نویسنده کتابهای پرفروش روانشناسی و توسعه فردی، روانشناس بالینی، پژوهشگر روانشناسی شخصیت و باورهای دینی و سیاسی، استاد بازنشسته روانشناسی دانشگاه تورنتو، دانشیار سابق روانشناسی دانشگاه هاروارد، مدرس روانشناسی اسطوره و دین، سخنران عمومی، مفسر فرهنگی و سیاسی، پادکستر و مصاحبهگر، همبنیانگذار آکادمی پیترسون
جردن پیترسون (Jordan B. Peterson)، روانشناس بالینی و استاد سالهای متمادی روانشناسی در دانشگاه تورنتو، یکی از تأثیرگذارترین متفکران عمومی عصر حاضر است. او با ترکیب فلسفه، روانشناسی و دین، و با ارائهی دیدگاههایی صریح و گاه بحثبرانگیز دربارهی سرشت انسان، فرهنگ و سیاست، مخاطبان بیشماری را در سراسر جهان جذب کرده است. شهرت جهانی او بیش از هر چیز مدیون کتاب پرفروش «۱۲ قانون زندگی» است؛ اثری که در کنار کتاب پیشین او، «نقشههای معنا»، جایگاهش را بهعنوان نویسندهای پرمخاطب تثبیت کرد.
در کنار آثار مکتوب، پیترسون از طریق ویدیوهای پرمخاطب خود در یوتیوب و موضعگیریهای انتقادیاش در برابر نزاکت سیاسی و ادبیات رسانهای رایج، به یکی از شناختهشدهترین چهرههای فکری در فضای مجازی تبدیل شده است. این حضور گسترده در شبکههای اجتماعی، که با سخنرانیهای دانشگاهی و عمومی پرمخاطبش تکمیل میشود، او را از مرزهای محافل آکادمیک فراتر برده و به چهرهای جهانی در میان میلیونها مخاطب بدل کرده است.
جردن پیترسون برای گروهی روانشناسی است که زبان دانشگاه را به مسئلههای روزمره—مسئولیت، رنج، اضطراب و معنا—پیوند زد؛ برای گروهی دیگر، چهرهای جنجالی است که مرز میان روانشناسی، تفسیر دینی و جدال سیاسی را بیش از حد محو میکند. همین دوگانگی کلید شناخت اوست. کتابهای جردن پیترسون را نمیتوان مستقل از سخنرانیها، مناقشههای عمومی و شخصیت خطابیاش خواند: او همزمان استاد دانشگاه، روانشناس بالینی، مفسر اسطوره و یکی از بحثبرانگیزترین روشنفکران رسانهای سالهای اخیر است.
محور اصلی آثارش پرسشی ساده اما سنگین است: وقتی زندگی با رنج، بینظمی و شر روبهروست، چگونه میتوان مسئولانه زندگی کرد و به معنا رسید؟ پاسخ پیترسون معمولاً از ترکیب روانشناسی شخصیت، تجربههای بالینی، داستانهای کتاب مقدس، اسطورهشناسی، اندیشههای کارل یونگ و داستایفسکی ساخته میشود. نتیجه برای بعضی خوانندگان راهگشاست و برای برخی دیگر پرشاخوبرگ، خطابهای و از نظر استدلالی نامتوازن.
نام کامل او جردن برنت پیترسون (Jordan Bernt Peterson) است. او ۱۲ ژوئن ۱۹۶۲ در ادمونتونِ استان آلبرتا در کانادا به دنیا آمد و در شهر کوچک فِرویو در شمال این استان بزرگ شد. فضای سرد، دورافتاده و کارگری شمال آلبرتا بعدها بخشی از تصویری شد که او از سختی، خوداتکایی و ضرورت آمادگی در برابر آشوب ارائه میکرد.
پیترسون ابتدا در دانشگاه آلبرتا علوم سیاسی و سپس روانشناسی خواند و دکترای روانشناسی بالینی خود را از دانشگاه مکگیل گرفت. پژوهشهای آغازینش به اعتیاد به الکل، رفتار ضداجتماعی، پرخاشگری و شخصیت مربوط بود. پس از دورهای پژوهش در مکگیل، از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸ در دانشگاه هاروارد تدریس کرد و سپس به کانادا بازگشت و به گروه روانشناسی دانشگاه تورنتو پیوست. او اکنون استاد بازنشستهٔ این دانشگاه معرفی میشود و در کارنامهٔ علمیاش بیش از صد مقاله دربارهٔ موضوعاتی مانند شخصیت، خلاقیت، باورهای سیاسی و دینی و رفتار اجتماعی دیده میشود.
این پیشینه اهمیت دارد، زیرا برخلاف بسیاری از نویسندگان توسعه فردی، پیترسون از دل روانشناسی بالینی و پژوهش شخصیت وارد بازار کتابهای عمومی شد. بااینحال، نوشتههای مشهورش صرفاً شرح یافتههای علمی نیستند. او از پژوهش دانشگاهی آغاز میکند، اما خیلی زود به اسطوره، اخلاق، دین، تاریخ سیاسی و تجربههای شخصی میرسد. همین گستردگی، هم نیروی قلم اوست و هم منشأ بخشی از نقدها.
نقطهٔ جهش شهرتش سال ۲۰۱۶ بود؛ زمانی که در مجموعهای از ویدئوها با آنچه «ایدئولوژی سیاسی در دانشگاه» مینامید مخالفت کرد و بهویژه دربارهٔ لایحهٔ C-16 کانادا هشدار داد. این لایحه «هویت یا بیان جنسیتی» را به حمایتهای حقوق بشری و مقررات مربوط به جرائم ناشی از نفرت میافزود. پیترسون استدلال میکرد که تفسیرهای حقوقی مرتبط با آن ممکن است به «گفتار اجباری» و الزام استفاده از ضمایر خاص بینجامد؛ ادعایی که شماری از حقوقدانان کانادایی با آن مخالفت کردند.
از «نقشههای معنا» تا «۱۲ قانون زندگی»، یک ایده بارها بازمیگردد: انسان فقط در جهانی از اشیای خنثی زندگی نمیکند؛ ما جهان را از خلال ارزشها، هدفها و روایتها میبینیم. برای کسی که گرسنه است، یک تکه نان صرفاً مادهای فیزیکی نیست؛ امکان بقاست. برای فردی که هدفی دارد، موانع و فرصتها با توجه به همان هدف معنا پیدا میکنند. از نگاه پیترسون، ذهن انسان پیش از آنکه جهان را کاملاً «توصیف» کند، آن را از نظر اهمیت و ارزش مرتب میکند.
دو مفهوم نظم و آشوب مرکز این نقشهاند. نظم قلمرو امور آشنا، قواعد تثبیتشده و امنیت است؛ آشوب قلمرو ناشناختهها، تهدیدها و درعینحال امکان یادگیری و تحول. زندگی خوب، نه در نظم مطلق شکل میگیرد و نه در غرقشدن در بینظمی، بلکه بر مرز میان آن دو قرار دارد: جایی که فرد بهاندازهٔ کافی امنیت دارد و درعینحال با مسئلهای تازه روبهرو میشود.
مفهوم بعدی مسئولیت است. پیترسون بهجای آنکه خوشبختی را هدف نهایی معرفی کند، پیشنهاد میکند انسان مسئولیتی معنادار بر عهده بگیرد. از نظر او، رنج بخشی حذفناپذیر از زندگی است و معنا زمانی پدید میآید که فرد چیزی ارزشمند برای تحمل آن داشته باشد. این نگاه از روانشناسی اگزیستانسیال، سنت مسیحی، نیچه، یونگ، سولژنیتسین و بهویژه داستایفسکی تأثیر پذیرفته است.
ایدهٔ سوم، راستگویی و دقت در گفتار است. او دروغ را فقط یک خطای اخلاقی شخصی نمیداند؛ معتقد است تحریف مداوم واقعیت میتواند هم زندگی فرد و هم نهادهای اجتماعی را فرسوده کند. به همین دلیل، توصیههای ظاهراً سادهای مانند مرتبکردن اتاق، تعیین هدف یا گفتن حقیقت در نوشتههایش به بحثهایی گسترده دربارهٔ استبداد، مسئولیت اخلاقی و تمدن غرب متصل میشوند.
