نظریه و عمل دو مقولهی کاملاً متفاوت هستند. شما یاد میگیرید که چه کاری باید انجام دهید، اما انجام دادن آن تفاوت چشمگیری با دانستنش دارد. در این بخش میخواهیم چند راه را بررسی کنیم که به کمک آنها میتوانید نکتههای این کتاب را به یک عادت همیشگی در مربیگری تبدیل کنید و برای همیشه به آنها پایبند بمانید.
تغییر رفتار اصلاً کار آسانی نیست. جالب است بدانید طبق مطالعهای در دانشگاه دوک (Duke University)، ۴۵ درصد از رفتار روزمرهی یک فرد، صرفاً از روی عادت انجام میشود. و طبیعتاً وقتی دیگر حتی به انجام یک عادت فکر هم نمیکنید، تغییر دادن آن بسیار سخت است!
بنابراین، برای ایجاد عادتهای جدید، چارهای ندارید جز اینکه تئوری را به عمل تبدیل کنید.
در سالهای اخیر، دانشمندان علوم اعصاب و اقتصاددانان رفتاری، در مورد چگونگی ایجاد و حفظ عادتها در انسانها، به نتایج روشنی رسیدهاند. برای شکلگیری و تثبیت یک عادت، باید پنج اتفاق در کنار هم بیفتد: علت، محرک، عادت کوچک، تمرین و برنامهی عملی.
بیایید این پنج مرحله را مرور کنیم. «علت»، همان دلیلی است که به خاطر آن میخواهید رفتار فعلی را تغییر دهید؛ مانند تصمیم برای دوری از نصیحت کردن، زیرا این کار نشانهی یک مربیگری ضعیف است. وقتی میدانید هدف از تغییر چیست، باید «محرک» خود را مشخص کنید؛ یعنی دقیقاً همان لحظاتی که شما را به نصیحت کردن تشویق و وسوسه میکنند. وقتی محرک خود را بشناسید، برای مقابله با آن کاملاً آماده خواهید بود.
«عادتهای کوچک» شما در واقع همان هفت سؤال مربیگری هستند که در خلاصهی کتاب راه و رسم مربیگری با آنها آشنا شدید. آنها را تا حد امکان تمرین کنید. این همان «تمرین» شماست!
در پایان، یک «برنامهی عملی» مشخص کنید تا زمانی که اشتباه میکنید، بتوانید به آن برگردید. اشتباه کردن برای همه پیش میآید؛ بنابراین فقط باید بفهمید که چگونه میتوان دوباره به مسیر اصلی برگشت.
نکتهی کلیدی این است که برنامهی عملی خود را حتماً بنویسید. برنامهی شما شاید جملهای شبیه به این باشد: «دفعهی بعد که جان در راهرو با یک سؤال به سراغ من آمد، بهجای نصیحت کردنش، یک سؤال مربیگری از او خواهم پرسید!»
هنگامی که موفق شوید تئوری را به عمل تبدیل کنید، یک راه و رسم مربیگری بسیار قوی و اثربخش در خود ایجاد خواهید کرد که تا پایان عمر با شما خواهد ماند. موفق باشید و مربیگری شادی داشته باشید!
