کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟

کشف خرد زندگی در لابه‌لای کلمات یک شاهکار ادبی
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.6

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟

کتاب «چگونه پروست می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» اثری متفاوت و جذاب است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. این کتاب مرزهای میان زندگی‌نامه‌ی ادبی و کتاب‌های راهنمای خودسازی را در هم می‌شکند تا به مخاطب نشان دهد ادبیات کلاسیک تا چه حد می‌تواند با روزمرگی‌های انسان مدرن گره بخورد. در این اثر، خواننده متوجه می‌شود که آشنایی با دنیای مارسل پروست، نویسنده‌ی بزرگ فرانسوی قرن بیستم، تنها یک ژست روشنفکرانه یا تلاشی برای غنی‌سازی فرهنگی نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند برای ارتقای کیفیت زندگی است.

آلن دوباتن در این کتاب با نگاهی موشکافانه و ظریف، به سراغ رمان عظیم و بی‌بدیل پروست، یعنی «در جستجوی زمان از دست رفته» می‌رود. او تلاش می‌کند از دل این اثر قطور و پیچیده، مفاهیمی را استخراج کند که مستقیماً با دغدغه‌های انسانی ما در ارتباط‌اند. دوباتن به جای ارائه‌ی یک نقد ادبی خشک و دانشگاهی، تکه‌هایی از زندگی پروست و ایده‌های درخشان داستان‌هایش را کنار هم می‌چیند تا دیدگاهی تازه برای بهتر زیستن به مخاطب هدیه دهد.

ارزش اصلی این کتاب در توانایی شگفت‌انگیز آن برای کاربردی کردن ادبیات نهفته است. دوباتن به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با الهام از نگاه پروست به جهان، با رنج‌ها، تنهایی‌ها، ملال‌ها و شادی‌های کوچک زندگی روبه‌رو شد. این کتاب دعوتی است به بازنگری در شیوه‌ی نگریستن ما به جهان، و اثبات این حقیقت که شاهکارهای ادبی، اگر با دقت و همدلی خوانده شوند، قابلیت آن را دارند که مسیر زندگی خواننده‌شان را برای همیشه تغییر دهند.

مشخصات کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟

How Proust Can Change Your Life
Valuable Insights Into Living Your Best Life
1997 میلادی
انگلیسی
خیلی سریع پیش نروید!

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

بینشی تازه برای ساخت زندگیِ بهتر
،
بینش‌های ارزشمند برای درک آثار مارسل پروست

خلاصه کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟

25 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

5 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

چرا پروست بخوانیم؟ درس‌های رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» برای زندگی امروز

اگر تا به حال فرصت نکرده‌اید با آثار مارسل پروست، نویسنده‌ی نامدار فرانسوی آشنا شوید، این خلاصه‌کتاب می‌تواند دروازه‌ای عالی و جذاب برای ورود به جهان ادبی او باشد. و اگر پیش از این نیت کرده‌اید که روزی به سراغ آثار او بروید، خواندن این متن قطعاً اشتیاق و انگیزه‌ی شما را برای شروع این مسیر دوچندان خواهد کرد. اما نکته‌ی جالب اینجاست که حتی اگر هیچ علاقه‌ای به خواندن نسخه‌ی کامل آثار پروست نداشته باشید، باز هم می‌توانید از خرد و آموزه‌های بی‌نظیر رمان جاودانه‌ی او یعنی «در جستجوی زمان از دست رفته» (منتشر شده در سال ۱۹۱۳) به بهترین شکل بهره‌مند شوید.

راهنمای ما در این مسیرِ جذاب، آلن دوباتن، فیلسوف سرشناس بریتانیایی-سوئیسی و نویسنده‌ی کتاب «چگونه پروست می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» است. این اثر که در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسیده، ترکیب خلاقانه و بی‌سابقه‌ای از زندگی‌نامه‌ی مارسل پروست و خودیاری از طریق ادبیات است. دوباتن در این کتاب به زیبایی ثابت می‌کند که اندیشه‌های ظریف پروست، فارغ از اینکه چقدر زمان از آن‌ها گذشته باشد، همچنان می‌توانند گره‌گشای بسیاری از بحران‌ها و چالش‌های زندگی امروز ما باشند.

تمام حرف و پیام این خلاصه در یک جمله‌ی ساده خلاصه می‌شود: پروست را بخوانید. چرا که همان‌طور که در ادامه‌ی این متن کشف خواهید کرد، او تنها یک اسطوره‌ی تکرارنشدنی در ادبیات نیست؛ بلکه کسی است که افکارش می‌تواند نگاه شما را به زندگی برای همیشه تغییر دهد.

