آیا وقتی قرار است تصمیم مهمی بگیرید، به شهود و حس درونی خود اعتماد میکنید؟ اگر جوابتان مثبت است، چند نکتهی بسیار مهم وجود دارد که باید دربارهی عملکرد ذهنتان بدانید.
نخستین نکته این است که شما احتمالاً خیلی بیشتر از آن چیزی که خودتان تصور میکنید، از شهودتان فرمان میگیرید. حتی در لحظاتی که فکر میکنید همهچیز را با منطق سبکوسنگین کردهاید و دلیل محکمی برای انتخابتان دارید، به احتمال بسیار زیاد در حال فریب دادن خودتان هستید؛ شما در واقعیت فقط دارید آن احساس اولیه و درونیتان را با کلمات منطقی توجیه میکنید.
نکتهی دوم این است که قضاوتهای شهودی شما، خیلی اوقات میتوانند نتایج درخشانتری نسبت به تحلیلهای طولانی و عمیق به همراه داشته باشند. دلیلش ساده است: شهود شما توانایی این را دارد که از میان کوهی از اطلاعات بیفایده و نامربوط عبور کند و مستقیماً روی عوامل اصلی و حیاتی دست بگذارد. اما روی تاریک ماجرا اینجاست که همین شهودِ قدرتمند، بهشدت تحت تأثیر عوامل ناخودآگاهی مثل پیشداوریها و تعصبات قرار دارد؛ عواملی که بهراحتی میتوانند شما را به بیراهه بکشانند.
در نهایت، کلید تصمیمگیریهای درست در زندگی این است که بدانید دقیقاً چه زمانی باید به صدای درونی خود گوش دهید و چه زمانی باید آن را کاملاً نادیده بگیرید. پس هرگز به قضاوتهای شهودی خود بیاعتماد نباشید؛ چرا که این تصمیمهای لحظهای، اغلب اوقات میتوانند بسیار پختهتر و کارآمدتر از قضاوتهای آگاهانه و زمانبر شما عمل کنند.
