جلد کتاب سرزمین‌های خونین Bloodlands
فصل 1
از 12

فاجعه‌ی مزارع اشتراکی؛ چگونه سیاست‌های استالین میلیون‌ها نفر را به کام گرسنگی کشاند؟

سال ۱۹۳۳، سالی بسیار نفس‌گیر و دشوار بود؛ مردم در سراسر جهان شغل خود را از دست می‌دادند و در سایه‌ی رکود بزرگ اقتصادی، با فقر و گرسنگی دست‌وپنج نرم می‌کردند. با این حال، زندگی برای بخش بزرگی از مردم اروپای شرقی چیزی فراتر از یک بحران اقتصادی عادی بود. در این مناطق، سیاست‌های دولتی قحطی‌های فاجعه‌باری را رقم زد که جان میلیون‌ها انسان را گرفت. درست در همین سال بود که رهبر اتحاد جماهیر شوروی، یعنی استالین، یک برنامه‌ی اقتصادی پنج‌ساله برای صنعتی‌سازی کشور (با تمرکز ویژه بر بخش کشاورزی) را که از سال ۱۹۲۸ آغاز کرده بود، به پایان رساند.

بخش مهمی از این برنامه‌ی اقتصادی، به مصادره و تجمیع مزارع اختصاص داشت. بر اساس سیاست اصلاحات ارضی، کشاورزان موظف بودند زمین‌های کوچک و شخصی خود را رها کنند و برای کار اشتراکی، به مزارع بزرگ‌تر دولتی منتقل شوند. طبیعی بود که بسیاری از کشاورزان زیر بار این قانون نروند. در واکنش به این مقاومت، دولت قوانینی تصویب کرد که مزایای قانونی چشمگیری به مزارع جمعی اختصاص می‌داد و مزارع خصوصی را محدود می‌کرد. برای مثال، مزارع جمعی برای دریافت بذر حق تقدم داشتند. این فشارهای ساختاری باعث شد کشاورزان برای زنده ماندن، عملاً چاره‌ای جز پیوستن به مزارع جمعی نداشته باشند. هدف ظاهری این تجمیع، افزایش بهره‌وری کشاورزی بود، اما وقتی کشاورزان از زمین‌های آبا و اجدادی خود جدا شدند، انگیزه‌شان برای کار به شدت افت کرد.

از سوی دیگر، ماشین‌آلات کشاورزی در این مزارعِ جمعی اغلب قدیمی و فرسوده بودند و هیچ‌کس حاضر نبود هزینه‌ی تعمیر آن‌ها را بپردازد. به این مشکلات، سرمای استخوان‌سوز زمستان ۱۹۳۱ را هم اضافه کنید. نتیجه این شد که کشاورزان نتوانستند محصول کافی تولید کنند و سایه‌ی شوم گرسنگی بر سر مردم سنگینی کرد. اما استالین که حاضر نبود شکست برنامه‌هایش را بپذیرد، همچنان بر تحقق اهداف تعیین‌شده در برنامه‌ی اقتصادی‌اش پافشاری می‌کرد و حتی تا سال ۱۹۳۲، چشم روی این واقعیت تلخ بسته بود. او دستور داد مزارعی که به سهمیه‌ی تعیین‌شده نرسیده‌اند، تمام غلات و دام‌های خود را به دولت تحویل دهند؛ دستوری که دهقانانِ گرسنه را عملاً بدون هیچ غذایی رها کرد. حتی دانه‌های بذری که کشاورزان برای کشت فصل بعد نگه داشته بودند نیز مصادره شد و این وضعیت ناپایدار را به یک بحران تمام‌عیار تبدیل کرد.

ابعاد این قحطی، به‌ویژه در اوکراین، بسیار هولناک و گسترده بود. برآوردها نشان می‌دهد که تا پایان سال ۱۹۳۳، حدود ۵.۵ میلیون نفر در سراسر اتحاد جماهیر شوروی بر اثر گرسنگی جان خود را از دست دادند که از این میان، ۳.۳ میلیون نفر از قربانیان تنها متعلق به اوکراین بودند.