فصل 1
از 5

درمان روح با کلمات: چرا ادبیات شفا می‌دهد؟

شاهکار هفت‌جلدی مارسل پروست با نام «در جستجوی زمان از دست رفته»، داستان زندگی راوی‌ای به نام «مارسل» را از دوران کودکی تا آستانه‌ی مرگ روایت می‌کند و تمام این ماجراها در بستر جامعه‌ی اشرافی فرانسه‌ی قرن نوزدهم رخ می‌دهد. منتقدان و خوانندگان، این اثر را به عنوان شاهکاری بی‌نظیر و بی‌همتا ستایش کرده‌اند. با این حال، مهم‌ترین کسی که پروست همواره تشنه‌ی دریافت تأیید او بود، یعنی پدرش دکتر «آدریان پروست» (Dr. Adrien Proust)، چهار سال پیش از انتشار اولین جلد این رمان در سال ۱۹۱۳ از دنیا رفت.

دکتر آدریان پروست، علاوه بر اینکه پزشک و استاد دانشگاه بود، کتاب‌های متعددی هم می‌نوشت. اما برخلاف نوشته‌های پسرش مارسل، کتاب‌های او صرفاً به موضوعات خشک و کاملاً تخصصی پزشکی مانند نحوه‌ی انتقال بیماری‌ها محدود می‌شد.

مارسل جوان همیشه غصه می‌خورد که نمی‌تواند انتظارات پدرش را برآورده کند. او برای پیدا کردن یک شغل آبرومند و مقبول تلاش‌های زیادی کرد که همگی به شکست انجامیدند. مثلاً پس از تنها دو هفته کار در یک دفتر وکالت، آن را رها کرد. پیشنهاد یک شغل سیاسی را هم نپذیرفت چون حاضر نبود از پاریس دور شود. حتی وقتی برای مدتی کوتاه در یک کتابخانه مشغول به کار شد، به خاطر گرد و غبار زیاد کتاب‌ها از آن شغل هم انصراف داد. حقیقت این بود که مارسل تنها یک آرزو در سر داشت که باعث خشم و ناامیدی پدرش می‌شد: او فقط می‌خواست بنویسد.

مارسل جوان عمیقاً باور داشت که ادبیات هم دقیقاً مانند علم پزشکی، هرچند از زاویه‌ای متفاوت، نقشی حیاتی برای انسان دارد. او معتقد بود که خواندن داستان و رمان، اثری کاملاً درمانی بر روح و روان می‌گذارد. پدرش دکتر پروست، تقریباً به‌طور قطع با این حرف مخالف بود. از نگاه پدر، رمان خواندن فقط ابزاری برای فرار از واقعیت بود که مثلاً به درد گذراندن وقت در یک سفر طولانی با قطار می‌خورد. دکتر پروست معتقد بود ادبیات نه می‌تواند بیماری سل را تشخیص دهد و نه می‌تواند عمل جراحی آپاندیسیت را انجام دهد. اما واقعیت این است که این نگاه دکتر پروست کاملاً اشتباه بود.

حال آلن دوباتن چه مزایای درمانی و شفابخشی را برای خواندن آثار مارسل پروست مطرح می‌کند؟

اولین مزیت این است که خواندن پروست به ما کمک می‌کند تا با هنر ارتباط عمیق‌تری بگیریم و در مواجهه با آثار هنری احساس راحتی کنیم. پروست وقتی به یک تابلوی نقاشی نگاه می‌کرد، فقط به عناصر فنی مثل ترکیب‌بندی یا رنگ‌آمیزی توجه نداشت، بلکه سعی می‌کرد شخصیت‌های کشیده شده در تابلو را با آدم‌هایی که در زندگی واقعی می‌شناخت مقایسه کند. یکی از دوستان او تعریف می‌کند که پروست روزی در حال تماشای پرتره‌ی یک مرد مسن اثر «گیرلاندایو» (Ghirlandaio)، نقاش مشهور دوره‌ی رنسانس بود. پروست ناگهان متوجه شباهت عجیب این چهره‌ی نقاشی‌شده با «مارکی دو لاو» (Marquis de Lau)، یکی از اشراف‌زادگان معروف آن زمان شد. پروست چه وقتی جدیدترین رمان‌ها را می‌خواند و چه وقتی نقاشی‌های چندصدساله را می‌دید، با پیدا کردن همین شباهت‌ها میان هنر و تجربه‌های شخصی خودش، ارتباطی عمیق و صمیمی با آن‌ها برقرار می‌کرد.

