بسیاری از افراد بخشنده به کمک مهربانی و سخاوتشان مسیر موفقیت را طی میکنند. اما متأسفانه داستان همیشه هم ختم به خیر نمیشود. گروهی از این افراد آنقدر برای راضی نگهداشتن دیگران به آب و آتش میزنند که در نهایت چیزی جز خستگی مفرط برای خودشان باقی نمیماند.
برای فرار از این فرسودگی، یک شخصیت بخشنده باید یاد بگیرد که چطور انرژیاش را هوشمندانه مدیریت کند و در برابر کسانی که قصد سوءاستفاده از سخاوت او را دارند، واکنش درستی نشان دهد.
یکی از بهترین پادزهرها برای درمان فرسودگی شغلی، اتفاقاً خودِ پدیدهی «کمک کردن به دیگران» است. وقتی ما میبینیم که کمکمان چه تأثیر مثبت و روشنی روی زندگی بقیه گذاشته است، موجی از شادی را تجربه میکنیم و خطر فرسودگی شغلی در ما بهشدت پایین میآید.
«کانری کالاهان» (Conrey Callahan)، معلمی بود که به خاطر اضافهکاریهای سنگین، دچار فرسودگی شغلی شدیدی شده بود. او در همین شرایط تصمیم گرفت یک برنامهی آموزش مربیگری (mentoring) راهاندازی کند. در نگاه اول، این تصمیم کاملاً غیرمنطقی به نظر میرسید، چون فقط قرار بود ساعتهای کاری او را بیشتر کند! اما در نهایت، این برنامه باعث شد او در مسیر آمادهسازی شاگردان برای ورود به کالج، ارتباط بسیار نزدیکی با آنها پیدا کند. دیدنِ موفقیتها و پیشرفت کارآموزان، حس فوقالعادهای به او داد و توانست از طریق همین مربیگری و تدریس، فرسودگی شغلیاش را از بین ببرد.
اما دردسر بخشندگان فقط فرسودگی نیست. گاهی شخصیتهای گیرنده از این سخاوت سوءاستفاده میکنند؛ در چنین شرایطی بخشندگان احساس میکنند تبدیل به ابزاری برای دیگران شدهاند یا به اصطلاح تبدیل به «پادری» شدهاند که همه از رویش رد میشوند.
برای جلوگیری از این فاجعه، یک شخصیت بخشنده باید استراتژیِ دقیقی داشته باشد تا بتواند تعادلی بین «بخشیدن» و «سوءاستفاده شدن» ایجاد کند. او باید راهی پیدا کند که هم ذات بخشندهاش را زنده نگه دارد و هم حصاری امن به دور خودش بکشد.
در چنین شرایطی، تکنیکِ «این به آن درِ سخاوتمندانه» بهترین راهحل است. شعار این روش این است: «هرگز یک کارِ خوب را فراموش نکن، اما گاهی از یک کارِ بد چشمپوشی کن.»
در عمل، این یعنی وقتی یک شخص بخشنده در مقابل یک شخص گیرنده قرار میگیرد، باید بیشترِ اوقات رفتار خودش را با رفتارِ آن شخص (یعنی رویکرد گیرندگی) تطبیق دهد تا از خودش محافظت کند؛ اما گاهبهگاه با یک بخشش غافلگیرکننده، روحیهی سخاوتمندش را به فرد گیرنده یادآوری کند. این ترفند هوشمندانه، هم حسِ کنترلِ بخشندگان را روی اوضاع بالا میبرد و هم میتواند رفتارهای مثبت را در افراد گیرنده تقویت کند.
