صحنهای را تصور کنید که سه سال از امروز گذشته و شما از دنیا رفتهاید. اکنون خانواده، دوستان و عزیزانتان برای مراسم ختم شما گرد هم آمدهاند و هر کدام به نوبت روی سن میروند تا دربارهی شما صحبت کنند. دوست دارید در آن لحظه راجع به شما چه بگویند؟
بیشک، فکر کردن به چنین سناریویی همانقدر که سخت و تکاندهنده است، به شدت آموزنده نیز هست. در مواجهه با چنین تصویری، ناگهان تمام درگیریها و جزئیات بیاهمیتِ زندگی روزمره رنگ میبازند و اولویتهای واقعی و اصیل شما به سطح ذهنتان میآیند. در این لحظه، شما عمیقاً به روابطتان، دستاوردهایتان و آن میراث و زندگیای که میخواهید از خود به جا بگذارید، فکر میکنید.
همانطور که این آزمایش ذهنیِ دشوار نشان داد، در نظر داشتن نتیجهی نهایی و تجسم پایان یک مسیر، یکی از حیاتیترین ابعاد برنامهریزی برای سازماندهی زندگی و کارهای شماست. این نگاه روشن به آینده است که موتور محرک شما در زمان حال میشود.
اگر بخواهید خانهی رؤیایی خود را بسازید، بسیار منطقی است که قبل از برافراشتن سقف یا نصب قاب پنجرهها، نقشهی دقیق آن را آماده کنید. بدون داشتن یک تصویر واضح از آنچه که دقیقاً دلخواه شماست، روند ساختوساز به یک فاجعهی تمامعیار تبدیل خواهد شد؛ چرا که با اشتباهات پیدرپی، هزینههای گزافی میپردازید، مصالح گرانبهایی را هدر میدهید و در نهایت هم به نتیجهی مطلوبی نخواهید رسید.
پیادهسازی این رویکرد در پروژههای کوتاهمدت کار نسبتاً سادهای است. برای مثال، در محیط کار یا فضای تحصیلی، میتوانید برنامههای خود را زودتر از موعد تنظیم کنید و اهداف روشن هفتگی و ماهانه برای خود داشته باشید.
اما معجزهی واقعی این عادت زمانی خود را نشان میدهد که برای بلندمدت برنامهریزی کنید. برای این کار، یک ماموریت شخصی و عمیق برای زندگیتان تعریف کنید. زندگیِ ایدهآل خود را به تصویر بکشید، به آنچه که واقعاً در اعماق وجودتان امیدوارید به آن دست یابید فکر کنید، ارزشهای بنیادین زندگیتان را بشناسید و تعریفِ دقیقِ خودتان را از موفقیت واقعی پیدا کنید. سپس، از این برنامهی جامع به عنوان معیاری برای تصمیمگیریها و سنجش میزان پیشرفت خود استفاده کنید. وقتی مقصد نهایی را به درستی بشناسید، پیدا کردن مسیر درست و ثابتقدم ماندن در آن بسیار آسانتر خواهد شد.
