فصل 1
از 8

ریشه‌های زیستی و هورمونی رهبری در مسیر تکامل

چه اتفاقی در تاریخ بشر افتاد که آدم‌ها در یک جامعه به دو دسته‌ی رهبر و پیرو تقسیم شدند؟ برای پیدا کردن جواب، باید به سراغ علم زیست‌شناسی برویم. این تقسیم‌بندی ریشه در عملکرد هورمون‌هایی دارد که در طول هزاران سال تکامل پیدا کرده‌اند. وظیفه‌ی این هورمون‌ها این بود که با کنترل احساسات و رفتارهای ما، شانس زنده‌ماندنمان را بالا ببرند. نکته‌ی جالب این است که همین مواد شیمیایی، امروز هم دقیقاً مثل هزاران سال پیش بر تصمیمات و احساسات ما حاکم‌اند.

سیستم پاداش‌دهی بدن ما بسیار هوشمند است. مثلاً وقتی سخت تلاش می‌کنیم و به هدفی می‌رسیم یا چیزی را که مدت‌ها دنبالش بودیم پیدا می‌کنیم، مغز هورمون دوپامین ترشح می‌کند که به ما حس عمیقی از شادی و پاداش می‌دهد. از طرف دیگر، هورمون‌های سروتونین و اکسی‌توسین مسئولیت سنگین ایجاد پیوندهای عاطفی و روابط اجتماعی با دیگران را بر عهده دارند. در کنار این‌ها، هورمون اندورفین قرار دارد که کارکرد شگفت‌انگیزی دارد: تبدیل کردن درد و خستگی به لذت.

همین اندورفین است که باعث می‌شود بعد از یک تمرین جان‌فرسا در باشگاه ورزشی، حس بی‌نظیری داشته باشیم. ده‌ها هزار سال پیش، ترشح اندورفین به شکارچیان قبیله کمک می‌کرد تا دردهایی مثل تاول پا یا خستگی مفرط را نادیده بگیرند، کیلومترها بدوند و در نهایت با گوشت شکار به سمت خانواده‌ی گرسنه‌شان برگردند. امروزه هم دقیقاً همین هورمون است که به ورزشکاران حرفه‌ای توان می‌دهد تا آخرین لحظه‌ی مسابقه با تمام قوا بجنگند.

اما این رفتارهای هورمونی، فقط به بقای فردی کمک نمی‌کردند، بلکه پایه‌گذار سلسله‌مراتب اجتماعی هم بودند. در جوامع شکارچی-گردآورنده، شکارچیانی که به لطف اندورفین مسافت‌های طولانی را برای شکار می‌دویدند، طبیعتاً قوی‌تر بودند و جایگاه بالاتری در قبیله پیدا می‌کردند. در مقابل، افراد ضعیف‌تر که توانایی شکار نداشتند، مجبور بودند نقش‌های کم‌خطرتری مثل جمع‌آوری میوه را بپذیرند. این تفکیک وظایف بین افراد «قوی» و «ضعیف»، اولین خشت‌های سلسله‌مراتب اجتماعی را بنا کرد. در این میان، هورمون‌های سروتونین و اکسی‌توسین شاهکار کردند؛ آن‌ها باعث شدند افراد ضعیف‌تر به‌جای حسادت ورزیدن به شکارچیان قدرتمند، نسبت به آن‌ها و به‌ویژه نسبت به رهبر گروه، حس قدرشناسی و احترام داشته باشند.