تصویرسازی نویسنده پاتریک لنچونی Patrick M. Lencioni

پاتریک لنچونی

Patrick M. Lencioni

نویسنده کتاب‌های مدیریت، رهبری و کار تیمی، مشاور سلامت سازمانی و توسعه تیم‌های اجرایی، سخنران حوزه رهبری و فرهنگ سازمانی، بنیان‌گذار و رئیس شرکت مشاوره مدیریتی تیبل گروپ، خالق مدل پنج اختلال عملکرد تیمی، خالق مدل شش نوع نبوغ کاری، میزبان پادکست سر میز با پاتریک لنچونی، معاون پیشین توسعه سازمانی شرکت سای‌بیس، متخصص پیشین شرکت‌های بین اند کمپانی و اوراکل

ملیت: 
آمریکایی
زادروز: 1965-07-23
(61 سال)
تعداد آثار: 4 کتاب (در عصاره)

پاتریک لنچونی (Patrick M. Lencioni) نویسنده، سخنران و مشاور کسب‌وکار آمریکایی است که بیشتر با پژوهش‌ها و دیدگاه‌های کاربردی‌اش درباره‌ی سلامت سازمانی، رهبری و پویایی تیم‌ها شناخته می‌شود. او در سال ۱۹۹۷ شرکت مشاوره‌ی مدیریتی «تیبل گروپ» (The Table Group) را بنیان گذاشت؛ مجموعه‌ای که به سازمان‌ها برای تقویت همکاری تیمی، بهبود عملکرد و افزایش مشارکت کارکنان کمک می‌کند.

لنچونی نویسنده‌ی سیزده کتاب در حوزه‌ی مدیریت و کار تیمی است. از آثار شناخته‌شده‌ی او می‌توان به «پنج اختلال در عملکرد تیمی»، «فرار از جلسه» و «بازیکن تیمی ایدئال» اشاره کرد. «پنج اختلال در عملکرد تیمی» مشهورترین کتاب اوست؛ اثری پرفروش که با زبانی داستانی، موانع شکل‌گیری تیم‌های منسجم و اثربخش را بررسی می‌کند.

تأثیرگذاری لنچونی تنها به کتاب‌هایش محدود نیست و او به‌عنوان سخنران و مشاور نیز با مدیران و سازمان‌های گوناگون همکاری داشته است. در سال ۲۰۰۸، CNN Money نام او را در فهرست «ده استاد نوظهوری که باید بشناسید» قرار داد.

چرا گروهی از مدیران باهوش، باتجربه و موفق ممکن است کنار یکدیگر به تیمی ناکارآمد تبدیل شوند؟ بخش بزرگی از شهرت پاتریک لنچونی از پاسخ ساده اما تأمل‌برانگیز او به همین پرسش می‌آید: مشکل بسیاری از تیم‌ها کمبود دانش، راهبرد یا استعداد نیست؛ آن‌ها نمی‌توانند به یکدیگر اعتماد کنند، اختلاف‌نظرهای واقعی را به زبان بیاورند و مسئولیت نتیجه‌ی مشترک را بپذیرند.

لنچونی این ایده را نه در قالب یک نظریه‌ی دانشگاهی سنگین، بلکه با داستان مدیرانی روایت کرد که جلسه می‌روند، سیاست‌ورزی می‌کنند، سکوت می‌کنند و سرانجام از نتیجه جا می‌مانند. موفقیت «پنج دشمن کار تیمی» نشان داد که یک کتاب مدیریتی می‌تواند هم شبیه رمان خوانده شود و هم واژگانی مشترک برای گفت‌وگو درباره‌ی مشکلات سازمان بسازد. همین پیوند میان قصه و ابزار کاربردی، ویژگی محوری کتاب‌های پاتریک لنچونی است.

پاتریک لنچونی؛ از تجربه‌ی شرکتی تا ایده‌ی «سلامت سازمانی»

پاتریک ام. لنچونی، با نام انگلیسی Patrick M. Lencioni، نویسنده و مشاور مدیریت آمریکایی است که در سال ۱۹۶۵ در بیکرزفیلد کالیفرنیا متولد شد. او دانش‌آموخته‌ی کالج کلرمونت مک‌کنا در کالیفرنیاست و در سال ۱۹۸۷ از این مؤسسه فارغ‌التحصیل شد. مسیر حرفه‌ای‌اش از همان ابتدا به جهان سازمان‌ها، مدیریت و رفتار انسان‌ها در محیط کار گره خورد.

