فصل 3
از 6

کشف نیازهای پنهان؛ هنر درک خواسته‌های واقعی

همان‌طور که گاهی در محل کار نمی‌دانیم دقیقاً باید چه کاری انجام دهیم، برای یک کارمند هم پیش می‌آید که اصلاً نداند چرا دارد با شما صحبت می‌کند. در چنین شرایط مبهمی، چگونه می‌توانید نقش مربی او را ایفا کنید؟

یک مربی کاربلد به‌خوبی می‌داند که چطور باید نیازهای کارمند را در هر موقعیت خاصی شناسایی کند. رفتار انسان‌ها همیشه ریشه در خواسته‌ها و نیازهایشان دارد. به همین دلیل، وقتی حس می‌کنید گفت‌وگو به بن‌بست رسیده است، باید دست به دامن «سوال اساسی» شوید.

برای رسیدن به هسته‌ی مرکزی موضوع، از سوال اساسی استفاده کنید و بپرسید: «چه می‌خواهی؟»

دانشمندان بر این باورند که موتور محرک رفتار انسان‌ها، نُه خواست و نیاز بنیادین است: محبت، خلق کردن، تفریح، آزادی، هویت، فهمیدن، مشارکت، محافظت و امرار معاش. طرح سوال اساسی به شما کمک می‌کند تا به شکلی دقیق متوجه شوید کدام‌یک از این نیازها، در حال حاضر دغدغه‌ی اصلی و انگیزه‌بخش کارمند شماست.

آیا کارمندتان غیرمستقیم می‌خواهد بگوید که نیاز دارد امروز زودتر به خانه برود؟ آیا تمایل دارد در یک پروژه‌ی خاص مشارکت بیشتری داشته باشد؟ یا شاید برای پردازش و آزمون یک ایده‌ی جدید، به آزادی عمل بیشتری نیاز دارد؟

ابزار حیاتی دیگری که در فرایند شفاف‌سازی خواسته‌ها به کارتان می‌آید، «سؤال دم‌دستی» است. وقتی کارمندتان روبه‌روی شما نشسته و کاری جز شکایت کردن از شرایط موجود انجام نمی‌دهد، از او بپرسید: «چگونه می‌توانم به تو کمک کنم؟»

سؤال دم‌دستی، یک نقطه‌ی عطف مثبت در فرایند مربیگری ایجاد می‌کند. با طرح این پرسش، می‌توانید متوجه شوید که آیا کارمند واقعاً از شما درخواستی دارد، یا صرفاً نیاز داشته با درددل کردن خودش را تخلیه کند. افزون بر این، این سؤال با وادار کردن کارمند به بیان اصل مطلب، فضای گفت‌وگو را کاملاً شفاف می‌کند. مستقیم و بی‌پرده بودنِ این پرسش باعث می‌شود احترام کارمندتان را نیز جلب کنید.

وقتی سوال دم‌دستی را می‌پرسید، در واقع به کارمند خود ثابت می‌کنید که دغدغه‌ها و خواسته‌های او برایتان مهم است. همین درک عمیق از نیازهای تیم، شما را از خیل عظیم مدیرانی که به این ظرافت‌ها توجهی ندارند، متمایز می‌کند.