تا اینجا یاد گرفتیم که چطور با محرکهای درونی مبارزه کنیم تا بیشترین بهرهوری را در زندگی روزمره داشته باشیم. اکنون نوبت آن است که ببینیم چگونه میتوانیم بسیاری از محرکهای بیرونی را در دنیای اطرافمان مدیریت کنیم. میخواهیم درست شبیه برنامهنویسانی که یک نرمافزار را هک میکنند، کدهای حواسپرتی را بشکنیم و آنها را به نفع خودمان بازنویسی کنیم.
روش کار بهطور عجیبی ساده است. در دههی ۱۹۸۰ میلادی، کشورها قوانین سختگیرانهی جدیدی در صنعت هواپیمایی وضع کردند تا از حواسپرتی خلبانها، خدمهی کابین و سایر کارکنان در حین برخاستن و فرود (یعنی خطرناکترین مراحل پرواز) جلوگیری شود.
شما هم میتوانید دقیقاً مشابه این مقررات را در محل کارتان اجرا کنید. همانطور که یک پرواز لحظات حساسی دارد، بخشهایی از روز کاریِ شما هم از بقیهی ساعات مهمترند. در این زمانهای کلیدی، باید کاملاً روی کارتان متمرکز باشید و به عبارت دیگر، نباید هیچگونه حواسپرتی داشته باشید.
برای اجرای این ایده، میتوانید با قرار دادن یک نشانه (مثل یک کارت رنگی) روی میز کارتان، وضعیت فعلی خود را برای اطرافیانتان قابلمشاهده کنید. به همکارانتان دربارهی معنای این نماد توضیح دهید و از آنها بخواهید با رعایت حریم شما، از پرت نشدن حواستان حمایت کنند! نکتهی کلیدیِ این روش، مشخص کردنِ وضعیت فعلیتان برای دیگران است.
یکی دیگر از منابع رایجِ حواسپرتی، ایمیل است. امروزه یک کارمند اداری بهطور متوسط روزانه حدود ۱۰۰ پیام جداگانه دریافت میکند. ایمیلها بهطور باورنکردنی عادتساز هستند، چراکه چیزی به نام «پاداشهای متغیر یا شگفتانگیز» به ما ارائه میدهند. چون هرگز نمیدانید چه چیزی در صندوق ورودی شما نشان داده خواهد شد، کنجکاو میشوید که تکتک آنها را ببینید.
یک راهکار مؤثر برای ترک این عادت، مرتب کردن و دستهبندی ایمیلها به دو بخش مجزاست. نویسندهی کتاب روش جالبی برای این کار دارد: او ایمیلهایی را که نیاز به پاسخ فوری در همان روز دارند، در پوشهای با علامت «امروز» قرار میدهد. ایمیلهایی را هم که میشود در روزهای دیگر جواب داد، به پوشهی دوم منتقل میکند. او هر روز فقط به سراغ پوشهی اول میرود و تنها هفتهای یکبار پوشهی دوم را بررسی میکند.
نتیجهی این کار بینظیر است: هر روز ایمیلهای بسیار کمتری توجه شما را به خود جلب میکنند!
