کتاب استثنایی‌ها

داستان واقعی پشت پرده‌ی موفقیت‌های بزرگ
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.3

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب استثنایی‌ها

کتاب «استثنایی‌ها» (Outliers) ذره‌بین خود را روی زندگی آدم‌هایی می‌گذارد که به سطحی دست‌نیافتنی و خیره‌کننده از موفقیت رسیده‌اند؛ چه در زمینه‌ی ریاضیات و ورزش، چه در دنیای حقوق و کسب‌وکار. این افراد که فراتر از مرزهای تجربه‌های عادی بشری ایستاده‌اند، همیشه برای ما پر از معما بوده‌اند.

ما معمولاً عادت داریم فکر کنیم که این چهره‌های درخشان، با یک نبوغ ذاتی و استعدادی مادرزادی متولد شده‌اند که آن‌ها را بی‌درنگ به قله‌ی موفقیت پرتاب کرده است. اما این کتاب به ما نشان می‌دهد که واقعیت، بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر از داشتن یک استعداد ساده است.

در این اثر جذاب، متوجه می‌شویم که برای تبدیل شدن به یک فرد استثنایی، شبکه‌ای از عوامل پنهان دست‌به‌دست هم می‌دهند. از محیط خانواده و ریشه‌های فرهنگی گرفته تا جزئیات به ظاهر بی‌اهمیتی مثل ماه و سال تولد، همگی می‌توانند در خلق یک داستان موفقیت بی‌نظیر نقش داشته باشند. این کتاب نگاه ما را به ریشه‌های واقعی پیروزی تغییر می‌دهد.

مشخصات کتاب استثنایی‌ها

Outliers
The Story of Success
2008 میلادی
انگلیسی
داستان موفقیت نخبگان
،
از ما بهتران
،
تافته‌‌های جدابافته
،
قصه آدم‌های استثنایی
،
نخبگان چگونه نخبه می شوند
،
داستان موفقیت

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

داستان موفقیت افراد استثنایی
،
نخبگان چگونه نخبه می‌شوند!
،
داستان موفقیت انسان های بزرگ و راز استعدادهای درخشان
،
چیزهایی درباره‌ی موفقیت که کسی نمی‌گه
،
داستان موفقیت نخبگان

خلاصه کتاب استثنایی‌ها

15 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

9 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

چرا انسان خودساخته یک افسانه است؟ مقدمه‌ای بر کتاب استثنایی‌ها

آیا تا به حال زندگی‌نامه‌ی انسان‌های بزرگ را خوانده‌اید و به این نتیجه رسیده‌اید که موفقیت آن‌ها صرفاً حاصل یک شانس کورکورانه بوده است؟ احتمالا نه. ما معمولاً دوست داریم باور کنیم که قهرمانان داستان‌های موفقیت، تمام دستاوردهایشان را فقط با تکیه بر استعداد بی‌نظیر و تلاش شبانه‌روزی خودشان به دست آورده‌اند.

این باور رایج که از آن با عنوان افسانه‌ی «انسان خودساخته» یاد می‌شود، دقیقا همان چیزی است که این کتاب قرار است آن را زیر سوال ببرد. در اینجا متوجه خواهید شد که این افسانه چندان هم پایه و اساس محکمی ندارد. شما با چشم خود خواهید دید که چه عوامل نامرئی و پنهانی در موفقیت یک انسان نقش بازی می‌کنند؛ عواملی که بیشترشان اصلاً در دایره‌ی کنترل خود فرد نیستند.

فصل 1
از 9

توهمی به نام انسان خودساخته

اگر با یک ریاضی‌دان نابغه روبه‌رو شویم، اولین فکری که به ذهنمان می‌رسد این است که توانایی او در تفکر منطقی یک موهبت ذاتی است که از روز اول تولد همراهش بوده است. ما همین نگاه را به چابکی ورزشکاران حرفه‌ای، اجرای بی‌نقص موسیقی‌دانان یا مهارت خیره‌کننده‌ی برنامه‌نویسان هم داریم. دلیلش این است که ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد دستاوردهای بزرگ یک انسان را فقط به تلاش‌های فردی و توانایی‌های مادرزادی او ربط دهد.

زمانی که جب بوش (Jeb Bush) برای فرمانداری فلوریدا نامزد شد، در تبلیغات انتخاباتی‌اش خود را یک «مرد خودساخته» معرفی کرد. راستش را بخواهید، این ادعا کمی خنده‌دار بود؛ چرا که در خانواده‌ی نزدیک او، دو رئیس‌جمهور آمریکا، یک سناتور ایالتی و یک بانکدار ثروتمند وال‌استریت حضور داشتند! اما از آنجا که مفهوم فردگرایی (Individualism) در فرهنگ ما جایگاه بسیار مقدسی دارد، او ترجیح داد از این نقاب استفاده کند.

البته دستاوردهای جب بوش، او را در دسته‌ی «استثنایی‌ها» (Outlier) قرار می‌دهد؛ یعنی کسی که از نظر آماری به جایگاهی خارق‌العاده رسیده است. اما درست همان‌طور که پیشینه‌ی خانوادگی به بوش کمک کرد تا پله‌های ترقی را طی کند، عوامل بیرونیِ کمتردیده‌شده‌ای هم وجود دارند که به دیگر افراد استثنایی کمک می‌کنند تا از سطح میانگین جامعه بالاتر بروند.

ما آن‌قدر برای افراد و دستاوردهای «خودساخته» ارزش قائلیم که معمولاً چشمانمان را روی سایر عوامل می‌بندیم. اما باید به یاد داشته باشیم که «انسان خودساخته» تنها یک افسانه است؛ یک افسانه‌ی بسیار بسیار محبوب!

فصل 2
از 9

آستانه‌ی مهارت‌ها؛ جایی که استعداد دیگر کافی نیست

شکوفایی استعدادهای مادرزادی مهم است، اما داشتن قدی معادل ۲ متر و ۱۰ سانتی‌متر، به‌هیچ‌وجه تضمین نمی‌کند که یک قرارداد چند میلیون دلاری در بسکتبال امضا کنید. به همین ترتیب، داشتن ضریب هوشی (IQ) فوق‌العاده بالا هم به‌طور خودکار شما را به جایزه‌ی نوبل نمی‌رساند. اما چرا؟

واقعیت این است که ویژگی‌های پایه‌ای موفقیت (مثل قد در بسکتبال یا هوش در ریاضیات) دارای یک نقطه «آستانه» (Threshold) هستند. برای مثال، وقتی قد یک بسکتبالیست از حد مشخصی عبور می‌کند، چند سانتی‌متر بلندتر بودن دیگر تفاوت چشمگیری در کیفیت بازی او ایجاد نخواهد کرد.

این قاعده در دنیای آموزش هم صدق می‌کند. برخی از دانشکده‌های حقوق، با استفاده از سیاست «کنش ایجابی» (Affirmative action)، شرایط ورود را برای اقلیت‌های نژادی آسان‌تر می‌کنند. اگرچه این دسته از دانشجویان معمولاً در طول دوران تحصیل نمرات کلی ضعیف‌تری نسبت به هم‌کلاسی‌های سفیدپوست خود کسب می‌کنند، اما وقتی میزان موفقیت آن‌ها پس از فارغ‌التحصیلی بررسی می‌شود، دیگر هیچ تفاوتی میان دانشجویان اقلیت و غیراقلیت به چشم نمی‌خورد. با وجود عملکرد ضعیف‌تر هم قبل از ورود و هم در دوران دانشگاه، این افراد در دنیای واقعیِ حقوق و قضاوت، دستمزدی مشابه دریافت می‌کنند، به همان اندازه افتخار می‌آفرینند و دقیقاً به اندازه‌ی همتایان سفیدپوست خود تأثیرگذارند.

همان‌طور که قد بسکتبالیست‌ها فقط تا یک حد مشخص حیاتی است، وقتی در رشته‌ی حقوق تخصص کافی را به دست آوردید، عوامل دیگری شروع به نقش‌آفرینی می‌کنند. توانایی‌های ذاتی، صرفاً بلیت ورود شما به زمین بازی هستند (مثلاً اگر هیچ قدرت استدلال منطقی نداشته باشید، هرگز حقوق‌دان برجسته‌ای نخواهید شد). اما وقتی از آستانه‌ی مهارت‌ها عبور کردید، افزایش جزئی در استعداد استدلال‌آوری دیگر شما را جلو نمی‌اندازد؛ بلکه مهارت‌های ارتباطی، هوش اجتماعی یا حتی یک خوش‌اقبالی ساده است که مسیر پیشرفتتان را هموار می‌کند.

مقدمه

چرا انسان خودساخته یک افسانه است؟ مقدمه‌ای بر کتاب استثنایی‌ها

آیا تا به حال زندگی‌نامه‌ی انسان‌های بزرگ را خوانده‌اید و به این نتیجه رسیده‌اید که موفقیت آن‌ها صرفاً حاصل یک شانس کورکورانه بوده است؟ احتمالا نه. ما معمولاً دوست داریم باور کنیم که قهرمانان داستان‌های موفقیت، تمام دستاوردهایشان را فقط با تکیه بر استعداد بی‌نظیر و تلاش شبانه‌روزی خودشان به دست آورده‌اند.

این باور رایج که از آن با عنوان افسانه‌ی «انسان خودساخته» یاد می‌شود، دقیقا همان چیزی است که این کتاب قرار است آن را زیر سوال ببرد. در اینجا متوجه خواهید شد که این افسانه چندان هم پایه و اساس محکمی ندارد. شما با چشم خود خواهید دید که چه عوامل نامرئی و پنهانی در موفقیت یک انسان نقش بازی می‌کنند؛ عواملی که بیشترشان اصلاً در دایره‌ی کنترل خود فرد نیستند.

فصل 1
از 9

توهمی به نام انسان خودساخته

اگر با یک ریاضی‌دان نابغه روبه‌رو شویم، اولین فکری که به ذهنمان می‌رسد این است که توانایی او در تفکر منطقی یک موهبت ذاتی است که از روز اول تولد همراهش بوده است. ما همین نگاه را به چابکی ورزشکاران حرفه‌ای، اجرای بی‌نقص موسیقی‌دانان یا مهارت خیره‌کننده‌ی برنامه‌نویسان هم داریم. دلیلش این است که ذهن ما به‌طور طبیعی تمایل دارد دستاوردهای بزرگ یک انسان را فقط به تلاش‌های فردی و توانایی‌های مادرزادی او ربط دهد.

زمانی که جب بوش (Jeb Bush) برای فرمانداری فلوریدا نامزد شد، در تبلیغات انتخاباتی‌اش خود را یک «مرد خودساخته» معرفی کرد. راستش را بخواهید، این ادعا کمی خنده‌دار بود؛ چرا که در خانواده‌ی نزدیک او، دو رئیس‌جمهور آمریکا، یک سناتور ایالتی و یک بانکدار ثروتمند وال‌استریت حضور داشتند! اما از آنجا که مفهوم فردگرایی (Individualism) در فرهنگ ما جایگاه بسیار مقدسی دارد، او ترجیح داد از این نقاب استفاده کند.

البته دستاوردهای جب بوش، او را در دسته‌ی «استثنایی‌ها» (Outlier) قرار می‌دهد؛ یعنی کسی که از نظر آماری به جایگاهی خارق‌العاده رسیده است. اما درست همان‌طور که پیشینه‌ی خانوادگی به بوش کمک کرد تا پله‌های ترقی را طی کند، عوامل بیرونیِ کمتردیده‌شده‌ای هم وجود دارند که به دیگر افراد استثنایی کمک می‌کنند تا از سطح میانگین جامعه بالاتر بروند.

