کتاب مهارت تصمیم‌گیری

رهایی از تله‌های ذهنی و انتخاب‌های هوشمندانه در کار و زندگی
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.5

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب مهارت تصمیم‌گیری

ما در طول شبانه‌روز مدام در حال تصمیم‌گیری هستیم؛ از انتخاب‌های ساده‌ی روزمره گرفته تا تصمیم‌های سرنوشت‌سازی که مسیر آینده‌مان را تغییر می‌دهند. با این حال، بسیاری از ما در لحظات حساس، احساس سردرگمی می‌کنیم و در تله‌ی انتخاب‌های اشتباه می‌افتیم. کتاب «مهارت تصمیم‌گیری» دقیقاً به سراغ همین کلاف سردرگم می‌رود تا نشان دهد چرا اغلب در بزنگاه‌ها، بهترین مسیر را نمی‌بینیم.

چیپ و دن هیث در این کتاب به کالبدشکافی ذهن انسان در لحظه‌ی انتخاب می‌پردازند. آن‌ها به‌روشنی نشان می‌دهند که خطاهای شناختی، نگاه محدود به مشکلات، تکیه بر احساسات زودگذر و اعتمادبه‌نفس کاذب در پیش‌بینی آینده، چگونه چشم‌انداز ما را تاریک می‌کنند. این کتاب فراتر از توصیه‌های کلیشه‌ای، ریشه‌ی روان‌شناختیِ تصمیم‌های بد را واکاوی می‌کند.

خواندن این اثر به ما کمک می‌کند تا با الگوهای پنهان ذهنمان آشنا شویم و یاد بگیریم چگونه در مواقع حساس، مکث کنیم و سنجیده‌تر قدم برداریم. این کتاب در واقع یک نقشه‌ی راه کاربردی است که ابزارهایی هوشمندانه در اختیارمان می‌گذارد تا از بن‌بستِ تردید رها شویم، گزینه‌های پنهان را کشف کنیم و در نهایت، سکان تصمیم‌های زندگی و کسب‌وکارمان را با اطمینان بیشتری در دست بگیریم.

مشخصات کتاب مهارت تصمیم‌گیری

Decisive
How to Make Better Choices in Life and Work
2013 میلادی
انگلیسی
قاطع

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

چگونه می‌توانیم در زندگی و کارمان انتخاب‌های بهتری داشته باشیم؟
،
‏‫چگونه در زندگی و کار انتخاب‌های بهتری کنیم
،
چطور تصمیمات بهتری در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌مان بگیریم؟

خلاصه کتاب مهارت تصمیم‌گیری

21 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

10 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

چرا تصمیم‌گیری درست این‌قدر سخت است؟ مقدمه‌ای بر کتاب مهارت تصمیم‌گیری

تصمیم گرفتن کار سختی است، اما اگر یاد بگیریم که چگونه درست تصمیم بگیریم، همه‌چیز تغییر می‌کند. واقعیت این است که تصمیم‌گیری تاروپود تمام کارهایی است که در طول روز انجام می‌دهیم و هرچه انتخاب‌های ما هوشمندانه‌تر باشند، کیفیت زندگی‌مان هم بالاتر خواهد رفت؛ فرقی نمی‌کند این انتخاب، دوراهیِ ساده‌ی بین نوشیدن یک کاپوچینو یا لاته ماکیاتو باشد، یا تصمیم‌گیریِ مهمی درباره‌ی انتخاب شریک زندگی.

در کتاب «مهارت تصمیم‌گیری»، چیپ و دن هیث به‌خوبی توضیح می‌دهند که چرا در بسیاری از موقعیت‌ها، سازوکار تصمیم‌گیری ما از حالت ایده‌آل فاصله‌ی زیادی دارد. ذهن ما اغلب محدود فکر می‌کند؛ به‌شدت تحت‌تأثیر انتخاب‌های گذشته، ارزش‌های شخصی و احساسات زودگذر است و بدتر از همه اینکه نسبت به تصمیم‌های گرفته‌شده، اعتمادبه‌نفس کاذب و بیش‌ازحدی دارد.

