در اواخر دههی ۱۹۸۰ میلادی، پژوهشی گسترده در ۷۹ مدرسه انجام شد تا تأثیر فضای کلاس بر میزان یادگیری ارزیابی شود. این مطالعهی بزرگ، یازدههزار دانشآموز را در کلاسهای مختلف، از مقطع مهدکودک تا کلاس سوم ابتدایی در بر میگرفت.
حدود سی سال بعد، یک اقتصاددان آمریکایی به نام «راج چتی»، دادههای این تحقیق را دوباره زیر ذرهبین برد تا ببیند آیا عوامل پنهان دیگری هم در موفقیت بلندمدت این کودکان نقش داشتهاند یا نه. نتیجهای که او به آن رسید، حیرتانگیز بود.
کودکانی که در بزرگسالی درآمدی بهمراتب بیشتر از همکلاسیهای خود داشتند، لزوماً همانهایی نبودند که معلم مهدکودکشان از استعداد درخشانشان در ریاضی یا املا تعریف میکرد. برندههای واقعی این پژوهش، کودکانی بودند که معلمانشان آنها را با مهارتهای غیرآکادمیک میشناختند؛ مهارتهایی مانند فعال بودن، اجتماعی بودن، نظم داشتن و مصمم بودن. در درازمدت، بچههایی که در پرسیدن سؤال، کارِ گروهی، تمرکز کردن و مقابله با چالشها قویتر بودند، نسبت به آنهایی که صرفاً نمرات درسی بالاتری داشتند، در دنیای حرفهای بسیار موفقتر ظاهر شدند.
این مطالعه یک پیام روشن دارد: کلید برتری، در «شخصیت» افراد نهفته است. شخصیت به این معناست که شما چگونه اولویتهای مهم زندگیتان را تعیین میکنید؛ یعنی وقتی در شرایط پرفشار قرار میگیرید، چطور فکر میکنید، چه احساسی دارید و چگونه رفتار میکنید. همین ویژگی به شما قدرت میدهد تا بر نقاط ضعف رفتاری خود (مانند تصمیمگیریهای تکانشی) غلبه کنید. شخصیت به معنای ذات تغییرناپذیر شما نیست، بلکه الگوی رفتاری شماست و خبر خوب اینکه میتوانید آن را برای رسیدن به موفقیت پرورش دهید.
اما چگونه باید شخصیت خود را توسعه دهیم؟ یکی از بهترین عادتها برای این کار، «اشتباه کردن» است. بله، درست شنیدید! اشتباه کردن یکی از مؤثرترین راهها برای بیدار کردن ظرفیتهای نهان شماست.
در بسیاری از فرهنگها و سیستمهای آموزشی، به کودکان یاد میدهند که اشتباه کردن کار بدی است؛ تا جایی که در مدرسه، تعداد اشتباهات شماست که نمرهتان را تعیین میکند. اما این دیدگاه خودش یک اشتباه بزرگ است. ارزش واقعی در این است که بتوانید با حس ناخوشایندِ کمبود دانش کنار بیایید و از خطا کردن نترسید.
برای مثال، فرض کنید در حال یادگیری یک زبان جدید هستید. اینکه موقع حرف زدن کلمات زیادی را بلد نباشید، ممکن است حس بدی به شما بدهد. اگر تصمیم بگیرید تا زمان رسیدن به اعتمادبهنفس کافی، فقط در تنهایی مطالعه کنید و در جمع حرف نزنید، احتمالاً هرگز احساس آمادگی نخواهید کرد. اما راهکار مؤثرتر این است که خودتان را در دل موقعیت قرار دهید و بپذیرید که داشتن چند اشتباه، فاجعهی بزرگی نیست.
اشتباه کردن، موتور یادگیری و رشد شما را سریعتر میکند. رشد شخصیتی همان قایق نجاتی است که شما را از امواج خروشان چالشهای یادگیری عبور میدهد و در نهایت به کشف توانمندیهای نهانتان کمک میکند.