او پیش از تأسیس شرکت خود، در مؤسسه‌ی مشاوره‌ای Bain & Company و شرکت‌های Oracle و Sybase کار کرد. در Sybase به سمت معاون توسعه‌ی سازمانی رسید؛ جایگاهی که به او امکان می‌داد مشکلات تیم‌های مدیریتی را نه از بیرون، بلکه در متن یک سازمان فناوری مشاهده کند. لنچونی در سال ۱۹۹۷ شرکت مشاوره‌ی The Table Group را بنیان گذاشت؛ شرکتی که تمرکز آن بر تیم‌های اجرایی، رهبری و سلامت سازمانی است.

نخستین کتابش، «پنج وسوسه‌ی مدیرعامل» (The Five Temptations of a CEO)، در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. او در کتاب‌های بعدی نیز به‌جای حرکت به‌سوی نظریه‌های پیچیده، به مشکلات آشنای محیط کار پرداخت: چرا مدیران از گفت‌وگوهای دشوار فرار می‌کنند؟ چرا جلسه‌ها بی‌فایده می‌شوند؟ چرا افراد توانمند نمی‌توانند کنار هم کار کنند؟ و چرا بعضی کارکنان با وجود حقوق مناسب، از شغل خود ناراضی‌اند؟

این پرسش‌ها برای لنچونی صرفاً مسائل بهره‌وری نیستند. در نگاه او، کار می‌تواند بر عزت‌نفس، روابط خانوادگی و کیفیت زندگی انسان اثر بگذارد. او بارها تأکید کرده است که محیط کار نباید تحقیرکننده باشد و مدیران وظیفه دارند فضایی بسازند که افراد در آن معنا، بازخورد و احساس مشارکت داشته باشند. این دغدغه، از «سه نشانه‌ی یک شغل نکبت‌بار» تا «شش نوع نبوغ کاری»، خطی پیوسته در آثار پاتریک لنچونی ایجاد کرده است.

وقتی کتاب مدیریت به یک داستان پرتنش تبدیل می‌شود

سبک نویسندگی پاتریک لنچونی با اصطلاح «افسانه‌ی رهبری» یا Leadership Fable شناخته می‌شود. او معمولاً ابتدا یک موقعیت داستانی می‌سازد: شرکتی در آستانه‌ی بحران، مدیری تازه‌وارد، تیمی گرفتار تعارض یا مشاوری که باید اعتماد یک مشتری را به دست آورد. شخصیت‌ها با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند، تصمیم‌های اشتباه می‌گیرند و به‌تدریج مدلی مدیریتی از دل ماجرا آشکار می‌شود.

این شیوه دو مزیت دارد. نخست اینکه مفاهیمی مانند اعتماد، تعارض، تعهد و پاسخ‌گویی را از حالت انتزاعی بیرون می‌آورد. خواننده به‌جای حفظ تعاریف، رفتار شخصیت‌ها را می‌بیند و نمونه‌هایی آشنا از همکاران، مدیران یا حتی خود را در آن‌ها پیدا می‌کند. دوم اینکه کتاب‌ها کوتاه، روان و مناسب خوانندگانی هستند که با آثار دانشگاهی مدیریت ارتباط چندانی ندارند.

در بیشتر آثار، بخش داستانی با توضیح مستقیم مدل، نمودار، تمرین یا پرسش‌های تشخیصی تکمیل می‌شود. بنابراین قصه مقصد نهایی نیست؛ وسیله‌ای است برای آماده‌کردن ذهن خواننده. «مزیت» استثنای مهم این کارنامه به شمار می‌آید، زیرا لنچونی در آن از قالب داستان مدیریتی فاصله می‌گیرد و مجموعه‌ی اندیشه‌های خود درباره‌ی سلامت سازمانی را به‌شکل منسجم‌تری توضیح می‌دهد.

نثر ساده و مدل‌های چندبخشی او سبب شده‌اند عبارت‌هایی مانند «پنج اختلال تیم»، «سه فضیلت بازیکن تیمی» و «شش نبوغ کاری» به‌راحتی در حافظه بمانند. البته همین سادگی، منشأ مهم‌ترین نقدها به آثار او نیز هست: آیا واقعیت پیچیده‌ی سازمان را می‌توان در چند ویژگی و یک داستان ساختگی خلاصه کرد؟

از اعتماد آسیب‌پذیر تا سازمانی که سیاست‌زده نیست

مشهورترین ایده‌ی لنچونی، مدل پنج اختلال عملکرد تیمی است. این مدل ساختاری زنجیره‌ای دارد: نبود اعتماد، ترس از تعارض، فقدان تعهد، پرهیز از پاسخ‌گویی و بی‌توجهی به نتایج. از نگاه او، هر مرحله راه را برای مشکل بعدی باز می‌کند.