این کتاب به‌روشنی نشان می‌دهد که گرفتن تصمیم‌های اشتباه، یا حتی بدتر از آن، اصلاً تصمیم نگرفتن، چه تاوان سنگینی در پی دارد. یک نمونه‌ی بارز این موضوع، داستان غم‌انگیز شرکت «کداک» است؛ همان غول بی‌رقیبِ تولیدکننده‌ی فیلم‌های عکاسی. مدیران کداک از همان سال ۱۹۸۱ به‌خوبی می‌دانستند که عکاسی دیجیتال به‌زودی جای عکاسی آنالوگ را خواهد گرفت؛ اما در عمل هیچ کاری نکردند. نتیجه این شد که تا سال ۲۰۰۲، وقتی فروش دوربین‌های دیجیتال برای اولین بار از دوربین‌های آنالوگ پیشی گرفت، کداک برای همیشه از صحنه‌ی رقابت محو شد.

کتاب پیش رو، قرار است به این پرسش‌های اساسی پاسخ دهد:

  • چه انتخاب‌های جایگزینی پیش روی من قرار دارد و چطور می‌توانم آن‌ها را پیدا کنم؟
  • چگونه می‌توانم از تصمیم‌گیری‌هایی که صرفاً بر اساس علاقه‌ی شخصی‌ام گرفته می‌شوند، دوری کنم؟
  • چگونه می‌توانم جلوی احساسات گذرا و موقتی را بگیرم تا مانع یک تصمیم‌گیری عاقلانه نشوند؟
  • چگونه می‌توانم خودم را برای رویارویی با نتایج خوب و بدِ انتخاب‌هایم آماده کنم؟
فصل 1
از 10

گزینه‌هایتان را محدود نکنید؛ فراتر از دوراهی‌ها فکر کنید

ما انسان‌ها در بیشتر مواقع، تصمیم‌هایمان را فقط در قالب یک دوراهی ساده و محدود می‌بینیم. در واقع، اغلب اوقات خودمان را در این تله گرفتار می‌کنیم که «آیا فلان کار را انجام بدهم یا نه؟» وقتی به فرایند تصمیم‌گیری با عینک یک انتخاب ساده‌ی دوتایی نگاه می‌کنیم، معمولاً چشممان را به روی سایر گزینه‌های موجود می‌بندیم. اگر زمانی خودتان را در چنین موقعیتی دیدید، باید تلاش کنید تا به همه‌ی گزینه‌های جایگزینِ ممکن فکر کنید.

برای درک بهتر این موضوع، به دنیای نوجوانان نگاه کنید. آن‌ها خیلی وقت‌ها در دوراهی‌هایی از این دست گیر می‌افتند: سیگار بکشم یا نه؟ به مهمانی بروم یا نه؟ کاملاً مشخص است که این‌ها تصمیم‌هایی با گزینه‌های متعدد نیستند، بلکه فقط رأی دادن به رد یا قبول یک گزینه‌ی واحدند. اما فرض کنید همان نوجوان به این فکر کند که به‌جای رفتن به مهمانی، می‌تواند به سینما برود یا یک مسابقه‌ی فوتبال تماشا کند؛ در این حالت، تصمیم‌گیری درباره‌ی رفتن یا نرفتن به آن مهمانی بسیار منطقی‌تر و آسان‌تر می‌شود.

تکنیک دیگری که به ما در گرفتن تصمیم‌های سخت کمک می‌کند، در نظر گرفتن مفهومِ «هزینه‌ی فرصت» است. به‌زبان ساده یعنی از خود بپرسید: با انجام این انتخاب، قرار است چه چیز دیگری را از دست بدهم؟

تصور کنید بر سر دوراهیِ خرید یک سیستم نمایش خانگی لوکس با قیمت هزار دلار، یا یک دستگاه ساده‌تر اما کاربردی با قیمت هفتصد دلار مردد مانده‌اید. برای محاسبه‌ی هزینه‌ی فرصت، باید به این فکر کنید که با آن سیصد دلاری که از خرید دستگاه ارزان‌تر پس‌انداز کرده‌اید، چه کارهای دیگری می‌توانید انجام دهید. مثلاً از خودتان بپرسید: آیا ترجیح می‌دهم یک دستگاه با طراحی بی‌نظیر و صدای فوق‌العاده داشته باشم، یا یک دستگاهِ کاملاً کاربردی که کنارش معادل سیصد دلار هم صفحه‌ی موسیقی خریده‌ام؟

نکته‌ی عجیب اینجاست که ما انسان‌ها در بیشتر مواقع، هزینه‌ی فرصت را به‌کل فراموش می‌کنیم. یک پژوهش علمی نشان داد که وقتی به افراد پیشنهاد شد ویدیوی موردعلاقه‌شان را با قیمت ۱۴.۹۹ دلار بخرند، تنها ۲۵ درصد از آن‌ها از خرید منصرف شدند. اما وقتی همین گزینه‌ی منصرف شدن، با جمله‌بندیِ متفاوتی به این شکل ارائه شد: «مبلغ ۱۴.۹۹ دلار را برای خریدهای دیگر خود نگه دارید»، آمار کسانی که ویدیو را نخریدند به ۴۵ درصد افزایش یافت.

با اینکه شرایط انتخاب در هر دو حالت کاملاً یکسان بود، اما این آزمایش نشان می‌دهد که حتی یک اشاره‌ی بسیار کوچک به یک گزینه‌ی جایگزین، تا چه حد می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری ما را تغییر دهد.

فصل 2
از 10

مسیرهای موازی بسازید؛ قدرت بررسی هم‌زمانِ چند گزینه

هنگام رویارویی با مشکلات، ما معمولاً تلاش می‌کنیم اولین و بهترین گزینه‌ای را که به ذهنمان می‌رسد انتخاب کنیم و همان را جلو ببریم. اما واقعیت این است که اگر فقط یک یا دو گزینه‌ی دیگر را هم هم‌زمان امتحان کنیم، به نتایج شگفت‌انگیزی خواهیم رسید.

نویسندگان کتاب این رویکرد را «چندمسیره بودن» می‌نامند؛ یعنی به‌طور فعالانه و هم‌زمان، روی چند گزینه‌ی مختلف کار کنیم. این روش می‌تواند کیفیت فرایند تصمیم‌گیری را به‌شکل چشمگیری ارتقا دهد.

در یک آزمایش جالب، از دو گروه طراح گرافیک خواسته شد تا یک آگهی بنری برای یک مجله‌ی آنلاین طراحی کنند. گروه اول با این روش کار کرد که هر بار فقط یک طرح می‌زد و پس از دریافت بازخورد، سراغ اصلاح آن می‌رفت. اما گروه دوم مسیر دیگری را پیش گرفت؛ آن‌ها کارشان را هم‌زمان با طراحی سه آگهی مختلف آغاز کردند، بازخوردها را به‌طور مستقیم گرفتند، سپس گزینه‌هایشان را به دو طرح محدود کردند و در نهایت با توجه به دور دوم بازخوردها، به طرح نهایی رسیدند.

سردبیران مجله و مدیران تبلیغاتی مستقل که داور کار بودند، طرح‌های گروه دوم را بسیار بهتر و حرفه‌ای‌تر ارزیابی کردند.

اما چرا این اتفاق افتاد؟
طراحان گروه دوم به‌دلیل کار کردنِ هم‌زمان روی چند ایده، توانستند بازخوردهای هر مرحله را دقیقاً با هم مقایسه کنند و بهترین المان‌های هر طرح را در یک طراحیِ نهایی و بی‌نقص ترکیب کنند.

پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که بررسی هم‌زمانِ چند جایگزین، نه‌تنها کیفیت خروجی را بالا می‌برد، بلکه برخلاف تصور عموم، سرعت فرایند تصمیم‌گیری را هم بیشتر می‌کند. یکی از دلایلش این است که وقتی گزینه‌های بیشتری پیش روی شماست، از نظر احساسی بیش‌ازحد به یک ایده‌ی خاص وابسته نمی‌شوید و همین مسئله باعث می‌شود تا ذهنی بازتر و منعطف‌تر داشته باشید. دلیل دیگرش هم این است که با داشتن چند گزینه، همیشه یک نقشه‌ی جایگزین در جیبتان دارید؛ اگر طرح «الف» به در بسته خورد، طرح «ب» آماده‌ی اجراست.

البته در اجرای این روش باید به‌شدت مراقب تله‌ی «پارادوکس انتخاب» باشید؛ چرا که تعدد بیش‌ازحد گزینه‌ها می‌تواند شما را فلج کند و در گردابی از تردید بیندازد. برای مثال، تحقیقات نشان داده‌اند وقتی در یک فروشگاه شش نوع مربا برای تست گذاشته شد و در روزی دیگر ۲۴ نوع مربا، مشتریانی که با شش گزینه روبه‌رو بودند، ده برابر بیشتر از گروه دوم در نهایت یک شیشه مربا خریدند.

پس فرمول طلایی این است: فقط یک یا دو گزینه‌ی جدید اضافه کنید، نه ۲۴ تا!

مقدمه

چرا تصمیم‌گیری درست این‌قدر سخت است؟ مقدمه‌ای بر کتاب مهارت تصمیم‌گیری

تصمیم گرفتن کار سختی است، اما اگر یاد بگیریم که چگونه درست تصمیم بگیریم، همه‌چیز تغییر می‌کند. واقعیت این است که تصمیم‌گیری تاروپود تمام کارهایی است که در طول روز انجام می‌دهیم و هرچه انتخاب‌های ما هوشمندانه‌تر باشند، کیفیت زندگی‌مان هم بالاتر خواهد رفت؛ فرقی نمی‌کند این انتخاب، دوراهیِ ساده‌ی بین نوشیدن یک کاپوچینو یا لاته ماکیاتو باشد، یا تصمیم‌گیریِ مهمی درباره‌ی انتخاب شریک زندگی.

در کتاب «مهارت تصمیم‌گیری»، چیپ و دن هیث به‌خوبی توضیح می‌دهند که چرا در بسیاری از موقعیت‌ها، سازوکار تصمیم‌گیری ما از حالت ایده‌آل فاصله‌ی زیادی دارد. ذهن ما اغلب محدود فکر می‌کند؛ به‌شدت تحت‌تأثیر انتخاب‌های گذشته، ارزش‌های شخصی و احساسات زودگذر است و بدتر از همه اینکه نسبت به تصمیم‌های گرفته‌شده، اعتمادبه‌نفس کاذب و بیش‌ازحدی دارد.

این کتاب به‌روشنی نشان می‌دهد که گرفتن تصمیم‌های اشتباه، یا حتی بدتر از آن، اصلاً تصمیم نگرفتن، چه تاوان سنگینی در پی دارد. یک نمونه‌ی بارز این موضوع، داستان غم‌انگیز شرکت «کداک» است؛ همان غول بی‌رقیبِ تولیدکننده‌ی فیلم‌های عکاسی. مدیران کداک از همان سال ۱۹۸۱ به‌خوبی می‌دانستند که عکاسی دیجیتال به‌زودی جای عکاسی آنالوگ را خواهد گرفت؛ اما در عمل هیچ کاری نکردند. نتیجه این شد که تا سال ۲۰۰۲، وقتی فروش دوربین‌های دیجیتال برای اولین بار از دوربین‌های آنالوگ پیشی گرفت، کداک برای همیشه از صحنه‌ی رقابت محو شد.

کتاب پیش رو، قرار است به این پرسش‌های اساسی پاسخ دهد:

  • چه انتخاب‌های جایگزینی پیش روی من قرار دارد و چطور می‌توانم آن‌ها را پیدا کنم؟
  • چگونه می‌توانم از تصمیم‌گیری‌هایی که صرفاً بر اساس علاقه‌ی شخصی‌ام گرفته می‌شوند، دوری کنم؟
  • چگونه می‌توانم جلوی احساسات گذرا و موقتی را بگیرم تا مانع یک تصمیم‌گیری عاقلانه نشوند؟
  • چگونه می‌توانم خودم را برای رویارویی با نتایج خوب و بدِ انتخاب‌هایم آماده کنم؟
فصل 1
از 10

گزینه‌هایتان را محدود نکنید؛ فراتر از دوراهی‌ها فکر کنید

ما انسان‌ها در بیشتر مواقع، تصمیم‌هایمان را فقط در قالب یک دوراهی ساده و محدود می‌بینیم. در واقع، اغلب اوقات خودمان را در این تله گرفتار می‌کنیم که «آیا فلان کار را انجام بدهم یا نه؟» وقتی به فرایند تصمیم‌گیری با عینک یک انتخاب ساده‌ی دوتایی نگاه می‌کنیم، معمولاً چشممان را به روی سایر گزینه‌های موجود می‌بندیم. اگر زمانی خودتان را در چنین موقعیتی دیدید، باید تلاش کنید تا به همه‌ی گزینه‌های جایگزینِ ممکن فکر کنید.

برای درک بهتر این موضوع، به دنیای نوجوانان نگاه کنید. آن‌ها خیلی وقت‌ها در دوراهی‌هایی از این دست گیر می‌افتند: سیگار بکشم یا نه؟ به مهمانی بروم یا نه؟ کاملاً مشخص است که این‌ها تصمیم‌هایی با گزینه‌های متعدد نیستند، بلکه فقط رأی دادن به رد یا قبول یک گزینه‌ی واحدند. اما فرض کنید همان نوجوان به این فکر کند که به‌جای رفتن به مهمانی، می‌تواند به سینما برود یا یک مسابقه‌ی فوتبال تماشا کند؛ در این حالت، تصمیم‌گیری درباره‌ی رفتن یا نرفتن به آن مهمانی بسیار منطقی‌تر و آسان‌تر می‌شود.

تکنیک دیگری که به ما در گرفتن تصمیم‌های سخت کمک می‌کند، در نظر گرفتن مفهومِ «هزینه‌ی فرصت» است. به‌زبان ساده یعنی از خود بپرسید: با انجام این انتخاب، قرار است چه چیز دیگری را از دست بدهم؟

تصور کنید بر سر دوراهیِ خرید یک سیستم نمایش خانگی لوکس با قیمت هزار دلار، یا یک دستگاه ساده‌تر اما کاربردی با قیمت هفتصد دلار مردد مانده‌اید. برای محاسبه‌ی هزینه‌ی فرصت، باید به این فکر کنید که با آن سیصد دلاری که از خرید دستگاه ارزان‌تر پس‌انداز کرده‌اید، چه کارهای دیگری می‌توانید انجام دهید. مثلاً از خودتان بپرسید: آیا ترجیح می‌دهم یک دستگاه با طراحی بی‌نظیر و صدای فوق‌العاده داشته باشم، یا یک دستگاهِ کاملاً کاربردی که کنارش معادل سیصد دلار هم صفحه‌ی موسیقی خریده‌ام؟

نکته‌ی عجیب اینجاست که ما انسان‌ها در بیشتر مواقع، هزینه‌ی فرصت را به‌کل فراموش می‌کنیم. یک پژوهش علمی نشان داد که وقتی به افراد پیشنهاد شد ویدیوی موردعلاقه‌شان را با قیمت ۱۴.۹۹ دلار بخرند، تنها ۲۵ درصد از آن‌ها از خرید منصرف شدند. اما وقتی همین گزینه‌ی منصرف شدن، با جمله‌بندیِ متفاوتی به این شکل ارائه شد: «مبلغ ۱۴.۹۹ دلار را برای خریدهای دیگر خود نگه دارید»، آمار کسانی که ویدیو را نخریدند به ۴۵ درصد افزایش یافت.

با اینکه شرایط انتخاب در هر دو حالت کاملاً یکسان بود، اما این آزمایش نشان می‌دهد که حتی یک اشاره‌ی بسیار کوچک به یک گزینه‌ی جایگزین، تا چه حد می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری ما را تغییر دهد.

فصل 2
از 10

مسیرهای موازی بسازید؛ قدرت بررسی هم‌زمانِ چند گزینه

هنگام رویارویی با مشکلات، ما معمولاً تلاش می‌کنیم اولین و بهترین گزینه‌ای را که به ذهنمان می‌رسد انتخاب کنیم و همان را جلو ببریم. اما واقعیت این است که اگر فقط یک یا دو گزینه‌ی دیگر را هم هم‌زمان امتحان کنیم، به نتایج شگفت‌انگیزی خواهیم رسید.

نویسندگان کتاب این رویکرد را «چندمسیره بودن» می‌نامند؛ یعنی به‌طور فعالانه و هم‌زمان، روی چند گزینه‌ی مختلف کار کنیم. این روش می‌تواند کیفیت فرایند تصمیم‌گیری را به‌شکل چشمگیری ارتقا دهد.

در یک آزمایش جالب، از دو گروه طراح گرافیک خواسته شد تا یک آگهی بنری برای یک مجله‌ی آنلاین طراحی کنند. گروه اول با این روش کار کرد که هر بار فقط یک طرح می‌زد و پس از دریافت بازخورد، سراغ اصلاح آن می‌رفت. اما گروه دوم مسیر دیگری را پیش گرفت؛ آن‌ها کارشان را هم‌زمان با طراحی سه آگهی مختلف آغاز کردند، بازخوردها را به‌طور مستقیم گرفتند، سپس گزینه‌هایشان را به دو طرح محدود کردند و در نهایت با توجه به دور دوم بازخوردها، به طرح نهایی رسیدند.

سردبیران مجله و مدیران تبلیغاتی مستقل که داور کار بودند، طرح‌های گروه دوم را بسیار بهتر و حرفه‌ای‌تر ارزیابی کردند.

اما چرا این اتفاق افتاد؟
طراحان گروه دوم به‌دلیل کار کردنِ هم‌زمان روی چند ایده، توانستند بازخوردهای هر مرحله را دقیقاً با هم مقایسه کنند و بهترین المان‌های هر طرح را در یک طراحیِ نهایی و بی‌نقص ترکیب کنند.

پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که بررسی هم‌زمانِ چند جایگزین، نه‌تنها کیفیت خروجی را بالا می‌برد، بلکه برخلاف تصور عموم، سرعت فرایند تصمیم‌گیری را هم بیشتر می‌کند. یکی از دلایلش این است که وقتی گزینه‌های بیشتری پیش روی شماست، از نظر احساسی بیش‌ازحد به یک ایده‌ی خاص وابسته نمی‌شوید و همین مسئله باعث می‌شود تا ذهنی بازتر و منعطف‌تر داشته باشید. دلیل دیگرش هم این است که با داشتن چند گزینه، همیشه یک نقشه‌ی جایگزین در جیبتان دارید؛ اگر طرح «الف» به در بسته خورد، طرح «ب» آماده‌ی اجراست.

البته در اجرای این روش باید به‌شدت مراقب تله‌ی «پارادوکس انتخاب» باشید؛ چرا که تعدد بیش‌ازحد گزینه‌ها می‌تواند شما را فلج کند و در گردابی از تردید بیندازد. برای مثال، تحقیقات نشان داده‌اند وقتی در یک فروشگاه شش نوع مربا برای تست گذاشته شد و در روزی دیگر ۲۴ نوع مربا، مشتریانی که با شش گزینه روبه‌رو بودند، ده برابر بیشتر از گروه دوم در نهایت یک شیشه مربا خریدند.

پس فرمول طلایی این است: فقط یک یا دو گزینه‌ی جدید اضافه کنید، نه ۲۴ تا!

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

چرخ را دوباره اختراع نکنید؛ جست‌وجوی راه‌حل در تجربه‌ی دیگران

4 |

وکیل‌مدافع شیطان باشید؛ مبارزه با سوگیری‌های شخصی

5 |

از بیرون به ماجرا نگاه کنید؛ اهمیت نرخ‌های پایه در تصمیم‌گیری

6 |

آب را با نوک پا امتحان کنید؛ قدرت آزمایش‌های کوچک

7 |

از آینده به امروز نگاه کنید؛ مدیریت احساساتِ کوتاه‌مدت

8 |

قطب‌نمای درونی‌تان را تنظیم کنید؛ کشف اولویت‌های اصلی

9 |

برای شگفتی‌ها آماده شوید؛ آینده یک نقطه نیست، یک طیف است

10 |

سیم‌خاردار بکشید؛ طراحیِ محرک‌هایی برای بیداریِ ذهن

پیام کلیدی کتاب مهارت تصمیم‌گیری

خلاصه کتاب‌های مشابه

رایگان
اثر سایمون سینک، دیوید مید، پیتر داکر
اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
رایگان
اثر رابرت گرین
رایگان
اثر شین پریش
رایگان
اثر آدام گرنت

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز