نخستین واژهای که با شنیدن نام «بازاریابی» در ذهنتان نقش میبندد چیست؟ برای بیشتر آدمها، این کلمه بلافاصله تصویر «تبلیغات» را تداعی میکند. حقیقت این است که در سالهای گذشته، این دو مفهوم آنقدر به هم گره خورده بودند که امروز تقریباً یکی در نظر گرفته میشوند.
اما واقعیت بازار امروز چیز دیگری است. برای بسیاری از کسبوکارها، تبلیغاتِ صرف دیگر هیچ معجزهای نمیکند، یا در بهترین حالت تنها یک مسیر فرعی و نهچندان مطمئن برای رسیدن به موفقیت است. در روزگاری که توجه آدمها ارزشمندترین دارایی است، ما بیشتر از هر زمان دیگری به درک عمیقتری از بازاریابی نیاز داریم؛ رویکردی که پایش را از تبلیغات سطحی فراتر بگذارد و با نگاهی فلسفیتر و انسانیتر به ارتباط با مخاطب بپردازد.
