کتاب شکست مدیریت ریسک

توهم کنترل؛ چرا روش‌های سنتی مدیریت ریسک دیگر کار نمی‌کنند؟
%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
n ذخیره

در کتابخانه کاربران

امتیاز 4.3

توسط خوانندگان کتاب

m نفر

در حال مطالعه کتاب

k مرتبه

اتمام مطالعه کتاب

معرفی کتاب شکست مدیریت ریسک

کتاب «شکست مدیریت ریسک» (منتشر شده در سال ۲۰۰۹) یک بررسی جسورانه و عمیق درباره‌ی یکی از مهم‌ترین مفاهیم دنیای کسب‌وکار است. این کتاب ذره‌بین خود را روی تاریخچه، روش‌های مرسوم و البته باورهای غلطی می‌گذارد که دهه‌هاست بر حوزه‌ی مدیریت ریسک سایه انداخته‌اند. در دنیایی که پیش‌بینی آینده برای بقای سازمان‌ها حیاتی است، این کتاب به ما نشان می‌دهد که چرا بسیاری از ابزارهای فعلیِ ما برای سنجش خطر، اساساً ناکارآمدند.

نویسنده در این اثر تلاش می‌کند تا پرده از روی توهم امنیتی بردارد که سیستم‌های سنتی مدیریت ریسک برای مدیران ایجاد کرده‌اند. او با بیانی روشن توضیح می‌دهد که چرا تکیه بر نظرات شخصی، روش‌های کیفی مبهم و فرمول‌های ساده‌انگاره، نه‌تنها جلوی فاجعه را نمی‌گیرد، بلکه گاهی خود عامل بروز بحران می‌شود. این کتاب دعوتی است برای بازنگری اساسی در شیوه‌ی نگاه ما به عدم‌قطعیت‌ها.

ارزش اصلی این کتاب صرفاً در نقد کردن و تخریب روش‌های گذشته خلاصه نمی‌شود. نویسنده پس از کالبدشکافی دلایل این شکست‌ها، پادزهر را هم ارائه می‌کند. او روش‌های جایگزین، اثبات‌شده و علمی دقیقی را معرفی می‌کند که بر پایه‌ی احتمالات واقعی و مدل‌های ریاضی بنا شده‌اند تا سازمان‌ها بتوانند با چشمانی بازتر، خطرات پیش روی خود را ارزیابی کرده و آن‌ها را به حداقل برسانند.

مشخصات کتاب شکست مدیریت ریسک

The Failure of Risk Management
Why it’s Broken and How to Fix It
2009 میلادی
انگلیسی

برداشت‌ها و تعابیر از موضوع کتاب:

چرا مديريت ريسک شكست می‌خورد؟ چطور بايد این مشکل را برطرف كرد؟

خلاصه کتاب شکست مدیریت ریسک

22 دقیقه

زمان مطالعه خلاصه کتاب

9 فصل

عصاره از مطالب کتاب

مقدمه

مقدمه‌ای بر شکست مدیریت ریسک؛ چرا بیشتر روش‌های ارزیابی ریسک جواب نمی‌دهند؟

امروزه پیش‌بینی‌های هواشناسی بر پایه‌ی مدل‌های بسیار پیچیده و حجم انبوهی از داده‌ها انجام می‌شوند. وقتی این داده‌ها پردازش می‌شوند، می‌توان با دقت بالایی فهمید که آیا فردا برای یک پیک‌نیک در پارک مناسب است یا نه. شاید پیش خودتان بگویید که چنین پیش‌بینی‌هایی خیلی هم حیاتی نیستند؛ چون در بدترین حالت می‌توان با یک بارانی و چتر، مشکل را حل کرد.

اما ماجرا وقتی جدی می‌شود که پای بازارهای پرتلاطم در میان باشد؛ بازارهایی که شرکت‌های چند میلیارد دلاری در آن‌ها رقابت می‌کنند. یا وقتی که در پژوهش‌های علمی می‌خواهیم احتمال وقوع فاجعه‌ای مثل زلزله یا سونامی را محاسبه کنیم. در این شرایط، مدیریت ریسک دیگر یک گزینه‌ی دلخواه نیست، بلکه مسئله‌ی مرگ و زندگی است. در عصر پرشتاب امروز، ضرورت درک این مفهوم بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

واقعیت این است که گرچه ابزارها و روش‌های مختلفی برای ارزیابی و کنترل ریسک‌ها به کار گرفته می‌شوند، اما بسیاری از آن‌ها ضعف‌های بنیادینی دارند. خبر خوب این است که برای برطرف کردن این ضعف‌ها راهکارهای علمی و اثبات‌شده‌ای وجود دارد که در این خلاصه از کتاب شکست مدیریت ریسک، قدم‌به‌قدم به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت.