منظور لنچونی از اعتماد، اطمینان به توانایی حرفه‌ای دیگران نیست؛ او از «اعتماد مبتنی بر آسیب‌پذیری» سخن می‌گوید. اعضای یک تیم سالم باید بتوانند بگویند «نمی‌دانم»، «اشتباه کردم» یا «به کمک نیاز دارم»، بی‌آنکه نگران سوءاستفاده‌ی دیگران باشند. وقتی چنین اعتمادی وجود ندارد، افراد انرژی خود را صرف حفاظت از اعتبارشان می‌کنند.

مرحله‌ی بعد، تعارض سازنده است. لنچونی میان حمله‌ی شخصی و اختلاف‌نظر درباره‌ی ایده‌ها تفاوت می‌گذارد. تیمی که از ناراحتی بین‌فردی می‌ترسد، ممکن است جلسه‌ای مؤدبانه داشته باشد، اما گفت‌وگوی اصلی بعداً در راهروها یا مکالمات خصوصی رخ می‌دهد. به اعتقاد او، تعهد واقعی لزوماً به معنای اجماع نیست؛ افراد زمانی تصمیم گروه را می‌پذیرند که احساس کنند دیدگاهشان شنیده شده است.

این زنجیره در نهایت به پاسخ‌گویی متقابل و تمرکز بر نتیجه می‌رسد. تیم سالم فقط مجموعه‌ای از متخصصان نیست که هرکدام وظیفه‌ی فردی خود را انجام می‌دهند؛ اعضا باید بتوانند رفتارهای آسیب‌زننده‌ی یکدیگر را به چالش بکشند و موفقیت جمعی را بر اعتبار شخصی یا منافع واحد خود مقدم بدانند.

مفهوم گسترده‌تر در افکار پاتریک لنچونی، «سلامت سازمانی» است. سازمان سالم، در تعریف او، یکپارچه و روشن است: تیم رهبری انسجام دارد، اولویت‌ها مشخص‌اند، پیام‌های اصلی بارها منتقل می‌شوند و فرایندهایی مانند استخدام، ارزیابی و پاداش با همان پیام‌ها هماهنگ هستند. او سلامت را در برابر «هوشمندی سازمانی» قرار نمی‌دهد، اما معتقد است شرکت‌ها معمولاً بیش از اندازه بر راهبرد، فناوری و امور مالی تمرکز می‌کنند و جنبه‌های انسانی و رفتاری را دست‌کم می‌گیرند.

کتاب‌های پاتریک لنچونی؛ نقشه‌ای برای مطالعه‌ی آثار مهم

«پنج دشمن کار تیمی»؛ نقطه‌ی ورود به جهان لنچونی

«پنج دشمن کار تیمی» یا «پنج اختلال در عملکرد تیمی» (The Five Dysfunctions of a Team، ۲۰۰۲) معروف‌ترین کتاب پاتریک لنچونی است. داستان درباره‌ی کاترین پیترسن، مدیرعامل تازه‌ی یک شرکت فناوری، و گروهی از مدیران توانمند اما ناسازگار است. خواننده از خلال جلسه‌ها و رویارویی‌های آنان با مدل پنج اختلال آشنا می‌شود.

این کتاب برای مدیران، اعضای تیم‌های استارتاپی، رهبران پروژه و هر کسی که درگیر همکاری گروهی است مناسب خواهد بود. زبان روان، ساختار روشن و مثال‌های قابل‌تشخیص، آن را به بهترین کتاب لنچونی برای آشنایی اولیه تبدیل کرده‌اند.

«مزیت»؛ تصویر کامل‌تر از یک سازمان سالم

«مزیت» (The Advantage، ۲۰۱۲) جامع‌ترین اثر غیرداستانی اوست. لنچونی در این کتاب توضیح می‌دهد که چرا سلامت سازمانی می‌تواند مزیتی رقابتی ایجاد کند و چهار گام برای رسیدن به آن پیشنهاد می‌دهد: ساختن تیم رهبری منسجم، ایجاد وضوح، انتقال مکرر وضوح و تقویت آن از طریق نظام‌های انسانی.

اگر «پنج دشمن کار تیمی» بیشتر بر پویایی یک تیم تمرکز دارد، «مزیت» دامنه‌ی بحث را به کل سازمان گسترش می‌دهد. این اثر برای مدیران ارشد، بنیان‌گذاران و خوانندگانی مناسب‌تر است که به دنبال یک چارچوب منسجم‌اند، نه صرفاً داستانی مدیریتی.

