شاهکار هفتجلدی مارسل پروست با نام «در جستجوی زمان از دست رفته»، داستان زندگی راویای به نام «مارسل» را از دوران کودکی تا آستانهی مرگ روایت میکند و تمام این ماجراها در بستر جامعهی اشرافی فرانسهی قرن نوزدهم رخ میدهد. منتقدان و خوانندگان، این اثر را به عنوان شاهکاری بینظیر و بیهمتا ستایش کردهاند. با این حال، مهمترین کسی که پروست همواره تشنهی دریافت تأیید او بود، یعنی پدرش دکتر «آدریان پروست» (Dr. Adrien Proust)، چهار سال پیش از انتشار اولین جلد این رمان در سال ۱۹۱۳ از دنیا رفت.
دکتر آدریان پروست، علاوه بر اینکه پزشک و استاد دانشگاه بود، کتابهای متعددی هم مینوشت. اما برخلاف نوشتههای پسرش مارسل، کتابهای او صرفاً به موضوعات خشک و کاملاً تخصصی پزشکی مانند نحوهی انتقال بیماریها محدود میشد.
مارسل جوان همیشه غصه میخورد که نمیتواند انتظارات پدرش را برآورده کند. او برای پیدا کردن یک شغل آبرومند و مقبول تلاشهای زیادی کرد که همگی به شکست انجامیدند. مثلاً پس از تنها دو هفته کار در یک دفتر وکالت، آن را رها کرد. پیشنهاد یک شغل سیاسی را هم نپذیرفت چون حاضر نبود از پاریس دور شود. حتی وقتی برای مدتی کوتاه در یک کتابخانه مشغول به کار شد، به خاطر گرد و غبار زیاد کتابها از آن شغل هم انصراف داد. حقیقت این بود که مارسل تنها یک آرزو در سر داشت که باعث خشم و ناامیدی پدرش میشد: او فقط میخواست بنویسد.
مارسل جوان عمیقاً باور داشت که ادبیات هم دقیقاً مانند علم پزشکی، هرچند از زاویهای متفاوت، نقشی حیاتی برای انسان دارد. او معتقد بود که خواندن داستان و رمان، اثری کاملاً درمانی بر روح و روان میگذارد. پدرش دکتر پروست، تقریباً بهطور قطع با این حرف مخالف بود. از نگاه پدر، رمان خواندن فقط ابزاری برای فرار از واقعیت بود که مثلاً به درد گذراندن وقت در یک سفر طولانی با قطار میخورد. دکتر پروست معتقد بود ادبیات نه میتواند بیماری سل را تشخیص دهد و نه میتواند عمل جراحی آپاندیسیت را انجام دهد. اما واقعیت این است که این نگاه دکتر پروست کاملاً اشتباه بود.
حال آلن دوباتن چه مزایای درمانی و شفابخشی را برای خواندن آثار مارسل پروست مطرح میکند؟
اولین مزیت این است که خواندن پروست به ما کمک میکند تا با هنر ارتباط عمیقتری بگیریم و در مواجهه با آثار هنری احساس راحتی کنیم. پروست وقتی به یک تابلوی نقاشی نگاه میکرد، فقط به عناصر فنی مثل ترکیببندی یا رنگآمیزی توجه نداشت، بلکه سعی میکرد شخصیتهای کشیده شده در تابلو را با آدمهایی که در زندگی واقعی میشناخت مقایسه کند. یکی از دوستان او تعریف میکند که پروست روزی در حال تماشای پرترهی یک مرد مسن اثر «گیرلاندایو» (Ghirlandaio)، نقاش مشهور دورهی رنسانس بود. پروست ناگهان متوجه شباهت عجیب این چهرهی نقاشیشده با «مارکی دو لاو» (Marquis de Lau)، یکی از اشرافزادگان معروف آن زمان شد. پروست چه وقتی جدیدترین رمانها را میخواند و چه وقتی نقاشیهای چندصدساله را میدید، با پیدا کردن همین شباهتها میان هنر و تجربههای شخصی خودش، ارتباطی عمیق و صمیمی با آنها برقرار میکرد.
با خواندن آثار پروست، خواننده یاد میگیرد این تواناییِ برقراری ارتباط شخصی با هنر را در خودش تقویت کند. رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» پر است از آدمهای گوناگون؛ از اشرافزادگان و هنرمندان گرفته تا کارگران، دهقانان و افراد عادی جامعه در دوران «بل اپوک» (Belle Époque) فرانسه. شاید در شروع داستان، رفتارها و دغدغههای این آدمها برای خوانندهی امروز کمی غریب به نظر برسد. اما هرچه جلوتر میرویم، خواننده کمکم متوجه شباهتهای شگفتانگیز زندگی این شخصیتها با تجربههای خودش میشود. با این تمرین، خواننده یاد میگیرد که همین ارتباط را با سایر آثار هنری نیز برقرار کند و به درک تازهای از گسترهی فرهنگ، از هنر کلاسیک تا مدرن، دست یابد.
دومین مزیت این است که خواندن پروست باعث کاهش احساس تنهایی میشود. با غرق شدن در دنیای «در جستجوی زمان از دست رفته»، خواننده شباهت احساسات خود را با شخصیتهای رمان کشف میکند. ما در طول زندگی طیف وسیعی از احساسات، از اوج لذت تا قعر رنج را تجربه میکنیم، اما نمیتوانیم همهی آنها را با دیگران به اشتراک بگذاریم. همین ناتوانی در بیان کامل درونمان، یکی از دلایل اصلی احساس تنهایی و انزوا در زندگی مدرن است. رمان پروست با به تصویر کشیدن عمیقترین و پیچیدهترین احساسات انسانی، به ما اجازه میدهد خودمان را در آینهی شخصیتهای داستان ببینیم و از این طریق، حس ناب همدلی و همراهی را تجربه کنیم.
در نهایت، خواندن آثار پروست مسیر رسیدن به خودشناسی را هموار میکند. خود پروست این مفهوم را در جملهای درخشان بیان کرده است: «در واقع هر خوانندهای، در هنگام مطالعه، در حال مطالعهی خود است.» برای اینکه طعم این تجربهی بینظیر را بچشید، کافی است جلد اول «در جستجوی زمان از دست رفته» را باز کنید و با دنیای مارسل پروست همراه شوید.
