کتاب سوپرفریکونومیکس

اقتصاد چگونه پرده از رازهای عجیب جهان برمی‌دارد؟
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.2

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب سوپرفریکونومیکس

کتاب «سوپرفریکونومیکس» اثری جسورانه و ادامه‌ای بر موفقیت‌های چشمگیر نسخه پیشین خود است که تلاش می‌کند نگاه ما را به جهان مدرن کاملاً دگرگون کند. این کتاب دعوتی است برای کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های اخلاقی و عرفی، تا بتوانیم مسائل پیرامونمان را با لنز شفاف، منطقی و گاهی بی‌رحمانه‌ی علم اقتصاد تماشا کنیم.

هسته‌ی مرکزی کتاب بر این باور استوار است که عقل سلیم و برداشت‌های عمومی معمولاً ما را به اشتباه می‌اندازند، اما داده‌های مستحکم و بی‌طرف، حقایق پنهان و شگفت‌انگیزی را در مورد رفتار انسان‌ها فاش می‌کنند. نویسندگان به ما نشان می‌دهند که اگر می‌خواهیم جهان را درک کنیم، باید به جای تمرکز بر نیت‌ها، انگیزه‌های اقتصادی پنهان در پس هر رفتار را تحلیل کنیم.

از بررسی اقتصادِ قدیمی‌ترین شغل دنیا گرفته تا ردیابی تروریست‌ها از روی تراکنش‌های بانکی و حتی ارائه‌ی یک راه‌حل به‌شدت نامتعارف برای بحران گرمایش زمین، این کتاب داستان‌هایی شنیدنی از تاریخ انسان روایت می‌کند. «سوپرفریکونومیکس» ثابت می‌کند که وقتی داده‌ها را جایگزین احساسات کنیم، دنیای پیچیده و پرآشوب ما، نظمی منطقی و البته بسیار عجیب به خود می‌گیرد.

مشخصات کتاب سوپرفریکونومیکس

SuperFreakonomics
Global Cooling, Patriotic Prostitutes and Why Suicide Bombers Should Buy Life Insurance
2009 میلادی
انگلیسی

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

خنک کردن زمین، روسپی‌های میهن پرست و بیمه عمر برای تروریست‌ها

خلاصه کتاب سوپرفریکونومیکس

18 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

8 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

مقدمه‌ای بر سوپرفریکونومیکس؛ ریشه‌ی کج‌فهمی در حل مسائل جهانی

لحظه‌ای به بحران‌های بزرگ جهانی مانند گرمایش زمین یا تروریسم فکر کنید. چرا با وجود این‌همه انسان نابغه و باهوش، هنوز راه‌حل قطعی و موثری برای این مشکلات پیدا نشده است؟ اگر دنیا پر از متخصصان تراز اول است، پس دلیل تداوم این بحران‌ها چیست؟

حقیقت تلخ ماجرا این است که متخصصان اغلب در جای اشتباهی به دنبال پاسخ می‌گردند. آن‌ها به‌جای تکیه بر تحلیل‌های دقیق آماری، نظریاتشان را بر پایه‌ی احساسات، خاطرات و تجربه‌های شخصی بنا می‌کنند. همین مسئله باعث می‌شود در دام کج‌فهمی بیفتند و مسیر را اشتباه بروند. در مقابلِ این نگاه احساسی، داده‌ها قرار دارند؛ شفاف، مستحکم و کاملاً خالی از احساس.

این کتاب قرار است با تکیه بر همین داده‌های بی‌روح اما صادق، راه‌حل‌هایی به‌شدت غیرمعمول و خلاقانه برای پیچیده‌ترین مشکلات بشری ارائه کند.

فصل 1
از 8

عبور از ظاهر آدم‌ها به کمک جادوی آمار

فرض کنید در ساحل نشسته‌اید. یک نفر از جایش بلند می‌شود، آشغال‌هایش را روی زمین رها می‌کند و می‌رود. احتمالاً با دیدن این صحنه خونتان به جوش می‌آید، از این‌همه بی‌مبالاتی تعجب می‌کنید یا پیش خودتان می‌گویید کاش می‌شد وارد مغز این آدم‌ها شد و فهمید دقیقاً چطور فکر می‌کنند. هرچند ما نمی‌توانیم ذهن کسی را بخوانیم، اما همیشه امیدواریم که راهی برای اصلاح این رفتارهای زننده پیدا کنیم.