ما آن‌قدر برای افراد و دستاوردهای «خودساخته» ارزش قائلیم که معمولاً چشمانمان را روی سایر عوامل می‌بندیم. اما باید به یاد داشته باشیم که «انسان خودساخته» تنها یک افسانه است؛ یک افسانه‌ی بسیار بسیار محبوب!

فصل 2
از 9

آستانه‌ی مهارت‌ها؛ جایی که استعداد دیگر کافی نیست

شکوفایی استعدادهای مادرزادی مهم است، اما داشتن قدی معادل ۲ متر و ۱۰ سانتی‌متر، به‌هیچ‌وجه تضمین نمی‌کند که یک قرارداد چند میلیون دلاری در بسکتبال امضا کنید. به همین ترتیب، داشتن ضریب هوشی (IQ) فوق‌العاده بالا هم به‌طور خودکار شما را به جایزه‌ی نوبل نمی‌رساند. اما چرا؟

واقعیت این است که ویژگی‌های پایه‌ای موفقیت (مثل قد در بسکتبال یا هوش در ریاضیات) دارای یک نقطه «آستانه» (Threshold) هستند. برای مثال، وقتی قد یک بسکتبالیست از حد مشخصی عبور می‌کند، چند سانتی‌متر بلندتر بودن دیگر تفاوت چشمگیری در کیفیت بازی او ایجاد نخواهد کرد.

این قاعده در دنیای آموزش هم صدق می‌کند. برخی از دانشکده‌های حقوق، با استفاده از سیاست «کنش ایجابی» (Affirmative action)، شرایط ورود را برای اقلیت‌های نژادی آسان‌تر می‌کنند. اگرچه این دسته از دانشجویان معمولاً در طول دوران تحصیل نمرات کلی ضعیف‌تری نسبت به هم‌کلاسی‌های سفیدپوست خود کسب می‌کنند، اما وقتی میزان موفقیت آن‌ها پس از فارغ‌التحصیلی بررسی می‌شود، دیگر هیچ تفاوتی میان دانشجویان اقلیت و غیراقلیت به چشم نمی‌خورد. با وجود عملکرد ضعیف‌تر هم قبل از ورود و هم در دوران دانشگاه، این افراد در دنیای واقعیِ حقوق و قضاوت، دستمزدی مشابه دریافت می‌کنند، به همان اندازه افتخار می‌آفرینند و دقیقاً به اندازه‌ی همتایان سفیدپوست خود تأثیرگذارند.

همان‌طور که قد بسکتبالیست‌ها فقط تا یک حد مشخص حیاتی است، وقتی در رشته‌ی حقوق تخصص کافی را به دست آوردید، عوامل دیگری شروع به نقش‌آفرینی می‌کنند. توانایی‌های ذاتی، صرفاً بلیت ورود شما به زمین بازی هستند (مثلاً اگر هیچ قدرت استدلال منطقی نداشته باشید، هرگز حقوق‌دان برجسته‌ای نخواهید شد). اما وقتی از آستانه‌ی مهارت‌ها عبور کردید، افزایش جزئی در استعداد استدلال‌آوری دیگر شما را جلو نمی‌اندازد؛ بلکه مهارت‌های ارتباطی، هوش اجتماعی یا حتی یک خوش‌اقبالی ساده است که مسیر پیشرفتتان را هموار می‌کند.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

قانون ده هزار ساعت تمرین

4 |

جادوی تقویم؛ چرا تاریخ تولد مهم است؟

5 |

نقش طبقه‌ی اجتماعی و تربیت در شکل‌گیری موفقیت

6 |

قرار گرفتن در زمان مناسب، در مکان مناسب

7 |

میراث فرهنگی و تاثیر شالیزارها بر یادگیری ریاضیات

8 |

سایه‌ی مرگبار فرهنگ بر کابین خلبان

9 |

عادلانه‌تر کردن زمین بازی برای خلق موفقیت‌های بیشتر

پیام کلیدی کتاب استثنایی‌ها

خلاصه کتاب‌های مشابه

رایگان
اثر جردن پیترسون
اثر ریچارد تیلر
رایگان
اثر آنا لمبکی

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز