فصل 2
از 8

دایره امن؛ پیش‌شرط پیشرفت و عبور از بقا

زندگی در قالب یک گروه، مزیت‌های بی‌شماری برای انسان داشت که مهم‌ترین آن‌ها، ایستادگی جمعی در برابر تهدیدها بود. همین که مجبور نبودیم به‌تنهایی با خطرات مواجه شویم، به ما احساس امنیت می‌داد. این احساس امنیت معجزه‌ای بزرگ به همراه داشت: باعث شد انسان به‌جای اینکه تمام وقتش را صرف فرار یا دفاع کند، روی پیشرفت و نوآوری تمرکز کند. انسان‌های اولیه با کلکسیونی از خطرات مرگبار مثل حیوانات درنده، غریبه‌های متخاصم و بیماری‌ها روبه‌رو بودند و هم‌زمان باید برای پیدا کردن غذا و سرپناه هم می‌جنگیدند.

زندگی گروهی این امکان را فراهم کرد که وظایف حیاتی برای بقا بین افراد تقسیم شود. این تقسیم کار باعث شد تا عده‌ای بتوانند با فراغ بال روی کارهای مهم دیگری مثل ساخت ابزار تمرکز کنند و همین تمرکز، موتور محرک پیشرفت بشر شد. به همین دلیل، مغز ما در طول تکامل طوری برنامه‌ریزی شده است که «احساس امنیت» را در بالاترین اولویت خود قرار دهد. همین اولویت‌بندی زیستی است که گاهی باعث می‌شود رفتارهای عجیبی از ما سر بزند؛ مثلاً سال‌ها در شغلی که از آن متنفریم می‌مانیم و استعفا نمی‌دهیم، فقط به این دلیل که به حاشیه امنیت آن نیاز داریم.

اما این امنیت حیاتی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ این وظیفه‌ی رهبران است که امنیت اعضای گروه خود را تضمین کنند. رهبران با ساختن فضایی به نام «دایره امن»، از افرادی که باورها و ارزش‌های مشترکی دارند شبکه‌ای می‌سازند که در برابر تهدیدهای خارجی از یکدیگر محافظت می‌کنند. در دل این دایره امن، افراد به هم اعتماد می‌کنند و تمام منابع، انرژی و توان خود را به‌جای دفاع، خرج رشد و پیشرفت می‌کنند.

وسعت و قدرت این دایره امن را فقط رهبر گروه تعیین می‌کند. یک مثال عالی از این مفهوم، باب چپمن است. او با تکیه بر همین نگاه، مسیر شرکت HayssenSandiacre را کاملاً دگرگون کرد. چپمن فضایی ساخت که در آن به همه‌ی کارکنان اجازه داده شد تا به‌طور رایگان به کالاها و خدمات شرکت دسترسی داشته باشند. کار کردن در چنین محیطی که سرشار از اعتماد و امنیت بود، پیوندی بسیار عمیق بین کارمندان ایجاد کرد. این همبستگی به حدی رسید که کارکنان حتی در حل مشکلات شخصی هم به یاری یکدیگر می‌شتافتند و برخی از آن‌ها داوطلبانه مرخصی‌های خود را به همکارانی که نیاز مبرمی داشتند، می‌بخشیدند. ما امروز هم، درست مانند اجداد غارنشین‌مان، به رهبرانی نیاز داریم که دایره امنی بسازند تا بتوانیم بدون ترس، منابع‌مان را برای پیشرفت به کار بگیریم.