فصل 1
از 9

آشنایی با الفبای ریسک؛ تعریف خطر و مدیریت آن

احتمالاً تا امروز بارها ترکیب «مدیریت ریسک» به گوشتان خورده است. این عبارت دیگر فقط در جلسات رسمی وزارت‌خانه‌ها یا سازمان‌های بزرگ شنیده نمی‌شود، بلکه به گفت‌وگوهای روزمره‌ی ما هم راه پیدا کرده است. با وجود اینکه تعریف‌های پیچیده و متنوعی برای این مفهوم وجود دارد، بهتر است برای درک عمیق‌تر، از یک تعریف ساده و سرراست شروع کنیم.

ابتدا بیایید خود «ریسک» را تعریف کنیم. ریسک در ساده‌ترین بیان، از دو بخش تشکیل می‌شود: احتمال وقوع یک رویداد نامطلوب و شدت آسیبی که آن رویداد به همراه دارد. به زبان ریاضی و علمی، ریسک همان ضرب احتمال در شدتِ یک اثر منفی است. اما هر کدام از این دو چه چیزی را می‌سنجند؟

مفهومِ احتمال، شانس رخ دادن یک اتفاق را برآورد می‌کند؛ مثلاً اینکه چقدر احتمال دارد صاعقه به سقف خانه‌ی شما برخورد کند. از طرف دیگر، شدت یک حادثه به میزان خسارت‌های جانی یا مالی آن اشاره دارد و با روش‌های گوناگونی سنجیده می‌شود. البته باید در نظر داشت که این رویداد نامطلوب می‌تواند هر اتفاق ناخوشایندی باشد؛ از یک بلای طبیعی ویرانگر گرفته تا تنش‌ها و بی‌ثباتی‌های سیاسی در یک کشور.

حالا که تصویر روشنی از ریسک پیدا کردید، وقت آن است که به سراغ «مدیریت ریسک» برویم. مدیریت ریسک یعنی استفاده‌ی هوشمندانه و بهینه از منابع موجود برای کم کردن سایه‌ی تهدیدها. در واقع، مدیریت فرآیندی است که در آن تمام منابع برای رسیدن به یک هدف مشخص، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و هدایت می‌شوند. بنابراین، مدیریت ریسک یعنی امکاناتمان را طوری به کار بگیریم که در مسیر رسیدن به اهدافمان، کمترین آسیب را ببینیم.

برای رسیدن به این مقصود، مدیران ریسک همیشه تلاش می‌کنند تا شانس بروز خطرات را در مسیر موفقیت پایین بیاورند. مدیریت ریسک نیز، درست مانند دیگر وظایف مدیریتی، فرآیندی است که در آن منابع محدودی مثل پول و زمان با دقت و ظرافت مصرف می‌شوند تا اهداف نهایی سازمان محقق شوند. حالا با درک این مفاهیم پایه، در بخش‌های بعدی به سراغ تاریخچه و کاربردهای امروزی آن می‌رویم.

فصل 2
از 9

از قلعه‌های پادشاهان تا هیئت‌مدیره‌های مدرن؛ سیر تکامل مدیریت ریسک

ردپای مدیریت ریسک سازمانی را می‌توان در دل تاریخ و در تصمیمات پادشاهان برای دفاع از شهرهایشان پیدا کرد. برای آن‌ها، ذخیره کردن آذوقه برای روزهای سخت، اولین و مهم‌ترین شکل مدیریت خطر بود. اما از آن روزها تا به حال، این مفهوم دگرگونی‌های شگفت‌انگیزی را پشت سر گذاشته است. با ورود به عصر دیجیتال و ظهور رایانه‌ها، این حوزه پیشرفت فوق‌العاده‌ای کرد. البته حتی پیش از رایانه‌ها، در دهه‌ی ۱۹۴۰ میلادی، خطرات ناشی از انرژی هسته‌ای و حفاری‌های نفتی به انسان‌ها ثابت کرد که برای مقابله با خطرات، به روش‌های بسیار پیچیده‌تری نیاز دارند. همین روند باعث شده که امروز، بیشتر سازمان‌ها با هر نوع فعالیتی، متوجه اهمیت حیاتی مدیریت ریسک باشند.

اما چه شد که مدیریت ریسک به چنین جایگاه مهمی رسید؟

یکی از نقاط عطف بزرگ در تاریخِ این علم، استفاده‌ی گسترده از تحلیل‌های کمّی در دل جنگ جهانی دوم و جنگ سرد بود. در آن دوران، گروهی از متخصصان که بیشترشان مهندس و اقتصاددان بودند، با کمک آمار و ریاضیات پیشرفته تلاش کردند تا عواملی مانند قدرت تولید کارخانه‌های اسلحه‌سازی دشمن و شانس وقوع حملات نظامی را به‌دقت محاسبه کنند.

امروزه دیگر دامنه‌ی مدیریت ریسک به میدان‌های جنگ محدود نمی‌شود و به دغدغه‌ی شماره‌ی یکِ نهادهای دولتی و خصوصی در کل دنیا تبدیل شده است. برای درک این اهمیت، کافی است به سال ۲۰۰۷ نگاه کنیم؛ زمانی که نشریه‌ی اکونومیست (Economist)، شرکت بیمه ائون (Aon Corporation) و شرکت مشاوره‌ی پروتیوی (Protivity)، سه پژوهش بزرگ و مستقل را روی بیش از ۳۲۰ سازمان در ۲۹ کشور مختلف انجام دادند تا نقش مدیریت ریسک را بررسی کنند.

نتیجه‌ی این پژوهش‌ها شگفت‌انگیز بود. با وجود تفاوت‌های جزئی در نحوه‌ی انجام این مطالعات، خروجی آن‌ها بسیار به هم شبیه بود. مهم‌ترین یافته‌ی مشترک این بود که عملکرد مدیریت ریسک در سطح کلانِ سازمان‌ها، به‌شدت در حال پررنگ شدن است. داده‌ها نشان دادند که بین ۳۵ تا ۶۰ درصد از این شرکت‌ها، استخدام یک مدیر ارشد ریسک را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده‌اند. همچنین، گزارش شرکت ائون تأیید کرد که در بیشتر شرکت‌های بررسی‌شده، هیئت‌مدیره شخصاً در نظارت و ارزیابی سیستم‌های مدیریت ریسکِ سازمان مشارکتِ فعال دارد.

مقدمه

مقدمه‌ای بر شکست مدیریت ریسک؛ چرا بیشتر روش‌های ارزیابی ریسک جواب نمی‌دهند؟

امروزه پیش‌بینی‌های هواشناسی بر پایه‌ی مدل‌های بسیار پیچیده و حجم انبوهی از داده‌ها انجام می‌شوند. وقتی این داده‌ها پردازش می‌شوند، می‌توان با دقت بالایی فهمید که آیا فردا برای یک پیک‌نیک در پارک مناسب است یا نه. شاید پیش خودتان بگویید که چنین پیش‌بینی‌هایی خیلی هم حیاتی نیستند؛ چون در بدترین حالت می‌توان با یک بارانی و چتر، مشکل را حل کرد.

اما ماجرا وقتی جدی می‌شود که پای بازارهای پرتلاطم در میان باشد؛ بازارهایی که شرکت‌های چند میلیارد دلاری در آن‌ها رقابت می‌کنند. یا وقتی که در پژوهش‌های علمی می‌خواهیم احتمال وقوع فاجعه‌ای مثل زلزله یا سونامی را محاسبه کنیم. در این شرایط، مدیریت ریسک دیگر یک گزینه‌ی دلخواه نیست، بلکه مسئله‌ی مرگ و زندگی است. در عصر پرشتاب امروز، ضرورت درک این مفهوم بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

واقعیت این است که گرچه ابزارها و روش‌های مختلفی برای ارزیابی و کنترل ریسک‌ها به کار گرفته می‌شوند، اما بسیاری از آن‌ها ضعف‌های بنیادینی دارند. خبر خوب این است که برای برطرف کردن این ضعف‌ها راهکارهای علمی و اثبات‌شده‌ای وجود دارد که در این خلاصه از کتاب شکست مدیریت ریسک، قدم‌به‌قدم به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت.

