جلد کتاب 12 قانون برای زندگی 12 Rules For Life
فصل 3
از 11

قانون سوم: دوستان خود را هوشمندانه و از میان آدم‌های حمایتگر انتخاب کنید

نویسنده‌ی کتاب دوستی در دوران کودکی داشت که هرگز زادگاهش، یعنی منطقه‌ی فیرویو (Fairview) در آلبرتا (Alberta) در شمال کانادا (Canada) را ترک نکرد. او ترجیح داد در همان حوالی بماند و وقت خود را با آدم‌های بی‌هدف، عاطل و باطل بگذراند.
هر بار که جردن پیترسون به خانه‌ی پدری بازمی‌گشت و به دیدار دوستش می‌رفت، با چشم خود شاهد زوال تدریجی و غم‌انگیز او بود. تمام آن شور و اشتیاق جوانی، آرام‌آرام جای خود را به کینه‌توزی و تلخی دوران پیری داده بود.

برای پیترسون کاملاً روشن بود که نشست‌وبرخاست با آن حلقه‌ی آدم‌های بی‌انگیزه، عامل اصلی درجا زدن دوستش بوده است. این تله‌ای است که هر کسی در هر کجای دنیا ممکن است در آن گرفتار شود.
این دینامیک مخرب را در محیط‌های کاری نیز می‌توان دید. وقتی یک فرد با کارایی و انگیزه‌ی پایین وارد یک تیم با عملکرد بالا می‌شود، می‌تواند پویایی کل گروه را به هم بریزد. مدیران معمولاً با این تصور خوش‌بینانه چنین کاری می‌کنند که کارمندِ ضعیف، عادت‌های مثبت را از دیگران یاد می‌گیرد؛ اما مطالعات متعدد نشان داده است که در بیشتر مواقع نتیجه کاملاً برعکس است: عادت‌های بد به‌سرعت سرایت می‌کنند و سطح عملکرد تمام اعضای تیم را پایین می‌آورند.

به همین دلیل است که قانون سوم تأکید می‌کند باید آگاهانه، اطراف خود را با دوستان حمایتگر پر کنید؛ چراکه این شکل از دوستی‌ها، کاتالیزور تغییرات مثبت در زندگی هستند.
دقت و سخت‌گیری در انتخاب دوست، یک استراتژی هوشمندانه است و هیچ ربطی به خودخواهی ندارد. دوستی‌های سالم و تشویق‌کننده، جاده‌ای دوطرفه هستند: وقتی شما به انرژی و حمایت نیاز دارید، آن‌ها پشتتان می‌ایستند و زمانی که دوستتان پس از یک شکست نیازمند کمک است تا دوباره روی پای خود بایستد، شما تکیه‌گاه او خواهید بود.

این پویایی و حمایت متقابل، موفقیت فردی را تضمین می‌کند و اگر چنین روحیه‌ای در یک تیم جریان داشته باشد، به دستاوردهای اجتماعی بزرگی ختم می‌شود.
زمانی که پیترسون، فیرویو (Fairview) را برای رفتن به کالج ترک کرد، هوشمندانه به گروهی از افراد همفکر و بلندپرواز پیوست. آن‌ها در تحصیل و خلق دستاوردهای مختلف، مانند انتشار روزنامه و اداره‌ی موفق یک اتحادیه‌ی دانشجویی، شانه‌به‌شانه‌ی هم حرکت کردند و به یکدیگر یاری رساندند.

وقتی دوستان شایسته‌ای دارید که اجازه نمی‌دهند در مرداب افکار منفی غرق شوید و صادقانه بهترین‌ها را برای شما می‌خواهند، نیروی محرکه‌ای پیدا می‌کنید که شما را از شرایط نامطلوب بیرون می‌کشد و دوباره به مسیر درست رشد بازمی‌گرداند.