گاهی اوقات، نوآوری اصلاً به معنای خلق یک محصولِ فیزیکیِ جدید یا ارائهی یک خدمتِ تازه نیست، بلکه فرمول و «استراتژی» عرضهی محصول است که دستخوش نوآوری میشود. اساس این رویکرد آن است که یک محصولِ معمولی و موجود در بازار را در دست بگیرید، اما با یک ترفند خاص، تقاضا و اشتهای جدیدی در مشتری برای خرید آن ایجاد کنید. برای این کار، دو روش بسیار اثربخش وجود دارد.
اولین روش، خلق «سودمندی برای مشتری» است. در این تکنیک، شما به ساختار فیزیکی محصول دست نمیزنید، بلکه با ارائهی یک راهکار جانبی، کاری میکنید که آن محصول بهتر و راحتتر به نیاز مخاطب پاسخ دهد. داستان شرکت تولیدِ ظروف چینیِ لنوکس در آمریکا، نمونهی بینقصی از این استراتژی است. در گذشته، یکی از بزرگترین آرزوهای تازهعروسهای آمریکایی این بود که برای هدیهی عروسی، یک سرویس کامل از ظروف چینیِ باکیفیت هدیه بگیرند. اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: خریدن یک سرویسِ کامل توسط یک نفر بسیار گرانقیمت بود. از طرفی، مهمانان نمیتوانستند تکههای ظرف را جداگانه بخرند، چون نمیدانستند بقیهی مهمانها کدام تکهها را میخرند و ممکن بود ظروف تکراری یا ناقص خریده شود.
اینجا بود که شرکت لنوکس با یک ایدهی ناب وارد شد: آنها سیستم «لیست هدایای عروسی» را ابداع کردند. فرآیند کار اینگونه بود که عروس از قبل به فروشگاه میرفت، طرحها و تکههای موردعلاقهاش را از محصولات لنوکس انتخاب میکرد و نامش را در سیستم ثبت میکرد. سپس مهمانان به فروشگاه مراجعه کرده و بر اساس بودجهشان، هر کدام یکی از تکههای آن لیستِ انتخابشده را میخریدند. شرکت لنوکس بدون اینکه حتی رنگ و طرح بشقابهایش را تغییر دهد، با درک درست دغدغهی مشتری، بازار را تسخیر کرد.
دومین روش برای جانبخشی دوباره به یک محصول، بازی با «استراتژی قیمتگذاری» است. در اینجا فرمول قیمتگذاری بر اساسِ «هزینهی تمامشده + حاشیهی سود» دور ریخته میشود و بهجای آن، قیمت بر اساسِ «آنچه مشتری حاضر است بپردازد» تعیین میگردد.
مدل کسبوکارِ شرکت ژیلت، کلاسیکترین مثالِ این استراتژی است. زمانی که ژیلت برای اولین بار تیغهای اصلاحِ خود را به بازار عرضه کرد، قیمتِ خریدِ این دستگاه، از هزینهای که مردان برای اصلاح در سلمانی میپرداختند بیشتر بود. ژیلت بهسرعت متوجه شد که با این قیمت، مردم تمایلی به خرید دستگاه ندارند. راهحل او چه بود؟ ژیلت تصمیم گرفت دستهی تیغها را با ضرر و بسیار ارزان بفروشد. اما ترفند اصلی این بود که این دستهها فقط و فقط با تیغهای مصرفیِ مخصوص ژیلت کار میکردند. از آنجا که تیغهای مصرفی با سودِ بسیار بالایی فروخته میشدند، شرکت نهتنها ضررِ فروشِ دستهها را جبران کرد، بلکه در بلندمدت از طریق استراتژی قیمتگذاریِ هوشمندانهاش، به یک ثروت و موفقیتِ بینظیر دست یافت.
