فصل 6
از 7

پاداش‌های فوری: راز پایبندی به تغییرات رفتار

اکنون که به انتهای مسیر درک عادت‌ها نزدیک می‌شویم، باید از آخرین و مهم‌ترین قانونِ تغییر رفتار پرده برداریم. برای درک این قانون، بیایید به سراغ یک داستان واقعی و شگفت‌انگیز برویم؛ داستان یک پژوهشگر برجسته‌ی حوزه‌ی بهداشت عمومی به نام استفان لوبی.

در دهه‌ی ۱۹۹۰، استفان لوبی در یکی از محله‌های فقیرنشین کراچی در پاکستان مشغول به کار بود و دستاوردهای بی‌نظیری خلق کرد. او موفق شد آمار ابتلا به اسهال را در میان کودکان محلی ۵۲ درصد کاهش دهد، میزان ابتلا به ذات‌الریه را ۴۸ درصد پایین بیاورد و عفونت‌های پوستی را تا ۳۵ درصد کم کند.
اما راز این موفقیت خیره‌کننده چه بود؟ یک صابون خوش‌بو و باکیفیت! بله، تمام این دستاوردهای بزرگ بهداشتی، مدیون یک صابون خوب بود.
لوبی به‌خوبی می‌دانست که شستن دست‌ها برای پیشگیری از بیماری‌ها حیاتی است. جالب اینجاست که مردم محلی هم این موضوع را می‌دانستند، اما دانشِ آن‌ها هرگز به رفتار عملی و عادت تبدیل نمی‌شد. تحول زمانی اتفاق افتاد که لوبی با شرکت Proctor and Gamble وارد همکاری شد تا یک صابون درجه‌یک و عالی را به‌صورت رایگان در آن منطقه توزیع کند. با ورود این صابون‌های جدید، شستن دست‌ها ناگهان به یک تجربه‌ی عمیقاً رضایت‌بخش تبدیل شد. صابون‌ها به‌راحتی کف می‌کردند و عطر بسیار دل‌انگیزی داشتند. در مدت کوتاهی، همه شروع به شستن دست‌هایشان کردند، چرا که این کار حالا برایشان حس خوشایندی به همراه داشت.

داستان استفان لوبی، تجلی آخرین قانون تغییر رفتار است: عادت‌ها باید رضایت‌بخش باشند.
البته رضایت‌بخش کردن کارهای مفید، همیشه کار آسانی نیست. ما در دنیای مدرنی زندگی می‌کنیم که نتایج کارهایمان اغلب با تأخیر همراه است. شما امروز تمام وقت در اداره کار می‌کنید، اما حقوقتان را در پایان ماه دریافت می‌کنید. صبح زود بیدار می‌شوید و به باشگاه می‌روید، اما قرار نیست فردا صبح با بدنی تراشیده از خواب بیدار شوید.

متأسفانه، مغز ما برای این دنیای مدرن طراحی نشده است. مغز ما تشنه‌ی دیدن نتایج سریع و آنی است. اجداد اولیه‌ی ما دغدغه‌ای به نام پس‌انداز برای دوران بازنشستگی یا رعایت رژیم غذایی کم‌کربوهیدرات نداشتند! تمام تمرکز آن‌ها روی نیازهای فوری بود: پیدا کردن وعده‌ی غذایی بعدی، یافتن یک سرپناه امن برای امشب، و فرار از چنگال ببرهای دندان‌شمشیری که در کمینشان بودند.

همین تمایل ذاتی مغز به نتایج فوری، مهم‌ترین دلیلِ گرایش ما به عادت‌های مخرب است. کشیدن سیگار ممکن است در ۲۰ سال آینده باعث سرطان ریه شود، اما در همین لحظه‌ی حال، استرس شما را کاهش می‌دهد و نیاز شدیدتان به نیکوتین را ارضا می‌کند. برای مغز انسان، این حس آرامشِ فوری، بسیار قدرتمندتر از ریسکِ بیماری در آینده‌ای دور است.

نتیجه‌گیری روشن است: اگر می‌خواهید عادت‌هایی بسازید که نتایجشان در بلندمدت مشخص می‌شود، باید راهی پیدا کنید که در طول مسیر و در همان لحظه‌ی انجام کار، پاداشی فوری و حس رضایتی آنی دریافت کنید.
بگذارید با یک مثال این مفهوم را کاربردی‌تر کنیم: زوجی تصمیم گرفتند کمتر در رستوران غذا بخورند تا هم غذای سالم‌تری مصرف کنند و هم پولشان را پس‌انداز کنند. این‌ها اهدافی هستند که سودشان در درازمدت دیده می‌شود. آن‌ها برای اینکه در لحظه احساس رضایت کنند، یک حساب بانکی به نام «سفر به اروپا» باز کردند. قانونشان این بود: هر بار که وسوسه‌ی رفتن به رستوران را سرکوب می‌کردند و در خانه غذا می‌پختند، بلافاصله ۵۰ دلار به آن حساب واریز می‌کردند. دیدن افزایش موجودیِ حسابِ سفر رؤیایی‌شان، همان پاداش فوری و جذابی بود که انگیزه‌ی آن‌ها را برای ادامه‌ی مسیر و رسیدن به هدف بلندمدتشان حفظ می‌کرد.