فصل 1
از 9

آشنایی با الفبای ریسک؛ تعریف خطر و مدیریت آن

احتمالاً تا امروز بارها ترکیب «مدیریت ریسک» به گوشتان خورده است. این عبارت دیگر فقط در جلسات رسمی وزارت‌خانه‌ها یا سازمان‌های بزرگ شنیده نمی‌شود، بلکه به گفت‌وگوهای روزمره‌ی ما هم راه پیدا کرده است. با وجود اینکه تعریف‌های پیچیده و متنوعی برای این مفهوم وجود دارد، بهتر است برای درک عمیق‌تر، از یک تعریف ساده و سرراست شروع کنیم.

ابتدا بیایید خود «ریسک» را تعریف کنیم. ریسک در ساده‌ترین بیان، از دو بخش تشکیل می‌شود: احتمال وقوع یک رویداد نامطلوب و شدت آسیبی که آن رویداد به همراه دارد. به زبان ریاضی و علمی، ریسک همان ضرب احتمال در شدتِ یک اثر منفی است. اما هر کدام از این دو چه چیزی را می‌سنجند؟

مفهومِ احتمال، شانس رخ دادن یک اتفاق را برآورد می‌کند؛ مثلاً اینکه چقدر احتمال دارد صاعقه به سقف خانه‌ی شما برخورد کند. از طرف دیگر، شدت یک حادثه به میزان خسارت‌های جانی یا مالی آن اشاره دارد و با روش‌های گوناگونی سنجیده می‌شود. البته باید در نظر داشت که این رویداد نامطلوب می‌تواند هر اتفاق ناخوشایندی باشد؛ از یک بلای طبیعی ویرانگر گرفته تا تنش‌ها و بی‌ثباتی‌های سیاسی در یک کشور.

حالا که تصویر روشنی از ریسک پیدا کردید، وقت آن است که به سراغ «مدیریت ریسک» برویم. مدیریت ریسک یعنی استفاده‌ی هوشمندانه و بهینه از منابع موجود برای کم کردن سایه‌ی تهدیدها. در واقع، مدیریت فرآیندی است که در آن تمام منابع برای رسیدن به یک هدف مشخص، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و هدایت می‌شوند. بنابراین، مدیریت ریسک یعنی امکاناتمان را طوری به کار بگیریم که در مسیر رسیدن به اهدافمان، کمترین آسیب را ببینیم.

برای رسیدن به این مقصود، مدیران ریسک همیشه تلاش می‌کنند تا شانس بروز خطرات را در مسیر موفقیت پایین بیاورند. مدیریت ریسک نیز، درست مانند دیگر وظایف مدیریتی، فرآیندی است که در آن منابع محدودی مثل پول و زمان با دقت و ظرافت مصرف می‌شوند تا اهداف نهایی سازمان محقق شوند. حالا با درک این مفاهیم پایه، در بخش‌های بعدی به سراغ تاریخچه و کاربردهای امروزی آن می‌رویم.

فصل 2
از 9

از قلعه‌های پادشاهان تا هیئت‌مدیره‌های مدرن؛ سیر تکامل مدیریت ریسک

ردپای مدیریت ریسک سازمانی را می‌توان در دل تاریخ و در تصمیمات پادشاهان برای دفاع از شهرهایشان پیدا کرد. برای آن‌ها، ذخیره کردن آذوقه برای روزهای سخت، اولین و مهم‌ترین شکل مدیریت خطر بود. اما از آن روزها تا به حال، این مفهوم دگرگونی‌های شگفت‌انگیزی را پشت سر گذاشته است. با ورود به عصر دیجیتال و ظهور رایانه‌ها، این حوزه پیشرفت فوق‌العاده‌ای کرد. البته حتی پیش از رایانه‌ها، در دهه‌ی ۱۹۴۰ میلادی، خطرات ناشی از انرژی هسته‌ای و حفاری‌های نفتی به انسان‌ها ثابت کرد که برای مقابله با خطرات، به روش‌های بسیار پیچیده‌تری نیاز دارند. همین روند باعث شده که امروز، بیشتر سازمان‌ها با هر نوع فعالیتی، متوجه اهمیت حیاتی مدیریت ریسک باشند.

