اگر تجربهی عاشق شدن را داشته باشید، خوب میدانید که حسی شبیه به نشئگی دارد. و علم ثابت کرده که این احساس کاملاً واقعی است؛ شما در آن لحظات، نشئهی دوپامین هستید! در روزهای آغازین یک رابطهی عاشقانه، مغز شما مدام در حال تجزیهوتحلیل امکانات و اتفاقات هیجانانگیز این رابطهی تازه است. در این شرایط، دوپامین با تمام قوا فعال میشود و ما را در حالتی از سرخوشی و مستیِ عشق فرو میبرد. اما مشکل از جایی شروع میشود که هیچ رابطهای تا ابد «تازه» نمیماند. بهمرور که بوی تازگی از بین میرود، سطح دوپامین هم افت میکند.
هلن فیشر، انسانشناس برجسته، برآورد کرده است که آن شور و حرارتِ آتشین در ابتدای یک رابطهی عاشقانه، معمولاً چیزی بین ۱۲ تا ۱۸ ماه دوام میآورد. پس از این دوره، بسیاری از زوجها به بنبست میخورند و احساس میکنند چیزی در رابطهشان گم شده است. حق هم دارند؛ چیزی که گم شده، همان دوپامین است.
با فروکش کردن نشئهی دوپامین، برخی افراد تصمیم به جدایی میگیرند و به دنبال معشوقی تازه میروند. عدهای دیگر هم در ذهنشان به هیجانِ یک رابطهی جدید پناه میبرند و خیالپردازی میکنند؛ چرا که ذاتِ دوپامین این است که همیشه به دنبال چیزهای جدیدتر، پرزرقوبرقتر و بهتر میگردد. شواهد علمی نشان میدهد افرادی که بهطور ژنتیکی سطح فعالیت دوپامین در مغزشان بالاست، شریکهای جنسی بیشتری پیدا میکنند، احتمال خیانت در آنها بالاتر است و کمتر تن به ازدواج میدهند. البته حتی برای کسانی که سطح دوپامین نرمالی دارند، حفظ هیجان در یک رابطهی طولانیمدت و جاافتاده، کار بسیار دشواری است.
با این اوصاف، آیا باید از عشق قطع امید کرد؟ قطعاً نه! عشق شورانگیز و پرحرارت، تنها پردهی اول از نمایش عشق است. وقتی ما با شریک زندگیمان پیوندی عمیق میسازیم، وارد مرحلهی جدیدی میشویم که به آن «عشق همراهانه» میگویند. این جنس از عشق، بر پایهی قدردانیِ متقابل و توجه به حضور روزمرهی فرد مقابل شکل میگیرد. بله، عشق همراهانه هیجان و التهاب کمتری نسبت به عشق اولیه دارد، اما در عوض بسیار باثباتتر، عمیقتر و رضایتبخشتر است. نکتهی مهم این است که عشق همراهانه دیگر به دوپامین (که همیشه نگاهش به آینده است) وابستگی ندارد؛ بلکه توسط گروه دیگری از مواد شیمیایی مغز مدیریت میشود.
نویسندگان کتاب، این گروه را «مواد حال و اکنون» یا به اختصار H&N مینامند. نام بسیاری از آنها برایتان آشناست: موادی مانند سروتونین، اندورفین، اکسیتوسین و اندوکانابینوئیدها. کار این مواد این است که به ما کمک کنند از لحظهی «حال» لذت ببریم. مثلاً وقتی رابطهی جنسی برقرار میکنید، غذای لذیذی میخورید یا از تماشای یک غروب زیبا شگفتزده میشوید، این مواد در مغزتان فعال میشوند. جالب است بدانید مدارهای مغزی تولیدکنندهی H&N معمولاً با مدارهای تولید دوپامین در رقابتاند و حتی میتوانند اثر آنها را خنثی کنند. به عنوان مثال، وقتی در یک رابطهی پایدار و بلندمدت قرار دارید، مغزتان دوپامین کمتری ترشح میکند، اما در عوض اکسیتوسین بیشتری آزاد میکند تا حس دلبستگی تقویت شود. در نقطهی مقابل، وقتی دیوانهوار و آتشین عاشق میشوید، سطح سروتونین مغزتان به زیر حد معمول سقوط میکند.
