • «برای من مهم‌ترین پرسش این است که وقتی مردم سرانجام بپذیرند اراده‌ی آزادی وجود ندارد، چگونه می‌توان جامعه‌ای عادل، امن و صلح‌آمیز ساخت.» — مصاحبه با Stanford Report، ۲۰۱۷
  • «علم رفتار انسان نشان می‌دهد لاک‌پشت‌ها نمی‌توانند در هوا معلق باشند؛ در عوض، تا پایین فقط لاک‌پشت است.» — «محتوم»
  • «ما چیزی بیشتر یا کمتر از مجموعه‌ی شانس‌های زیستی و محیطی نیستیم که هیچ کنترلی بر آن‌ها نداشته‌ایم و ما را به این لحظه رسانده‌اند.» — «محتوم»
  • «هدفم این نیست که شما را قانع کنم اراده‌ی آزاد وجود ندارد؛ کافی است نتیجه بگیرید میزان آن بسیار کمتر از چیزی است که تصور می‌کردید.» — «محتوم»