با خواندن آثار پروست، خواننده یاد می‌گیرد این تواناییِ برقراری ارتباط شخصی با هنر را در خودش تقویت کند. رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» پر است از آدم‌های گوناگون؛ از اشراف‌زادگان و هنرمندان گرفته تا کارگران، دهقانان و افراد عادی جامعه در دوران «بل اپوک» (Belle Époque) فرانسه. شاید در شروع داستان، رفتارها و دغدغه‌های این آدم‌ها برای خواننده‌ی امروز کمی غریب به نظر برسد. اما هرچه جلوتر می‌رویم، خواننده کم‌کم متوجه شباهت‌های شگفت‌انگیز زندگی این شخصیت‌ها با تجربه‌های خودش می‌شود. با این تمرین، خواننده یاد می‌گیرد که همین ارتباط را با سایر آثار هنری نیز برقرار کند و به درک تازه‌ای از گستره‌ی فرهنگ، از هنر کلاسیک تا مدرن، دست یابد.

دومین مزیت این است که خواندن پروست باعث کاهش احساس تنهایی می‌شود. با غرق شدن در دنیای «در جستجوی زمان از دست رفته»، خواننده شباهت احساسات خود را با شخصیت‌های رمان کشف می‌کند. ما در طول زندگی طیف وسیعی از احساسات، از اوج لذت تا قعر رنج را تجربه می‌کنیم، اما نمی‌توانیم همه‌ی آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم. همین ناتوانی در بیان کامل درونمان، یکی از دلایل اصلی احساس تنهایی و انزوا در زندگی مدرن است. رمان پروست با به تصویر کشیدن عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین احساسات انسانی، به ما اجازه می‌دهد خودمان را در آینه‌ی شخصیت‌های داستان ببینیم و از این طریق، حس ناب همدلی و همراهی را تجربه کنیم.

در نهایت، خواندن آثار پروست مسیر رسیدن به خودشناسی را هموار می‌کند. خود پروست این مفهوم را در جمله‌ای درخشان بیان کرده است: «در واقع هر خواننده‌ای، در هنگام مطالعه، در حال مطالعه‌ی خود است.» برای اینکه طعم این تجربه‌ی بی‌نظیر را بچشید، کافی است جلد اول «در جستجوی زمان از دست رفته» را باز کنید و با دنیای مارسل پروست همراه شوید.

فصل 2
از 5

لذت درنگ: چرا طولانی بودن رمان پروست یک مزیت است؟

کاملاً مشخص است که چرا خیلی از کتاب‌خوان‌ها، حتی آن‌هایی که از خواندن رمان‌های کلاسیک مثل «آرزوهای بزرگ» یا «آنا کارنینا» لذت می‌برند، از نزدیک شدن به آثار پروست طفره می‌روند. دلیل اصلی این ترس، طولانی بودن وحشتناک این رمان است. نسخه‌های کلاسیک این اثر در مجموع ۳۴۴۴ صفحه دارند و پر از جمله‌های طولانی و تودرتو هستند. برای درک بهتر، در جلد پنجم این رمان، جمله‌ای وجود دارد که آن‌قدر طولانی است که می‌توان آن را ۱۷ بار دور پایه‌ی یک بطری شراب پیچید! حجم این رمان به قدری زیاد است که حتی دست‌مایه‌ی شوخی در برنامه‌ی کمدی معروف «مانتی پایتون» (Monty Python) شد؛ در یکی از بخش‌های این برنامه، شرکت‌کنندگان باید کل این رمان هفت‌جلدی را در عرض ۱۵ ثانیه خلاصه می‌کردند که طبیعتاً کاری محال است.

اما نکته‌ی بسیار مهم و ظریف ماجرا اینجاست: دقیقاً همان دلیلی که آدم‌ها را از خواندن پروست فراری می‌دهد، باید اصلی‌ترین انگیزه‌ی آن‌ها برای خواندنش باشد. خواننده باید به این متن طولانی و پرپیچ‌وخم اجازه دهد تا او را در جهان خود غرق کند.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که همه‌چیز فدای سرعت و کارایی شده و تفکر عمیق و آرام جای خود را به شتاب داده است. گوش دادن به پادکست‌ها با سرعت بالا، جواب دادن فوری به ایمیل‌ها و دنبال کردن اخبار در قالب توییت‌های کوتاه، به عادت‌های روزمره‌ی ما تبدیل شده‌اند. حتی خیلی‌ها به جای خواندن یک کتاب کامل، سراغ خلاصه‌ی آن می‌روند. با اینکه همه می‌دانیم گاهی باید ترمز کنیم و با آرامش به مسائل فکر کنیم، اما در عمل، انجام این کار بسیار سخت است.