«فرار از جلسه»؛ مشکل از جلسه نیست، از طراحی آن است

«فرار از جلسه» (Death by Meeting، ۲۰۰۴) به یکی از آشناترین دردهای سازمانی می‌پردازد: جلسه‌های طولانی و کم‌نتیجه. لنچونی استدلال می‌کند که جلسه نباید به یک قالب ثابت محدود شود. تصمیم‌گیری روزانه، بررسی تاکتیکی، گفت‌وگوی راهبردی و مرورهای دوره‌ای هرکدام به زمان، ساختار و ریتم متفاوتی نیاز دارند.

کتاب برای مدیرانی مناسب است که از جلسه‌های بی‌هدف خسته شده‌اند، اما نمی‌خواهند با حذف جلسه، ارتباط و تصمیم‌گیری جمعی را تضعیف کنند. نکته‌ی متمایز آن این است که تعارض را عنصر ضروری یک جلسه‌ی زنده می‌داند، نه نشانه‌ی شکست آن.

«بازیکن تیمی ایدئال»؛ سه فضیلت برای همکاری

در «بازیکن تیمی ایدئال» (The Ideal Team Player، ۲۰۱۶)، لنچونی سه ویژگی را برای یک همکار مؤثر معرفی می‌کند: فروتنی، گرسنگی و هوشمندی در روابط انسانی. «گرسنگی» در اینجا به معنای انگیزه، ابتکار و میل به انجام کار است و «هوشمندی» بیشتر به درک موقعیت‌های اجتماعی مربوط می‌شود تا بهره‌ی هوشی.

این کتاب برای استخدام، ارزیابی و توسعه‌ی اعضای تیم کاربرد دارد. بااین‌حال بهتر است سه ویژگی آن حکم برچسب‌های قطعی شخصیت‌شناختی پیدا نکنند؛ ارزش مدل در ایجاد گفت‌وگو درباره‌ی رفتارهای کاری است.

«انگیزه»؛ چرا کسی می‌خواهد رهبر باشد؟

«انگیزه» (The Motive، ۲۰۲۰) میان دو نگاه به رهبری تمایز می‌گذارد: رهبریِ پاداش‌محور و رهبریِ مسئولیت‌محور. رهبر پاداش‌محور بیشتر به اعتبار، اختیار و امتیازهای جایگاه توجه دارد؛ رهبر مسئولیت‌محور می‌پذیرد که مدیریت افراد، گفت‌وگوهای ناخوشایند و تکرار پیام‌ها بخش اجتناب‌ناپذیر کار اوست.

این اثر کوتاه برای مدیران و بنیان‌گذارانی مناسب است که می‌خواهند انگیزه‌ی خود از پذیرفتن جایگاه رهبری را صادقانه بررسی کنند. بهتر است آن را پس از «پنج دشمن کار تیمی» یا «مزیت» خواند، زیرا بعضی از مسئولیت‌های موردبحث بر چارچوب‌های قبلی لنچونی تکیه دارند.

«نبوغ کاری»؛ چه نوع کاری به ما انرژی می‌دهد؟

«شش نوع نبوغ کاری» که در فارسی با عنوان «نبوغ کاری» یا «کار ایدئال من» نیز منتشر شده است (The 6 Types of Working Genius، ۲۰۲۲)، درباره‌ی استعداد عمومی یا هوش نیست. لنچونی شش فعالیت را در فرایند کار از یکدیگر جدا می‌کند: پرسشگری، ابداع، تشخیص، بسیج‌کردن، توانمندسازی و پیگیری تا پایان.

این کتاب برای شناخت ترجیحات کاری و تقسیم بهتر نقش‌ها جذاب است. مدل آن می‌تواند توضیح دهد چرا فردی در آغاز پروژه پرانرژی است اما از پیگیری جزئیات فرسوده می‌شود، درحالی‌که همکار دیگری دقیقاً در مرحله‌ی اجرا شکوفا می‌شود.

از کدام کتاب پاتریک لنچونی شروع کنیم؟

برای بیشتر خوانندگان، بهترین انتخاب «پنج دشمن کار تیمی» است. کتاب هم نمونه‌ی کاملی از سبک داستانی لنچونی ارائه می‌دهد و هم چارچوبی دارد که می‌توان آن را در تیم‌های کوچک و بزرگ به کار گرفت.

