کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به ما نشان میدهد که همهی ما تواناییهای خود را بسیار بهتر از آنچه در واقعیت است، میپنداریم و ذهنمان بهطور خودکار همیشه به دنبال اطلاعاتی است که باورهای قبلیمان را تأیید کند. ما انسانها ناخودآگاه شیفتهی داستانهای عجیب و غریب، چهرههای زیبا و انتخابهای راحتتر هستیم. ظرفیت توجه ما به محیط اطرافمان بسیار محدود است و اغلب نمیتوانیم بدون دخالت سوگیریها، قضاوتی صددرصد منطقی و بدون خطا داشته باشیم. در نهایت، این احساسات درونی و رفتار جمعیِ اطرافیانمان است که سکان تصمیمگیریهای ما را در دست میگیرد، نه استدلالهای عقلانی.
چکیده پایانی
