در سال ۲۰۰۶، ال گور (Al Gore) برای ساخت مستندی تکاندهنده دربارهی تغییرات آبوهوایی و پیامدهای ویرانگر آن، موفق به دریافت جایزه شد. او از آن زمان تا به امروز، بیوقفه در تلاش است تا دولتها، شرکتهای بزرگ و مردم عادی را برای محافظت از کرهی زمین بیدار و متقاعد کند. اما با وجود گذشت ۱۵ سال از این تلاشها، نتایج چندان درخشان و امیدبخش نبوده است.
آمارها نشان میدهد که تا سال ۲۰۱۸، تنها ۵۹ درصد از مردم آمریکا تغییرات اقلیمی را یک بحرانِ جدی میپنداشتند و شگفتانگیزتر آنکه، ۱۶ درصد از آنها اصلاً روحشان هم از وجود چنین مشکلی خبر نداشت! این ناکامیِ فعالان محیطزیست در همراه کردنِ افکار عمومی، حاملِ یک پیام بزرگ است: وقتی رویکردِ شما در انتقال یک پیام صفر و صدی و «سیاه و سفید» باشد، تمایل مردم برای تجدیدنظر در افکارشان به حداقل میرسد.
فعالانی همچون ال گور، مسئلهی تغییرات آبوهوایی را بهگونهای در بوق و کرنا میکنند که گویی در این دنیا تنها دو جبهه وجود دارد و مردم چارهای ندارند جز اینکه یکی از این دو سمت را انتخاب کنند: در یک سو لشکر «دانشمندان» ایستادهاند و در سوی دیگر، گروه «انکارکنندگانِ خطراتِ تغییرات آبوهوایی». اما تجربه ثابت کرده است که برای تغییر دادن ذهنیت تودهها، این قاببندیِ سیاه و سفید جواب نمیدهد. با این روش، شما در تلهی تفکر صفر و صدی گرفتار میشوید؛ درحالیکه واقعیت این است که در مواجهه با هر پدیدهای، طیفِ بسیار گسترده و متنوعی از دیدگاهها وجود دارد.
حقیقت این است که اکثر انسانها دیدگاهِ قاطع و صفر و صدی دربارهی خطرات اقلیمی ندارند. افکار مردم روی یک طیفِ وسیع پخش شده است؛ از کسانی که بهشدت نگران و مضطرباند، تا کسانی که در بیتفاوتیِ مطلق به سر میبرند. اما وقتی فعالانِ این حوزه، فضا را به صحنهی نبردِ «دانشمندان» در برابر «انکارکنندگان» تبدیل میکنند، عملاً مردم را در منگنهی انتخابِ یک جبههی خاص قرار میدهند.
درسِ مهم این اتفاق آن است که اگر قصد دارید کسی را به بازنگری در عقایدش سوق دهید، بدترین کار ممکن این است که مستقیماً به او بگویید «تو اشتباه میکنی». درعوض، هنرِ شما باید این باشد که به او نشان دهید میانِ این دو قطب، نظرات و گزینههای متنوعِ دیگری هم برای انتخاب وجود دارد. این رویکرد، سپرِ دفاعیِ افراد را پایین میآورد و آنها را تشویق میکند تا بهجای درگیر شدن با جنبههای احساسی و جبههگیریهای غیرمنطقی، روی واقعیتِ خودِ مسئله تمرکز کنند.
شاید نگران باشید که با به رسمیت شناختنِ دیدگاههای مختلف و نشان دادنِ عدم قطعیت، فردی ضعیف و بیثبات به نظر برسید. اما جای نگرانی نیست؛ مطالعاتِ متعدد و معتبر ثابت کردهاند که وقتی افراد در استدلالهای خود، میزانی از شک و تردید را ابراز میکنند، در نگاهِ دیگران نهتنها ضعیف نمیشوند، بلکه بسیار منطقیتر و قابلاعتمادتر به چشم میآیند.