پروست خواننده‌اش را مجبور می‌کند که سرعتش را کم کند و روی متن تأمل کند. همان جمله‌های طولانی که گاهی طولشان به ۱۷ بار پیچیدن دور یک بطری شراب می‌رسد، ترفندی است تا خواننده چاره‌ای جز کندخوانی نداشته باشد. پروست با این سبک، فضایی وسیع برای نشان دادن ظرافت‌ها، پیچیدگی‌ها و تناقض‌های روح انسان خلق می‌کند. او به‌شدت از خلاصه‌های کوتاه خبری متنفر بود و از آن‌ها انتقاد می‌کرد، چرا که در این اخبار، اتفاقات به‌شکل کلیشه‌ای روایت می‌شدند و هیچ اثری از انگیزه‌ها و پیچیدگی‌های درونی آدم‌ها در آن‌ها نبود. از نظر پروست، این گزارش‌های کوتاه، حس همدلی خواننده را می‌کشتند و انسان‌ها را به تیپ‌هایی سطحی و کلیشه‌ای تبدیل می‌کردند.

رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» دقیقاً واکنشی در برابر همین روایت‌های سطحی و خبری بود که روح پروست را آزار می‌دادند. در این کتاب، حتی شخصیت‌های حاشیه‌ای و فرعی نیز با چنان عمق و دقتی پرداخته شده‌اند که حیرت‌انگیز است. وقتی خواننده با همدلی عمیق و بی‌نظیر نویسنده نسبت به شخصیت‌هایش مواجه می‌شود، این فرصت را پیدا می‌کند که عضله‌ی همدلی را در روان خودش نیز تقویت کند.

دلیل دیگرِ طولانی بودن این اثر، تلاش پروست برای نشان دادن تصویری کاملاً جدید و بکر از زندگی بود. او از توصیف‌های تکراری و کلیشه‌ای فرار می‌کرد و تمام توانش را می‌گذاشت تا تجربه‌ی ناب زندگی را با تمام جزئیات و ریزه‌کاری‌هایش ثبت کند.

در همان روزگاری که پروست در حال نوشتن این رمان عظیم بود، گروهی از هنرمندان پیشرو به نام «امپرسیونیست‌ها» (Impressionist) در حال ایجاد انقلابی بزرگ در دنیای نقاشی بودند. این هنرمندان با تکنیک‌های جدید و رنگ‌های درخشان، نگاهی کاملاً متفاوت به طبیعت داشتند، اما در ابتدا با انتقادهای بسیار تندی روبه‌رو شدند. منتقدان می‌گفتند این نقاشی‌ها واقع‌گرایانه نیستند و این لکه‌های رنگی مبهم، نمی‌توانند تصویر درستی از واقعیت نشان دهند. مثلاً نقاشی‌های «کلود مونه» (Claude Monet) با آن رنگ‌های صورتی و آبی محو و مات که امروزه شاهکارهای بی‌نظیری محسوب می‌شوند، در آن زمان به‌شدت کوبیده می‌شدند.

اما مارسل پروست به‌خوبی درک می‌کرد که امپرسیونیست‌ها به دنبال چه هستند. بی‌دلیل نیست که یکی از شخصیت‌های جذاب رمان او به نام «الستیر» (Elstir)، یک نقاش خیالیِ امپرسیونیست است. هدف امپرسیونیست‌ها کشیدن دقیق واقعیت نبود؛ آن‌ها می‌خواستند احساس و برداشت شخصی هنرمند از آن منظره را روی بوم بیاورند و تجربه‌ی بصری خالص بیننده را ثبت کنند. پروست هم دقیقاً همین کار را با کلمات می‌کرد. او کلیشه‌های ادبی را کنار گذاشت و به جای استفاده از تعبیرهای تکراری، به دنبال توصیفاتی کاملاً شخصی و منحصربه‌فرد بود. برای مثال، او ماه را صرفاً به یک دیسک نقره‌ای تشبیه نمی‌کند، بلکه با زبانی نمادین و تصویری می‌نویسد: «در برخی از بعدازظهرها، ماه به شکل ابری کوچک و بی‌صدا در آسمان نمایان می‌شد. این منظره، تداعی‌گر بازیگر مشهوری بود که پیش از آغاز اجرا، با ظاهری ساده و بی‌تکلف به تماشای تمرین سایر بازیگران می‌نشیند و سعی می‌کند از نظرها پنهان بماند.»