سبک نویسندگی جردن پیترسون آمیزهای نامعمول است. یک فصل ممکن است با رفتار خرچنگها آغاز شود، به سلسلهمراتب اجتماعی برسد، از تجربهٔ یک مراجع در درمانگاه مثال بیاورد و با داستان هابیل و قابیل پایان یابد. این حرکت آزاد میان زیستشناسی، روانشناسی و روایت دینی برای هوادارانش نشانهٔ توانایی او در دیدن پیوندهای پنهان است؛ منتقدان آن را جهش میان حوزههایی میدانند که همیشه با شواهد کافی به یکدیگر متصل نشدهاند.
نثر او خطابی و پرانرژی است. بهجای ارائهٔ نسخهای سبک و آرام از خودیاری، خواننده را با محدودیت، مرگ، شر، قربانیشدن و مسئولیت روبهرو میکند. همین لحن برای کسانی که از توصیههای انگیزشیِ بیهزینه خستهاند جذاب است. در مقابل، جملههای طولانی، تکرار مفاهیم و گریزهای فراوان ممکن است خوانندهای را که به دنبال استدلالی فشرده و مرحلهبهمرحله است خسته کند.
تفسیر اسطورهها نیز در آثار او نقش تزئینی ندارد. پیترسون داستانهای دینی را فشردهٔ تجربههای چندنسلی انسان میبیند؛ روایتهایی که الگوهای رفتار، خطر و انتخاب را حفظ کردهاند. او غالباً نمیپرسد آیا یک داستان دقیقاً از نظر تاریخی رخ داده است، بلکه میپرسد چگونه چنین داستانی قرنها دوام آورده و چه الگویی از روان انسان را آشکار میکند.
«12 Rules for Life: An Antidote to Chaos» در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و معروفترین کتاب جردن پیترسون است. هر فصل حول یک قانون—مانند مقایسهکردن خود با گذشتهٔ خویش، انتخاب دوستان مناسب یا دقیقبودن در گفتار—شکل میگیرد، اما توضیح هر قانون بسیار فراتر از توصیهای کوتاه میرود.
این کتاب برای آشنایی اولیه بهترین انتخاب است، زیرا مفاهیم اصلی پیترسون را در قالبی نسبتاً قابلدسترس جمع میکند: مسئولیت فردی، نظم و آشوب، حقیقت، تربیت، رنج و معنا. البته خواننده باید برای روایتهای فرعی و تفسیرهای مفصل آماده باشد. ناشر اعلام کرده است که این اثر بیش از پنج میلیون نسخه فروش داشته است.
«Beyond Order: 12 More Rules for Life» در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. اگر کتاب پیشین بیشتر بر مهار آشوب تأکید داشت، این اثر خطر نظم بیش از اندازه را یادآوری میکند: قواعدی که زمانی مفید بودهاند، ممکن است به جمود، ترس و خاموششدن خلاقیت تبدیل شوند.
این کتاب را بهتر است پس از «۱۲ قانون زندگی» خواند. پیترسون در آن دربارهٔ حفظ زیبایی، کنارگذاشتن ایدئولوژی، روبهروشدن با خاطرات دردناک و متعادلکردن ساختار با انعطاف سخن میگوید. برای خوانندهای که تصویر پیترسون را فقط به «انضباط سختگیرانه» محدود کرده، «فراتر از نظم» سویهٔ تکمیلکنندهٔ اندیشهٔ او را نشان میدهد.
«Maps of Meaning: The Architecture of Belief» در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و بنیاد نظری آثار بعدی اوست. موضوع کتاب این است که انسانها چگونه با کمک روایت، اسطوره و نظامهای ارزشی جهان را معنادار میکنند. پیترسون میکوشد میان عصبشناسی، روانشناسی، اسطورهشناسی تطبیقی و تاریخ ایدئولوژی پلی بسازد.
این کتاب نقطهٔ شروع مناسبی برای مخاطب عمومی نیست. ساختار فشرده، نمودارها و حجم ارجاعات آن مطالعهای آهسته میطلبد. اما برای کسی که میخواهد بداند مفاهیم نظم، آشوب، قهرمان، اژدها و ناشناخته در آثار پیترسون از کجا آمدهاند، مهمترین اثر اوست.
«We Who Wrestle with God: Perceptions of the Divine» در نوامبر ۲۰۲۴ منتشر شد. عنوان آن را میتوان «ما که با خدا کشتی میگیریم: ادراک امر الهی» ترجمه کرد. پیترسون در این کتاب سراغ روایتهایی چون آدم و حوا، هابیل و قابیل، طوفان نوح، برج بابل، ابراهیم، موسی، یونس و ایلیا میرود و آنها را از منظر روانشناختی و اخلاقی تفسیر میکند.