اگر مدیر ارشد یا بنیان‌گذار هستید و به طراحی فرهنگ و ساختار کل سازمان فکر می‌کنید، «مزیت» انتخاب دقیق‌تری است. برای استخدام و توسعه‌ی اعضای تیم، «بازیکن تیمی ایدئال» کاربرد مستقیم‌تری دارد؛ اگر مسئله‌ی شما فرسودگی شغلی یا ناهماهنگی میان استعداد و وظیفه است، «نبوغ کاری» نقطه‌ی شروع مناسب‌تری خواهد بود. «انگیزه» نیز برای مدیری ارزشمند است که پیش از جست‌وجوی تکنیک‌های تازه، می‌خواهد دلیل رهبری‌کردن خود را بررسی کند.

محبوبیت جهانی در برابر پرسش‌های جدی منتقدان

آثار لنچونی بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش داشته‌اند و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌اند. او سیزده کتاب نوشته و مدل‌هایش در شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌های غیرانتفاعی به کار رفته‌اند. توانایی او در تبدیل مسائل مبهم انسانی به زبان مشترک و قابل‌استفاده، دلیل مهم این نفوذ است.

بااین‌حال، کتاب‌های او را نباید پژوهش دانشگاهی درباره‌ی رفتار سازمانی دانست. برخی منتقدان معتقدند مدل پنج اختلال بیش از آنکه بر داده‌های تجربی و مطالعات مقایسه‌ای تکیه داشته باشد، حاصل تجربه‌های مشاوره‌ای نویسنده است. داستان ساختگی نیز به لنچونی اجازه می‌دهد مشکلات را مرتب‌تر از واقعیت نشان دهد و شخصیت‌ها را به‌سوی نتیجه‌ای هدایت کند که مدل از پیش تعیین کرده است.

انتقاد دیگر، تأکید شدید بر روابط درون تیم است. عملکرد یک گروه فقط به اعتماد و پاسخ‌گویی وابسته نیست؛ ساختار قدرت، منابع، تخصص، امنیت شغلی، طراحی فرایندها و شرایط بازار نیز می‌توانند نقشی تعیین‌کننده داشته باشند. حتی توصیه به آسیب‌پذیری، اگر در محیطی فاقد امنیت روانی یا با توزیع نابرابر قدرت اجرا شود، ممکن است برای بعضی کارکنان پرهزینه باشد.

در نتیجه، بهترین شیوه‌ی خواندن آثار پاتریک لنچونی این است که مدل‌های او را ابزار تشخیص و آغاز گفت‌وگو بدانیم، نه قوانینی علمی و جهان‌شمول. قدرت او در ساده‌کردن و قابل‌اجراساختن است؛ محدودیتش نیز دقیقاً از همین ساده‌سازی سرچشمه می‌گیرد.

جملات و نقل‌قول‌های پاتریک لنچونی

  • «نه امور مالی، نه راهبرد و نه فناوری؛ کار تیمی همچنان مهم‌ترین مزیت رقابتی است، چون هم بسیار قدرتمند است و هم بسیار کمیاب.» — «پنج دشمن کار تیمی»
  • «سیاست‌ورزی زمانی رخ می‌دهد که مردم کلمات و رفتارهایشان را براساس واکنشی انتخاب کنند که می‌خواهند از دیگران ببینند، نه براساس آنچه واقعاً فکر می‌کنند.» — «پنج دشمن کار تیمی»
  • «وقتی افراد دیدگاه‌هایشان را بیان نکنند و احساس نکنند که حرفشان شنیده شده است، واقعاً از تصمیم حمایت نخواهند کرد.» — «پنج دشمن کار تیمی»
  • «اگر به یکدیگر اعتماد نداشته باشیم، وارد تعارض فکریِ باز و سازنده نخواهیم شد.» — «پنج دشمن کار تیمی»
  • «وقتی اعتماد وجود دارد، تعارض چیزی جز جست‌وجوی حقیقت و تلاش برای یافتن بهترین پاسخ ممکن نیست.» — «مزیت»
  • «دشمن پاسخ‌گویی، ابهام است.» — «پنج دشمن کار تیمی»
  • «موفقیت نه از تسلط بر نظریه‌های ظریف و پیچیده، بلکه از پذیرفتن عقل سلیم با سطحی غیرمعمول از انضباط و پایداری به دست می‌آید.» — «عریان شدن» (Getting Naked)
  • «کار باید به انسان شأن بدهد و او را بالا بکشد. ممکن است گاهی دشوار و فرساینده باشد، اما نباید تحقیرکننده باشد.» — مصاحبه با مجله‌ی T+D، سال ۲۰۰۸