آدمها معمولاً تمایل دارند حرفهایشان را بیش از حد پیچیده کنند. جالب اینجاست که هر چقدر در یک زمینهی خاص تخصص بیشتری پیدا میکنیم، بیشتر وسوسه میشویم که با اصطلاحات ثقیل و نامفهوم صحبت کنیم. دلیل اصلی این مشکل آن است که خیلی از ما تواناییِ قرار دادنِ خودمان در جایگاه شنونده را از دست میدهیم و فراموش میکنیم از خود بپرسیم: «دیگران حرف من را دقیقاً چگونه میشنوند؟»
برای اثبات این موضوع، یک آزمایش روانشناسی بسیار مشهور وجود دارد. در این آزمایش، از یک نفر (بهعنوان ضربهزننده) خواستند تا ریتم یک آهنگ آشنا مثل «جینگل بلز» را با انگشت روی میز بنوازد. فرد دیگری (بهعنوان شنونده) باید با گوش دادن به صدای این ضربهها، نام آهنگ را حدس میزد. نکتهی پنهان ماجرا اینجا بود: فردی که روی میز ضربه میزد، ملودی آهنگ را در سرش میشنید و همراه با آن ضربه میزد؛ اما شنونده هیچ ملودیای نمیشنید و فقط صدای خشک تقتقِ انگشتان را میگرفت. نتیجهی آزمایش شگفتانگیز بود: ضربهزنندهها پیشبینی میکردند که شنوندهها در پنجاه درصد مواقع بتوانند آهنگ را درست حدس بزنند؛ اما در واقعیت، این عدد تنها دو و نیم درصد بود! مشکل اصلی این است که ما خیلی وقتها فراموش میکنیم دیگران به اندازهی ما روی موضوع تسلط ندارند؛ چه آن موضوع یک آهنگِ در حال پخش در ذهن باشد، چه یک ایدهی پیچیدهی کاری.
این آفت در گفتوگوهای روزمره هم بهوفور دیده میشود. استفاده از کلمات کلی و مبهم، دقیقاً به همان اندازهی ضربه زدن روی میز برای انتقال آهنگ، بیاثر و ناکارآمد است. اگر میخواهیم پیاممان بهدرستی فهمیده شود، چارهای نداریم جز اینکه از واژههایی استفاده کنیم که روشن، ملموس و برای همهی افراد قابلدرک باشند. همچنین، آوردن مثالهای واقعی یا تصویرسازیِ شفاف، پیام را درخشانتر میکند. مفاهیمی که ملموس و عینی باشند، نهتنها راحتتر هضم میشوند، بلکه خیلی بیشتر در حافظه میمانند. ساده و روشن حرف زدن به این معناست که وقتی داریم دربارهی انسانها یا اتفاقات واقعی صحبت میکنیم، کلمات خشک و تخصصی را کنار بگذاریم.
بهعنوان مثال، بهجای اینکه بگویید: «کارمند بخش فروشِ ما، خدمات مشتریان فوقالعادهای ارائه داد»، خیلی روشن بگویید: «کارمند ما به مشتریای که پیراهن را از یک مغازهی دیگر خریده بود، با خوشرویی کمک کرد و پولش را پس داد.» هر چقدر یک ایده ملموستر و زمینیتر بیان شود، شانس بیشتری برای زنده ماندن در ذهن و چرخیدن بین مردم خواهد داشت.
