معمولاً وقتی قرار است کسی نقش مربی یا منتور را بر عهده بگیرد، از همان ابتدا دنبال شاگردانی میگردد که استعداد درخشانی داشته باشند تا مطمئن شود وقت و انرژیاش را جای درستی سرمایهگذاری میکند. اما رویکرد افراد بخشنده در چنین شرایطی کاملاً متفاوت است. آنها منتظر نمیمانند تا کسی تواناییاش را به آنها ثابت کند؛ بلکه از همان ابتدا بذر موفقیت را در وجود همهی آدمها میبینند. آنها برای تمامی شاگردانشان بهطور مساوی زمان و انرژی صرف میکنند و حامیِ همهی آنها هستند. به دلیل همین حمایتهای بیدریغ در گامهای اول، شاگردانِ آنها معمولاً به موفقیتهای بزرگی دست پیدا میکنند و جالب اینجاست که همین موفقیت شاگردان، در نهایت باعث خوشنامی و اعتبارِ خود مربی میشود.
یکی از این مربیان، «استیو اینمن»، مدیر نامآشنای بسکتبال در NBA است. او به بازیکنی به نام «کلاید درکسلر» (Clyde Drexler) که تا پیش از آن نادیده گرفته میشد، فرصتی دوباره داد. کلاید پس از این حمایت، به موفقیتهای خیرهکنندهای دست یافت؛ ده مدال طلا و المپیک کسب کرد و نامش در تالار مشاهیر بسکتبال جاودانه شد. اینمن به خاطر همین تواناییاش در کشف بازیکنان کمترشناختهشده و حمایتِ تمامقد از آنها، در دنیای ورزش عمیقاً مورد احترام است.
نمونهی درخشان دیگر، «سی. جی. اسکندر» (C. J. Skender)، استاد رشتهی حسابداری است. راز موفقیت اسکندر در حمایتِ بیقیدوشرط او از دانشجویانش پنهان است. او در معنای واقعی کلمه پشتیبان آنهاست. مثلاً وقتی دانشجویانش در آزمون حسابداری بینالمللی شرکت میکردند، او برای تکتک آنها نامه مینوشت و تبریک میگفت؛ فرقی هم نمیکرد دانشجو در آزمون قبول شده باشد یا نه.
اما نتیجهی این تلاشها و دلگرمیهای اسکندر چه بود؟
تا امروز بیش از ۴۰ نفر از شاگردان او موفق به کسب مدال در آزمون CPA شدهاند. حتی یکی از دانشجویان قدیمی او به نام «رجی لاو» توانست به مقام دستیار شخصی «باراک اوباما» برسد.
بنابراین، شخصیت بخشنده با دیدنِ پتانسیلهای پنهان در وجود انسانها، بستری حاصلخیز برای رشد آنها فراهم میکند و این رویکرد، در نهایت به موفقیتِ خودِ فردِ بخشنده نیز میانجامد.