این اثر برای علاقهمندان به روانشناسی دین، اسطوره و داستانهای عهد عتیق مناسبتر است. اگر با پیشفرضهای تفسیری پیترسون آشنا نباشید، بهتر است ابتدا «۱۲ قانون زندگی» و سپس بخشهایی از «نقشههای معنا» را بخوانید.
بخش مهمی از محبوبیت او به تواناییاش در جدیگرفتن درد و سردرگمی مخاطب برمیگردد. او رنج را با شعار مثبتاندیشی کوچک نمیکند و بهجای وعدهٔ موفقیت سریع، از پذیرش محدودیت، انجام وظایف کوچک و ساختن تدریجی شخصیت سخن میگوید. برای خوانندگانی که احساس بیهدفی دارند، این پیام میتواند روشن و عملی باشد.
در سوی دیگر، منتقدان به چند مسئله اشاره میکنند. نخست، سبک طولانی و پرارجاع اوست: یک توصیهٔ مفید گاهی زیر لایههایی از اسطوره، زیستشناسی و تاریخ سیاسی پنهان میشود. هری کونزرو در نقد «۱۲ قانون زندگی» در گاردین، ضمن پذیرش وجود توصیههای معقول، استدلال کرد که برخی مفاهیم بنیادین مانند «نظم»، «آشوب» و «بودن» در متن آنقدر گسترده به کار میروند که دقت خود را از دست میدهند.
نقد دوم به تعمیم یافتههای علمی مربوط است. برخی منتقدان معتقدند پیترسون گاهی از یک مشاهدهٔ زیستی یا روانشناختی سریعتر از حد لازم به نتیجهای اخلاقی و اجتماعی میرسد. تقسیم نمادین نظم و آشوب به سویههای مردانه و زنانه نیز بهدلیل احتمال طبیعی جلوهدادن کلیشههای جنسیتی مورد مناقشه قرار گرفته است.
اختلاف سوم سیاسی و حقوقی است. پیترسون مخالفت خود با لایحهٔ C-16 را دفاع از آزادی بیان میدانست، اما برندا کاسمن، استاد حقوق دانشگاه تورنتو، در مقالهای دانشگاهی استدلال کرد که ادعای جرمانگاری استفادهنکردن از ضمایر خاص، مبنای حقوقی نداشت و لایحه مستقیماً چنین رفتاری را جرم اعلام نمیکرد. این اختلاف نمونهای است از فاصلهای که گاهی میان هشدارهای فرهنگی پیترسون و ارزیابی متخصصان همان حوزه دیده میشود.
بنابراین بهتر است آثار او نه بهعنوان مجموعهای از حقیقتهای نهایی، بلکه بهعنوان دعوتی برای گفتوگو خوانده شوند. قوت پیترسون در طرح پرسشهای جدی دربارهٔ معنا، مسئولیت و رنج است؛ ضعف احتمالیاش آنجاست که پاسخهای روانشناختی، دینی و سیاسی را چنان به هم میبافد که جداکردن شواهد از تفسیر دشوار میشود.
برای بیشتر خوانندگان، «۱۲ قانون زندگی» بهترین کتاب برای شروع است. هم زبان قابلفهمتری دارد و هم نقشهای کلی از افکار جردن پیترسون ارائه میدهد. بهتر است آن را فصلبهفصل بخوانید و میان توصیههای عملی، تفسیرهای اسطورهای و ادعاهای علمی تمایز بگذارید.
اگر با چارچوب اصلی موافقید اما میخواهید نگاه متعادلتری به نظم و تغییر ببینید، سراغ «فراتر از نظم» بروید. علاقهمندان جدی روانشناسی دین و اسطوره میتوانند «نقشههای معنا» را انتخاب کنند، مشروط بر اینکه برای متنی دانشگاهی و دشوار آماده باشند. «ما که با خدا کشتی میگیریم» نیز برای خوانندهای مناسب است که بیش از خودیاری، به تفسیر روانشناختی کتاب مقدس علاقه دارد.
نقلقولهای زیر ترجمهٔ آزاد از متن انگلیسی آثار یا وبسایت رسمی او هستند: