جلد کتاب تفکر سریع و کند Thinking, Fast and Slow
فصل 6
از 11

توهم حافظه: چرا تجربه‌ی ما از یک رویداد با خاطره‌ی آن تفاوت دارد؟

مغز انسان شبیه به یک دوربین فیلم‌برداری بی‌نقص نیست و گذشته را به‌وضوح و با تمام جزئیات ثبت نمی‌کند. در واقع، حافظه‌ی ما مجهز به دو سیستم کاملاً متفاوت برای یادآوری است که هرکدام، تجربه‌ی گذشته را از زاویه‌ی دید خودشان و به شکلی متفاوت ثبت می‌کنند.

سیستم اول، «خودِ تجربه‌گر» (Experiencing self) است. این بخش از ذهن همواره در لحظه‌ی حال زندگی می‌کند و مدام می‌پرسد: «الان چه حسی داری؟»
سیستم دوم، «خودِ به‌یادآورنده» (Remembering self) است. این بخش کارش را زمانی شروع می‌کند که یک اتفاق کاملاً تمام شده باشد. او عقب می‌ایستد، به گذشته نگاه می‌کند و می‌پرسد: «در مجموع آن ماجرا چطور بود؟»

واقعیت این است که «خود تجربه‌گر» بسیار دقیق‌تر و وفادارتر به واقعیت است، زیرا احساسات ما را در لحظه و در طول یک رویداد به همان شکلی که هست درک می‌کند. اما «خود به‌یادآورنده» دقت به‌مراتب کمتری دارد، چون اطلاعات را پس از اتمام ماجرا ثبت می‌کند و در این میان بسیاری از داده‌ها را از دست می‌دهد.

با این وجود، همیشه این «خود به‌یادآورنده» است که کنترل حافظه‌ی ما را در دست می‌گیرد و خاطرات را بایگانی می‌کند. این تسلط دو دلیل اصلی دارد: دلیل اول، خطای «نادیده گرفتن طول زمان» است. ذهن ما در زمان ثبت یک خاطره، مدت‌زمان طول کشیدن آن اتفاق را تقریباً حذف می‌کند و تنها لحظات خاص و برجسته‌ی آن را نگه می‌دارد. دلیل دوم، «قاعده‌ی اوج و پایان» (Peak-end rule) است. مغز ما طوری برنامه‌ریزی شده که بیشترین وزن یک خاطره را به لحظه‌ی اوج آن و به‌خصوص نحوه‌ی پایان یافتن آن اختصاص می‌دهد.

برای درک بهتر این پدیده، به یک آزمایش بالینی درباره‌ی میزان درد کولونوسکوپی توجه کنید. در این آزمایش بیماران به دو گروه تقسیم شدند. برای گروه اول، عمل کولونوسکوپی با مدت‌زمانی طولانی‌تر انجام شد. برای گروه دوم، زمان عمل کوتاه‌تر بود، اما در لحظات پایانیِ عمل، شدت درد ناگهان افزایش پیدا کرد. منطق به ما می‌گوید بیمارانی که زمان بیشتری زیر دست پزشک درد کشیده‌اند، باید نارضایتی و تجربه‌ی تلخ‌تری داشته باشند. و جالب اینجاست که در طول زمانِ عمل هم، احساسات لحظه‌ای آن‌ها دقیقاً همین‌طور بود.

اما زمانی که پس از پایان عمل از بیماران درباره‌ی کل تجربه‌ی دردشان سؤال شد، نتایج کاملاً متفاوتی به دست آمد! در حین عمل، «خود تجربه‌گر» در گروه اول رضایت کمتری داشت، اما پس از عمل، این «خود به‌یادآورنده» بود که سکان خاطرات را به دست گرفت. در نتیجه، بیمارانی که زمان عملشان کوتاه‌تر بود اما با دردی شدید در لحظات پایانی مواجه شده بودند، خاطره‌ی بسیار تلخ‌تر و دردناک‌تری از کلونوسکوپی خود ثبت کرده بودند. این آزمایش شگفت‌انگیز به‌روشنی ثابت می‌کند که ما در ثبت خاطراتمان، طول زمان را نادیده می‌گیریم و تحت سلطه‌ی قاعده‌ی اوج و پایان و البته حافظه‌ی خطاکارمان هستیم.