دولت‌ها در سراسر جهان همواره در تلاش‌اند تا دقیقاً همین کار را بکنند. آن‌ها سعی می‌کنند با طراحی سیستم‌های پاداش و تنبیه، جامعه را به مسیر درست هدایت کنند. اما متأسفانه، این طرح‌های تشویقی و بازدارنده به‌ندرت طبق نقشه پیش می‌روند. معمولاً نتایجی کاملاً مخرب به بار می‌آورند و وضعیت را از چیزی که بود بدتر می‌کنند.

برای مثال، دولت آلمان با هدف کاهش میزان تولید زباله، قانونی وضع کرد که بر اساس آن، هزینه‌ی جمع‌آوری زباله‌ی هر خانوار دقیقاً متناسب با حجم پسماند آن‌ها محاسبه می‌شد. نیت این بود که مردم زباله‌ی کمتری تولید کنند. اما مردم خیلی زود راهی خلاقانه برای دور زدن قانون و پرداخت پول کمتر پیدا کردند؛ آن‌ها شروع کردند به ریختن پسماندهای خوراکیِ خود در توالت! نتیجه‌ی این سیاست‌گذاری چه بود؟ رشد انفجاری جمعیت موش‌ها.

حالا تصور کنید اگر می‌توانستیم واکنش دقیق آدم‌ها به یک جریمه را از پیش حدس بزنیم، چقدر در زمان و هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌شد. حتماً می‌پرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟ پاسخ در دل «آمار» نهفته است. آمار به ما اجازه می‌دهد به ذهن آدم‌ها نفوذ کنیم. ما با جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها می‌توانیم الگوهای رفتاری مردم را کشف کنیم. برای تغییر دادن دنیا، پیش از هر چیز باید آن را به‌درستی بشناسید.

فصل 2
از 8

تفکر اقتصادی؛ کلید کشف الگوهای پنهان جهان

هر زمان که بحرانی اقتصادی رخ می‌دهد، نوک پیکان انتقادات مردم بیش از هر زمان دیگری به سمت اقتصاددانان نشانه می‌رود که البته حق هم دارند. با این وجود، آن‌ها هنوز هم بهترین ابزارها را برای کمک به جامعه در اختیار دارند.

بسیاری از ما اقتصاددانان را آدم‌هایی سرد و بی‌وجدان می‌دانیم که فقط به دنبال حداکثر کردن سود هستند. اما در واقعیت، اقتصاددانان بخش عمده‌ی وقت خود را صرف تحلیل موشکافانه‌ی اطلاعات می‌کنند. علم اقتصاد در اصل چیزی نیست جز شبکه‌ای از فرضیه‌ها که بر ستونِ محکم داده‌ها بنا شده‌اند. این فرضیه‌ها به اقتصاددانان توانایی می‌بخشند تا پدیده‌های استثنایی را از الگوهای عادی و تکرارپذیر جدا کنند.

در ایالات متحده، تابستان سال ۲۰۰۱ میلادی به «تابستان کوسه» معروف است. در آن روزها، اخبار مربوط به حمله‌ی کوسه‌ها به تیتر اصلی تمام رسانه‌ها تبدیل شده بود. جرقه‌ی این وحشت عمومی زمانی زده شد که یک کودک هشت ساله در حمله‌ی کوسه، یک دست و بخشی از ران خود را از دست داد. این رویداد تلخ باعث شد مردم فکر کنند کوسه‌ها ناگهان از همیشه درنده‌تر شده‌اند. اما وقتی به تحلیل‌های آماری نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تعداد حملات کوسه در آن سال هیچ تفاوتی با میانگین حملات در سال‌های گذشته نداشته است؛ تنها تفاوت این بود که افکار عمومی و رسانه‌ها خیلی بیشتر از قبل روی این آمار تمرکز کرده بودند.

فکر کردن مثل یک اقتصاددان، ما را به حقیقت پدیده‌ها نزدیک‌تر می‌کند و جالب‌تر اینکه، قوه‌ی خلاقیتمان را هم بیدار می‌کند. یک بررسی منطقی، دقیق و همه‌جانبه، ذهن را برای یافتن راه‌حل‌های کاملاً بدیع باز می‌کند.

در اوایل قرن بیستم، اسب و کالسکه اصلی‌ترین وسیله‌ی نقلیه بودند. اما انباشت پِهِن اسب‌ها در خیابان‌ها به یک معضل جدی و به‌شدت بدبو تبدیل شده بود. در نگاه اول، این مشکل کاملاً لاینحل به نظر می‌رسید، چون کسی نمی‌توانست سیستم گوارش اسب را دست‌کاری کند! اولین ایده‌ای که به ذهن افراد رسید این بود که به اسب‌ها غذا ندهند. اما محققان زاویه‌ی دید خود را تغییر دادند؛ آن‌ها به‌جای اینکه وقتشان را صرف پیدا کردن راهی برای کاهش مدفوع اسب کنند، وسیله‌ای ساختند که کلاً جایگزین اسب شود: ماشین.

