در آغاز قرن بیستم و در نتیجهی بیثباتیهای پیدرپیِ نظام دولت-ملت، مردم روزبهروز جایگاه خود را در جامعه از دست دادند.
احزاب سیاسی تنها به دنبال حفظ منافع طبقات متوسط و ثروتمند بودند و در این میان، بخش عظیمی از مردم اروپا فقیر بوده و از حقوق اولیهی خود محروم مانده بودند. آنها احساس میکردند که هیچ حزب سیاسیای نمایندهی صدایشان نیست. این افراد بهعنوان «تودههای بیطبقه» شناخته میشدند و پس از ویرانیهای گستردهی جنگ جهانی اول، تعدادشان بهشدت افزایش یافت.
پس از پایان جنگ جهانی اول، اوضاع به حدی ناامیدکننده شد که حتی نخبگان و روشنفکران نیز از ایدههای لیبرالی و اندیشهی آزاد دست کشیدند و دوشادوش مردم عادی و محروم، موافق فروپاشی دولتها بودند.
کسانی که تودههای بیطبقه را تشکیل میدادند، انسانهایی منزوی و خشمگین بودند که بهراحتی با جنبشهای توتالیتری که در پی جنگ جهانی اول رشد کرده بودند، همراه شدند. هانا آرنت این افراد را «اتمیزهشده» مینامد؛ به این معنی که آنها کاملاً منزوی شده، دیگر هیچگونه دیدگاه اجتماعی نداشتند و نگرانیشان صرفاً به تأمین منافع شخصی محدود میشد.
همین دنبال کردن منافع شخصی، آنها را به جنبشهای پانناسیونالیستی نزدیکتر میکرد؛ جنبشهایی که متعلق به هیچ ملت یا طبقهی خاصی نبودند، ولی در عین حال میتوانستند برای این انسانهای رهاشده، احساس معنا و تعلق ایجاد کنند.
گام بعدی برای جنبشهای پانناسیونالیستی، استقرار توتالیتاریسم بود؛ زیرا آنها هوشمندانه از تودهها برای آشکار کردن یک نقص مهلک در سیستمهای دموکراتیک استفاده میکردند. کسانی که هنوز درگیر سیاستهای دموکراتیک بودند، اشتباه بزرگی را مرتکب شدند و این تودهها را بیاهمیت دانستند. آنها بر این عقیده بودند که این پوپولیستها قادر به ایجاد تغییری نیستند، زیرا اکثر آنها حق شرکت در انتخابات را نداشتند و اگر هم این حق را داشتند، در انتخابات شرکت نمیکردند؛ اما طولی نکشید که متوجه شدند این باور بهشدت نادرست است.
رهبران جنبشهای توتالیتر در اروپا توانستند با وعدههای خود تودهها را به پای صندوقهای رأی بکشانند و قدرتی بلامنازع به دست آوردند تا بدون داشتن رقیب، روند دموکراتیک را تخریب کنند.
اما چرا اروپا به چنین مرحلهای رسید و مهمترین دلیل آن چه بود؟ پاسخ این است: زمانی که دموکراسی نتواند نمایندهی واقعی اکثریت مردم باشد، توتالیتاریسم ظهور کرده و قدرت را به دست میگیرد. بنابراین، وقتی اکثریت مردم احساس میکنند از حق رأی محروماند و از نظر سیاسی بهاندازهی کافی برای رأی دادن متقاعد نشدهاند، طرفداران توتالیتر از این وضعیتِ شکننده سوءاستفاده کرده و با هدف ایجاد تغییرات انقلابی، خود را بهعنوان صدای مردم جا میزنند.