اما چه شد که مدیریت ریسک به چنین جایگاه مهمی رسید؟

یکی از نقاط عطف بزرگ در تاریخِ این علم، استفاده‌ی گسترده از تحلیل‌های کمّی در دل جنگ جهانی دوم و جنگ سرد بود. در آن دوران، گروهی از متخصصان که بیشترشان مهندس و اقتصاددان بودند، با کمک آمار و ریاضیات پیشرفته تلاش کردند تا عواملی مانند قدرت تولید کارخانه‌های اسلحه‌سازی دشمن و شانس وقوع حملات نظامی را به‌دقت محاسبه کنند.

امروزه دیگر دامنه‌ی مدیریت ریسک به میدان‌های جنگ محدود نمی‌شود و به دغدغه‌ی شماره‌ی یکِ نهادهای دولتی و خصوصی در کل دنیا تبدیل شده است. برای درک این اهمیت، کافی است به سال ۲۰۰۷ نگاه کنیم؛ زمانی که نشریه‌ی اکونومیست (Economist)، شرکت بیمه ائون (Aon Corporation) و شرکت مشاوره‌ی پروتیوی (Protivity)، سه پژوهش بزرگ و مستقل را روی بیش از ۳۲۰ سازمان در ۲۹ کشور مختلف انجام دادند تا نقش مدیریت ریسک را بررسی کنند.

نتیجه‌ی این پژوهش‌ها شگفت‌انگیز بود. با وجود تفاوت‌های جزئی در نحوه‌ی انجام این مطالعات، خروجی آن‌ها بسیار به هم شبیه بود. مهم‌ترین یافته‌ی مشترک این بود که عملکرد مدیریت ریسک در سطح کلانِ سازمان‌ها، به‌شدت در حال پررنگ شدن است. داده‌ها نشان دادند که بین ۳۵ تا ۶۰ درصد از این شرکت‌ها، استخدام یک مدیر ارشد ریسک را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده‌اند. همچنین، گزارش شرکت ائون تأیید کرد که در بیشتر شرکت‌های بررسی‌شده، هیئت‌مدیره شخصاً در نظارت و ارزیابی سیستم‌های مدیریت ریسکِ سازمان مشارکتِ فعال دارد.

همین حالا اشتراک پرو رو فعال کن و به تمام خلاصه کتاب‌های عصاره دسترسی نامحدود داشته باش!

%100 تخفیف هدیه برای همدردی با مردم ایران با کد IRAN100
3 |

تله‌ی کلمات و خطای سیستم‌ها؛ چرا روش‌های رایج ارزیابی ریسک ناکارآمدند؟

4 |

توهم تخصص؛ چرا نمی‌توان چشم‌بسته به نظر کارشناسان اعتماد کرد؟

5 |

معجزه‌ی کالیبراسیون؛ چگونه ذهن کارشناسان را برای پیش‌بینی دقیق‌تر تنظیم کنیم؟

6 |

شبیه‌سازی مونت کارلو؛ سفر به دل سناریوهای آینده برای محاسبه‌ی دقیق ریسک

7 |

دور زدن بن‌بست اطلاعات؛ چطور بدون داده‌های کامل، خطرات را پیش‌بینی کنیم؟

8 |

سنجش ارزش اطلاعات؛ آیا انجام تحلیل ریسک از نظر اقتصادی منطقی است؟

9 |

شکستن سیلوهای سازمانی؛ چرا مدیریت ریسک نیازمند یک نگاه همه‌جانبه است؟

پیام کلیدی کتاب شکست مدیریت ریسک

خلاصه کتاب‌های مشابه

اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر شین پریش، ریانون بوبین
رایگان
اثر استیون لویت، استفان دابنر
رایگان
اثر بنجامین گراهام
اثر کارول دوک

جدیدترین خلاصه کتاب‌ها

رایگان
اثر اندرو راس سورکین
رایگان
اثر جی کنراد لوینسون
اثر هانس رزلینگ، اولا روزلینگ و آنا روزلینگ رونلاند
اثر بیل جورج، پیتر سیمز
اثر کارول دوک