فصل 4
از 6

کارمندی به مثابه یک اثر هنری

قرار نیست همه‌ی هنرمندان حتماً نقاش، مجسمه‌ساز یا آهنگساز باشند. هنرمند به کسی گفته می‌شود که با ارائه‌ی یک هدیه‌ی معنوی، تغییری در وجود شخص دیگری ایجاد کند. آن کارمند بخش پشتیبانی مشتریان که با جذابیت و لبخند گرم خود، یک مشتری خشمگین را به یک مشتری راضی و وفادار تبدیل می‌کند، درست به اندازه‌ی پیکاسو یک هنرمند است. تونی شی، بنیان‌گذار فروشگاه آنلاین کفش زاپوس نیز با همین دیدگاه، یک هنرمند بزرگ در عرصه‌ی خدمات مشتری به شمار می‌رود. شما هم این قدرت را دارید که در شغل خودتان یک هنرمند باشید؛ اما این اتفاق زمانی می‌افتد که از قالب کارمندی که فقط با بی‌میلی سر کار حاضر می‌شود و حداقلِ وظایف را انجام می‌دهد تا زمان رفتن به خانه فرا برسد، خارج شوید.

خلق یک اثر هنری، مستلزم آن است که با تمام وجودتان کار کنید؛ یعنی احساسات، سخاوت و خلاقیت خود را پای کارتان بریزید. این بدان معناست که باید در لحظات حساس، بدون داشتن یک دفترچه‌ی راهنمای مشخص، انتخاب‌های هوشمندانه‌ای داشته باشید. از آنجا که این کار اصلاً راحت نیست، بسیاری از آدم‌ها ترجیح می‌دهند از آن طفره بروند.

به‌عنوان مثال، آیا تا به حال در هواپیما مهمانداری را دیده‌اید که نکات ایمنی را با لحنی بی‌روح و خسته‌کننده بخواند، طوری که انگار دارد مزخرف‌ترین کار دنیا را انجام می‌دهد و خودش هم می‌داند که کسی به حرف‌هایش گوش نمی‌دهد؟ این صحنه‌ی آشنا به این دلیل رخ می‌دهد که آن شخص، کارش را بستری برای هنرنمایی نمی‌بیند. اما اگر همین مهماندار به کارش تعهد داشت و روشی خلاقانه، منحصربه‌فرد و سرگرم‌کننده برای بیان این اعلان‌ها پیدا می‌کرد، همین وظیفه‌ی ساده برای او به سکویی برای خلق هنر تبدیل می‌شد؛ هنری که با افتخار و شادی به مسافران ارائه می‌داد. یک مهماندار هنرمند، قطعاً لذت و رضایت بسیار بیشتری از شغل خود می‌بَرد و کارفرمایش نیز قدر او را بیشتر خواهد دانست.