ما نیز باید یاد بگیریم به معضلات اجتماعی از زاویه‌ای کاملاً جدید نگاه کنیم. وقتی راه‌حلِ یک مشکل مستقیماً جلوی چشممان نیست، خیلی زود تسلیم می‌شویم و خیال می‌کنیم اصلاً راه‌حلی وجود ندارد.

مقدمه

مقدمه‌ای بر سوپرفریکونومیکس؛ ریشه‌ی کج‌فهمی در حل مسائل جهانی

لحظه‌ای به بحران‌های بزرگ جهانی مانند گرمایش زمین یا تروریسم فکر کنید. چرا با وجود این‌همه انسان نابغه و باهوش، هنوز راه‌حل قطعی و موثری برای این مشکلات پیدا نشده است؟ اگر دنیا پر از متخصصان تراز اول است، پس دلیل تداوم این بحران‌ها چیست؟

حقیقت تلخ ماجرا این است که متخصصان اغلب در جای اشتباهی به دنبال پاسخ می‌گردند. آن‌ها به‌جای تکیه بر تحلیل‌های دقیق آماری، نظریاتشان را بر پایه‌ی احساسات، خاطرات و تجربه‌های شخصی بنا می‌کنند. همین مسئله باعث می‌شود در دام کج‌فهمی بیفتند و مسیر را اشتباه بروند. در مقابلِ این نگاه احساسی، داده‌ها قرار دارند؛ شفاف، مستحکم و کاملاً خالی از احساس.

این کتاب قرار است با تکیه بر همین داده‌های بی‌روح اما صادق، راه‌حل‌هایی به‌شدت غیرمعمول و خلاقانه برای پیچیده‌ترین مشکلات بشری ارائه کند.

فصل 1
از 8

عبور از ظاهر آدم‌ها به کمک جادوی آمار

فرض کنید در ساحل نشسته‌اید. یک نفر از جایش بلند می‌شود، آشغال‌هایش را روی زمین رها می‌کند و می‌رود. احتمالاً با دیدن این صحنه خونتان به جوش می‌آید، از این‌همه بی‌مبالاتی تعجب می‌کنید یا پیش خودتان می‌گویید کاش می‌شد وارد مغز این آدم‌ها شد و فهمید دقیقاً چطور فکر می‌کنند. هرچند ما نمی‌توانیم ذهن کسی را بخوانیم، اما همیشه امیدواریم که راهی برای اصلاح این رفتارهای زننده پیدا کنیم.

دولت‌ها در سراسر جهان همواره در تلاش‌اند تا دقیقاً همین کار را بکنند. آن‌ها سعی می‌کنند با طراحی سیستم‌های پاداش و تنبیه، جامعه را به مسیر درست هدایت کنند. اما متأسفانه، این طرح‌های تشویقی و بازدارنده به‌ندرت طبق نقشه پیش می‌روند. معمولاً نتایجی کاملاً مخرب به بار می‌آورند و وضعیت را از چیزی که بود بدتر می‌کنند.

برای مثال، دولت آلمان با هدف کاهش میزان تولید زباله، قانونی وضع کرد که بر اساس آن، هزینه‌ی جمع‌آوری زباله‌ی هر خانوار دقیقاً متناسب با حجم پسماند آن‌ها محاسبه می‌شد. نیت این بود که مردم زباله‌ی کمتری تولید کنند. اما مردم خیلی زود راهی خلاقانه برای دور زدن قانون و پرداخت پول کمتر پیدا کردند؛ آن‌ها شروع کردند به ریختن پسماندهای خوراکیِ خود در توالت! نتیجه‌ی این سیاست‌گذاری چه بود؟ رشد انفجاری جمعیت موش‌ها.

حالا تصور کنید اگر می‌توانستیم واکنش دقیق آدم‌ها به یک جریمه را از پیش حدس بزنیم، چقدر در زمان و هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌شد. حتماً می‌پرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟ پاسخ در دل «آمار» نهفته است. آمار به ما اجازه می‌دهد به ذهن آدم‌ها نفوذ کنیم. ما با جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها می‌توانیم الگوهای رفتاری مردم را کشف کنیم. برای تغییر دادن دنیا، پیش از هر چیز باید آن را به‌درستی بشناسید.

فصل 2
از 8

تفکر اقتصادی؛ کلید کشف الگوهای پنهان جهان

هر زمان که بحرانی اقتصادی رخ می‌دهد، نوک پیکان انتقادات مردم بیش از هر زمان دیگری به سمت اقتصاددانان نشانه می‌رود که البته حق هم دارند. با این وجود، آن‌ها هنوز هم بهترین ابزارها را برای کمک به جامعه در اختیار دارند.

بسیاری از ما اقتصاددانان را آدم‌هایی سرد و بی‌وجدان می‌دانیم که فقط به دنبال حداکثر کردن سود هستند. اما در واقعیت، اقتصاددانان بخش عمده‌ی وقت خود را صرف تحلیل موشکافانه‌ی اطلاعات می‌کنند. علم اقتصاد در اصل چیزی نیست جز شبکه‌ای از فرضیه‌ها که بر ستونِ محکم داده‌ها بنا شده‌اند. این فرضیه‌ها به اقتصاددانان توانایی می‌بخشند تا پدیده‌های استثنایی را از الگوهای عادی و تکرارپذیر جدا کنند.

در ایالات متحده، تابستان سال ۲۰۰۱ میلادی به «تابستان کوسه» معروف است. در آن روزها، اخبار مربوط به حمله‌ی کوسه‌ها به تیتر اصلی تمام رسانه‌ها تبدیل شده بود. جرقه‌ی این وحشت عمومی زمانی زده شد که یک کودک هشت ساله در حمله‌ی کوسه، یک دست و بخشی از ران خود را از دست داد. این رویداد تلخ باعث شد مردم فکر کنند کوسه‌ها ناگهان از همیشه درنده‌تر شده‌اند. اما وقتی به تحلیل‌های آماری نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تعداد حملات کوسه در آن سال هیچ تفاوتی با میانگین حملات در سال‌های گذشته نداشته است؛ تنها تفاوت این بود که افکار عمومی و رسانه‌ها خیلی بیشتر از قبل روی این آمار تمرکز کرده بودند.

فکر کردن مثل یک اقتصاددان، ما را به حقیقت پدیده‌ها نزدیک‌تر می‌کند و جالب‌تر اینکه، قوه‌ی خلاقیتمان را هم بیدار می‌کند. یک بررسی منطقی، دقیق و همه‌جانبه، ذهن را برای یافتن راه‌حل‌های کاملاً بدیع باز می‌کند.

در اوایل قرن بیستم، اسب و کالسکه اصلی‌ترین وسیله‌ی نقلیه بودند. اما انباشت پِهِن اسب‌ها در خیابان‌ها به یک معضل جدی و به‌شدت بدبو تبدیل شده بود. در نگاه اول، این مشکل کاملاً لاینحل به نظر می‌رسید، چون کسی نمی‌توانست سیستم گوارش اسب را دست‌کاری کند! اولین ایده‌ای که به ذهن افراد رسید این بود که به اسب‌ها غذا ندهند. اما محققان زاویه‌ی دید خود را تغییر دادند؛ آن‌ها به‌جای اینکه وقتشان را صرف پیدا کردن راهی برای کاهش مدفوع اسب کنند، وسیله‌ای ساختند که کلاً جایگزین اسب شود: ماشین.

ما نیز باید یاد بگیریم به معضلات اجتماعی از زاویه‌ای کاملاً جدید نگاه کنیم. وقتی راه‌حلِ یک مشکل مستقیماً جلوی چشممان نیست، خیلی زود تسلیم می‌شویم و خیال می‌کنیم اصلاً راه‌حلی وجود ندارد.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

درس‌های اقتصادی از قدیمی‌ترین شغل دنیا

4 |

ردیابی تروریست‌ها در لابه‌لای تراکنش‌های بانکی

5 |

افسانه‌ی انسانِ کاملاً خودخواه یا فرشته‌ی فداکار

6 |

معجزه‌ی راه‌حل‌های ساده در برابر بحران‌های پیچیده

7 |

پیچیدگی‌های معمای گرمایش زمین و گاوهای دردسرساز

8 |

مهندسی زمین؛ آیا آلودگی بیشتر، راه‌حل نجات ماست؟

پیام کلیدی کتاب سوپرفریکونومیکس

خلاصه کتاب‌های مشابه

اثر فردریش فون هایک
اثر مورگان هاوزل
رایگان
اثر اندرو راس سورکین
اثر داگلاس هوبارد
اثر دن آریلی

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

رایگان
اثر اندرو راس سورکین
رایگان
اثر جی کنراد لوینسون
اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک