کتاب مدیر اثربخش

هنر انجام دادن کارهای درست: راهنمای عملی برای مدیران
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.3

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب مدیر اثربخش

کتاب «مدیر اثربخش» نوشته‌ی پیتر دراکر، یکی از معتبرترین و شناخته‌شده‌ترین راهنماهای عملی برای کسانی است که می‌خواهند در مسیر مدیریت به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کنند. این کتاب به‌جای ارائه‌ی تئوری‌های پیچیده، یک نقشه‌ی راه گام‌به‌گام و ملموس پیش روی شما می‌گذارد تا با درک چند قانون اساسی، بتوانید تأثیرگذاری خود را در محیط کار به بالاترین حد ممکن برسانید.

تمرکز اصلی این اثر بر این است که نشان دهد اثربخشی یک استعداد ذاتی نیست، بلکه مهارتی است که می‌توان آن را آموخت و پرورش داد. دراکر در این کتاب به مخاطب خود می‌آموزد که چگونه با شناخت دقیق توانمندی‌های خود و دیگران، از گیر افتادن در تله‌ی کارهای بی‌اهمیت رها شود و انرژی سازمان را به سمت اهداف کلیدی هدایت کند.

با مطالعه‌ی این کتاب، یاد می‌گیرید که چگونه توانایی‌های رهبری‌تان را صیقل دهید و به‌جای تمرکز بر نقاط ضعف کارمندان، از نقاط قوت آن‌ها برای پیشبرد اهداف استفاده کنید. در نهایت، پیاده‌سازی این اصول نه تنها به رشد فردی شما کمک می‌کند، بلکه کارایی و بهره‌وری کل سازمان را نیز به‌طور چشمگیری ارتقا می‌دهد.

مشخصات کتاب مدیر اثربخش

The Effective Executive
The Definitive Guide to Getting the Right Things Done
1966 میلادی
انگلیسی
مدیر اثربخش در عمل

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

راهنمای قطعی برای انجام درست کارها
،
راهکاری جامع برای مدیران برجسته
،
به مدیر بابا اثربخش بودن مزد می‌دهند

خلاصه کتاب مدیر اثربخش

14 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

7 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

مقدمه‌ای بر مدیر اثربخش؛ پنج مهارت کلیدی مدیران موفق

در دنیای امروز، بخش بزرگی از زندگی بیشتر ما در محیط شرکت‌ها و سازمان‌ها می‌گذرد؛ به همین دلیل، یادگیری مهارت‌هایی که به موفقیت در این فضای کاری کمک کنند، یک ضرورت انکارناپذیر است. قدم گذاشتن در مسیر تبدیل شدن به یک مدیر اجرایی کارآمد، دقیقاً همان ابزاری است که برای پیمودن این مسیر به آن نیاز دارید.

این کتاب به شکلی شفاف نشان می‌دهد که یک مدیر توانمند چگونه تصمیم‌های سنجیده می‌گیرد و با شجاعت پای نتایج آن‌ها می‌ایستد. همچنین می‌آموزید که چطور کارها را به درستی میان اعضای تیم تقسیم کنید، نقاط قوت خود را به‌خوبی بشناسید و بدانید در چه زمان و موقعیتی باید از آن‌ها بهره ببرید. فراتر از همه‌ی این‌ها، درمی‌یابید که زمان، ارزشمندترین دارایی شماست و یاد می‌گیرید چگونه از هدر رفتن آن جلوگیری کنید. یک مدیر اجرایی کارآمد با برقراری ارتباطات سازنده و تشویق کارمندان به ارتقای مهارت‌هایشان، یک شبکه‌ی حمایتی قدرتمند در تیم می‌سازد؛ رویکردی که در نهایت، راه را برای موفقیت تمام اعضای سازمان هموار می‌کند.

فصل 1
از 7

اثربخشی یک مهارت آموختنی است، نه یک ویژگی مادرزاد

اگر به مدیری که همیشه او را تحسین می‌کنید فکر کنید، شاید تصور کنید او با همین مهارت‌های رهبری به دنیا آمده است و ذاتاً انسان توانمندی است؛ اما واقعیت چیز دیگری است. مدیران کارآمد مهارت‌های خود را از طریق ژن‌ها و استعدادهای خدادادی به دست نیاورده‌اند، بلکه این توانمندی‌ها را در گذر زمان و با تمرین کسب کرده‌اند. این خبر خوبی است، چون نشان می‌دهد شما هم می‌توانید یکی از آن‌ها باشید.

برای شروع این مسیر، باید تمرکز را روی خودتان بگذارید. مدیریت به معنای تلاش برای تغییر دادن دیگران نیست، بلکه به این معناست که با رفتار و عملکردتان، به یک الگوی عملی برای تیم تبدیل شوید. یک مدیر اثربخش به‌خوبی می‌داند چه کارهایی باید انجام شود، چگونه ایده‌های ذهنی را به مرحله‌ی اجرا برساند و چطور فرهنگ مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی را در تاروپود کل سازمان نهادینه کند.

برای درک بهتر این موضوع، هری ترومن، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، نمونه‌ی درخشانی از یک رهبر کارآمد است. زمانی که ترومن در سال ۱۹۴۵ به قدرت رسید، قصد داشت تمام تمرکزش را روی مسائل داخلی کشور بگذارد؛ اما خیلی زود متوجه شد که مسائل مربوط به سیاست خارجی به توجه بسیار بیشتری نیاز دارند. او با انعطاف‌پذیری مسیر خود را تغییر داد، روی سیاست خارجی متمرکز شد و در نهایت نام خود را به‌عنوان یکی از مؤثرترین رؤسای جمهور در تاریخ سیاست خارجی آمریکا ثبت کرد. دستیابی به چنین نتایج خیره‌کننده‌ای تنها زمانی ممکن است که برای بهبود خودتان تلاش کنید.

برای رسیدن به این نقطه، باید عملکردتان را زیر ذره‌بین ببرید و آن را با دقت بررسی کنید. اگر این ارزیابی‌ها را به‌صورت منظم انجام دهید، به ابزاری قدرتمند برای رشد شخصی شما تبدیل می‌شوند. با مقایسه‌ی نتایج نهایی کارهایتان با انتظاراتی که در ابتدا داشتید، هم نقاط قوتتان را بهتر می‌شناید و هم بخش‌هایی را که نیاز به کار بیشتری دارند، کشف می‌کنید.

بررسی مستمر عملکرد، پرده از تصورات اشتباه شما نیز برمی‌دارد. برای مثال، ممکن است متوجه شوید که تصمیماتتان را صرفاً بر اساس پیشنهادهای افراد رده‌بالا یا مهم‌ترین نظرات گرفته‌اید، نه منطق. فایده‌ی دیگر این بازبینی‌ها این است که نقاط ضعف واقعی‌تان را به شما نشان می‌دهد؛ یعنی مهارت‌هایی که واقعاً امکان بهبودشان را ندارید. با پذیرش این واقعیت، متوجه می‌شوید چه زمانی باید تصمیم‌گیری‌ها را به دیگران بسپارید تا کارایی کل سازمان افزایش یابد. با این تفاسیر، همین امروز از خود بپرسید: چه تغییرات مشخصی می‌توانید در زندگی روزمره‌ی خود ایجاد کنید که کارایی شما و سازمانتان را چند پله بالاتر ببرد؟

فصل 2
از 7

سنجش عملکرد کارمندان فکری؛ عبور از معیارهای سنتی

جامعه‌ی امروز ما از در هم تنیده شدن سازمان‌های مختلف شکل گرفته است. همه‌ی ما در جایگاه کارمند، چه مدیر ارشد باشیم و چه یک کارمند ساده، باید یاد بگیریم که چگونه مؤثر کار کنیم.

در دنیای مدرن کسب‌وکار، سهم زیادی از نیروی کار را افرادی تشکیل می‌دهند که «کارمندان فکری» (Knowledge Workers) نامیده می‌شوند. یک کارمند فکری، مانند یک مشاور بازاریابی، متخصصی است که ابزار اصلی کار او ذهن و دانش اوست. در نقطه‌ی مقابل، کارگران یدی قرار دارند که با استفاده از دست‌ها و توان فیزیکی خود کالاهای ملموس تولید می‌کنند. کارمندان فکری تصمیماتی کاملاً تخصصی می‌گیرند که می‌تواند سرنوشت و مسیر کل یک سازمان را تغییر دهد. در واقع، از آنجا که جوهره‌ی اصلی مدیریت چیزی جز «تصمیم‌گیری» نیست، این افراد در نهایت نقشی مدیریتی در سازمان بازی می‌کنند. اما سؤال اینجاست که چگونه می‌توان ارزش کار کارمندان فکری و مدیران را ارزیابی کرد؟ انجام این کار چندان ساده نیست.

کارگران یدی محصولاتی تولید می‌کنند که به‌راحتی قابل‌شمارش و اندازه‌گیری است و می‌توان آن را با اهداف ازپیش‌تعیین‌شده مقایسه کرد. اما کار یک مدیر یا کارمند فکری با این خط‌کش‌ها قابل‌سنجش نیست. ممکن است مدیران ساعت‌های بسیار بیشتری نسبت به یک کارگر یدی کار کنند، اما صرفاً شمردن ساعت‌هایی که یک نفر در محل کار می‌گذراند، نشان نمی‌دهد که آیا او خوب کار کرده است یا خیر.

تنها راه ارزیابی کارمندان فکری، نگاه کردن به نتایج کار آن‌هاست. با این حال، موضوع کمی پیچیده‌تر است؛ زیرا بیشتر این افراد به‌تنهایی کار نمی‌کنند و به‌تنهایی نتیجه‌ای نمی‌گیرند. کار کردن در یک سازمان، در ماهیت خود به معنای کار تیمی است.

بیشتر شرکت‌ها مجموعه‌ای از کارمندان فکری با مهارت‌ها، تخصص‌ها و نقاط قوت گوناگون را زیر یک سقف جمع می‌کنند. از آنجا که این افراد باید به‌صورت گروهی کار کنند، نقش ارتباطات به شکلی حیاتی پررنگ می‌شود. مدیران اثربخش به‌خوبی می‌دانند که چگونه با تقویت مسیرهای ارتباطی، راه رسیدن به نتایج درخشان را هموار کنند. برای مثال، فضای یک بیمارستان را در نظر بگیرید؛ جایی که توسط متخصصان، پرستاران، داروسازان، جراحان و دیگر کادر درمان اداره می‌شود و هر گروه، اصطلاحات تخصصی و روش‌های کاری خاص خودش را دارد. در چنین محیطی، برای شکل‌گیری یک همکاری موفق، راه‌های ارتباطی باید در شفاف‌ترین و بازترین حالت ممکن باشند.

مقدمه

مقدمه‌ای بر مدیر اثربخش؛ پنج مهارت کلیدی مدیران موفق

در دنیای امروز، بخش بزرگی از زندگی بیشتر ما در محیط شرکت‌ها و سازمان‌ها می‌گذرد؛ به همین دلیل، یادگیری مهارت‌هایی که به موفقیت در این فضای کاری کمک کنند، یک ضرورت انکارناپذیر است. قدم گذاشتن در مسیر تبدیل شدن به یک مدیر اجرایی کارآمد، دقیقاً همان ابزاری است که برای پیمودن این مسیر به آن نیاز دارید.

این کتاب به شکلی شفاف نشان می‌دهد که یک مدیر توانمند چگونه تصمیم‌های سنجیده می‌گیرد و با شجاعت پای نتایج آن‌ها می‌ایستد. همچنین می‌آموزید که چطور کارها را به درستی میان اعضای تیم تقسیم کنید، نقاط قوت خود را به‌خوبی بشناسید و بدانید در چه زمان و موقعیتی باید از آن‌ها بهره ببرید. فراتر از همه‌ی این‌ها، درمی‌یابید که زمان، ارزشمندترین دارایی شماست و یاد می‌گیرید چگونه از هدر رفتن آن جلوگیری کنید. یک مدیر اجرایی کارآمد با برقراری ارتباطات سازنده و تشویق کارمندان به ارتقای مهارت‌هایشان، یک شبکه‌ی حمایتی قدرتمند در تیم می‌سازد؛ رویکردی که در نهایت، راه را برای موفقیت تمام اعضای سازمان هموار می‌کند.

فصل 1
از 7

اثربخشی یک مهارت آموختنی است، نه یک ویژگی مادرزاد

اگر به مدیری که همیشه او را تحسین می‌کنید فکر کنید، شاید تصور کنید او با همین مهارت‌های رهبری به دنیا آمده است و ذاتاً انسان توانمندی است؛ اما واقعیت چیز دیگری است. مدیران کارآمد مهارت‌های خود را از طریق ژن‌ها و استعدادهای خدادادی به دست نیاورده‌اند، بلکه این توانمندی‌ها را در گذر زمان و با تمرین کسب کرده‌اند. این خبر خوبی است، چون نشان می‌دهد شما هم می‌توانید یکی از آن‌ها باشید.

برای شروع این مسیر، باید تمرکز را روی خودتان بگذارید. مدیریت به معنای تلاش برای تغییر دادن دیگران نیست، بلکه به این معناست که با رفتار و عملکردتان، به یک الگوی عملی برای تیم تبدیل شوید. یک مدیر اثربخش به‌خوبی می‌داند چه کارهایی باید انجام شود، چگونه ایده‌های ذهنی را به مرحله‌ی اجرا برساند و چطور فرهنگ مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی را در تاروپود کل سازمان نهادینه کند.

برای درک بهتر این موضوع، هری ترومن، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، نمونه‌ی درخشانی از یک رهبر کارآمد است. زمانی که ترومن در سال ۱۹۴۵ به قدرت رسید، قصد داشت تمام تمرکزش را روی مسائل داخلی کشور بگذارد؛ اما خیلی زود متوجه شد که مسائل مربوط به سیاست خارجی به توجه بسیار بیشتری نیاز دارند. او با انعطاف‌پذیری مسیر خود را تغییر داد، روی سیاست خارجی متمرکز شد و در نهایت نام خود را به‌عنوان یکی از مؤثرترین رؤسای جمهور در تاریخ سیاست خارجی آمریکا ثبت کرد. دستیابی به چنین نتایج خیره‌کننده‌ای تنها زمانی ممکن است که برای بهبود خودتان تلاش کنید.

برای رسیدن به این نقطه، باید عملکردتان را زیر ذره‌بین ببرید و آن را با دقت بررسی کنید. اگر این ارزیابی‌ها را به‌صورت منظم انجام دهید، به ابزاری قدرتمند برای رشد شخصی شما تبدیل می‌شوند. با مقایسه‌ی نتایج نهایی کارهایتان با انتظاراتی که در ابتدا داشتید، هم نقاط قوتتان را بهتر می‌شناید و هم بخش‌هایی را که نیاز به کار بیشتری دارند، کشف می‌کنید.

بررسی مستمر عملکرد، پرده از تصورات اشتباه شما نیز برمی‌دارد. برای مثال، ممکن است متوجه شوید که تصمیماتتان را صرفاً بر اساس پیشنهادهای افراد رده‌بالا یا مهم‌ترین نظرات گرفته‌اید، نه منطق. فایده‌ی دیگر این بازبینی‌ها این است که نقاط ضعف واقعی‌تان را به شما نشان می‌دهد؛ یعنی مهارت‌هایی که واقعاً امکان بهبودشان را ندارید. با پذیرش این واقعیت، متوجه می‌شوید چه زمانی باید تصمیم‌گیری‌ها را به دیگران بسپارید تا کارایی کل سازمان افزایش یابد. با این تفاسیر، همین امروز از خود بپرسید: چه تغییرات مشخصی می‌توانید در زندگی روزمره‌ی خود ایجاد کنید که کارایی شما و سازمانتان را چند پله بالاتر ببرد؟

فصل 2
از 7

سنجش عملکرد کارمندان فکری؛ عبور از معیارهای سنتی

جامعه‌ی امروز ما از در هم تنیده شدن سازمان‌های مختلف شکل گرفته است. همه‌ی ما در جایگاه کارمند، چه مدیر ارشد باشیم و چه یک کارمند ساده، باید یاد بگیریم که چگونه مؤثر کار کنیم.

در دنیای مدرن کسب‌وکار، سهم زیادی از نیروی کار را افرادی تشکیل می‌دهند که «کارمندان فکری» (Knowledge Workers) نامیده می‌شوند. یک کارمند فکری، مانند یک مشاور بازاریابی، متخصصی است که ابزار اصلی کار او ذهن و دانش اوست. در نقطه‌ی مقابل، کارگران یدی قرار دارند که با استفاده از دست‌ها و توان فیزیکی خود کالاهای ملموس تولید می‌کنند. کارمندان فکری تصمیماتی کاملاً تخصصی می‌گیرند که می‌تواند سرنوشت و مسیر کل یک سازمان را تغییر دهد. در واقع، از آنجا که جوهره‌ی اصلی مدیریت چیزی جز «تصمیم‌گیری» نیست، این افراد در نهایت نقشی مدیریتی در سازمان بازی می‌کنند. اما سؤال اینجاست که چگونه می‌توان ارزش کار کارمندان فکری و مدیران را ارزیابی کرد؟ انجام این کار چندان ساده نیست.

کارگران یدی محصولاتی تولید می‌کنند که به‌راحتی قابل‌شمارش و اندازه‌گیری است و می‌توان آن را با اهداف ازپیش‌تعیین‌شده مقایسه کرد. اما کار یک مدیر یا کارمند فکری با این خط‌کش‌ها قابل‌سنجش نیست. ممکن است مدیران ساعت‌های بسیار بیشتری نسبت به یک کارگر یدی کار کنند، اما صرفاً شمردن ساعت‌هایی که یک نفر در محل کار می‌گذراند، نشان نمی‌دهد که آیا او خوب کار کرده است یا خیر.

تنها راه ارزیابی کارمندان فکری، نگاه کردن به نتایج کار آن‌هاست. با این حال، موضوع کمی پیچیده‌تر است؛ زیرا بیشتر این افراد به‌تنهایی کار نمی‌کنند و به‌تنهایی نتیجه‌ای نمی‌گیرند. کار کردن در یک سازمان، در ماهیت خود به معنای کار تیمی است.

بیشتر شرکت‌ها مجموعه‌ای از کارمندان فکری با مهارت‌ها، تخصص‌ها و نقاط قوت گوناگون را زیر یک سقف جمع می‌کنند. از آنجا که این افراد باید به‌صورت گروهی کار کنند، نقش ارتباطات به شکلی حیاتی پررنگ می‌شود. مدیران اثربخش به‌خوبی می‌دانند که چگونه با تقویت مسیرهای ارتباطی، راه رسیدن به نتایج درخشان را هموار کنند. برای مثال، فضای یک بیمارستان را در نظر بگیرید؛ جایی که توسط متخصصان، پرستاران، داروسازان، جراحان و دیگر کادر درمان اداره می‌شود و هر گروه، اصطلاحات تخصصی و روش‌های کاری خاص خودش را دارد. در چنین محیطی، برای شکل‌گیری یک همکاری موفق، راه‌های ارتباطی باید در شفاف‌ترین و بازترین حالت ممکن باشند.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

هنر تصمیم‌گیری و شجاعت ایستادن پای نتایج

4 |

استقبال از نظرات مخالف و یادگیری از بازخوردهای گذشته

5 |

مدیریت زمان؛ ارزشمندترین دارایی یک مدیر

6 |

تفویض اختیار هوشمندانه و تمرکز بر نقاط قوت اعضای تیم

7 |

استخدام افراد مناسب؛ تمرکز بر فرصت‌ها به‌جای مشکلات

8 |

پیام کلیدی کتاب مدیر اثربخش

خلاصه کتاب‌های مشابه

رایگان
اثر بی جی فاگ
رایگان
اثر مایکل بانگی استانیر
اثر ست گودین
اثر ست گودین
رایگان
اثر کال نیوپورت
رایگان

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک
رایگان
اثر آنا لمبکی
رایگان
اثر دنیل لیبرمن، مایکل لانگ
اثر پیتر تیل، بلیک مسترز