پروست، درست مانند امپرسیونیست‌ها که تلاش می‌کردند جهان را از زاویه‌ای جدید به چشم مخاطب بیاورند، می‌خواست شیوه‌ی نگاه کردن خواننده به پدیده‌های اطرافش را تغییر دهد. توصیف شاعرانه‌ی او از ماه در روشنایی روز، نمونه‌ی درخشانی از این زاویه‌دید جدید است. او برای رسیدن به این عمق، از به کار بردن جمله‌های طولانی و توصیف‌های ریزبینانه هیچ ترسی نداشت، چرا که می‌دانست ارزش و زیبایی یک اثر هنری به تعداد کلماتش وابسته نیست.

مقدمه

چرا پروست بخوانیم؟ درس‌های رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» برای زندگی امروز

اگر تا به حال فرصت نکرده‌اید با آثار مارسل پروست، نویسنده‌ی نامدار فرانسوی آشنا شوید، این خلاصه‌کتاب می‌تواند دروازه‌ای عالی و جذاب برای ورود به جهان ادبی او باشد. و اگر پیش از این نیت کرده‌اید که روزی به سراغ آثار او بروید، خواندن این متن قطعاً اشتیاق و انگیزه‌ی شما را برای شروع این مسیر دوچندان خواهد کرد. اما نکته‌ی جالب اینجاست که حتی اگر هیچ علاقه‌ای به خواندن نسخه‌ی کامل آثار پروست نداشته باشید، باز هم می‌توانید از خرد و آموزه‌های بی‌نظیر رمان جاودانه‌ی او یعنی «در جستجوی زمان از دست رفته» (منتشر شده در سال ۱۹۱۳) به بهترین شکل بهره‌مند شوید.

راهنمای ما در این مسیرِ جذاب، آلن دوباتن، فیلسوف سرشناس بریتانیایی-سوئیسی و نویسنده‌ی کتاب «چگونه پروست می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند» است. این اثر که در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسیده، ترکیب خلاقانه و بی‌سابقه‌ای از زندگی‌نامه‌ی مارسل پروست و خودیاری از طریق ادبیات است. دوباتن در این کتاب به زیبایی ثابت می‌کند که اندیشه‌های ظریف پروست، فارغ از اینکه چقدر زمان از آن‌ها گذشته باشد، همچنان می‌توانند گره‌گشای بسیاری از بحران‌ها و چالش‌های زندگی امروز ما باشند.

تمام حرف و پیام این خلاصه در یک جمله‌ی ساده خلاصه می‌شود: پروست را بخوانید. چرا که همان‌طور که در ادامه‌ی این متن کشف خواهید کرد، او تنها یک اسطوره‌ی تکرارنشدنی در ادبیات نیست؛ بلکه کسی است که افکارش می‌تواند نگاه شما را به زندگی برای همیشه تغییر دهد.

فصل 1
از 5

درمان روح با کلمات: چرا ادبیات شفا می‌دهد؟

شاهکار هفت‌جلدی مارسل پروست با نام «در جستجوی زمان از دست رفته»، داستان زندگی راوی‌ای به نام «مارسل» را از دوران کودکی تا آستانه‌ی مرگ روایت می‌کند و تمام این ماجراها در بستر جامعه‌ی اشرافی فرانسه‌ی قرن نوزدهم رخ می‌دهد. منتقدان و خوانندگان، این اثر را به عنوان شاهکاری بی‌نظیر و بی‌همتا ستایش کرده‌اند. با این حال، مهم‌ترین کسی که پروست همواره تشنه‌ی دریافت تأیید او بود، یعنی پدرش دکتر «آدریان پروست» (Dr. Adrien Proust)، چهار سال پیش از انتشار اولین جلد این رمان در سال ۱۹۱۳ از دنیا رفت.

دکتر آدریان پروست، علاوه بر اینکه پزشک و استاد دانشگاه بود، کتاب‌های متعددی هم می‌نوشت. اما برخلاف نوشته‌های پسرش مارسل، کتاب‌های او صرفاً به موضوعات خشک و کاملاً تخصصی پزشکی مانند نحوه‌ی انتقال بیماری‌ها محدود می‌شد.

مارسل جوان همیشه غصه می‌خورد که نمی‌تواند انتظارات پدرش را برآورده کند. او برای پیدا کردن یک شغل آبرومند و مقبول تلاش‌های زیادی کرد که همگی به شکست انجامیدند. مثلاً پس از تنها دو هفته کار در یک دفتر وکالت، آن را رها کرد. پیشنهاد یک شغل سیاسی را هم نپذیرفت چون حاضر نبود از پاریس دور شود. حتی وقتی برای مدتی کوتاه در یک کتابخانه مشغول به کار شد، به خاطر گرد و غبار زیاد کتاب‌ها از آن شغل هم انصراف داد. حقیقت این بود که مارسل تنها یک آرزو در سر داشت که باعث خشم و ناامیدی پدرش می‌شد: او فقط می‌خواست بنویسد.

مارسل جوان عمیقاً باور داشت که ادبیات هم دقیقاً مانند علم پزشکی، هرچند از زاویه‌ای متفاوت، نقشی حیاتی برای انسان دارد. او معتقد بود که خواندن داستان و رمان، اثری کاملاً درمانی بر روح و روان می‌گذارد. پدرش دکتر پروست، تقریباً به‌طور قطع با این حرف مخالف بود. از نگاه پدر، رمان خواندن فقط ابزاری برای فرار از واقعیت بود که مثلاً به درد گذراندن وقت در یک سفر طولانی با قطار می‌خورد. دکتر پروست معتقد بود ادبیات نه می‌تواند بیماری سل را تشخیص دهد و نه می‌تواند عمل جراحی آپاندیسیت را انجام دهد. اما واقعیت این است که این نگاه دکتر پروست کاملاً اشتباه بود.

حال آلن دوباتن چه مزایای درمانی و شفابخشی را برای خواندن آثار مارسل پروست مطرح می‌کند؟

اولین مزیت این است که خواندن پروست به ما کمک می‌کند تا با هنر ارتباط عمیق‌تری بگیریم و در مواجهه با آثار هنری احساس راحتی کنیم. پروست وقتی به یک تابلوی نقاشی نگاه می‌کرد، فقط به عناصر فنی مثل ترکیب‌بندی یا رنگ‌آمیزی توجه نداشت، بلکه سعی می‌کرد شخصیت‌های کشیده شده در تابلو را با آدم‌هایی که در زندگی واقعی می‌شناخت مقایسه کند. یکی از دوستان او تعریف می‌کند که پروست روزی در حال تماشای پرتره‌ی یک مرد مسن اثر «گیرلاندایو» (Ghirlandaio)، نقاش مشهور دوره‌ی رنسانس بود. پروست ناگهان متوجه شباهت عجیب این چهره‌ی نقاشی‌شده با «مارکی دو لاو» (Marquis de Lau)، یکی از اشراف‌زادگان معروف آن زمان شد. پروست چه وقتی جدیدترین رمان‌ها را می‌خواند و چه وقتی نقاشی‌های چندصدساله را می‌دید، با پیدا کردن همین شباهت‌ها میان هنر و تجربه‌های شخصی خودش، ارتباطی عمیق و صمیمی با آن‌ها برقرار می‌کرد.

با خواندن آثار پروست، خواننده یاد می‌گیرد این تواناییِ برقراری ارتباط شخصی با هنر را در خودش تقویت کند. رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» پر است از آدم‌های گوناگون؛ از اشراف‌زادگان و هنرمندان گرفته تا کارگران، دهقانان و افراد عادی جامعه در دوران «بل اپوک» (Belle Époque) فرانسه. شاید در شروع داستان، رفتارها و دغدغه‌های این آدم‌ها برای خواننده‌ی امروز کمی غریب به نظر برسد. اما هرچه جلوتر می‌رویم، خواننده کم‌کم متوجه شباهت‌های شگفت‌انگیز زندگی این شخصیت‌ها با تجربه‌های خودش می‌شود. با این تمرین، خواننده یاد می‌گیرد که همین ارتباط را با سایر آثار هنری نیز برقرار کند و به درک تازه‌ای از گستره‌ی فرهنگ، از هنر کلاسیک تا مدرن، دست یابد.

دومین مزیت این است که خواندن پروست باعث کاهش احساس تنهایی می‌شود. با غرق شدن در دنیای «در جستجوی زمان از دست رفته»، خواننده شباهت احساسات خود را با شخصیت‌های رمان کشف می‌کند. ما در طول زندگی طیف وسیعی از احساسات، از اوج لذت تا قعر رنج را تجربه می‌کنیم، اما نمی‌توانیم همه‌ی آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم. همین ناتوانی در بیان کامل درونمان، یکی از دلایل اصلی احساس تنهایی و انزوا در زندگی مدرن است. رمان پروست با به تصویر کشیدن عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین احساسات انسانی، به ما اجازه می‌دهد خودمان را در آینه‌ی شخصیت‌های داستان ببینیم و از این طریق، حس ناب همدلی و همراهی را تجربه کنیم.

در نهایت، خواندن آثار پروست مسیر رسیدن به خودشناسی را هموار می‌کند. خود پروست این مفهوم را در جمله‌ای درخشان بیان کرده است: «در واقع هر خواننده‌ای، در هنگام مطالعه، در حال مطالعه‌ی خود است.» برای اینکه طعم این تجربه‌ی بی‌نظیر را بچشید، کافی است جلد اول «در جستجوی زمان از دست رفته» را باز کنید و با دنیای مارسل پروست همراه شوید.

فصل 2
از 5

لذت درنگ: چرا طولانی بودن رمان پروست یک مزیت است؟

کاملاً مشخص است که چرا خیلی از کتاب‌خوان‌ها، حتی آن‌هایی که از خواندن رمان‌های کلاسیک مثل «آرزوهای بزرگ» یا «آنا کارنینا» لذت می‌برند، از نزدیک شدن به آثار پروست طفره می‌روند. دلیل اصلی این ترس، طولانی بودن وحشتناک این رمان است. نسخه‌های کلاسیک این اثر در مجموع ۳۴۴۴ صفحه دارند و پر از جمله‌های طولانی و تودرتو هستند. برای درک بهتر، در جلد پنجم این رمان، جمله‌ای وجود دارد که آن‌قدر طولانی است که می‌توان آن را ۱۷ بار دور پایه‌ی یک بطری شراب پیچید! حجم این رمان به قدری زیاد است که حتی دست‌مایه‌ی شوخی در برنامه‌ی کمدی معروف «مانتی پایتون» (Monty Python) شد؛ در یکی از بخش‌های این برنامه، شرکت‌کنندگان باید کل این رمان هفت‌جلدی را در عرض ۱۵ ثانیه خلاصه می‌کردند که طبیعتاً کاری محال است.

اما نکته‌ی بسیار مهم و ظریف ماجرا اینجاست: دقیقاً همان دلیلی که آدم‌ها را از خواندن پروست فراری می‌دهد، باید اصلی‌ترین انگیزه‌ی آن‌ها برای خواندنش باشد. خواننده باید به این متن طولانی و پرپیچ‌وخم اجازه دهد تا او را در جهان خود غرق کند.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که همه‌چیز فدای سرعت و کارایی شده و تفکر عمیق و آرام جای خود را به شتاب داده است. گوش دادن به پادکست‌ها با سرعت بالا، جواب دادن فوری به ایمیل‌ها و دنبال کردن اخبار در قالب توییت‌های کوتاه، به عادت‌های روزمره‌ی ما تبدیل شده‌اند. حتی خیلی‌ها به جای خواندن یک کتاب کامل، سراغ خلاصه‌ی آن می‌روند. با اینکه همه می‌دانیم گاهی باید ترمز کنیم و با آرامش به مسائل فکر کنیم، اما در عمل، انجام این کار بسیار سخت است.

پروست خواننده‌اش را مجبور می‌کند که سرعتش را کم کند و روی متن تأمل کند. همان جمله‌های طولانی که گاهی طولشان به ۱۷ بار پیچیدن دور یک بطری شراب می‌رسد، ترفندی است تا خواننده چاره‌ای جز کندخوانی نداشته باشد. پروست با این سبک، فضایی وسیع برای نشان دادن ظرافت‌ها، پیچیدگی‌ها و تناقض‌های روح انسان خلق می‌کند. او به‌شدت از خلاصه‌های کوتاه خبری متنفر بود و از آن‌ها انتقاد می‌کرد، چرا که در این اخبار، اتفاقات به‌شکل کلیشه‌ای روایت می‌شدند و هیچ اثری از انگیزه‌ها و پیچیدگی‌های درونی آدم‌ها در آن‌ها نبود. از نظر پروست، این گزارش‌های کوتاه، حس همدلی خواننده را می‌کشتند و انسان‌ها را به تیپ‌هایی سطحی و کلیشه‌ای تبدیل می‌کردند.

رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» دقیقاً واکنشی در برابر همین روایت‌های سطحی و خبری بود که روح پروست را آزار می‌دادند. در این کتاب، حتی شخصیت‌های حاشیه‌ای و فرعی نیز با چنان عمق و دقتی پرداخته شده‌اند که حیرت‌انگیز است. وقتی خواننده با همدلی عمیق و بی‌نظیر نویسنده نسبت به شخصیت‌هایش مواجه می‌شود، این فرصت را پیدا می‌کند که عضله‌ی همدلی را در روان خودش نیز تقویت کند.

دلیل دیگرِ طولانی بودن این اثر، تلاش پروست برای نشان دادن تصویری کاملاً جدید و بکر از زندگی بود. او از توصیف‌های تکراری و کلیشه‌ای فرار می‌کرد و تمام توانش را می‌گذاشت تا تجربه‌ی ناب زندگی را با تمام جزئیات و ریزه‌کاری‌هایش ثبت کند.

در همان روزگاری که پروست در حال نوشتن این رمان عظیم بود، گروهی از هنرمندان پیشرو به نام «امپرسیونیست‌ها» (Impressionist) در حال ایجاد انقلابی بزرگ در دنیای نقاشی بودند. این هنرمندان با تکنیک‌های جدید و رنگ‌های درخشان، نگاهی کاملاً متفاوت به طبیعت داشتند، اما در ابتدا با انتقادهای بسیار تندی روبه‌رو شدند. منتقدان می‌گفتند این نقاشی‌ها واقع‌گرایانه نیستند و این لکه‌های رنگی مبهم، نمی‌توانند تصویر درستی از واقعیت نشان دهند. مثلاً نقاشی‌های «کلود مونه» (Claude Monet) با آن رنگ‌های صورتی و آبی محو و مات که امروزه شاهکارهای بی‌نظیری محسوب می‌شوند، در آن زمان به‌شدت کوبیده می‌شدند.

اما مارسل پروست به‌خوبی درک می‌کرد که امپرسیونیست‌ها به دنبال چه هستند. بی‌دلیل نیست که یکی از شخصیت‌های جذاب رمان او به نام «الستیر» (Elstir)، یک نقاش خیالیِ امپرسیونیست است. هدف امپرسیونیست‌ها کشیدن دقیق واقعیت نبود؛ آن‌ها می‌خواستند احساس و برداشت شخصی هنرمند از آن منظره را روی بوم بیاورند و تجربه‌ی بصری خالص بیننده را ثبت کنند. پروست هم دقیقاً همین کار را با کلمات می‌کرد. او کلیشه‌های ادبی را کنار گذاشت و به جای استفاده از تعبیرهای تکراری، به دنبال توصیفاتی کاملاً شخصی و منحصربه‌فرد بود. برای مثال، او ماه را صرفاً به یک دیسک نقره‌ای تشبیه نمی‌کند، بلکه با زبانی نمادین و تصویری می‌نویسد: «در برخی از بعدازظهرها، ماه به شکل ابری کوچک و بی‌صدا در آسمان نمایان می‌شد. این منظره، تداعی‌گر بازیگر مشهوری بود که پیش از آغاز اجرا، با ظاهری ساده و بی‌تکلف به تماشای تمرین سایر بازیگران می‌نشیند و سعی می‌کند از نظرها پنهان بماند.»

پروست، درست مانند امپرسیونیست‌ها که تلاش می‌کردند جهان را از زاویه‌ای جدید به چشم مخاطب بیاورند، می‌خواست شیوه‌ی نگاه کردن خواننده به پدیده‌های اطرافش را تغییر دهد. توصیف شاعرانه‌ی او از ماه در روشنایی روز، نمونه‌ی درخشانی از این زاویه‌دید جدید است. او برای رسیدن به این عمق، از به کار بردن جمله‌های طولانی و توصیف‌های ریزبینانه هیچ ترسی نداشت، چرا که می‌دانست ارزش و زیبایی یک اثر هنری به تعداد کلماتش وابسته نیست.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

توهم کمال: نگاه واقع‌بینانه پروست به عشق و عادت

4 |

جادوی روزمرگی: کشف زیبایی‌های پنهان با نگاه هنرمندانه

5 |

خرد کاربردی: توصیه‌های پروست برای موقعیت‌های روزمره

پیام کلیدی کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟

خلاصه کتاب‌های مشابه

رایگان
اثر کال نیوپورت
رایگان
اثر رایان هالیدی
رایگان
اثر جردن پیترسون
رایگان
اثر رولف دوبلی

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز