فصل 5
از 5

تمرکز بی‌رحمانه بر کیفیت؛ چگونه با استانداردهای بالا پیروز شویم؟

اپل یک غول بی‌رقیب در صنعت فناوری است، اما مسیر حرکت آن همیشه در راستای موفقیت نبوده است. خروج استیو جابز از اپل در سال ۱۹۸۵، سایه‌ای از ابهام بر آینده‌ی شرکت انداخت. با این حال، هنگامی که او در اواخر دهه‌ی ۹۰ میلادی دوباره مدیرعامل موقت شرکت شد، اپل به دلیل داشتنِ خط تولیدِ ضعیف و افتِ شدید در فروش، به‌شدت دچار مشکل شده بود. جابز برای یک بازنگری اساسی وقت را تلف نکرد. او با قاطعیت تنوع محصولات را کم کرد، دستور داد فقط چهار محصول تولید شود و تمام تأکید خود را بر کیفیتِ بی‌نقص این محصولات گذاشت. این تغییر استراتژیک به‌خوبی نتیجه داد و اپل را از ضررهای کلان، به سودآوریِ ۳۰۰ میلیون دلار در سال رساند.

بهره‌وری آهسته، که با رویکرد متمرکز و سرعت متغیر مشخص می‌شود، محیط بسیار مناسبی برای پذیرشِ سومین اصلِ بنیادین فراهم می‌کند: وسواس در کیفیت.
همان‌طور که تغییر وضعیت حیرت‌انگیزِ اپل نشان می‌دهد، اولویت دادن به کیفیت منجر به افزایش سودآوری می‌شود. همین موضوع اهمیت بی‌بدیلِ بهره‌وری آهسته را نشان می‌دهد.

دستیابی به کیفیت در سطح جهانی مستلزم این است که آن‌قدر مسلط شوید که با یک نگاه، همه‌چیز را تشخیص دهید. این همان کاری است که به‌تدریج و با تجربه‌ی فراوان یاد می‌گیرید. در اوایل کار، شکاف عمیق بین سلیقه‌ی شما و کیفیت فعلیِ کارتان ممکن است دلهره‌آور به نظر برسد. ما در چنین مواقعی چه کار می‌کنیم؟ ما معمولاً این شکاف را با حجم عظیمی از کارها پر می‌کنیم! به‌جای این کار، باید زمان‌های خالی بیشتری برای خود داشته باشید. زمان‌های خالی به شما اجازه می‌دهد که در رشته‌ی انتخابی خود غوطه‌ور شوید، نکات ظریف آن را مطالعه کنید و از منابع مختلف الهام بگیرید. از طریق انجمن‌های ادبی و گروه‌های نقد فیلم با افراد اهل فکر آشنا شوید تا سلیقه‌ی خود را ارتقا دهید.

روی تهیه‌ی ابزارها و مواد باکیفیت سرمایه‌گذاری کنید و نقش مستقیم آن‌ها را در پرورش خلاقیت خود به رسمیت بشناسید.
سرمایه‌گذاری روی خودتان برای تولید آثار درجه‌یک بسیار مهم است و شما باید این کار را مداوم انجام دهید. بسیاری از داستان‌های موفقیت، از اوقاتی شروع می‌شوند که فرد هر ذره از انرژی خود را با شور و حرارتِ تمام به پروژه وارد می‌کند. این رویکرد، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت مؤثر باشد، اما قطعاً باعث فرسودگی شغلی می‌شود.

شما باید استراتژی‌ بسیار پایدارتری پیدا کنید، مانند کاهش ساعات کاری برای اختصاص دادنِ زمان‌هایی به پرورش خلاقیت. با قدردانی از اوقات فراغت و تعیین اهداف مشخص، برای موفقیت پروژه هم اشتیاق بیشتری خواهید داشت.
علاوه بر این، نمایش دادن نتیجه‌ی کار به دیگران، می‌تواند انگیزه‌ی بیشتری برای تکمیلِ بی‌نقصِ آن ایجاد کند، انتخاب‌های شما را مسئولانه‌تر کند و نیاز به خلاقیت بیشتر را در شما به‌شدت تقویت ‌کند.

در حالی که این ایده‌ها ممکن است کمی نامتعارف به نظر برسند، اما در واقع فرهنگِ مسمومِ موجود را که اغلب منجر به فرسودگی شغلی می‌شود، به چالش می‌کشند. کاهش سرعت، اولویت دادن به کیفیت به‌جای کمیت، و سرمایه‌گذاری روی خود، همان گام‌های اساسی برای رسیدن به یک کار معنادار هستند.