آیا تا به حال سر کار احساس کردهاید که مشغولِ انجام هیچ کارِ واقعاً معنادار و تاثیرگذاری نیستید؟ آیا فوقالعاده نخواهد بود اگر بتوانید در ساعات کاریتان قدمی بردارید که واقعاً به درد جامعه بخورد؟ امروزه شرکتهای پیشرو به خوبی این نیازِ درونی کارمندان را شناسایی کردهاند و به شکل فزایندهای از نیروهایی که میخواهند از طریق کارهای داوطلبانه تغییری در جهان ایجاد کنند، حمایت میکنند.
کار داوطلبانه، بستری بینظیر برای هدایتِ مهارتها و تخصصهای کارکنان به سمت انجام کارهای عامالمنفعه و کمک به جامعه است. شرکتها به دلیل برخورداری از ساختار و منابع، در بهترین موقعیتِ ممکن قرار دارند تا زمان و امکانات لازم برای این دست کارهای ارزشمند را در اختیار نیروهای خود قرار دهند.
برای مثال، شرکت آیبیام (IBM) در سال ۲۰۱۱ یک برنامهی جامعِ داوطلبانه راهاندازی کرد و کارمندانش را تشویق کرد تا تخصص خود را در اختیار خیریهها و سازمانهایی مانند گروه پوئنتس (Grupo Puentes) یا تجارت در جامعه (Business in the Community) قرار دهند. نتیجهی این طرح حیرتانگیز بود: تنها در فاصلهی ژانویه تا ژوئن ۲۰۱۱، کارمندان آیبیام در سراسر جهان بیش از ۲.۵ میلیون ساعت خدمات داوطلبانه و تخصصی ارائه کردند.
اما در این میان، چه چیزی نصیبِ خودِ شرکتها میشود؟ کارمندانی که این فرصت را پیدا میکنند تا از تخصصشان برای گشودن گرهی از کار دیگران استفاده کنند، بهشدت باانگیزهتر میشوند. آنها در حینِ انجام کارهای داوطلبانه، در محیطهای جدید قرار میگیرند و مهارتهای نرم و ارزشمندِ تازهای یاد میگیرند که در کارهای روتینِ روزمره امکان تجربهی آنها را نداشتند. فراتر از آن، این کارمندان بیش از هر زمانِ دیگری به کارفرمای خود وفادار میشوند و با افتخارِ بیشتری از محل کارشان یاد میکنند.
دانستنِ این موضوع که شما فقط برای چرخاندن چرخِ زندگی کار نمیکنید و حضورتان برای جامعه مفید است، سطح عمیقی از رضایت شغلی را به همراه میآورد. طبیعی است که کارمندان، این حسِ خوبِ ارزشمندی را مستقیماً به نامِ کارفرمایی مینویسند که بسترِ این کار داوطلبانه را برایشان فراهم کرده است.
نمونهی جذاب دیگر، گروه لوکسوتیکا (Luxottica) است. این شرکت، تیمهایی از کارمندان خود را به کشورهای در حال توسعه اعزام میکند تا عینکهای قدیمی و اهدایی را به دستِ افراد کمبینای نیازمند برسانند. این داوطلبان باید به صورت میدانی کارِ معاینهی چشم را انجام دهند تا نمرهی دقیق چشمِ افراد مشخص شده و عینکِ مناسب به آنها تحویل داده شود. این کارمندان برای انجام این ماموریت، گاهی باید به محلهها، روستاها و فضاهای کاملاً ناآشنا و غیرمعمول سفر کنند.
گرگ هیر (Greg Hare)، مدیر بنیاد لوکسوتیکا که تحت عنوان «یک نگاه» (One Sight) فعالیت میکند، این سختیها را یک مزیت بزرگ برای توسعهی منابع انسانی میداند و میگوید: «برای آموزش کارِ تیمی، انعطافپذیری، خلاقیت و قدرتِ حفظ نگرش مثبت، چه راهی بهتر از این که آدمهای همفکر را برای یک ماموریت دوهفتهای، با هم راهیِ یک کشور در حال توسعه کنیم؟»
